هدف: خانواده در ایران در چند دهه اخیر به دلیل اجرای سیاست های مبتنی بر نوسازی در معرض چالش های عمده ای قرارگرفته است. از این منظر هدف اصلی این پژوهش تبیین شاخص های گسست در خانواده ایرانی متأثر از فرایند نوسازی است. روش: به این منظور به شیوه فرا تحلیل کیفی و با بهره گیری از تکنیک کدگذاری در پژوهش کیفی، از طریق فرایندهای طبقه بندی نظام مند، مفهوم سازی و مقوله بندی، نتایج تحقیقات گذشته با هدف تبیین شاخص های گسست در خانواده ی ایرانی در قالب جدید با استفاده از مراحل کدگذاری باز، محوری و گزینشی، از طریق مرور تمام منابع و پژوهش هایی که درزمینه مصداق های ایجاد گسست در خانواده با کلیدواژه های «طلاق»، «طلاق عاطفی»، «خیانت خانوادگی» و «اختلافات و تعارضات خانوادگی» در بانک های اطلاعاتی داخل کشور شامل sid، noorrmags،magiran،ensani در سال های 1389-1397 موجود بوده، تبیین شد. یافته ها: پس از تحلیل اطلاعات، 66 شناسه آزاد شناسایی شد که کدهای محوری و نظری حاصل از آن نشان می داد"اختلال در کارکرد عاطفی و جنسی خانواده" متأثر از عوامل سطح کلان "تغییرات ساختاری"،"تغییرات ارزشی"و"تغییرات معنایی"و عوامل سطح خرد شامل "عدم صلاحیت های پیش از ازدواج" و "عدم مهارت های پس از ازدواج"، زمینه ساز کاهش استحکام خانواده ایرانی شده است. در این میان تسهیل کننده این فرایند، "عدم آگاهی خانواده ها پیرامون قدرت گفتمان های غالب در خلق تجارب جدید ارزشی، معنایی و ساختاری" بوده است. نتیجه گیری: یافته ها بیانگر آن اند که به منظور ایجاد پایداری و استحکام در خانواده ایرانی، باید به رویکرد درمانی و تربیتی متوسل شد که هم زمان علاوه بر توجه به پویایی های فردی و بین فردی زوجین، رفتار آن ها را در زمینه تغییرات ارزشی و معنایی ایجاد شده در اجتماع و گفتمان های دربرگیرنده خانواده ها نیز بررسی کند.
هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر مشاوره بر مبنای رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهّد (ACT) بر بهبود اسنادهای ارتباطی زنان مراجعه کننده به فرهنگسراهای شهر اصفهان است. روش این تحقیق، نیمه تجربی است و از طرح پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری با گروه گواه استفاده شد. جامعه آماری، زنان مراجعه کننده به فرهنگسراهای شهر اصفهان هستند. روش نمونه گیری خوشه ای است که از بین فرهنگسراهای شهر اصفهان، فرهنگسرای خانواده انتخاب شد. نمونه، 30 نفر از زنان داوطلب شرکت در دوره آموزشی هستند که به صورت در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. متغیّر وابسته در این پژوهش، اسنادهای ارتباطی است. متغیّر مستقل، مشاوره بر مبنای رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهّد است که در 10 جلسه مشاوره گروهی به گروه آزمایش ارائه شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه اسنادهای زناشویی فینچام و برادبوری (1992) است. داده ها با نرم افزار 19 SPSSتجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که مشاوره بر مبنای رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهّد بر اسناد زناشویی کلّی (P<0/01) و ابعاد آن یعنی اسناد باثبات و بی ثبات(P<0/01) ، اسناد کلّی و جزیی(P<0/01) و اسناد سزاوار سرزنش–گذشت(P<0/01) مؤثّر است، اما در ابعاد اسناد درونی و بیرونی به خود، اسناد درونی و بیرونی به همسر (05/0P>) و اسنادهای خودخواهانه و نوع دوستانه (05/0P>) و اسنادهای عمدی و غیرعمدی (05/0P>) مؤثّر نیست و تفاوت معنادار ایجاد نکرده است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که مشاوره مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهّد می تواند اسنادهای زناشویی زوجین را بهبود بخشد.
هدف کلی از انجام این پژوهش ارائه ی الگوی علّی کیفیت محیط دانشگاه، انسجام تحصیلی و اجتماعی و فرسودگی تحصیلی دانشجویان در دانشگاه شیراز بود. جامعه ی آماری پژوهش حاضر، دانشجویان دانشگاه شیراز در سال تحصیلی 91- 92 بوده که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای، 289 نفر انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه ی ارتباطات دانشگاه و دانشکده، پرسشنامه ی فرسودگی تحصیلی، پرسشنامه ی انسجام تحصیلی و زیرمقیاس انسجام اجتماعی از پرسشنامه ی تجارب دانشجویان دانشکده بود. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که کیفیت محیط دانشگاه پیش بینی کننده ی منفی و معنادار فرسودگی تحصیلی و همچنین پیش بینی کننده ی مثبت و معنادار انسجام تحصیلی و اجتماعی دانشجویان می باشد. انسجام تحصیلی و اجتماعی با کنترل کیفیت محیط دانشگاه، پیش بینی کننده ی منفی و معنادار فرسودگی تحصیلی دانشجویان می باشد. انسجام تحصیلی و اجتماعی نقش واسطه ای در ارتباط بین کیفیت محیط دانشگاه و فرسودگی تحصیلی دانشجویان دارد. بر این اساس می توان گفت که محیط دانشگاه نمی تواند به طور مستقیم موجب فرسودگی دانشجویان گردد. زمانی که کیفیت محیط دانشگاه در جنبه های مختلف به نحو احسن حفظ شود، زمینه ی ایجاد انسجام در دانشجو فراهم می گردد. بر اساس نتایج فوق، الگوی علی مورد نظر تایید گردید.
محققان تلاش می کنند مولفه های مختلف و تاثیرگذار بر رضایت شغلی را شناسایی کرده تا تاثیر مولفه های نسبتا مهم را اندازه گیری نمایند. رضایت شغلی یکی از عوامل بسیار مهم در افزایش کارائی و ایجاد انگیزش و نگرش مثبت در پرسنل نسبت به کارشان می باشد، که نهایتا باعث ایجاد وفاداری و ماندگاری کارکنان در سازمان ها می شود. از این رو شناسایی عواملی که موجب افزایش رضایت می شود حائز اهمیت بالایی بوده که در این مقاله به بررسی یکی از روش های تاثیرگذار بر رضایت کارکنان پرداخته خواهد شد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر انواع پاداش بر رضایت شغلی کارکنان در بانک گردشگری صورت گرفت. روش تحقیق بخش کمی از نوع همبستگی؛ طرح معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش کارکنان بانک گردشگری در ایران می باشد. روش نمونه گیری تصادفی ساده و برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است. بدین ترتیب از حجم جامعه 1207 نفری، تعداد 292 نفر برای نمونه در نظر گرفته شدند. ابزار گردآوری داده ها از پرسشنامه انواع پاداش هلریگل و همکاران (1995) و با هدف سنجش انواع پاداش بر رضایت پرسنل استفاده شد. روایی پرسشنامه ها از طریق متخصصین مورد تایید قرار گرفت. پایایی پرسشنامه ها نیز از طریق آلفای کرونباخ به مقدار 939/0 محاسبه گردید. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که پاداش های مالی؛ پاداش های مکمل؛ پاداش های اجتماعی/ بین فردی؛ پاداش های حاصل از کار، پاداش های خود اداره شونده و نمادهای وضعیتی با پاداشی که منجر به رضایت شغلی در پرسنل می شود، رابطه معنی داری دارد. همچنین پاداش اجتماعی/ بین فردی بیشترین میزان همبستگی با عامل پاداشی را دارند که منجر به رضایت مندی در کارکنان می شود.
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخلات چند بعدی انگیز شی- شناختی بر ارزش تکلیف، جهت گیری هدف تبحری و خودکار آمدی تحصیلی صورت پذیرفته است. روش این پژوهش شبه آزمایشی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر پایه اول متوسطه اول روزانه در شهر سمنان در سال تحصیلی 94-93 بودند. تعداد 34 نفر از دانش آموزان با استفاده از شیوه نمونه گیری در دسترس، از دو مدرسه متفاوت انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش جایگزین شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه راهبردهای انگیز شی برای یادگیری پنتریچ و دی گروت را تکمیل کردند. فرضیه ها با مدل تحلیل کوواریانس تک متغیری آزمون شدند. یافته ها حاکی از اثربخشی مداخله چندبعدی شناختی – انگیزشی بر مؤلفه های جهت گیری هدف درونی و خودکارآمدی دانش آموزان گروه آزمایش بود، اما تفاوت بین دو گروه کنترل و آزمایش در مؤلفه ارزش تکلیف معنی دار نبود.مداخلات چند بعدی انگیزشی – شناختی منجر به افزایش مؤلفه خودکارآمدی و شکل گیری مؤلفه جهت گیری هدف درونی در دانش آموزان می شود.
جامعه سالم پیش از آن که به آسایش نیاز داشته باشد، به امنیت ملی نیازمند است، زیرا در سایه امنیت و آرامش است که هر کار خرد و کلان شدنی و دست یافتنی است. ازاین رو دغدغه امنیت در همه شاخه های آن به ویژه امنیت روانی و آرامش جمعی، مهم ترین مسئولیت دولت ها و خواسته ملت ها و جوامع بشمار می رود خانواده معرف چنین نظامی است که در آن اعضا به صورت گروه سازمان دهی شده و یک کل را می سازند که از مجموع یکایک اجزای آن فراتر است. کودکان در ابتدا، هیچ گونه تصوّر و دیدگاهی درباره خیر و شرّ امور ندارند و به همین دلیل مسئول رفتار خود نیستند و عنصر اخلاقی به حساب نمی آیند و برای تبدیل شدن به عنصر اخلاقی باید یک فرایند تدریجی و پیچیده ای را طی کنند. این فرایند به دو عامل مهم «رشد توانایی های مادرزادی» و «یادگیری و تجربه بستگی دارد. مطالعه حاضر یک مطالعه کیفی و از نوع زمینه ای یا مبنایی است. گردآوری داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته مطرح شده توسط پژوهشگر انجام شد که نتیجتاً مشخص شد عواملی چون ارتباطات حلقوی خانوادگی امنیت آور، امنیت خانواده نتیجه کارکرد سالم و منظم، رشد اخلاقی مبتنی بر تلاش، اخلاق و برنامه و امنیت خانواده نتیجه کارکرد سالم و منظم نقش محوری در احساس امنیت و رشد فرزندان خانواده های ایرانی دارند.
مقدمه: بروز مشکلات بین فردی در بسیاری از اختلال های روان شناختی منجر به راه اندازی پژوهش های وسیع در این حیطه شده است. هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان و هم جوشی فکر با مشکلات بین فردی بود.
روش : در چارچوب طرح همبستگی، 300 نفر(150نفر دختر و150نفر پسر) از دانشجویان به صورت داوطلبانه انتخاب شدند و توسط پرسش نامه راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان، پرسش نامه هم جوشی فکر و پرسش نامه مشکلات بین فردی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها از طریق تحلیل رگرسیون چندمتغیری به شیوه گام به گام تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: نتایج حاکی از وجود همبستگی مثبت بین راهبردهای سازش نایافته نظم جویی شناختی هیجان و مؤلفه های هم جوشی فکر با بیشتر ابعاد مشکلات بین فردی بود، درحالی که این رابطه برای راهبردهای سازش یافته نظم جویی شناختی هیجان، منفی بود. علاوه بر این، نتایج تحلیل رگرسیون بیانگر نقش پیش بین کننده قوی راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان و مولفه های هم جوشی فکر برای بیشتر ابعاد مشکلات بین فردی بود.
نتیجه گیری: راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان سازش نایافته و همجوشی فکر از همبسته های روان شناختی مشکلات بین فردی است. این یافته ها می تواند واجد تلویحات بنیادی و کاربردی در حوزه روان درمانی و سایر زمینه های آموزشی و مداخلاتی باشد.
هدف اساسی این پژوهش پیش بینی درگیری تحصیلی عاطفی و خودپنداره تحصیلی در بین دانشجویان آموزش از دور و حضوری بر اساس ساختار اجتماعی آموزش و ادراک از محیط های آموزشی( ادراک از ساختار کلاس و ادراک از انتظارهای آموزشی اساتید) بود. شرکت کنندگان پژوهش شامل 700 دانشجوی کارشناسی(350 دانشجوی آموزش از دور 350 دانشجوی حضوری) بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. بمنظور سنجش متغیرهای پژوهش از خرده مقیاس ارزش تکلیف پرسش نامه MSLQ پنتریج و همکاران، مقیاس احساس تعلق وانگ و همکاران، مقیاس خودپنداره تحصیلی رونالدز و مقیاس ادراک از ساختار کلاس بلک برن استفاده شد. افزون بر این، ساختار اجتماعی آموزش و انتظارهای آموزشی اساتید نیز با استفاده از پرسش نامه پژوهشگرساخته اندازه گیری شد. یافته های معادله های رگرسیون نشان داد که در زمینه پیش بینی خودپنداره تحصیلی و درگیری تحصیلی عاطفی با وجود این که بسیاری از متغیرهای پیش بین سهمی مؤثر داشتند، با این حال، تکالیف انگیزشی بر ارزش تکلیف، حمایت از خودمختاری بر احساس تعلق به دانشگاه و حمایت های تحصیلی دانشجویان بر خودپنداره تحصیلی هر دو گروه از دانشجویان سهمی برجسته داشت. تحلیل جداگانه معادله رگرسیونی برای دانشجویان آموزش از دور و حضوری نیز نشان داد که تکالیف انگیزشی، ارزش تکلیف را در بین هر دو گروه از دانشجویان پیش بینی کرد. با این حال، در مورد خودپنداره تحصیلی و احساس تعلّق سهم متغیرهای پیش بین متفاوت بود. افزون بر این، نتایج و یافته های این پژوهش تفاوت هایی معنادار را در بین دانشجویان آموزش از دور و حضوری در زمینه همه متغیرهای مورد بررسی در این پژوهش به جز حمایت های فردی اساتید و دانشجویان نشان داد. نکته تأمل پذیر، برتری دانشجویان حضوری بر آموزش از دور در بیش تر متغیرهای مورد بررسی به جز حمایت فردی اساتید و دانشجویان، تکالیف انگیزشی، حمایت از خودمختاری و ارزش تکلیف بود. در مجموع، نتایج این پژوهش ضمن فراهم ساختن حمایت تجربی خوبی در زمینه ارتباط زمینه های آموزشی با خودپنداره تحصیلی و درگیری تحصیلی عاطفی، اثرات متفاوت زمینه های آموزشی را در زمینه اخیر نشان داد.