هدف: هدف این پژوهش، بررسی پیامد گسترش فعالیت احزاب ملی در سطح محلی در مازندرانِ عصر پهلوی دوم است. مقالة حاضر، ابعاد مختلف رشد فعالیت احزاب در مازندرانِ عصر پهلوی دوم با تأکید بر این مسئله است که احزاب محلی فعال در مازندران در این دوره، غالباً از چه گرایشی برخوردار بودند؟
روش/ رویکرد پژوهش: این پژوهش با استفاده از اسناد و مدارک آرشیوی، مصاحبه و منابع کتابخانه ای گردآوری شده است.
نتایج و یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهد که احزاب با گرایش های چپ چه از نوع مارکسیستی و چه از نوع مارکسیسم اسلامی در سال های آغازین و پایانی سلطنت پهلوی دوم بر حیات اجتماعی سیاسی مازندران اثرگذار بودند.
در سال های نخست قرن 13هجری/ 19میلادی، با شکست ایران در جنگ با روسیه و ورود ایران به چرخه نظام سرمایه داری غرب، اقتصاد ایران در بخش های کشاورزی، تجارت و صنایع دستی با بحران مواجه شد. با برقراری نظام مشروطه، طرح نوسازی اقتصادی در دستور کار مشروطه خواهان قرار گرفت، لیکن بحران های سیاسی ـ اجتماعی عصر مشروطه و اشغال ایران در سال های جنگ جهانی اول مانع از تداوم نوسازی در ساختار اقتصادی ایران شد. پس از کودتای ۱٢٩٩، لزوم نوسازی اقتصادی و نقش پول در نوسازی کشور مورد توجه روشنفکران تجددخواه قرار گرفت. در این راستا پیشنهاداتی در مطبوعات دوره مورد نظر در زمینه رونق کشاورزی، بهبود تجارت، ارتقا صنعت و واگذاری امتیاز به سرمایه گذاران خارجی مطرح گردید. بر این اساس در مقاله حاضر به بررسی و بازخوانی برخی از پیشنهادات مندرج در مطبوعات سال های 1300 تا 1304هـ.ش در خصوص لزوم نوسازی ارکان اقتصاد ایران پرداخته شده است.
پدیده راه ها یکی از ملزومات حیات بشری بوده و هست. اجتماعات بشری هر جا که بوده اند طبیعتاً راه هایی را نیز، برای برقراری ارتباط با یکدیگر پدید آورده اند. مسئله راه یکی از محورهای مطالعاتی مشترک میان تاریخ و جغرافیا و به بیانی دیگر، جغرافیای تاریخی است. در تحقیق حاضر، سعی شده است با بررسی منطقه جغرافیایی استان کردستان امروزی که در گذشته، به کردستان اردلان مشهور بوده است و قابلیت های ارتباطی آن، در داخل خود کردستان و نیز در ارتباط با دنیای پیرامون، نگاهی اجمالی به وضعیت راه ها و ارتباطات در این منطقه بیاندازیم. سپس به این سوال پاسخ دهیم که سیر تکوین راه های ارتباطی این منطقه، از دوره سلجوقی به بعد، چگونه بوده و عوامل مؤثر بر آن کدام بوده است. به علاوه، تکوین راه ها چه اثری بر پیدایی قصبات در این مناطق گذاشته است. در این راستا، ابتدا درخصوص مبادلات برون منطقه ای به شاهراه بزرگ خراسان و اهمیت ارتباطی آن، برای کردستان می پردازیم و در راستای تبیین اهمیت این نزدیکی تلاش می کنیم. سپس، با عطف توجه به خود منطقه کردستان (اردلان) و با توجه به قابلیت های تاریخی و جغرافیایی و طبیعی درونی این منطقه، خطوط مواصلاتی آن را بررسی می کنیم. درکل، با نگاهی به موقعیت جغرافیایی و مکانی قصبات و بلوکات این منطقه، می توان گفت که راه های مواصلاتی امروزی کردستان در بسیاری مواقع همان خطوط مواصلاتی بلوکات گذشته بوده که تابع قابلیت های ارتباطی منطقه در گذشته هستند.
اقتصاد و سیاست اگر چه بر همدیگر تأثیر می گذارند، اما آهنگ تغییرات و تحولات سیاسی لزوماً با تغییرات اقتصادی هم آهنگ نیست. مرو بعد از فتح اسلام تا حمله مغول به واسطه جایگاه خاص آن در جاده خراسان و وضعیت مناسبش برای کشاورزی، به رغم تغییرات و تحولات سیاسی نمونه ای از این رشد و ثبات اقتصادی است. جاده خراسان به عنوان مشهورترین و اصلی ترین راه منتهی به چین از یک طرف و از طرف دیگر منتهی به بغداد پایتخت عباسیان، پس از ظهور و گسترش اسلام نقش مهمی در بازرگانی و تجارت شرق و غرب بر عهده گرفت به طوری که هر ساله چندین کاروان، هر یک مرکب از صدها تاجر از طریق این راه برای آوردن کالاهایی چون ابریشم، مشک، کافور، دارچین و ... به چین می رفتند. یکی از مهمترین شهرهایی که در مسیر این جاده و در سر راه بازرگانی آن قرار داشت شهر مرو بود. اگرچه خاندان های حکومتگر مختلفی بر مرو استیلا یافتند، اما وضع اقتصادی آن تقریباً از ثبات نسبی برخوردار بود و جز حمله مغول آسیب جدی ندید. حمله مغول هم در وضع اقتصادی و هم در بافت جمعیتی این شهر تغییر جدی ایجاد کرد.
در دوره صفوی به ویژه زمان شاه عباس اوّل،اقتصادکشاورزی به خصوص ابریشم از اهمیت ویژه ای برخوردار بود.ابریشم یکی از محصولات مهم وتأثیر گذاردر اقتصاد تجاری عصر صفوی بوده و منطقه گیلان در در این زمینه سهم به سزایی داشته است.هدف و مسأله اصلی این پژوهش بررسی و تبیین نقش ابریشم گیلان در اقتصاد تجاری و تحولات اقتصادی و سیاسی داخلی عصر صفوی تا پایان شاه عباس اول است.
این پژوهش در پی پاسخ به این فرضیه است که،ابریشم به عنوان یک کالای استراتژیک اقتصادی،در عصر صفویه دارای اهمیت به سزایی بوده و گیلان در این راستا نقش تعیین کننده داشته است.
یافته های پژوهش بیانگر این است،علیرغم کاربرد صنعتی و تجاری ابریشم ،بیشتر در قالب تجاری مورد بهره برداری قرار می گرفت و گیلان به خاطر تولید انبوه و مرغوب ابریشم نقش غیر قابل انکاری در جلب بازارهای اروپایی و تجارتخانه های آن داشته است.همین امر سبب سوق دادن ایران و منطقه گیلان به مدار سرمایه داری تجاری جهانی شد. اما تولید ابریشم نتوانست تحول عمده ای دراقتصاد و رشد گیلان بخصوص زمان شاه عباس اول بگذارد زیرا بیشتر بعنوان یک کالای اقتصادی کنترل شده در خدمت استبداد شاهی و دستگاه مرکزی بود