فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۴۱ تا ۱٬۷۶۰ مورد از کل ۲٬۰۴۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر مقایسه فراوانی وقوع بخشهای متوجه به شکل زبان در مکالمات گروه های دو نفره متشابه و نا متشابه بود. این مطالعه با شرکت شصت نفر از دانشجویان رشته آموزش زبان انگلیسی که بر اساس نمراتشان در یک آزمون بسندگی استاندارد به دو گروه تقسیم شدند صورت گرفت. در یگ گروه، گروه های دونفره متشابه و در گروه دیگر گروه های دونفره نامتشابه تشکیل شدند. زبان آموزان در هر دو گروه مکالماتی در طی نه فعالیت نوشتاری مشارکتی انجام دادند که مکالمات ضبط و نگشاته شدند. میزان فراوانی وقوع بخشهای متوجه به شکل زبان، در مکالمات ضبط شده از گروه ها، شمارش و با روش آماری آزمون تی گروه های مستقل مقایسه گردید. نتایج تحلیل های آماری نشان دادند که گروه های دونفره نا متشابه، در مکالمات خود، بطور قابل توجه و معنی داری، از بخشهای متوجه به شکل زبان بیشتری استفاده کرده بودند. نتایج بدست آمده با توجه به نظریه اجنماعی فرهنگی ویگوتسکی مورد بحث قرار گرفته و نهایتا فواید آموزشی متعددی بدست آمد.
Rater Errors among Peer-Assessors: Applying the Many-Facet Rasch Measurement Model(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In this study, the researcher used the many-facet Rasch measurement model (MFRM) to detect two pervasive rater errors among peer-assessors rating EFL essays. The researcher also compared the ratings of peer-assessors to those of teacher assessors to gain a clearer understanding of the ratings of peer-assessors. To that end, the researcher used a fully crossed design in which all peer-assessors rated all the essays MA students enrolled in two Advanced Writing classes in two private universities in Iran wrote. The peer-assessors used a 6-point analytic rating scale to evaluate the essays on 15 assessment criteria. The results of Facets analyses showed that, as a group, peer-assessors did not show central tendency effect and halo effect; however, individual peer-assessors showed varying degrees of central tendency effect and halo effect. Further, the ratings of peer-assessors and those of teacher assessors were not statistically significantly different
Life-wise Language Learning Textbooks: Construction and Validation of an Emotional Abilities Scale through Rasch Modeling(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Underlying the recently developed notions of applied ELT and life syllabus is the idea that language classes should give precedence to learners’ life qualities, for instance emotional intelligence (EI), over and above their language skills. By so doing, ELT is ascribed an autonomous status and ELT classes can lavish their full potentials to the learners. With that in mind, this study aimed to design and validate a scale for appraising the current English language learning textbooks with respect to EI competencies. Having used several psychological models of EI, the authors developed a 44-item scale. The scale was then disseminated to in-service EFL teachers at non-profit language institutes in Iran. Rasch rating scale model was utilized to substantiate the construct validity of the scale. Three items, two representing impulse control and one pertaining to adaptability, misfitted the model, requiring to be pruned. The results also showed that the 6-point Likert scale functioned effectively. The scale is therefore a unidimensional and valid instrument with considerable implications for language teachers, syllabus designers, and materials developers.
A Case for the Integration of Language and Content Instructions in EFL Situation (2
منبع:
زبان و ادب ۱۳۷۵ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
The Construction and validation of a mulitple-Choince Topic - Based English Language Proficiency Tes ساختار و اعتبار آزمون های (زبان ) چند گزینه ای موضوعی
حوزههای تخصصی:
Autonomously Noticing Incorrect Language Use: Does it Improve EFL Learners' Grammatical Accuracy? (توجه به کاربرد نادرست دستور زبان بصورت مستقل و خود مختار: آیا این صحت دستوری زبان فراگیران را بهبود میبخشد؟)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترویج تعاملات ارتباطی همزمان با هدایت توجه زبان آموزان به دستور زبان به عنوان یکی از موضوعات مورد توجه درتحقیقات فراگیری زبان دوم مورد توجه بوده است. مطالعه حاضر بر تاثیر تمرینات بازنویسی گفتار بر صحت دستوری زبان آموزان سطح متوسط زبان انگلیسی می پردازد. این پژوهش در دو کلاس سطح متوسط و دو کلاس سطح پیشرفته زبان آموزان (یک کلاس به عنوان گروه کنترل و کلاس دیگر به عنوان گروه آزمایشی در هر سطح آموزشی) انجام شده است. هر جلسه در طی یک دوره 20 هفته ای یک تمرین گفتاری به صورت بحث گروهی به هر چهار گروه داده شد. برای این منظور زبان آموزان در هر کلاس به گروه های سه یا چهار نفره تقسیم شدند. از زبان آموزان خواسته شد که مکالمه گروه خود را هر جلسه ضبط کنند. زبان آموزان در گروهای کنترل مکالمات ضبط شده خود را بدون انجام هیچ نوع فعالیت بعد از مکالمه به معلم خود تحویل دادند. برخلاف گروهای کنترل به گروهای آزمایشی فعالیت های بعد از مکالمه داده شد. به صورت انفرادی و جداگانه زبان آموزان در گروهای آزمایشی ابتدا مکالمات گروه خود را روی کاغذ پیاده کرده و سپس به صورت مستقل تلاش کردند تا اشتباهات گفتاری خود و هم گروهی شان را پیدا کنند. سپس با همکاری هم هر گروه به بحث و بررسی مجدد اشتباهات انجام شده پرداختند. نتایج نشان داد که زبان آموزان گروهای آزمایشی قادر به پیدا کردن و تصحیح اشتباهات گفتاری خود بودند. همچنین نتایج به دست آمده از آزمون ANOVA یک سویه نشان داد که رونویسی از گفتار و تصحیح اشتباهات خود و هم گروهی زبان آموزان تاثیر قابل توجهی بر صحت دستوری گفتار زبان آموزان گروهای آزمایشی داشته است.
TEACHERS AS REFLECTIVE PRACTITIONERS: A SURVEY ON IRANIAN ENGLISH TEACHERS’ REFLECTIVE PRACTICE (مطالعه ای بر عملکرد آموزش مدبرانه ی معلم های زبان انگلیسی در ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش مدبرانه، که اصلی جداناپذیر در آموزش است، هنوز مفهومی غیر واقعی دارد، احتمالاً به خاطر این است که زمانی در دسترس است که معلم ها با فرصت هایی برای ساخت دانش حرفه ای و نشان دادن تمرینات آموزش مدبرانه آماده می شوند. هدف مطالعه حاضر این است تا میزان سطح ادراک معلم های زبان انگلیسی از آموزش مدبرانه و نحوه ارائه آنها از این ادراک آزموده شود. برای این مطالعه طرحی چند روشی در دو مرحله آورده شد. در مرحله اول، داده ها از 60 معلم زبان انگلیسی با استفاده از یک پرسش نامه (اکبری، بهزادپور و دادوند، 2010) گردآوری شدند. در مرحله دوم، 6 معلم به صورت تصادفی در بین معلم هایی که نظرسنجی شده بودند انتخاب شدند و تدریس شان به صورت عملی مشاهده شد. پس از آن، مشاهدات توسط تکنیک نمودار صندلی بررسی شد تا بتوان نشانه هایی ازاستفاده آموزش مدبرانه در تدریس شان تحلیل شود. نتایج نشان دادند که معلم های تحت مطالعه درجه نسبتاً پایینی از این روش را بکار می گیرند و بیشتر تمایل داشتند به تدریس شخصی خودشان اکتفا کنند. پیشنهاد می شود برای اینکه معلم ها سطح قابل قبولی از یکپارچگی آموزش را بدست آورند، از شیوه های یادگیری دانش آموزانشان آگاهی یابند تا آنها را در جنبه های مهم تدریس درگیر کنند.
تأثیر انگیزه و برنامه کمک آموزشیِ مبتنی بر رابطه متقابل بین زبان آموز و معلم و کارِ گروهی بین زبان آموزان بر روی درک مطلب زبان آموزان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تأثیر و ارتباط سطح انگیزه بر روی درک مطلب زبان آموزان ایرانی می پردازد که برنامه آموزشی مبتنی بر رابطه متقابل بین زبان آموز و معلم و کار گروهی بین زبان آموزان دریافت می کنند. در ابتدا زبان آموزان به چهارگروه تقسیم می شوند. زبان آموزان همگی دانشجویان ترم سوم رشته مترجمی زبان انگلیسی بودند و در پیش آزمون تافل و اجرای اولیه پرسش نامه شرکت کردند و تفاوت معناداری بین سطح انگیزه و توانایی درک مطلب آنان وجود نداشت. سپس آنان در دو گروه آزمایشی و دو گروه کنترل قرار گرفتند. دو گروه کنترل (گروه الف و ب) به ترتیب ۲۸ و ۱۲ نفر زبان آموز داشتند و شیوه آموزش مهارت درک مطلب متداول را دریافت کردند. گروه های آموزشی (الف و ب) به ترتیب ۲۸ و ۱۲ نفر زبان آموز داشتند و شیوه آموزش مهارت درک مطلب مبتنی بر رابطه متقابل بین زبان آموز و معلم و کار گروهی بین زبان آموزان را دریافت کردند. در انتها همگی در پس آزمون تافل و اجرای دوم پرسش نامه شرکت کردند. نتایج با استفاده از تحلیل واریانسِ دوطرفه وتحلیل واریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که گروه های آموزشی از گروه های کنترل بهتر عمل کردند و برنامه کمک آموزشی بر روی انگیزه برای خودکارآمدی، چالش، کنجکاوی، رقابت، شناخته شدن، نمرات، دلایل اجتماعی و اطاعت در درک مطلب تأثیر می گذارد.
مقاله به زبان انگلیسی: تاثیر تنوع فعالیت های نگارشی تلفیقی و مهارت زبانی بر ویژگی های گفتمان مکتوب توسط زبان اموزان ایرانی (The Effect of Variations in Integrated Writing Tasks and Proficiency Level on Features of Written Discourse Generated by Iranian EFL Learners)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سالهای اخیر بسیاری از ازمونهای سنجش توانایی مهارت نگارش در مقیاس وسیع (از جمله تافل اینترنتی) از فعالیت های نگارشی تلفیقی استفاده کرده اند. تحقیق حاضر، با استفاده از روش کمی، به بررسی ویژگی های متنی و بکارگیری مطالب مختلف در انواع مختلف فعالیت های نگارشی تلفیقی (گوش کردن-نوشتن در برابر خواندن-نوشتن) در دو سطح ماهر و غیر ماهر در بکارگیری زبان برداخت. با استفاده از نمونه گیری هدفمند 60 دانشجوی زبان انگلیسی انتخاب شدند و بر اساس نمرات بدست امده از ازمون آیلتس به دو گروه دارای مهارت بالا و بایین تقسیم شدند. سبس از انها خواسته شد در فعالیت های گوش کردن-نوشتن و خواندن-نوشتن شرکت کنند. نتایج تحلیل واریانس یک سویه و دو سویه نشان داد که اولا تنوع در فعالیت های نگارشی تلفیقی به همراه سطح مهارت تاثیر معنی داری بر ویژگی های گفتمانی تولید شده داشت، و همچنین هر دو نوع فعالیت تلفیقی ویژگی هایی را تولید کردند که بسیار مشابه بودند، و سوم اینکه برخی از ویژگی های تولیدی بر سطح مهارت ازمودنی ها دلالت داشتند. به علاوه، نتایج این تحقیق نشان داد که در میان ازمودنی های دارای مهارت زبانی بایین، کبی کردن و چسباندن از متون اصلی در فعالیت خواندن-نوشتن بیشتر از فعالیت گوش کردن-نوشتن بود. کاربرد های حاصل از نتایج تحقیق نیز در انتها بیان شده اند.
Construction of Evaluative Meanings by Kurdish-Speaking Learners of English: A Comparison of High- and Low-Graded Argumentative Essays مقایسه ساختن معانی ارزشیابی در مقالات استدلالی قوی و ضعیف دانشجویان کرد زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Academic writing ability is an important goal that learners of English as a Second Language (ESL) or English as a Foreign Language (EFL) try to attain. While ESL students’ academic writings have been widely explored, owing to few studies investigating appraisal resources in EFL students’ argumentative writing, the gap still exists about EFL students’ academic writing. This study aimed to see how Kurdish-speaking learners of English employ appraisal resources in their writings. It further aimed to explore whether the appraisal framework can be utilized as an assessment scale for evaluating the students’ argumentative writing. To this end, the study investigated the argumentative essays written by 15 bilingual Kurdish-Iranian graduates of English within the framework of the appraisal theory. The instruments applied in this study consisted of a modified rating scale for assessing the essays in terms of the macrostructures exploited in them and the framework for the analysis of appraisal resources. Quantitative findings revealed high-graded essays employ more attitudinal items and fewer monoglossic resources than low-graded ones. Qualitatively, the high-graded essays articulated attitudinal values in nominal forms and sometimes in a backgrounded manner while these values were mostly presented by surge of feelings and in a foregrounded way in the low-graded essays. Regarding engagement, unlike the high-graded essays, the low-graded ones were poor in recognizing other voices and alternative positions. Inspired by the strength of the appraisal model evaluating writing, results suggest that high-graded essays are successful in positioning readers attitudinally and clarifying the ethical message to readers.
How to tackle with grown-up students? چگونگی برخورد با دانش آوزان سالمند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دو واژه نویافته فارسی میانه از نامه های منوچهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منوچهر، پسر جوان جم، موبدان موبد پارس و کرمان در سده سوم هجری، در پاسخ به بدعت برادرش زادسپرم، موبدان موبد سیرجان، در باب آیین تطهیر برشنوم، سه نامه به فارسی میانه به مردم سیرجان و زادسپرم و بهدینان ایران نوشت که مجموعه آنها موسوم به نامه های منوچهر است. منوچهر که خود صریحاً اذعان می کند در نویسندگی مهارت ندارد، علاوه بر عدول از قواعد صرفی و نحوی فارسی میانه، و نیز واژه سازی بی قاعده، واژه ها و اصطلاحات دینی و فقهی متعددی را در این نامه ها به کار برده که فهم متن را دشوارتر ساخته اند. بااین همه، شناسایی این واژه ها به غنای گنجینه واژگان فارسی میانه می افزاید. در این نوشتار دو واژه نشان شناسی و مسلمان با تکیه بر شواهد آنها از نامه های منوچهر بررسی شده اند.
let''s take a break(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
On the Teachability of L2 Uninterpretable Features: Instructing Resumptive Pronouns through Contrastive Analysis vs. Dictogloss Techniques(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Although uninterpretable features are claimed to be an area of difficulty for EFL learners, they are still one of the less explored areas of research in the field of L2 pedagogy. The present study sought to investigate the impacts of two techniques, namely contrastive analysis and dictogloss on EFL learners’ mastery of resumptive pronouns, an uninterpretable feature absent in English relative clauses but present in most Persian ones. To this end, 77 elementary EFL learners with similar background in English were selected and assigned to three groups: one control and two experimental. Before and after the instruction the participants were administered a 50-item Grammaticality Judgment test and a 20-item translation test which had been developed and validated for use in this study. The results showed that all three groups had significant progression after the treatments, but the comparison among the groups indicated no statistically significant difference. This may suggest that L2 exposure had a more important role in the participants’ performance than the instruction type (contrastive analysis and dictogloss). The findings seem to support the importance of exposure to such L2 structures over time and that instruction cannot always accelerate acquisition.
شیوه ای نادر در خوانش زمان مفاهیم نیم روز و نیمه شب، به عنوان نقاط ارجاعی، در یک زبان اشاره خانگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیقاتِ انجام شده بر روی ساعت، عموماً پیرامون چگونگی و مراحل رشدِ دانشِ زمان در افراد گوناگون بوده است، و به طور ضمنی چنین فرض شده که تنها یک شیوه خوانشِ ساعت وجود دارد. این نوشته، تفاوتی بسیار مهم را، که در زبان اشاره یک فرد ناشنوا مشاهده شده است، مورد مطالعه قرار می دهد. این فرد ناشنوا، ساعت را برپایه دو نقطه ارجاعیِ نیمه شب و نیم روز می خواند. برای نمونه، زمانی که ساعت ""9 صبح"" است، وی با اشاره نشان می دهد که ""3ساعت به نیم روز"" باقی مانده است. و یا زمانی که ساعت ""2صبح""، و یا به عبارتی ""2شب"" است، او با اشاره نشان می دهد که ""2 ساعت بعد از نیمه شب"" است. این نوشته در صدد درکِ عللِ پیدایشِ این نوع خوانشِ ساعت است. و درنهایت با اشاره به ارتباط میان اوقات شرعیِ اقامه نماز و مفاهیم نیم روز و نیمه شب به تبیین این شیوه می پردازد.
A Corpus –based Analysisof Iranian High School English Text books(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عادت های مناسب و نا مناسب در تسلط یافتن بر مهارت های زبانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات در آموزش زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی: