سلجوقیان کرمان به مدت 183 سال حکومت نیمه مستقلی در کرمان به وجود آوردند، اگرچه در این مدت تقریباً طولانی در امور داخلی خود مستقل عمل می کردند اما متاثر از تحولات قلمرو سلجوقیان بزرگ بودند. یکی از وجوه ناشناخته حاکمیت سلجوقیان کرمان پیوندی است، که ایشان میان دین و دولت به وجود آوردند الگوی آموزشی مدرسه که توسط خواجه نظام الملک پی ریزی شده بود، نیز جایگاه مهمی در سیاست مذهبی ایشان داشت؛ از این رو این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی بر پایه اسناد و منابع موجود به بررسی سیاست مذهبی در قلمرو سلجوقیان کرمان می پردازد.تغییرات سیاست مذهبی سلجوقیان کرمان، سیاست مذهبی قاورد، پیروی تورانشاه از الگوی نظام آموزشی مدرسه، بررسی عوامل و چگونگی نفوذ و گسترش کیش اسماعیلی در قلمرو کرمان و گرایش ایرانشاه به این آیین و بازگشت ارسلانشاه و ملک محمد به سیاست مذهبی دوران تورانشاه و گسترش نظام آموزشی مدرسه و چگونگی تعامل نهاد دین و دولت در دوران پایانی این سلسله محورهای اساسی بحث این مقاله به شمار می آیند.
برخی از آثاری که در زمینه سیاست و تاملات سیاسی در متن اسلام و ایران پدیدار گشت، با این هدف به رشته تحریر در آمد که چگونگی رفتار مناسب را در زندگی سیاسی به صاحبان قدرت یا تمامی کسانی که در تولید، توزیع و اعمال قدرت نقش داشتند، خاطرنشان سازد. از شواهد و مستندات تاریخی چنین برمی آید که خواجه به منظور تسلط بر مهام امور و تحت نظارت درآوردن خودسری و زیاده خواهی سلاطین و عمال سلجوقی از یک سو، و مقابله با اسماعیلیان از سوی دیگر، درصدد برآمد تمامی هم خود را معطوف به تمرکز قدرت سلجوقیان کند. وی به منظور دست یافتن به این مهم، حتی سعی می کند در سیاست نامه به نهاد خلافت و دیگر شعوب وابسته به آن تصریحی نکند. خواجه حتی از ارتباط بین خلیفه و سلطان هم سخنی نمی گوید و فقط گاه، به طور عام، به خلفا اشارت دارد ، یا برای توضیح مسئله مورد نظر خود نکاتی از سیرت برخی از ایشان می آورد. براین اساس، خواجه تمام کتاب را به نهاد پادشاهی و سلطنت، و ترویج آن اختصاص می دهد. حال، این سؤال مطرح می شود که «آیا اقدامات خواجه در تعقیب سیاست تمرکز قدرت سلاجقه، ناخواسته و برخلاف اهدافی که وی دنبال می کرد، منجر به نهادینه شدن نظام حکومت استبداد مطلقه و فراهم آمدن بستر مناسب برای رشد و توسعه فعالیت اسماعیلیان در ایران نشده است؟» پاسخ به تناقض یاد شده هدفی است که در این مقاله سعی می شود با رویکردی نو و براساس واقعیات تاریخی، مورد تحلیل و پردازش قرار گیرد.
بررسی شرایط اجتماعی ایران در دوره رضاشاه و رویکردهای اجتماعی مؤثر دولت در این عصر موضوع مقاله حاضر را تشکیل می دهد که با تاکید بر حوزه اقدامات انجام شده در بخش های نوین خدمات اجتماعی، همچون مؤسسات خیریه رفاهی- بهداشتی، به علل و عوامل مؤثر در ایجاد و تکوین این مؤسسات خواهد پرداخت. در این پژوهش با استفاده از منابع دوره رضاشاه، همچنین بهره گیری از اسناد مربوط ، کاربست سیاست ها و اقدامات اجتماعی توسط دولت، به منظور تبیین و توسعه این گونه فعالیت های عام المنفعه، نیز تاثیر پذیری از اصلاحات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشورهای منطقه، مانند ترکیه که در همان زمان تحولات وسیع و عمیقی را با زعامت آتاتورک تجربه می کرد، بهره برداری و الگوپذیری از آنچه تحت عنوان استفاده از دستاوردها و مظاهر مدرنیته ناشی از پیشرفت های اجتماعی و اقتصادی جوامع غربی در سایرکشورها قابل استفاده و الگوبرداری بود، مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد. ضمن اینکه سیاست های حاکمیت درکوتاه نمودن دست روحانیت در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی، و از آن جمله در حیطه مهم اوقاف، نیز مطرح می گردد. سیاست ها و برنامه های دقیقی که با انگیزه بی رنگ نمودن نقش روحانیت و به موازات آن استقرار این تفکر در جامعه که باید دولت و حاکمیت را به عنوان نهاد مسئول و متولی خدمات و اقدامات اجتماعی مورد نظر این وجیزه تلقی نمود.
غزنویان از نظر اقتصادی حکومتی ثروتمند بودند. خزانه سلاطین غزنوی، به ویژه محمود و مسعود، از طریق درآمدهای گوناگون، سرشار از ثروت بود. آنان درآمدهای اقتصادی مختلفی داشتند که مهم ترین این درآمدها، مالیات و خراج اراضی بود. غزنویان با همدستی کارگزاران اداری و ماموران مالیاتی، این مالیات ها را دریافت می کردند. اینان به دلیل اینکه مالیات ها را به طور منظم به خزانه حکومتی می فرستادند، مورد حمایت سلاطین غزنوی بودند. بنابراین، زیاده ستانی هایی به نفع خود انجام می دادند و بر رعایا و کشاورزان سخت گیری می کردند. بر این اساس، دوران غزنویان از نظر رفاه و رونق اقتصادی، همچون دوره های دیگر تاریخ ایران، دوران خوبی برای اقشار پایین جامعه نبود.
از روزهای نخستین حیات بشر ، همواره اقلیت ها و اکثریت هایی در تمام تمدن ها وجود داشته اند. تمایز میان آن ها تقریباً بر اساس نژاد، دین و سایر تفاوت ها بوده است. با نگاهی دقیق به تاریخ، می توان مشاهده نمود که واکنش اکثریت به اقلیت ها یکسان نبوده و از مهمان نوازی گرم تا ستم و سخت گیری بر اقلیت ها وجود داشته است.
ایران مکانی است مملو از ادیان مختلف و نژادهای گوناگون. در زمان صفویان شیعه گری به قدرت رسید و کاملاً توسط شاهان صفوی و دربار آن ها تقویت شد. روحانیان شیعه می توانستند شاهان را به اجرا کردن قوانین شریعت اسلامی تحریض و کشور را بر این مبنا اداره کنند. در عهد سلطنت صفوی برخی حوادث غم انگیز برای اقلیت هایی مانند یهودیان ، زردشتیان و مسیحیان رخ داد که بیش از 2000 سال در سرزمین ایران زندگی کرده بودند .
در این نوشته تلاش شده تا به بررسی عمومی شرایط زیست اجتماعی یهودیان و زردشتیان در عهد صفوی بپردازیم. این نوشته از ویژگی های بارزی برخوردار است ؛ مانند: تاریخ عمومی زندگی جامعه یهودیان و زردشتیان ایران، حکایات جالب از زندگی یهودیان و زردشتیان عهد صفوی، و بررسی تطبیقی یهودیان و زردشتیان ایران عهد صفوی با یهودیان عثمانی و زردشتیان هند.
با ظهور رضا خان ، اقتدار و امنیت نسبی در کشور فراهم شد . نخبگان متجدد متوجه وی شدند . آنان بر این باور بودند که فقط توسط رضا خان می شود به اصلاحات اساسی مبادرت ورزید و او را عنصری لایق در راستای نوسازی و اصلاح اوضاع اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی می دانستند و از توجه به فراهم آوردن یک نظام ، به جای اتکاء به فرد ، غافل بودند. چنان که روی دادهای سال های بعد نشان داد ، همین نخبگان سیاسی تجدد خواه با تلاش فراوان و تشکیل احزاب و روزنامه و با استفاده از راه های قانونی ، بر اساس راه بردهای قانون اساسی ، زمینه قدرت گیری رضاخان و به سلطنت رسیدن او را مهیا ساختند . با به سلطنت رسیدن رضاشاه ، ایران به یک باره عرصه تلاش نخبگان سیاسی تجدد خواه برای نوسازی و رساندن ایران به یک سطح کیفی و کمی تجاری ، صنعتی و تحول در سطح اجتماعی شد . آن ها توانستند علاوه بر سیاست و حکومت ، تاثیرات مهمی بر جامعه نیز بگذارند ، که این تاثیرات جنبه های منفی و مثبت قابل تاملی داشت .
قدمت روابط ایران و انگلستان به عصر مغولان باز میگردد ولی این پیشینه طولانی به جای آن که ایرانیان را با انگلستان صمیمیتر سازد، موجب بروز شکافی عمیق میان آنان با سیاستگزاران انگلیسی شده است که علت آن را نیز فقط و فقط باید در رفتار ناپسند دولتمردان لندن در برخورد با ملت با فرهنگ و تمدن ساز ایران جستجو کرد و بس. مقاله حاضر به واکاوی و بازخوانی پیشینه روابط ایران و انگلیس از عصر مغول به این سو میپردازد و خواننده را با عملکرد این امپراتوری بیشتر آشنا میسازد. بررسی تاریخچه روابط ایران و انگلیس به دلیل نقش سلطهجویانه انگلیس در 300 سال اخیر حائز اهمیت است. این دو کشور از قرنها پیش به طور متناوب به دلایل تجاری و سیاسی با یکدیگر در ارتباط بودند ولی اطلاع مکتوبی از کم و کیف ارتباط آنها در دست نیست. اولین اطلاعات مکتوب در مورد ارتباطات آنها به دوره مغولها بازمیگردد.
حسین مکی در زندگی پرفراز و نشیب خود، ابتدا وارد عرصه سیاست شد و در نهضت ملیشدن نفت، نقش دوگانهای را بازی کرد ولی چون در آن میدان، توفیق چندانی نداشت، به دنیای تاریخنگاری وارد شد و انصافا در این عرصه خوش درخشید. به دلیل احاطه وی بر تاریخ قاجار و پهلوی، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، مصاحبه مبسوطی را در زمان حیات، با او انجام داده، که بخشی از آن، به تناسب موضوع تقدیم میشود.
استعمار پیر در ایران سابقهای بس طولانی و تیره دارد. بخشی از این پیشینه، آشکار و بخش مهمی از آن، مخفی است. اگر روزی بایگانی اسناد سرویسهای مخفی انگلستان گشوده شود و جریان آزاد اطلاعات، تا حدی معنی و مفهوم واقعیخویش را بازیابد، آنگاه جهانیان به عمق جنایاتی که این دولت سلطه طلب در جای جای کره ارض مرتکب شده است، پی خواهند برد، هر چند مقدار موجود از اطلاعات نیز، طالبان حقیقت را بسنده میکند.
زندان یکی از سخت ترین و خوفناک ترین مجازات هایی بود که در دوره عباسیان برای مخالفات حکومت در نظر گرفته می شد. همه افرادی را که به دلایل گوناگون مورد خشم و غضب خلیفه یا وزیر وی قرار می گرفتند، می توان مخالفان حکومت به حساب آورد؛ اما نزدیکان و بستگان خلیفه، خلیفه زادگان و خلفای معزول، برخی از وزرا و کارگزاران دولتی، علویان، شورشیان، قرامطه و زنادقه بیش از دیگران در معرض حبس و شکنجه قرار داشتند. در بند کشیدن این افراد نیازمند تشکیل دادگاه و حکم قاضی نبود و اراده خلیفه برای حبس هر کس و اعمال هر گونه شکنجه علیه وی کفایت می کرد. ظهور گونه گونه شکنجه های جسمی و روحی و محرومیت زندانی از همه حقوق انسانی و اجتماعی از ویژگی های زندان در این دوره است. این شکنجه ها هیچ تناسبی با آنچه در روایات و احادیث و نیز فتاوی مذاهب مختلف، درباره خوش رفتاری با زندانیان و تحریم تعذیب و تضییق آمده است، ندارد. در این مقاله ضمن معرفی برخی از دهشتناک ترین زندان ها و نیز گروه هایی که بیش از دیگران در معرض گرفتار شدن در زندان بودند، به چگونگی رفتار با این زندانیان و برخی از شکنجه هایی که بر آنها روا داشته می شد و نیز انطباق آن با احکام شرعی، پرداخته شده است.
فتح هرموز در سال 1031ق/ 1622 م. به وسیله نیروهای مشترک نظامی ایران و کمپانی هند شرقی از جمله رویدادهای مهم و اثرگذار تاریخ خلیج فارس است. بخش عمده ای از منابع این رویداد مهم گزارش های رسمی و خاطرات ماموران پرتغالی و کارگزاران کمپانی هند شرقی است که دیدگاه سیاسی دولت های متبوع آنها را منعکس می کند.تا کنون فقط دو روایت ایرانی از این رویداد منتشر شده است. در این مقاله ضمن معرفی منابع اصلی جنگ دریایی ایران و پرتغال در دوره شاه عباس صفوی، برای نخستین بار روایتی ایرانی از این حادثه به نقل از نسخه خطی افضل التواریخ نوشته خوزانی روایت می شود.
این مقاله، با هدف بررسی نقش مطبوعات بویژه روزنامه ها در روشنگری جامعه معاصر ایران، نگاهی گذرا و تاریخی به چاپ و انتشار و ممیزی مطبوعات در دوران قاجار دارد. روزنامه مجلس به عنوان اولین روزنامه ملی که در دوران پس از مشروطیت و از طرف دوره اول مجلس شورای ملی منتشر می شده است، معرفی می شود. اهمیت این روزنامه در انعکاس تحولات مجلس پس از به توپ بسته شدن آن، فرمان مظفرالدین شاه مبنی بر تاسیس روزنامه، زندگی سیاسی اجتماعی مدیریت روزنامه، محمدصادق طباطبائی فرزند میرزا سیدمحمد طباطبائی معروف به سنگلجی و سردبیر آن، ادیب الممالک فراهانی، موضوع هائی هستند که به آن پرداخته می شود. مشخصات روزنامه به تفکیک هدف، موضوع، سادگی، دوره تناوب، حق اشتراک، مبادله، نمایندگی و نحوه مکاتبه آورده شده است. در پایان، به پاره ای از مذاکرات مجلس که در این روزنامه انتشار یافته است، از جمله اهمیت مجلس، مخالفت با دیکتاتوری و استقراض اشاره شده، متن دو نامه وارده به آن روزنامه آورده می شود. تفاوت های دوره پنج جلدی این روزنامه که کتابخانه مجلس شورای اسلامی به تجدید چاپ آن همت گماشته، آخرین مطلبی است که به آن پرداخته شده است.
مقاله حاضر به بررسی نظامنامه هیئت تقنینیه مملکتی و وظیفه مامورین دولتی که نوعی آئین نامه در قالب دستورنامه است و در سال 138 شمسی و در دوره مهدیقلی خان هدایت به تصویب رسیده است، می پردازد. تشکیل هیئت تقنینیه که تحت نظارت مستقیم رضاشاه عمل می کرد، تلاش قوه مجریه برای حل مشکلات پیش آمده بدون کمک گرفتن از قوانین و توان دستگاه قضائی بود. نظامنامه مزبور، رئیسان ادارات دولتی را موظف می کرد که رفتار ماموران خود را به مقامات مافوق گزارش کنند. نظامنامه که به نوع و نحوه انتخاب اعضا، شرح وظایف هیئت و مجازات ماموران متخلف زیردست می پردازد، با شرح ماده اول، ماده دوم، و ماده پنجم توصیف می گردد. در ادامه، مختصری درباره حکومت ثلاث، شامل گلپایگان، کمره و خوانسار و اختلاف محلی آن جا آورده می شود . نگارندگان ضمن آوردن متن کامل نظامنامه و متن اعلامیه عمومی هیئت تقنینیه خطاب به حاکم ثلاث، حسین حشمت، نتیجه می گیرند که این نظامنامه که در واقع دستورنامه است، مبین تضعیف قوه قانونگذاری و سلطه قوه مجریه در رسیدگی به شکایات است. همچنین نظامنامه بیش تر جنبه اطلاعاتی داشته، درصدد جمع آوری اطلاعات به طرق مختلف و در راستای تحکیم نظام دیوانسالاری و سلسله مراتب اداری بوده است.
روز 17 دی 1356 شاه دست به ریسک بزرگی زد که بعدها از آن به عنوان نوعی انتحار سیاسی تعبیر شد. عصر این روز، روزنامه اطلاعات در شماره 15506 با درج مقالهای با عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» توفانی بپا کرد. در مقاله یاد شده به امام خمینی به گونهای کینهتوزانه و بیمارگونه حمله شده بود و از وی به عنوان «مردی ماجراجو ولی بیاعتقاد و وابسته و سرسپرده به مراکز استعماری و بهخصوص جاهطلب» یاد شده بود؛ «مردی که سابقهاش مجهول بود و به قشریترین و مرتجعترین عوامل استعمار وابسته بود و چون در میان روحانیون عالیمقام کشور، با همه حمایتهای خاص موقعیتی به دست نیاورده بود، در پی فرصت میگشت که به هر قیمتی هست خود را وارد ماجراهای سیاسی کند و اسم و شهرتی پیدا کند» و در ادامه آن نیز تهمتهای ناروا و ناجوانمردانه دیگری به رهبر جنبش اسلامی ملت ایران وارد شد و این در حالی بود که بر آمدن رژیم پهلوی، خود زاییده سیاستهای استعماری انگلستان بود.
در قیام جنگل، مهمترین نقش را مردم سلحشور گیلان برعهده داشتند که نور حقیقت را در سیمای طلبهای روشنضمیر (میرزا کوچکخان) دیدند و بهزودی با پیوستن و حمایت گسترده از انقلابیون، حاشیه امنیتی قوی و مطمئنی را برای آنان ایجاد کردند تا آنجا که شکست و نابودی نهضت جنگل برای استعمار خارجی و ایادی داخلی آن به رویایی دست نیافتنی بدل شد. تمامی سرداران و چهرههای برجسته جنگل از همان مردم عادی بودند که در کوران مبارزات انقلابی، گوهر وجودشان صیقل یافت و جلوهگر شد. در مقابل اما کسانی نیز در نهضت وارد شدند که حکم «نفوذی» را داشتند و تمام تلاش آنان مصروف ایجاد شکاف در صفوف به هم فشرده نهضت و به شکست کشاندن آن بود. اینان به مثابه بازوان استبداد داخلی و استعمار خارجی عمل میکردند. در این بخش به معرفی 5 تن از کسانی میپردازیم که در میان نهضت جنگل به ایفای نقش (مثبت و منفی) پرداختند.