Listening comprehension means the process of understanding speech in a second or foreign language. It is the perception of information and stimuli received through the ears. Iranian EFL learners have serious difficulties in English listening comprehension because Iranian universities pay more attention to grammar and reading. The researcher used a set of authentic materials to improve Iranian learners’ listening comprehension. The researcher examined the effect of authentic materials on Iranian learners’ listening comprehension, their listening difficulties, and their listening strategies. The participants of this study were students majoring in English Language Translation Department at the Payame Nour University of Rudsar. Data were collected from survey. The results of this study indicated that authentic materials helped Iranian students improve their listening comprehension and listening strategies.
تحقیق حاضر به بررسی نقش عدم تجانس سنی زبان آموزان انگلیسی در استفاده از راهکارهای ارتباطی می پردازد. هدف دیگر این پژوهش بررسی تاثیر عامل عدم تجانس سنی زبان آموزان بر پیشرفت واژگان می باشد. بدین منظور 60 زبان آموز پسر سطح مقدماتی در یکی از آموزشگاههای زبان ایران به دو کلاس با وضعیت های سنی متفاوت تقسیم شدند. دانش آموزان یک کلاس از لحاظ سنی همگن بوده و 15و 16 ساله بودند درحالی که دامنه سنی درکلاس دیگر 35-15 بود. مواد آموزشی‘ مراحل آموزش و مدرس هر دو کلاس یکنواخت بوده و هر دو گروه‘ به مدت دو ماه ونیم مورد آموزش قرار گرفتند. نتایج حاصله حاکی از تاثیر معنادار عامل بافت سنی زبان آموزان بر نوع وبسامد استفاده از راهکارهای ارتباطی می باشد. اگر چه تاثیر عامل فوق بر پیشرفت کلی واژگان زبان آموزان قابل ملاحظه نبود.
لرمانتف با وجود عمر کوتاهش توانست آثار ارزنده ای از خود برجای بگذارد. در این مقاله، آثار نویسنده با توجه به شرایط حاد خانوادگی و رخدادهای روسیه، به دو دوره تقسیم شده است. موضوع بیشتر آثار دوره اول زندگی ادبی لرمانتف در ارتباط با اختلافات خانوادگی اوست. مشکلات خانوادگی نویسنده منجر به بحران روحی و احساس شدید تنهایی در وی شد. در این مقاله همچنین سعی شده تا شرایط و وضعیت روحی نویسنده در سیمای قهرمانان اشعار و نمایش نامه های نویسنده نشان داده شود. لرمانتف در آثار دوره دوم خود، بیشتر به مسایل سیاسی - اجتماعی و فلسفی می پردازد. این مقاله به عواملی که سبب بروز عنصر تنهایی که از موضوعات اساسی آثار نویسنده است، اشاره می کند. با بررسی اشعار و نمایش نامه های لرمانتف، می توان به انگیزه های احساس تنهایی و غم و اندوهی پی برد که زندگی نویسنده را تحت تاثیر قرار داده بود. در آثار نویسنده، اختلافات خانوادگی (درگیری مادربزرگ با پدر)، مرگ زود هنگام مادری که در اشک سوخت، زندگی پدری که از نظر جامعه اشرافی محکوم و از دیدن بچه خود محروم بود، بی عدالتی های اجتماعی و نارضایتی های حاصل از حکومت پلیسی نیکلای اول به چشم می خورد.
از گذشته، دربارة ساختار و معنا اختلاف نظر میان مترجمان و صاحب نظران ترجمه بوده است. عده ای معتقد هستند ابتدا، سبک و سپس، مفهوم نویسنده در درجة اول اهمیت قرار دارند؛ بنابراین، ترجمة ساختار را مقدم بر مفهوم می دانند و روش ترجمة تحت اللفظی را انتخاب می کنند. برخی نیز انتقال مفهوم را در اولویت قرار می دهند و به سبک اهمیت نمی دهند؛ درنتیجه، ترجمة آزاد را برمی گزینند. این پژوهش تلاشی است برای بررسی دو ترجمه، از دیدگاه خوانندگان که برای ارزیابی کارآمدی دو شیوة ترجمة تحت اللفظی و آزاد انجام شده است. متن موردارزیابی در این تحقیق، بخشی از رمان Thousand Splendid Suns A، اثر خالد حسینی است که به همراه دو ترجمه از مهدی غبرایی و نفیسه معتکف ارائه شده است. مقایسه ازطریق پرسش نامه و گروهی شامل سی نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی رشتة مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه بیرجند انجام شد. پس از بررسی و تحلیل داده ها، نتایج حاصل نشان داد که باوجود سوگیری های فراوان به ترجمة تحت اللفظی به عنوان روشی نامناسب برای ترجمه، از دید خوانندگان، این روش توانست علاوه بر حفظ سبک نویسنده، مفهوم را نیز به خوبی انتقال دهد؛ البته رساندن مفهوم همیشه در اولویت است؛ اما کاربرد روشی که بتواند سبک و نیز مفهوم را انتقال دهد، از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد.
Motivation can be conceptualized as a dynamic process which is a key contributor to mastering a second language. This study used the L2-Motivational Self System as the basis for a conceptual framework for studying the effects of external factors on learners' motivation. In particular, the role of teachers and parents was studied as the external facets of predicting learners' motivation. One hundred and twenty EFL teachers along with 1,270 of their students participated in the study. To measure motivation, the Persian version of Dörnyei's L2 Motivation Self-System Scale was utilized. Three key components of the scale, namely, criterion measure, attitudes to L2 learning, and instrumentality promotion were employed in measuring motivation. To assess the role of family in motivating learners, another subscale of Dörnyei's questionnaire, i.e., family influence was used. To gauge teacher burnout, the educator version of the Maslach burnout inventory (MBI-ES) was used. Structural equation modeling (SEM) was run to analyze the causal relationships among the variables. The results revealed that teacher burnout negatively influenced learners' criterion measure and their attitudes to learning English. However, the path leading from teacher burnout to instrumentality promotion was not significant. Furthermore, three direct, positive, and significant paths leading from family influence to learners' criterion measure, instrumentality promotion, and attitudes to learning English were detected. Finally, findings are discussed with reference to the context of Iran
ترجمه با دو پیام « معادل » در دو « رمز» متفاوت سرو کار دارد . وقتی پیامی از «صورت» اصلی به « صورت » دیگری منتقل می شود، اگر کار ترجمه درست باشدکمترین تفاوت مسلّم بین پیام موجود در «صورت» متن اصلی و پیام عرضه شده در «صورت» متن ترجمه، همان «تغییر صورت» یا «تغییر شکل » پیام است. بنابراین، هر ترجمه ای در صورتی که درست و دقیق باشد می تواند فقط «معادلی» برای اصل باشد و نه « مساوی» با آن، زیرا در دو «طرز بیان» یا دو «رمز» متفاوت، هرگز نمی توان دو پیام کاملاً برابر یا «مساوی» را عرضه کرد. مقالة حاضر، تلاشی است در جهت تبیین ممکن بودن تعادل و ناممکن بودن برابری کامل با اصل در ترجمه.
در قرن هجدهم، ادبیات آلمانى در پرتو اندیشهء روشنگرى رشد و توسعه یافت و ثمرات دلنشین و آموزنده اى به بار آورد. در آغاز دورهء ادبیات روشنگرى، گوتشد تحت تاثیر افکار عقل گرایانهء لایب نیس و ولف قرار داشت. او به تاسى از آن دو فیلسوف، رشد خرد را براى اخلاقى و سعادتمند شدن انسان ضرورى مى دانست و لسینگ ادیب و فیلسوف ادبیات را در خدمت اشاعهء بردبارى دینى و انتقاد اجتماعى قرار داد. برخى از ادباى دورهء روشنگرى به تالیف حکایات حیوانات پرداختند، زیرا آن ها این حکایات را شیوه اى مناسب براى تربیت انسان و انتقادات اجتماعى تشخیص دادند. دورهء روشنگرى مساعدترین د وره براى خلق حکایات حیوانات است. در پایان این دوره ویلاند افکار اپیکور را سرلوحهء فعالیت ادبى خویش ساخت. در پایان باید یادآورى کرد که هدف مشترک تمام ادباى دورهء روشنگرى، تربیت اخلاقى و اجتماعى انسان است.
پژوهش حاضر به بررسی ترجمه آزمایی به عنوان یکی از بحث برانگیزترین مسایل در پژوهشهای زبان می پردازد. سوال پژوهشی این بررسی آن است که آیا میان شکل آزمون و عملکرد بهتر ترجمه آموزان در آزمون رابطه ای وجود دارد یا خیر. برای پاسخ به این سوال، 45 دانشجوی سال آخر تربیت مترجم زبان انگلیسی دانشگاه آزاد اسلامی تنکابن انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه تقسیم شدند. هر گروه با آزمونی متفاوت در ترجمه (ولی محتوای یکسان) مورد آزمایش قرار گرفتند. داده ها توسط روش آماری تحلیل واریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت و نتیجه گرفته شد که میان متغیرهای این پژوهش رابطه وجود دارد.
مقاله حاضر به بررسی ترجمه فارسی یکی از مقالات دانشنامه ایرانیکا تحت عنوان «تأثیر رباعیّات عمر خیّام بر ادبیّات و جامعه غرب» (۲۰۰۸) می پردازد که مصطفی صداقت رستمی آن را با عنوان «عمر خیّام؛ در صحنه ادبی و اجتماعی آن سوی آب ها»، ترجمه کرده و در ماهنامه گلستانه، تیرماه ۱۳۹۳، شماره ۱۳۱، ص ۶۷- ۶۹ منتشر شده است. متأسفانه خطاهای پُرشمار و متنوّعی به این ترجمه راه یافته است که برخی از آن ها عبارتند از: ضبطِ نادرست نام افراد، توجّه نکردن به ضبط اشهر عناوین کتاب ها، ترجمه نکردن برخی عناوین، ترجمه نادرست برخی جملات و مواردی از این دست. نویسنده حاضر این موارد را در هفت فقره دسته بندی و در هر مورد پیشنهاد و توضیحی مناسب عرضه کرده است. این موارد عبارتند از: ۱) تلفظ و ضبط نام های فرانسوی، ۲) تلفظ و ضبط نام های آلمانی، ۳) تلفظ و ضبط نام های انگلیسی، ۴) تلفظ و ضبط نام های هلندی، ۵) عناوین ترجمه نشده، ۶) عناوینی که غلط ترجمه شده اند و ۷) ترجمه های نادرست برخی از جملات. ناگفته نماند که این گونه ترجمه های شتاب زده مصداقِ کوششِ بی فایده است و نه تنها باری از دوشِ مشتاقانِ این عرصه بر نمی دارد، بلکه می تواند مبتدیّان و خوانندگانِ نوسفر را نیز به کژراهه بیفکند.
This article attempts to see، through the structural significances of poetic
language، the nature of the split between linguistic description and literary
interpretation. Rhythm is the most prominent means of relating form to
content in poetic language. The first account of this prominence is seen through
identifying its position in the two prosodic forms of metrical and non-metrical
poetry. Foregrounding has been seen as a significant feature in literary
creation. Following Bradford (1997) the analysis undertakes three stages of
analysis as ‘discovery procedures’، ‘naturalization’، and ‘judgment’ (renamed in
our work as ‘remarks’). The first level examines the degree of the tension
between the two patterns. In the second level، i.e. naturalization، the analysis
goes on turning the peculiar language of the poem into that of the ordinary،
which means making sense of a text. This translation of the poetic language has
been shown to be considerably rooted in elements of form in the classical verse،
and of content in modern free verse. The intervening type has thus been judged
to exist somewhere between the two. The third level، namely ‘remarks’
evaluates the degree of the poet’s success in managing the tension between the
two patterns.
نقش و نحوه کارکرد هریک از دو نیمکره مغز در درک اصطلاحات، از مدت ها پیش بررسی شده است. برخی از یافته های علمی نقش نیمکره راست را در پردازش اصطلاحات تأیید کرده اند و یافته های برخی پژوهش های دیگر دلالت بر نقش نیمکره چپ در پردازش اصطلاحات داشته اند. هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش دو نیمکره مغز در درک عباراتِ اصطلاحی بوده است. آزمودنی های بررسی شده در این پژوهش، دو بیمار آسیب دیده نیمکره راست، دو بیمار آسیب دیده نیمکره چپ و 15 فرد سالم به عنوان گروه کنترل بوده اند. ابزارهای پژوهش نیز شامل سه آزمونِ درکی (آزمون معنی کردن شفاهی، آزمون مطابقت جمله با واژه و آزمون مطابقت جمله با تصویر) بوده اند. یافته های این پژوهش نشان داده اند که بیماران آسیب دیده مغزی به میزان قابل توجهی در درک اصطلاحات ضعیف تر از افراد سالم عمل کرده اند. ازسوی دیگر، عملکرد بیماران آسیب دیده نیمکره چپ و بیماران آسیب دیده نیمکره راست مغز در آزمون های درک اصطلاحات تفاوت معناداری با یکدیگر نداشته اند. البته عواملی مانند نقصان های
فضایی دیداریِ بیماران آسیب دیده نیمکره راست و یا نقایص تولیدیِ شدیدِ بیماران آسیب دیده نیمکره چپ، در عملکرد بیماران در هریک از آزمون ها دخالت داشته و در این پژوهش بحث شده اند. بنابراین، برخلاف یافته های بسیاری از پژوهش ها که دخالت نیمکره راست را در پردازش اصطلاحات تاًکید کرده اند، نتایج حاصل از پژوهش حاضر چنین نقش انحصاری ای را برای نیمکره راست مغز به دست نیاورده است.