هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی طرحواره درمانی بر سازگاری تحصیلی دانش آموزان دختر بود. روش: این پژوهش به شیوه ی نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه اجرا شد. جامعه ی آماری پژوهش را کلیه ی دانش آموزان دختر دوره ی متوسطه ی دوم شهر کرمانشاه در سال 95-94 تشکیل می دادند که از میان آن ها با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای 30 نفر از دانش آموزان دختر مقطع اول متوسطه انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. دانش آموزان گروه آزمایش 8 جلسه طرحواره درمانی دریافت کردند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی سازگاری تحصیلی زیرمقیاس پرسشنامه ی شخصیتی کالیفرنیا تراپ، کلارک و تایگز، استفاده شد. داده ها با روش آماری کوواریانس تک متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان داد که فرضیه ی پژوهش مبنی بر تأثیر طرحواره درمانی بر سازگاری تحصیلی مورد تایید قرار گرفته است و دختران گروه آزمایش نسبت به دختران گروه گواه در پس آزمون به طور معناداری، سازگاری تحصیلی بیشتری داشتند. نتیجه گیری: بنابراین، می توان نتیجه گرفت که رویکرد طرحواره درمانی در افزایش سازگاری تحصیلی تأثیر معناداری دارد.
هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی مهارتهای زندگی بر خودکار آمدی و افزایش شادکامی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه ناحیه چهار شهر اصفهان انجام شد. روش : به لحاظ ماهیت و اهداف این پژوهش از نوع کاربردی بوده و برای اجرای آن از روش نیمه تجربی ،پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه استفاده شده است. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تک مرحله ای، تعداد 40 نفر به عنوان نمونه اماری انتخاب شدند؛ بدین صورت که ابتدا یک دبیرستان دخترانه و سپس 100 نفر به طور تصادفی انتخاب و پرسشنامه ها بین انها توزیع و سپس 40 نفر از دانش آموزان که در مقیاسهای خود کار آمدی و شادکامی نمره پایین تری داشتند به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش (20 دختر در گروه آزمایش و 20 دختر در گروه کنترل) قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 10جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش مهارتهای زندگی قرار گرفت. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های شادکامی آکسفورد و پرشسنامه خودکار آمدی شرر استفاده شد. دادها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها : نتایج نشان داد که آموزش مهارتهای زندگی تأثیر معناداری بر خود کار آمدی و افزایش شادکامی دانش آموزان داشته است. نتیجه گیری: با آموزش مهارت های زندگی، فرد قادر خواهد بود ضمن آگاهی از خود و توانایی هایش، موقعیت های استرس زا را شناخته و کنترل نماید و در نتیجه با احساس رضایت بیش تری که از خود و محیط اطراف خویش به وی دست می دهد، احساس شادکامی بیشتری نماید.
هدف:پژوهش حاضر با هدف بررسی فرآیند هدایت تحصیلی نوین در پایه نهم از منظر مشاوران مدارس دوره اول متوسطه انجام شد. روش شناسی:روش پژهش حاضر کیفی و از نوع تحلیل مضمون است. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه مشاوران مدارس در سال تحصیلی 97-96 و روش نمونه گیری از نوع هدفمند بود. به این صورت که از میان مشاوران مدارس تعداد 10 نفر مشاور انتخاب شده که انتخاب نمونه و مصاحبه تا زمان اشباع داده ها ادامه یافت. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده گردید. تمام مصاحبه ها با کسب اجازه از شرکت کنندگان ضبط شده، سپس برای انجام تحلیل های بعدی، متن مصاحبه ها به دقت روی کاغذ پیاده شد و بعد از تِم گذاری مضامین، به تحلیل مضامین و دسته بندی مقوله ها پرداخته شد. یافته ها:تحلیل یافته های حاصل از مصاحبه نیمه ساختار یافته منجر به شناسایی چهار مقوله اصلی شده است که عبارتند از:1)نارسایی های فرآیند هدایت تحصیلی؛ 2)مشکلات آزمون؛ 3)آگاهی بخشی؛ 4)ضرورت امکانات در اجرای بهینه. نتیجه گیری:بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که میان دستورالعمل ابلاغی وزارتخانه تا اجرای صحیح آن فاصله زیادی است و هدایت تحصیلی دانش آموزان نتوانسته آن چیزی که در آیین نامه مصوب شده است را به اجرا درآورد. لذا جهت آسیب شناسی فرآیند، بایستی نظرات اصلاحی مشاوران و متخصصان این حوزه را دریافت و به صورت کارشناسی فرآیند فعلی هدایت تحصیلی مورد بررسی و تجدید نظر قرار گیرد تا بتوان به بحث متوازن سازی مدنظر در سند تحول بنیادین دست یافت.
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر فراتحلیل همبسته های روانشناختی کارآفرینی در ایران بود.روش: روش پژوهش حاضر از نوع فراتحلیل است. از این رو با استفاده از پایگاه های اطلاعاتی داخلی همچون جهاد دانشگاهی، پایگاه اطلاعاتی نور و پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات به بررسی مطالعات و پژوهش های مربوط پرداخته شد. نمونه مطالعات مورد استفاده 36 مورد که از سال 1387 تا 1396 در ایران انجام شده بود. ابزار اندازه گیری این پژوهش چک لیست فراتحلیل بود. داده های حاصل از مطالعه با استفاده از روش اندازه اثر برای مدل اثرهای ثابت با استفاده از نرم افزار فراتحلیل (ویرایش دوم) مورد تحلیل قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از ویرایش دوم نرم افزار جامع فراتحلیل انجام شد.یافته ها: یافته ها نشان داد که میانگین اندازه اثر کلی برابر 0.30 که در سطح 0.001 معنادار است. بنابراین میانگین اندازه اثر پژوهش حاضر (0.307) را میتوان مطابق با جدول تفسیر اندازه اثر کوهن متوسط ارزیابی نمود.نتیجه گیری: بین عوامل رفتاری، جایگاه مهار و تحمل ابهام، نوآوری، ویژگی های روانشناختی، کیفیت زندگی کاری و رفتار شهروندی، اضطراب اجتماعی و خودباوری، هوش هیجانی، ویژگی های شخصیتی و روانشناختی، آموزش کارآفرینی بر رشد صفات شخصیتی، خودرهبری، کیفیت زندگی، مدیریت دانش و سلامت سازمانی، درگیری شغلی، هوش شناختی و تحمل ابهام، هوش سازمانی، خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی، سرمایه اجتماعی، سلامت روحی و جسمی، عزت نفس و خلاقیت، مولفه های هوش هیجانی، عوامل روانشناختی توانمندسازی، سبکهای تفکر، انگیزه پیشرفت، پیشرفت تحصیلی و خلاقیت با کارآفرینی اندازه اثر معنادار وجود دارد.
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی ادراک خودکارآمدی و اشتیاق شغلی از طریق تعالی یابی شغلی و ادراک حمایت سازمانی ، در بین کارکنان کارخانه روشنایی گلنور اصفهان در سال 1396 انجام شد. روش پژوهش توصیفی - همبستگی و جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان کارخانه روشنایی گلنور اصفهان به تعداد 527 نفر تشکیل داده اند که از میان آنها تعداد 220 نفر به روش در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش, پرسشنامه های تعالی یابی شغلی (اسلمپ و لابرودریک، 2013)، ادراک حمایت سازمانی (آیزنبرگر و همکاران، 1986), اشتیاق شغلی (سالانوا و شافلی ، 2001) و ادراک خودکارآمدی (گل پرور و صادقی،1395) مورد استفاده قرار گرفتند. داده های حاصل از پرسشنامه ها با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل همبستگی پیرسون نشان داد که بین تعالی یابی شغلی با اشتیاق شغلی و خودکارآمدی؛ ادراک حمایت سازمانی با اشتیاق شغلی و خودکارآمدی همبستگی مثبت و معنادار (p<0/01) وجود دارد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که طی گام اول تعالی یابی شغلی 2/8 درصد و طی گام دوم ادراک حمایت سازمانی 6/2 درصد از واریانس ادراک خودکارآمدی و همچنین ادراک حمایت سازمانی 7/43 درصد و تعالی یابی شغلی 5/8 درصد از واریانس اشتیاق شغلی را توانستند، تبیین نمایند. با توجه به یافته های پژوهش، می توان چنین نتیجه گیری نمود که تعالی یابی شغلی و ادراک حمایت سازمانی به عنوان پیش بین های مهم ادراک خودکارآمدی و اشتیاق شغلی می باشند.
هدف: جهت گیری شغلی متنوع نوعی مسیرشغلی است که در گذار مشاغل از دنیای سنتی به دوره معاصر بوجود آمده است. این جهت گیری زمینه شکل گیری شخصیت های منعطفی را ایجاد نموده که با دو ویژگی اصلی «خود-مدیریتی» و «ارزش-محوری» شناخته می شوند. تاثیر فرهنگ بر بروز خصایص افراد با جهت گیری شغلی متنوع، در جوامع مختلف، کمتر مورد توجه بوده است. از طرفی با توجه به قرابت مفهومی و کارکردی دو جهت گیری شغلی متنوع و کارآفرین به تعیین تمایزات مفهومی این دو مسیر نیاز داریم. پژوهش حاضر با هدف پاسخ به دو سوال انجام شده است. سوال اول: ویژگی های افراد با جهت گیری شغلی متنوع در ایران کدام است و سوال دوم: تمایز مفهوم جهت گیری متنوع با مفهوم کارآفرینی چیست؟ روش شناسی: در مورد سوال نخست، ویژگی های افراد با جهت گیری شغلی متنوع با استفاده از رویکرد کیفی و روش تحلیل زمینه ای مورد بررسی قرارگرفت و برای پاسخ به سوال دوم، نتایج تحلیل زمینه ای با ویژگی های افراد کارآفرین مورد مقایسه قرار گرفت. یافته ها: سه ویژگی اصلی و یازده ویژگی فرعی، برای افراد با جهت گیری شغلی متنوع بدست آمد که دو مورد از آن ویژگی ها با ویژگی های ذکر شده در نظریه جهت گیری متنوع، همخوانی داشت. نوآوری: تا کنون هیچ مقاله ای در حیطه مشاوره شغلی به بررسی مسیر شغلی متنوع و ویژگی های بومی آن در ایران نپرداخته است. نتایج: نتایج پژوهش حاکی از این است که ویژگی های خاص بافت جامعه ایرانی موجب پدید آمدن توانمندی های خاصی در افراد با جهت گیری متنوع، گشته است. نتایج بررسی مقایسه ای بین افراد کارآفرین و افراد با جهت گیری شغلی متنوع، نیز نشان می دهد علی رغم وجود شباهت های بسیار بین آنها، تفاوت های بنیادینی در سطح پارادایم فکری و استراتژی های رفتاری بین آن دو وجود دارد.
پژوهش های فراوانی نشان داده اند که مشاوره در کاهش ناسازگاری زناشویی کارساز است؛ ولی چگونگی انجام و فرایند درمان زوج ها معمولاً بیان نمی شوند و تنها به اعداد و ارقام برای نشان دادن این تأثیرگذاری بسنده می شود؛ درنتیجه نیاز به درک بهتر چگونگی انجام رویکردهای زوج درمانی با زوج های ناسازگار وجود دارد. به همین جهت در این پژوهش، چگونگی اثربخشی زوج درمانی آدلری همچون یکی از برجسته ترین رویکردها در درمان خانواده و ازدواج بر کاهش ناسازگاری زناشویی در چارچوب مطالعه موردی، موردبررسی نهاده شد. روش این پژوهش کیفی، از نوع مطالعه موردی با هدف پژوهش کاربردی بود. نمونه آماری دربرگیرنده یک زوج (یک زن و یک شوهر) بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. در این پژوهش مداخله درمانی طی 15 جلسه یک ساعته و در چارچوب پروتکل زوج درمانی آدلری اجرا و از شیوه تحلیل تأملی برای تحلیل و تفسیر اطلاعات و داده ها استفاده شد. ابزار به کاررفته در این پژوهش، پرسش نامه سازگاری زناشویی دونفره (Spanier, 1976) بود. بررسی کیفی و جلسه به جلسه فرایند زوج درمانی آدلری در زوج موردمطالعه نشان داد که به کارگیری زوج درمانی آدلری منجر به کاهش ناسازگاری زناشویی در زوج موردمطالعه شد. نتایج سه ماه پیگیری نشان داد که این نتایج ثابت ماندند، بنابراین می توان نتیجه گرفت زوج درمانی آدلری بر کاهش ناسازگاری زناشویی زوج ها مؤثر است.
هدف: این پژوهش با هدف تعیین تاثیر مدیریت دولتی نوین بر رفتار شهروندی سازمانی با توجه به نقش میانجی اعتماد سازمانی صورت گرفت. روش: روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان گمرک منطقه آزاد تجاری_صنعتی قشم بودند که از این میان با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، 270 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد. روش جمع آوری داده ها بر اساس پرسشنامه های استاندارد رفتار شهروندی سازمانی مقیمی (1390)؛ اعتماد سازمانی پاین (2003) و پرسشنامه عوامل مدیریت دولتی نوین محقق ساخته انجام گرفت. پس از جمع آوری پرسشنامه ها، توصیف داده ها از طریق میانگین، انحراف معیار، درصد، فراوانی و جدول از طریق نرم افزار Spss و استنباط آماری داده ها از طریق مدل سازی معادلات ساختاری و به کمک نرم افزار lisrel انجام پذیرفت. ویژگی های فنی پرسشنامه شامل پایایی، روایی همگرا و روایی واگرا بررسی گردید. ضرایب مسیر و ضرایب معناداری نرم افزار برای بررسی فرضیه های پژوهش مورد استفاده قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان داد، درجه تناسب مدل ارائه شده با توجه به مؤلفه های پژوهش مناسب بود؛ هم چنین مدیریت دولتی نوین بر رفتار شهروندی سازمانی با نقش میانجی اعتماد سازمانی به میزان 0.82 تأثیر داشت، مدیریت دولتی نوین بر رفتار شهروندی سازمانی به میزان 0.61، مدیریت دولتی نوین بر اعتماد سازمانی به میزان 0.48 و اعتماد سازمانی بر رفتار شهروندی سازمانی به میزان 0.45 تأثیر داشت. نتیجه گیری: بنابراین مدیریت دولتی نوین بر رفتار شهروندی سازمانی با توجه به نقش میانجی اعتماد سازمانی تاثیر دارد.
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان اثربخشی آموزش مهارت های تنظیم منابع تکوین خود برکاهش تعارضات زناشویی زنان انجام گرفت. روش: روش پژوهش تجربی و از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری عبارت بود از تمامی زنان متاهل ساکن شرق تهران که به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای، و در حجم نمونه 28 نفر، اتنخاب شدند؛ و به دو گروه آزمایشی و گواه تقسیم شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه تعارضات زناشویی (MCQ) بود. آزمودنی های گروه آزمایش طی هشت جلسه (هر جلسه 120 دقیقه) تحت آموزش مهارت های تنظیم منایع تکوین خود قرار گرفتند. در حالیکه گروه گواه هیچ نوع مداخله ای دریافت ننمود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل کواریانس استفاده شد. یافته ها:نتایج نشان دادبین گروه آزمایش و گواه در کاهش تعارضات زناشویی تفاوت معناداری وجود دارد. نتیجه گیری:آموزش مهارت های تنظیم منابع تکوین خود بر کاهش تعارضات زناشویی زنان مؤثر است، و می تواند در راهبردهای زوج درمانی مورد استفاده مشاوران خانواده قرار گیرد.