ادویه عمده ترین محصول کشاورزی صادراتی شرق به غرب تا قبل از رنسانس به شمار می آمد. اما با تحولات گسترده عصر رنسانس در مبانی فنّی تولید و رشد روزافزون محصولات و مصنوعات اروپایی به ماورای اروپا و افزایش تقاضای غرب نسبت به محصولات مختلف کشاورزی، جوامع شرقی برای تأمین هزینه واردات کالاهای مصرفی و سرمایه گذاری های مختلف، راهی جز افزایش تولیدات کشاورزی از طریق انتقال از کشاورزی معیشتی به تجاری نداشتند. یافته های این تحقیق نشان می دهد که ایران در دوره قاجاریه نیز به ویژه از عصر ناصری به بعد، نخستین مراحل کشاورزی تجاری را آغاز و در انتهای آن دوره به توفیقات مهمی دست یافت و مسیری منطقی را در نوسازی پیشه کرد. اما با ظهور عوامل دیگری، این مسیر تغییر کرد و فرآیند نوسازی ایران به مجرای دیگری افتاد.
دومیّن دوره جنگ های ایران و روس در عرصه داخلی فرصتی به برخی شاهزادگان داد تا با استفاده از شرایط موجود در صدد بسط قدرت خویش برآیند. دراین میان ، نارضایتی عمومی از عملکرد محمّد ولی میرزا در یزد به شورشی انجامید که هدایت آن را عبدالرضاخان بافقی عهده دار بود. مقاله حاضر سعی دارد تا مبتنی بر شیوه توصیفی- تحلیلی ضمن بازکاوی در زمینه های اجتماعی این رخدادها، تحولات متعاقب را در پیوندی با حیات سیاسی ایران و رویدادهای کرمان مورد بحث قرار دهد. در واقع، متأثر از عواملی چون مناسبات قدرت میان شاهزادگان، بازتاب ضعف حکومت مرکزی در تشدید رقابت های درونی، و هم زمانی و آمیزش رخدادهای یزد با کرمان، شاه و نایب السلطنه را بر آن داشت تا به بهانه حضور نظامی عباس میرزا در این مناطق، مقصود خود در هدایت قشون به سرحدات شرقی را مکتوم دارند. بدین ترتیب در شرایطی که فتح بدون خونریزی یزد و کرمان تأییدی بر بزرگ نمایی بحران بود، مرگ بدفرجام عبدالرضاخان نیز سیاست گزاری فتحعلی شاه در اداره امور و تأدیب عمال به جای رسیدگی به تخلّفات شاهزادگان را نمودار ساخت.