بند 21 سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی، دستگاه های آموزشی، فرهنگی و رسانه ای را موظف به مفهوم شناسی، تبیین ابعاد و مؤلفه های اقتصاد مقاومتی و تبدیل آن به گفتمان فراگیر و رایج ملی می کند. ناظر به این بند از سیاست ها، تبیین توصیفی روند مشارکت بخشی از نخبگان و پژوهشگران در اجرای این سیاست راهبردی و چگونگی آن، علم سنجی و رصدکردن فعالیت های علمی پژوهشی، نقشه راهی را برای دیگر پژوهشگران علاقه مند در تعیین راه پژوهشی خود ترسیم می کند. یافته های پژوهش پیش رو با استفاده از روش تحلیل محتوای کل 87 مقاله علمی پژوهشی منتشرشده در بین سال های 1391تا نیمه اول 1396 به دست آمده است. تحلیل محتوای مقاله ها نشان می دهد تبیین مفهوم اقتصاد مقاومتی، ابزارهای ترویج مفهوم (گفتمان سازی)، تبیین مبانی نظری، بررسی سازگاری مبانی نظری با مکتب های اقتصادی متعارف و غیرمتعارف، تبیین رابطه اقتصاد مقاومتی و اقتصاد اسلامی، تحلیل هر یک از مؤلفه ها، الویت بندی مؤلفه ها، ارائه راهبردهای کلی و جزیی، تشریح الزام های اقتصاد مقاومتی، تبیین عامل های اثرگذار بر اقتصاد مقاومتی، اثرگذاری اقتصاد مقاومتی بر دیگر متغیرهای اقتصادی، روش شناسی اقتصاد مقاومتی، ابزارسازی و ابزارشناسی برای اجرای راهبردها، تجربه نگاری، رفتارشناسی تاریخی، شناسایی و شناساندن نقش دستگاه ها در سطح خرد و کلان، شاخص شناسی و شاخص سازی، برنامه سازی و نقشه راه، موضوع های کلی بوده که فعالیت های علمی صورت گرفته است و مقاله های منتشرشده حاصل از آن ها به آن پرداخته اند. بیشترین تراکم مربوط به اولویت بندی کردن مؤلفه ها و شناساندن نقش دستگاه ها در سطح خرد و کلان برای اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی بوده است.
اگر چه قیمت همه کالاهای مصرفی در فرایند تصمیم گیری مصرف کنندگان نقش دارند اما تعداد زیاد کالاها و قیمتها مشکلات بسیاری را در تجزیه و تحلیل انتخاب مصرف کنندگان بوجود می آورد. لذا برای بررسی رفتار مصرف کنندگان از داده های تجمیع شده بسیار استفاده می شود. در همین راستا تئوری های مختلف از جمله تئوری کالای مرکب تعمیم یافته لوبل، و روشهای آماری بن فرونی، سیمز، هولم و هاچبرگ برای تأیید تجمیع سازگار کالاها معرفی شده است. مطالعه حاضر به دنبال آن است که امکان تجمیع سازگار انواع گوشت و فراورده های آن انواع لبنیات و تخم مرغ ماشینی و قرار دادن آنها در یک گروه تحت عنوان گروه پروتئین های حیوانی و تجمیع سازگار انواع حبوبات و قرار دادن آن در یک گروه تحت عنوان گروه پروتئین های گیاهی را که در سال های 91-1369 مصرف شده اند با استفاده از تئوری کالای مرکب تعمیم یافته به روش لوبل و روشهای پیشنهادی دیگر آزمون و باهم مقایسه نماید. نتایج آزمون ها نشان می دهد که بر اساس روش لوبل تجمیع سازگار همه کالاهای خوراکی یاد شده به استثنای دوغ، کشک و تخم مرغ ماشینی در گروه پروتئین حیوانی امکان پذیر است. همچنین لپه، لوبیا و انواع عدس را می توان در یک گروه به نام پروتئین گیاهی قرار داد. این در حالی است که بر طبق روش های بن فرونی، سیمز، هولم و هاچبرگ تمامی کالاهای مورد بررسی را می توان در دو گروه پروتئین حیوانی و گیاهی قرار داد. بنابراین، روشهای اخیر اجازه می دهد تا دامنه وسیع تری از کالاها در یک گروه کالایی قرار گیرند. از این نتیجه استنباط می شود که در نظر نگرفتن روش مناسب برای آزمون تجمیع سازگار می تواند به بروز خطا در بررسی رفتار مصرفی مصرف کنندگان گردد.
این مطالعه، به بررسی دلایلی می پردازد که می تواند باعث خرید یا عدم خرید سبزیجات با کیفیت توسط مصرف کنندگان گردد. چون درک مصرف کنندگان از کیفیت محصولات در هر استراتژی بازاریابی یک عنصر بسیار مهم است. هدف تحقیق حاضر، شناسایی عوامل موثر و چگونگی تاثیر آنها بر تصمیم به خرید و تمایل مصرف کنندگان به پرداخت اضافه تر از قیمت بازار است. در این مطالعه با استفاده از روش ارزش گذاری مشروط، برتری ها و سلایق فردی در زمینه ی پولی با توجه به تغییر در کیفیت کالا استخراج گردید و در اسفند 1390 ، عوامل موثر بر تمایل به پرداخت مصرف کنندگان تهرانی از طریق 446 پرسشنامه و مصاحبه ی حضوری در داخل و بیرون بازارهای سازمان مدیریت میادین تهران بررسی شد. مقدار تمایل به پرداخت نیز توسط مدل هکمن دو مرحله ای برای سبزیجات سالم برآورد گردید. نتایج نشان داد که نسبت به قیمت های بازاری، میانگین تمایل به پرداخت برای افرادی که پاسخ مثبت داده اند، برای هر کیلو برابر 2220 ریال بوده است.