فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۱٬۴۰۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
از جمله منابع تاریخی برای درک تحولات دوره ی ساسانی، آثار به جا مانده از مورخان بیزانس است که به لحاظ وجود اطلاعات مهمی که مشابه آن را در دیگر منابع نمی توان یافت، حائز اهمیت است.یکی از مهم ترین این منابع، تاریخ تئوفیلاکت سیموکاتا است که تاکنون درباره ی آن در مطالعات تاریخ دوره ی ساسانی، پژوهشی مستقل به عمل نیامده و تا حدودی ناشناخته باقی مانده است.موضوع این اثر، مناسبات ایران و بیزانس در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم میلادی است.تئوفیلاکت سیموکاتا در تاریخ خود، درباره ی مناسبات ایران و روم، تشکیلات داخلی شاهنشاهی ساسانی، تحولات اواخر دوره ی ساسانی، به ویژه، دوره ی پادشاهی هرمزد چهارم، طغیان بهرام چوبین و خسرو دوم، اطلاعات مهمی را ارائه کرده است. سیموکاتا، آخرین مورخ بزرگ بیزانس، با آنکه در نگارش تاریخ خود روشی گزینشی و متعصبانه داشته است، اما گزارش های نسبتاً صحیحی را نگاشته است.این مقاله اهمیت و جایگاه تاریخ تئوفیلاکت را در مطالعات دوره ی ساسانی مورد بررسی قرار داده است.
بررسی تحلیلی محدوده های جغرافیایی واداری ساتراپی های هخامنشی در کتیبه بیستون
حوزههای تخصصی:
کورش بزرگ با غلبه بر ماد، لیدیه و بابل، شاهنشاهی هخامنشی را تاسیس کرد. جانشینان وی، مخصوصاً کمبوجیه و بعد داریوش توانستند آن را از شرق تا رود سند و در غرب تا مدیترانه و رود نیل گسترش دهند. برای اداره بهتر این شاهنشاهی داریوش کشور را به ساتراپی های متعدد تقسیم کرد که این تقسیمات درکتیبه داریوش در بیستون منعکس شده است.
در این مقاله تلاش شده است با استناد به کتیبه بیستون ومقایسه آن ها با سایر کتیبه هاو منابع دیگر مانند منابع یونانی، عبری و نیز یافته های باستانشناسی و دانش زبانشناسی محدوده جغرافیایی هر یک از ساتراب های هخامنشی مشخص گردد. در پایان نیز سعی شده است تا علل بعضی از تغییرات در تعداد، محدوده جغرافیایی و جایگاه سیاسی ساتراپ ها در سایر کتیبه هابااستفاده ازروش تحقیقات تاریخی تحلیل گردد.
آب تخت جمشید در زمان هخامنشیان از کجا تأمین می شده است
حوزههای تخصصی:
نقد و بررسی جنگ های ایران و روم
حوزههای تخصصی:
ستیز و سازش أهل البُیُوتات و بزرگان با پادشاه در دورة ساسانیان (از خیزش ساسانیان تا پادشاهی قباد یکم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دورة ساسانیان چندین خاندان کوچک و بزرگ در گسترة ایران پراکنده بودند که ازآن همه، هفت خاندان کارن، سورن، اسپاهبذ، مهران، اسپندیاذ، زیک و خود دودة ساسانی نژاده تر و نیرومندتر از دیگران بودند. هموندان خاندان های هفتگانه نژاده ترین ایرانیان شناخته می شدند و رؤساء این خاندان ها در دستگاه پادشاهی ساسانیان بسیار نیرومند بودند. پیوند این خاندان ها با پادشاه ساسانی آمیزه ای از ستیزها و سازش ها بود. در دورة نیرومندی دستگاه پادشاهی، بزرگان ایرانی و رؤساء خاندان های بزرگ، فرمانبردار پادشاه بودند و اگر پادشاه ناتوان بود، بزرگان و رؤساء خاندان های بزرگ فرمانروایان راستینِ ایران بودند. باوجوداین، در درازای تاریخ ساسانیان، ایرانیان باور داشتند که پادشاه ایران تنها باید هموَندی از تخمة ساسانیان باشد؛ ازاین رو، دیگر خاندان های ایرانی با همه نیرومندی خود و ناتوانی گاه به گاه دستگاه پادشاهی ساسانیان و جنگ ها و آشفتگی های خانگی، دست کم تا چند دهة پایانی تاریخ ساسانیان، این انگاره را نادیده نگرفتند و خواستار ستاندن پادشاهی از چنگ ساسانیان نشدند. پرسش اصلی ما این است که از خیزش ساسانیان تا آغاز فرمانروایی قبادیکم (488تا531م)، أهل البُیُوتات یا خاندان های هفتگانة ایرانی و بزرگان چگونه پیوندی با پادشاه داشته اند؟ این جستار نشان خواهد داد که پیوند بزرگان و خاندان های ایرانی با پادشاه آمیزه ای از ستیزها و سازش ها بوده است. در دورة پادشاهان نیرومند و جنگاور، خاندان های بزرگ ایرانی فرمانبردار پادشاه می شدند و اگر پادشاه ناتوان بود، بزرگان و رؤساء خاندان های بزرگ فرمانروایان راستینِ ایران بودند.
نقش برجسته صخره ای اشکفت گل گل: یادگاری از هنر حجاری آشور جدید(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
سکه های اشکانیان(پارتیان) از پادشاهی ارشک اول تا مهرداد دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادعای نخستین پادشاهان ساسانی نسبت به میراث هخامنشیان (Early Sasanians' Claim to Achaemenid Heritage)
اشکانیان و سنت های کهن ایرانی: پای بندی یا عدم تقید اشکانیان به سنت ها و مواریث فرهنگ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی کارشناسان درخصوص دلبستگی اشکانیان به فرهنگ و سنن ایرانی تردیدهایی روا داشته اند با این حال در تحقیقات اخیر شواهدی علیه این رویکرد ارائه شده است. گذشته از پیوندهای کهن فرهنگی و هنری ساتراپی پارتیا با سنن و فرهنگ ایرانی باید نمودهای فرهنگی، سیاسی، و اجتماعی سنن ایرانی، در دوران طولانی اشکانی، را به مثابه شواهدی علیه این رویکرد تلقی کرد. در این جستار، با بررسی برخی از این شواهد، سعی می شود خطوط اصلی استمرار و تداوم سنن کهن ایرانی از دوره های کهن تاریخ ایران به دوره اشکانی نمایانده شود. از دیگر سو، تلاش می شود به این پرسش اصلی پاسخ داده شود که «آیا سنن کهن ایرانی در این دوران از پویایی و سرزندگی برخوردار بوده اند یا خیر؟» بر اساس این بررسی، انقطاع و گسست قابل توجهی درخصوص سنن ایرانی در دوران اشکانی مشاهده نمی شود و ساختار فرهنگی، سیاسی، و اجتماعی جامعه ایرانی وفاداری ویژه ای به سنن کهن ایرانی نشان داده است. از طرفی، برخی از این سنن از مجرای ایران اشکانی به دوران ساسانی انتقال یافته اند. بنابراین شاید منطقی تر باشد که بر اساس شواهد موجود از یک استمرار و تداوم تاریخی و فرهنگی گفت وگو کنیم.
افسانه های تاریخی در تاریخ ساسانیان
حوزههای تخصصی:
بخش عمده ای از مطالب مربوط به تاریخ ساسانیان در کتابهای تاریخ و کتابهای ادب ایرانیان‘جنبه داستانی دارد. منابع ایرانی حاوی تاریخ ساسانیان مربوط به دو دوره می باشند‘دوره قبل از اسلام و دوره بعد از اسلام. منابع قبل از اسلام در زمینه تاریخ ساسانی بسیار اندکند و شاید علت آن ‘ ازمیان رفتن برخی منابع و نیز وجود سنت حفظ سینه به سینه مطالب درآن اعصار است . در منابع قبل از اسلام‘ مطالب واقعی وتاریخی ‘ اندک است و مطالب عمدتأ صورت افسانه ای دارد. اغلب قریب به اتفاق اطلاعات در مورد ساسانیان در منابع ایرانی‘مربوط به منابع بعد از اسلام است . اما مورخین ایرانی بعد از اسلام ‘ در کنار ثبت وقایع تاریخی ‘ نظر به تأثیری که از روایت نگاری ساسانی پذیرفته بودند‘ مطالب افسانه ای و غیر منطقی و ماورای طبیعی را نیز جابه جا در لابه لای مطالب تاریخی گنجاندند. در کتب تاریخ و ادب‘افسانه هایی تاریخی درباره چهارده تن از شاهان ساسانی نقل شده است .
ناحیه تاریخی پذشخوارگر (پتشخوارگر)
منبع:
گوهر آبان ۱۳۵۵ شماره ۴۴
حوزههای تخصصی:
سنگ لاجورد کالای تجاری باستان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
رویکرد کنده در ماجرای ذونواس
حوزههای تخصصی:
داربگرد از گذشته تا پایان عصر ساسانیان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
شهرستان داراب که در زمان های گذشته «دارابگرد» یا «دارابجرد» نامیده شده است، از کهن ترین شهرهای ایران و جهان محسوب می گردد. سابقه تمدن در ناحیه دارابگرد بر مبنای اکتشافات باستان شناسی، به هزاره های ششم و پنجم قبل از میلاد، مقارن با عصر سفال نخودی و همزمان با تمدن های سیالک دوکاشان و تپـه شهداد کرمان می رسـد. بنای شهـر قدیم دارابگـرد بر مبنای تاریخ اساطیری ایران به داراب شاه هشتمین پادشاه سلسله کیانی ایران که در ادبیات پهلوی و اسلامی از او به نام داریوش بزرگ یاد شده، نسبت داده اند. این شهر در عصر هخامنشی بزرگترین ناحیه آبادان شرق پارس بوده است. در دوران اشکانی دارای حکومت نیمه مستقل بوده که امرای آن از شاهان پارس اطاعت می کردند. دارابگرد در اوایل سده سوم میلادی به عنوان مقر و اولین پایتخت سرسلسله ساسانیان اهمیت ویژه ای کسب نمود. پس از آن در تمام دوران ساسانیان این شهر مورد توجه این خاندان بوده و حکومت آن پیوسته در اختیار شاهزادگان و درباریان ساسانی قرار داشته است. ضرابخانه بزرگ شهر دارابگرد تا چند قرن پس از سقوط ساسانیان فعالیت داشته است. شهر دارابگرد در سال23 ﻫ.ق بر اثر تهاجم سپاهیان اسلام به کنترل سرداران عرب درآمد.
نظری بر روابط فرهنگی ایران باستان با شرق و غرب در دوره هخامنشیان
حوزههای تخصصی:
روابط ایران و مصر در عهد باستان
حوزههای تخصصی:
بررسی جنبش مزدک
حوزههای تخصصی:
معرفی و نقد منابع: آنچه مورخین قدیم به فارسی یا عربی درباره تاریخ ایران پیش از اسلام آورده اند، مبتنی بر یک ماخذ مهم یعنی «خدای نامه» است که تاریخی است نیمه رسمی به زبان پهلوی که در اواخر سلطنت ساسانیان – احتمالا در زمان یزدگرد سوم – نگاشته شده است. از میان ترجمه های عربی آن – معروف تر از همه – ترجمه ابن مقفع است. مولف با مولفین خدای نامه پهلوی از سالنامه های سلطنتی ساسانی با ماخذ دیگری که مبتنی بر سالنامه های مزبور بوده، استفاده کرده اند. در خدای نامه جریان وقایع از دیدگاه پادشاهان و بزرگان و روحانیان زردتشتی دنبال شده است. همین دیدگاه مستقیما به نوشته های مورخین اسلامی – جر در برخی موارد معدود – از منابع و ماخذ خود یاد کرده اند، ولی مشخص است که نوشته های خود را از ترجمه عربی خدای نامه نقل کرده اند و شاید برای تکمیل مطالب خود از ترجمه مزدک نامگ و کتب دیگر استفاده کرده باشند...
آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان در دوره ی ساسانی
حوزههای تخصصی:
خدایان ناشناخته در تقویم هخامنشی
حوزههای تخصصی:
زیگورات سازه ی تمثیلی از تاریخ یا اسطوره(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی: