هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی دلزدگی زناشویی بر اساس ابرازگری هیجانی و اسنادهای زناشویی در افراد متاهل مراجعه کننده به مراکز بهزیستی شهر اردبیل انجام گرفت. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را افراد متاهل مراجعه کننده به بهزیستی شهر اردبیل در سال 1394 تشکیل می دادند که 150 نفر به روش نمونه گیری در دسترس، به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه دلزدگی زناشویی پاینز ، پرسشنامه ی ابرازگری هیجانی و پرسشنامه ی اسنادهای زناشویی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده گردید. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین ابعاد اسنادهای زناشویی و ابرازگری منفی با دلزدگی زناشویی همبستگی مثبت و معنا داری و بین ابرازگری مثبت و ابراز صمیمت با دلزدگی زناشویی همبستگی منفی و معناداری وجود داشت. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون نیز آشکار کرد که 63 درصد از کل واریانس دلزدگی زناشویی به وسیله اسنادهای ارتباطی و 71 درصد آن به وسیله ابرازگری هیجانی پیش بینی می شود. نتیجه گیری : بنابراین با توجه به اهمیت دلزدگی زناشویی در زندگی افراد متاهل و نقش تعیین کننده ابرازگری هیجانی و اسنادهای ارتباطی در پیش بینی آن، لزوم توجه به آگاه کردن افراد در رابطه با اسنادهای ارتباطی و ابرازگری هیجانی ضرورت می یابد.
هدف: یکی از عوامل مهم در ازدواج پایدار صمیمیت زناشویی زوجین است. در صورتیکه صمیمیت زناشویی زوجین از بین برود بر نگرش آن ها به روابط فرازناشویی تاثیر می گذارد. علاوه بر این از عوامل مؤثر بر نگرش افراد به روابط فرازناشویی سبک های دلبستگی زوجین است. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای صمیمیت زناشویی در رابطه بین سبک های دلبستگی و نگرش به خیانت زناشویی در زوجین در شهر تهران بود. روش: پژوهش حاضر از نوع همبستگی توصیفی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مردان و زنان متاهل شهر تهران در سال 1396 تشکیل می دادند نمونه پژوهش از جامعه حاضر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.ابزارها شامل؛ پرسشنامه نگرش نسبت به روابط فرازناشویی مارک واتلی (2006)، پرسشنامه سبک های دلبستگی کالینز و رید (1990) و پرسشنامه صمیمیت زناشویی تامپسون و والکر (2002) بود. حجم نمونه این پژوهش 650 نفر شامل 357 زن و 293 مرد بود.تجزیه و تحلیل داده ها به روش تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار AMOS توسط شرکت SPSS نسخه20 انجام شد. یافته ها: بررسی ضرایب مسیر و مقادیر استاندارد شده آنها و همچنین کمیت های t مربوط به آن ها نشان داد که اثر مستقیم سبک دلبستگی اضطرابی بر صمیمیت زناشویی معنادار است ( P ≤0/05 ). همچنین اثر مستقیم صمیمیت زناشویی بر نگرش به خیانت زناشویی معنادار است ( P ≤0/05 ). همچنین اثر غیر مستقیم سبک دلبستگی اضطرابی بر نگرش به خیانت زناشویی معنا دار است ( P ≤0/05 ). نتیجه گیری: از آنجایی که ازدواج و انتخاب همسر یکی از تصمیمات مهم زندگی می باشد و با توجه به نقش پیش بینی کننده سبک های دلبستگی ناایمن و نقش صمیمیت زناشویی در نگرش افراد به خیانت زناشویی باید بر لزوم بررسی این دو متغیر در مشاوره های پیش از ازدواج و همچنین آموزش والدین در زمینه تربیت کودک و سبک های دلبستگی تاکید کرد.
هدف عمده پژوهش حاضر بررسی «اثربخشی درمان شناختی رفتاری به شیوه گروهی بر کاهش اضطراب اجتماعی و ارزیابی شناختی منفی در دختران سخت شنوا» بود. طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل نابرابر و پیگیری بعد از یک ماه بود. بدین منظور با استفاده از نمونه گیری در دسترس از کلیه دختران سخت شنوای کانون ناشنوایان شهر مشهد، در محدوده سنی ۲۹ ۱۸ سال به کمک پرسشنامه های اضطراب اجتماعی کانور (SPIN) و پیامدهای رویدادهای منفی اجتماعی (CNSEQ)۱۶ نفر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (در هر گروه ۸ نفر) جایگزین شدند. در این روش، گروه آزمایش به مدت ۸ جلسه، تحت درمان شناختی- رفتاری گروهی قرار گرفتند و گروه گواه هیچ گونه درمانی دریافت نکردند. در پایان برای بررسی فرضیه های پژوهش، داده های جمع آوری شده از پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری، از تحلیل کواریانس چند متغیره به کمک نرم افزار spss_ 22 مورد تجزیه و تحلیل گردید. نتایج تحقیق نشان داد که درمان شناختی-رفتاری به شیوه گروهی، بر اضطراب اجتماعی و ارزیابی شناختی منفی (خود ارزیابی منفی و ادراک ارزیابی منفی توسط دیگران) دختران سخت شنوا تأثیر معنی داری دارد(01/0>p). همچنین مداخله توانست اثربخشی خود را مرحله پیگیری بر روی اضطراب اجتماعی و خود ارزیابی منفی حفط کند اما بر ادراک ارزیابی توسط دیگران در بلند مدت کارایی آن موفق نبود.
احساس شادی نقش مهمی در کیفیت زندگی افراد دارد و یافتن عوامل همبسته با این احساس اهمیت فراوانی دارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل شادکامی بر اساس ویژگی های شخصیتی، هوش هیجانی، سبک های دل بستگی، فعالیت های ارادی و ویژگی های جمعیت شناختی بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری شامل 12373 زن شاغل در سازمان های استان لرستان بود که تعداد 400 نفر بر اساس فرمول کوکران با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. داده ها از طریق مقیاس شخصیتی نئو، هوش هیجانی شیرینگ، پرسشنامه دل بستگی کولینز و رید، پرسشنامه فعالیت های ارادی و پرسشنامه شادی آکسفورد جمع آوری و با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تحلیل گردید. نتایج نشان داد که مدل شادکامی از برازش لازم برخوردار است و اثر مستقیم و غیرمستقیم روان رنجوری و اثر مستقیم برون گرایی و گشودگی به تجربه بر شادکامی معنادار است (01/0>p). همچنین اثر مستقیم هوش هیجانی و فعالیت های ارادی و اثر کل سبک های دل بستگی بر شادکامی معنادار است (01/0>p). بین ویژگی های جمعیت شناختی و شادکامی رابطه معناداری وجود ندارد (05/0>p). بر اساس یافته های پژوهش می توان گفت که شادکامی می تواند از شخصیت، سبک دل بستگی، هوش هیجانی و فعالیت های ارادی متأثر شود و مدیران سازمان ها می توانند با اولویت قرار دادن و آموزش آن ها به ارتقای شادکامی کارکنان کمک نمایند.
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی بازآموزی سبک های اسنادی بر بهبود ابعاد عملکرد خانواده زوجین متقاضی طلاق شهر یزد بود. روش: پژوهش نیمه آزمایشی و براساس طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. آزمودنی ها شامل 40 نفر (20 زوج) از زوجین متقاضی طلاق شهر یزد بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل (10 زوج آزمایش و 10 زوج کنترل) گمارده شدند. پژوهشگر مدت 8 جلسه، آموزش های لازم را به گروه آزمایش ارایه داد. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه عملکرد خانواده (FAD) استفاده گردید.جهت تجزیه و تحلیل داده ها علاوه بر آمار توصیفی از روش مانکوا، آنوا، آنکوا و تی مستقل نیز استفاده گردید. یافته ها: نتایج آزمون لامبدای ویلکز نشان داد که بین گروه آزمایش و کنترل حداقل در یکی از متغیرهای وابسته تفاوت معنی دار وجود دارد 969/19 F=. همچنین نتایج تحلیل آنکوا در متن مانکوا نیز نشان داد اثر آموزش برروی حل مسأله (85/0) و کنترل رفتار (68/0) می باشد که این اثر معنادار بود. همچنین بازآموزی سبک های اسنادی توانسته است آمیزش عاطفی، نقش ها، همراهی عاطفی و ارتباط را در زوجین بهبود بخشد. نتیجه گیری: با به کارگیری بازآموزی سبک های اسنادی به زوجین متقاضی طلاق می توان عملکرد خانواده آنها را بهبود بخشید و در جهت کاهش طلاق گام برداشت.
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان شناختی _ تحلیلی بر خودکارآمدی و مشکلات بین فردی زنان دارای شخصیت وابسته بود. ت روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش حاضر را کلیه زنان 19 تا 40 ساله شهر تهران که به مراکز مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، دفتر مشاوره تنکابنی و دفتر مشاوره پژوهشگر، مراجعه کرده و بر اساس آزمون شخصیت میلون دارای اختلال شخصیت وابسته بودند، تشکیل می داند. از بین افراد جامعه 30 نفر به صورت در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروههای آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش در معرض 10 جلسه درمان شناختی _ تحلیلی قرار گرفت درحالیکه گروه کنترل این درمان را دریافت نکرد. افراد گروه کنترل و آزمایش قبل از اجرای مداخلات و یک ماه پس از اجرای مداخلات از طریق پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر (1982) و مقیاس مشکلات بین فردی بارخام (1996) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد درمان شناختی _ تحلیلی به طور معناداری (P<0.0001) در افزایش خودکارآمدی و کاهش مشکلات بین فردی افراد گروه آزمایش موثر بوده است. نتیجه گیری: متخصصان حوزه سلامت روان می توانند از درمان شناختی _ تحلیلی در بهبود مشکلات بین فردی و خودکارآمدی زنان دارای اختلال شخصیت وابسته بهره مند شوند.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی واقعیت درمانی مبتنی بر تئوری انتخاب بر بهبود سرمایه روان شناختی دختران نوجوان بی سرپرست صورت گرفت. روش : روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دختران نوجوان ساکن مرکز بهزیستی شهید هاشمی نژاد شهر مشهد بود. نمونه آماری پژوهش 24 نفر از افراد در دسترسی بودندکه نمره پایینی در پرسشنامه سرمایه روان شناختی لوتانز (۲۰۰۷) کسب نموده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. سپس تئوری انتخاب به صورت گروهی در 8 گام برای آزمودنی های گروه آزمایش اجرا شد وگروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. درانتها، از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که واقعیت درمانی گروهی بر افزایش سرمایه روان شناختی و مولفه های آن (امیدواری، خوشبینی، خودکارآمدی و تاب آوری) در گروه آزمایش مؤثر بود. - نتیجه گیری : با توجه به یافته های پژوهش می توان از این رویکرد در مراکز نگهداری نوجوانان بی سرپرست و کانون های اصلاح و تربیت استفاده کرد.
هدف کلی از انجام این تحقیق ارائه مدل توضیحی ادراک دانشجویان از اثربخشی مرکز مشاوره، میزان تلاش آنان و جهت گیری آنان به هدف موفقیت در دانشگاه چمران می باشد. جامعه آماری این تحقیقشامل دانشجویان کارشناسی دانشگاه شهید چمران در کلیه گروه های تحصیلی علوم انسانی، علوم پایه و فنی- مهندسی است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای از هر یک از گروه های تحصیلی 3 رشته انتخاب شدند.ابزارهای این تحقیق شامل ""پرسشنامهجهت گیری هدف""(میدلی و همکاران، 1998)، ""پرسشنامه تلاش""(ملتزر و همکاران، 2004)و""پرسشنامه محقق ساخته"" اثربخشی مرکز مشاوره دانشگاه می باشد. پس از محاسبه روایی و پایایی ابزار تحقیق، پرسشنامه ها بین نمونه های مورد نظر توزیع و جمع آوری گردید. داده ها توسط نرم افزارهای SPSS18 وLISREL8.54 تحلیل شدند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که: 1) بین ادراک دانشجویان از اثربخشی مرکز مشاوره و جهت گیری هدف موفقیت عملکردی رابطه معناداری وجود دارد.2) ادراک از اثربخشی مرکز مشاوره رابطه معناداری با تلاش دانشجویان دارد. 3) ادراک از اثربخش مرکز مشاوره به واسطه تلاش رابطه معناداری با جهت گیری هدف موفقیت عملکردی دارد.
تولد اولین فرزند به عنوان یک رویداد تنش زا می تواند مایه ترس و خشم پدرومادر و آشفتگی رابطه آن ها گردد. هدف این پژوهش، تدوین بسته آموزشی غنی سازی زندگی زناشویی با رویکرد متمرکز بر هیجان و بررسی اثربخشی آن بر رضایت زناشویی زوجین پس از تولد اولین فرزند بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی است و با بکار بستن طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دوماهه انجام شد. جامعه آماری زوجین مراجعه کننده به بیمارستان ها و مطب های خصوصی پزشکان زنان و زایمان مناطق (3) و (10) شهر تهران 1395 بود. نمونه پژوهش 28 زن و شوهر (56 نفر) بود که به صورت در دسترس، گزینش و به تصادف در دو گروه 28 نفری آزمایش (14 زوج) و گروه گواه (14 زوج) گمارده شدند. گروه آزمایش در نُه نشست هفتگی سه ساعته مداخله آموزشی غنی سازی زندگى زناشویی با رویکرد متمرکز بر هیجان به صورت زوجی شرکت کردند و برای گروه گواه در آن هنگام مداخله ای صورت نگرفت. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ 1989 و پرسشنامه اطلاعات فردی و سنجه شیوه های دل بستگی بزرگ سالان هازان و شیور 1987 بکار برده شد. برآیند تحلیل واریانس چندمتغیری نمرات اختلافی (پیش آزمون-پس آزمون) نشان داد مداخله آموزشی غنی سازی زندگی زناشویی با رویکرد متمرکز بر هیجان بر رضایت زناشویی زوجین (83/129=F و 001/0>P) و مؤلفه های حل تعارض (18/95=F و 001/0>P)، رضایت از ارتباط با دوستان (38/99=F و 001/0>P)، ارتباط زوجین (03/41=F و 001/0>P)، زمینه های شخصیتی (66/15=F و 001/0>P)، فعالیت های هنگام فراغت (03/41=F و 001/0>P) و فرزند پروری (26/14=F و 001/0>P). در دوران بارداری مادران اثربخش است. همچنین برآیندهای تحلیل آزمون پیگیری نشان داد میان مرحله پیگیری و پیش آزمون تفاوت معنی دار وجود دارد و این روشنگر ماندگاری تأثیر مداخله است. ازاین رو آموزش بسته غنی سازی زندگى زناشویی با رویکرد متمرکز بر هیجان در ماه های 3 تا 6 بارداری مادران در بیمارستان ها، مراکز بهزیستی و درمانگاه های مشاوره برای افزایش رضایت زناشویی زوجین تازه والد در دوران بارداری و پس از تولد فرزند پیشنهاد می شود.
تراز مشکلات رفتاری کودکان پیش دبستانی همراه با تحول دستخوش نوسان است، به دلیل همکنش همیشگی کودکان با والدین آموزش مهارت های فرزند پروری فراخور به والدین تأثیر بسزایی در این نوسان دارد. هدف این پژوهش هم سنجی تأثیر آموزش مدیریت والدین و آموزش فرزندپرویبا روش درمانگری متمرکز بر پذیرش و تعهد بر رابطه مادر-کودک بود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه با گروه گواه بود. جامعه دربرگیرنده مادرانِ کودکان دچار مشکلات رفتاری برونی شده سنین پیش از دبستان شهرستان نجف آباد اصفهان در سال 1396 بود که به مرکز مشاوره «رویش پندار» مراجعه داشتند. 45 نفر از داوطلبین پس از بررسی ملاک های ورود انتخاب و تصادفی در گروه آزمایش و گواه گمارش شدند. مداخلات آموزشی طی 10 نشست 90 دقیقه ای اجرا شد ولی گروه گواه در لیست انتظار قرار داشت. داده ها با مقیاس رابطه کودک- والد پیانتا 1994 گردآوری شد. نتایج تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر نشان داد که مداخله آموزش فرزندپروری با روش درمانگری متمرکز بر پذیرش و تعهد و آموزش مدیریت والدین هر دو به ترتیب موجب کاهش نمرات مؤلفه های وابستگی (001/0=P و 2/179=F)، (001/0=P و 28/73=F)، تعارض (001/0=P و 14/347=F)، (001/0=P و 23/94=F) و افزایش نمرات نزدیکی (001/0=P و 36/110=F)، (001/0=P و 38/63=F) و رابطه مثبت (001/0=P و 96/552=F)، (001/0=P و 19/219=F) شده اند. بعلاوه تأثیر آموزش فرزند پروری با روش درمانگری متمرکز بر پذیرش و تعهد در هر چهار مؤلفه مذکور از آموزش مدیریت والدین بیشتر بود (001/0=P). میزان تأثیر گروه آموزش فرزندپروری با روش درمانگری متمرکز بر پذیرش و تعهد و آموزش مدیریت والدین به ترتیب در مؤلفه نزدیکی 88/0 و 81/0، وابستگی 92/0 و 84/0، تعارض 96/0 و 87/0 و در رابطه مثبت کلی 97/0 و 94/0 به دست آمد. سرانجام می توان گفت هر دو آموزش، با بهبود مهارت های فرزند پروری، افزایش تعاملات مثبت و کاهش رفتارهای والدینی منفی به مادران در مدیریت مشکلات رفتاری کودکانشان کمک کرده و از طریق افزایش نزدیکی و کاهش تعارض و وابستگی مایه بهبود رابطه مثبت مادر-کودک شده اند.