فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۱٬۱۱۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
ریشه شناسی واژگان گویش های مختلف ایرانی هم به شناخت بیشتر ویژگی های آوایی این گویش ها کمک می کند، هم به ریشه شناسی واژه های فارسی و دیگر زبان ها و گویش های ایرانی. گویش های ایرانی گنجینه عظیمی از داده های زبانی هستند که می تواند در زبان شناسی زبان های ایرانی استفاده شود. این مقاله به ریشه شناسی 12 واژه از گویش های مختلف ایرانی می پردازد. درمورد هر واژه پس از بررسی برابر یا همریشه واژه در دیگر گویش ها و زبان های ایرانی، صورت ایرانی باستان واژه بازسازی، و روند دگرگونی آوایی واژه از ایرانی باستان به گویش های ایرانی بررسی شده است. در ریشه شناسی واژه ها به ویژه بر تمایز بین صورت واژه در گویش های شمال غربی و جنوب غربی تأکید شده. واژه هایی که در این مقاله از گویش های مختلف ایرانی ریشه شناسی شده اند، شامل این واژه ها هستند:
arde/âla «کنار، پهلو، نیمه»؛ast/hast «خانه، حیاط»؛ daha «داسه»؛ gwask/bīg «بزغاله، گوساله»؛ gūn «پستان دام»؛ jeven «هاون غلات»؛ jəxūn «خرمن»؛ kahra «بزغاله»؛ kətū «سگ»؛ mâl «دام، چهارپا»؛ tâta «عمو»؛ xal «کج، خمیده».
بررسی تفاوت های گویش کرمانجی بیگلر با گویش های کرمانجی مجاور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کرمانجی مهمترین گونه زبان کردی است که علاوه بر کشورهای ترکیه، عراق، سوریه، و برخی از مناطق کردنشین غرب ایران، در استان خراسان شمالی و نیز در شمال غربی استان خراسان رضوی بدان تکلم می شود. اهالی روستای بیگلر در جنوب شهرستان قوچان همچون بسیاری از روستاهای دیگر این منطقه به یکی از گویش های این زبان سخن می گویند. از آنجایی که گویش کرمانجی روستای بیگلر نسبت به سایر گونه های کردی کرمانجی رایج در منطقه تفاوت های بارزی دارد، در این پژوهش تلاش شده است تا این تفاوت ها مورد بررسی قرار گیرد. دراین مقاله پس از بررسی این تفاوت ها به عوامل بیرونی و درونی تغییرات صورت گرفته نیز اشاره شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد این گویش از سایر گویش های کرمانجی مناطق مجاور به لحاظ آوایی، ساخت واژی و نحوی متفاوت است، و اینکه زبان های دیگر رایج در منطقه یعنی ترکی و فارسی از جمله مهمترین عوامل برون زبانی به وجود آمدن این تغییرات بوده اند. علاوه بر آن مشخص گردید که در این میان، زبان ترکی بیشترین تأثیر را در ایجاد این تغییرات داشته است و تأثیر زبان فارسی در درجه دوم اهمیت قرار دارد. همچنین از جمله مهم-ترین تغییرات درون زبانی این گویش می توان به از بین رفتن تمایز میان شکل حال و گذشته فعل متعدی در این گویش در مقایسه با دیگر گویش های کرمانجی خراسانی اشاره کرد.
ساخت اطلاعی جمله
حوزههای تخصصی:
نقد و بررسی کتاب «ساخت زبان فارسی » با رویکرد معیارهای نقد و نقدِ بر نقد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد حاضر، نقدی صورتگرایانه در کنار نقد دانشگاهی است. در یک تعریف کلی و عام، نقد صورتگرایانه (فرمالیستی)، نقدی است که در بررسی یک اثر، اصالت را به صورت (ساخت:فرم) می دهد و عمده توجهش به لزوم وجود رابطه ای انداموار و ارگانیک، میان اجزای مختلف یک اثر است؛ به طوری که تمامی قسمتهای یک نوشته، توانایی پشتیبانی و تقویت یکدیگر را داشته باشند. نقد دانشگاهی نیز که بر اصول استوار است، می کوشد در هر حوزه، پیوندهایی میان نوشته و اصول مرتبط بیابد و بررسی دقیق و موشکافانه ای از موضوع به دست دهد؛ بدین ترتیب شاید بتوان نقد صورتگرایانه را زیرعنوان نقد کل نگر ونقد دانشگاهی را زیرعنوان نقد جزء نگر مطرح کرد که هر دو، نوعی نقد فنی به شمار می آیند.
همگرایی و دوزبانگونگی در گویش مازندرانی
حوزههای تخصصی:
گویش ها که یکی از ذخایر فرهنگی و ملی ایران محسوب می شوند در شرف زوال و نابودی
قرار گرفته اند؛ بنابراین جا دارد که پژوهشگران و سیاست گذاران آموزشی و فرهنگی آنها را مورد توجه خاص قرار دهند. با توجه به این رویکرد جدید، تلاش مقاله حاضر بر آن است که به مطالعه
و تشریح بعضی از جنبه های فرهنگی و اجتماعی که در زوال گویش مازندارنی نقش دارند بپردازد. پدیده های اجتماعی و فرهنگی بیشتر منجر به دو نوع تغییر در گویش می شوند: 1- تغییر تدریجی،
2- تغییر ناگهانی. در ابتدا با تحلیل مثالهایی از گویش مازندرانی، استدلال شد که عدم به کارگیری بعضی از عناصر واژگانی و اصطلاحات در گویش مازندارنی ناشی از تغییر شرایط زندگی بوده
که مختص به یک گویش یا یک زبان خاص نیست بلکه نشان دهنده تعامل زبان و محیط زندگی می باشد. در واقع، این پدیده تحول تدریجی هر زبان را نشان می دهد. در مرحله بعد با بررسی فرایند همگرا یی و موقعیتهای دوزبانگونگی، نشان داده می شود که بخش اعظم تغییرات گویش مازندرانی در نتیجه همگرایی آن به سمت زبان معیار حادث می شود که در نهایت امر به تغییر زبان یا زوال گویش منجر می گردد. در این رابطه ضمن تحلیل و برشمردن عوامل تغییر مورد بحث چنین نتیجه گیری شد که علاوه بر فرایندهای تجددگرایی، گاهی اِعمال بعضی از سیاستهای فرهنگی نادرست و قضاوتهای ارزشی غیر علمیِ مردم نیز می تواند موجب نابودی گویش ها گردد. با در نظر گرفتن این جنبه های گوناگون می توان امیدوار بود که با تغییر بعضی از نگرشهای کلیشه ای و اتخاذ راهکارها و تمهیدات آموزشی و فرهنگی مناسب بتوان تا حدی مانع بروز این فاجعه زبانی شد.
تعامل تلفظ و نگارش ارتباط بین مشکلات تلفظی و خطاهای نگارشی فارسی آموزان غیر فارسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
آنچه در پژوهش های انجام شده در حوزة آموزش زبان فارسی بیشتر دیده می شود، جدایی آموزش تلفظ از آموزش نگارش است. در این پژوهش، با تمرکز بر خطاهای زبانی زبان آموزان فارسی در حوزة آواها، به بررسی رابطة بین خطاهای تلفظی موجود در گفتار آنان با خطاهای موجود در نوشتار همان زبان آموزان پرداخته ایم. با این بررسی درصددیم تا نشان دهیم این دو حوزه اندرکنش های فراوانی داشته و تقویت یکی به معنی تقویت دیگری است. ابتدا داده های جمع آوری شده از گفتار شفاهی زبان آموزان را فهرست و موارد تکرار شونده در حوزه های واکه، همخوان و نیز فرایندها را استخراج کرده و برای هر مورد نمونه هایی را به دست داده ایم. سپس در مراحل بعدی از زبان آموزان درخواست کردیم تا انشاهایی در موضوعات مختلف تحریر کنند. خطاهای استخراج شده از این داده ها را با میزان فراوانی در نمودارها ارائه نموده ایم. مقایسة صوری این جداول با انواع خطاهای شفاهی و نیز تحلیل آماری نشان می دهد که خطاهای نوشتاری در حوزة تلفظ ناشی از خطاهای توانشی زبان بوده و تنها یک سهو کنشی در حوزة تولید محسوب نمی شود. اثبات فرضیة ارتباط معنادار بین خطاهای تلفظی و خطاهای نگارشی به این نتیجه رهنمون می شود که املا و تلفظ، دو روی یک سکه هستند. با این نتیجه و با بهره گیری از رویکرد ارتباطی، پیشنهاد می کنیم در آموزش و نگارش کتاب های درسی زبان فارسی به غیر فارسی زبانان، تدریس همزمان تلفظ و نگارش، مورد نظر قرار گرفته و به این دو حوزه به مثابه آیینة یکدیگر توجه شود.
بررسی و توصیف طنین معنایی و معنی ضمنی واژه در نظام معنایی واژگان و همنشینی ها در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیوند مطالعات تحلیل گفتمان با زبانشناسی پیکره، زمینه های جدیدی را در مطالعات زبانی فراهم آورده است که قبلاً کمتر مورد توجه قرار می گرفت. یکی از این زمینه های جدید، مطالعه طنین معنایی حاصل از همنشینی های مکرر یک واژه با مجموعه ای از واژه های دیگر است. طنین معنایی به بار مثبت، منفی و یا خنثایی اشاره می کند که یک واژه به ظاهر خنثی پس از هم نشینی مکرر با کلمات مثبت، منفی یا خنثی به خود می گیرد. این مفهوم یکی از مفاهیم بسیار مهم در زبانشناسی پیکره است که اخیراً مورد علاقه زبان شناسان واقع و به آن پرداخته شده است. این مقاله، برای نخستین بار به معرفی طنین معنایی در زبان فارسی، بیان تعاریف و کاربردهای آن و نیز ارائه مثال هایی در یک پیکره از متون فارسی می پردازد. چارچوب نظری این پژوهش، مبتنی بر دیدگاه های سینکلر (1987) و بیل لو (1993) است. بر این اساس با جست و-جوی تعدادی از ترکیب های فعلی در محیط اینترنت، پیکره ای از جمله های فارسی حاوی این ترکیب ها به همراه همایند های آنها استخراج گردید. نتایج این بررسی به لحاظ آماری نشان می دهد که واژه ها و عبارت-های مترادف در زبان فارسی می توانند طنین معنایی متفاوتی داشته باشند.
توصیف دستگاه فعل در گویش بهبهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" گویش بهبهانی، گویش قدیمی و غالب مردم این شهر می باشد و از جمله گروه زبان های ایرانی جنوب غربی محسوب می شود. این مقاله بطور کلی به توصیف دستگاه فعل و نقش و جای قرارگرفتن شناسه های فعلی، ضمایر پیوسته ی شخصی و روابط آنها در این گویش می پردازد. لازم یا متعدی بودن افعال در زمان های دستوری حال و گذشته، دو الگوی متفاوت دستوری را برای صرف افعال از لحاظ شناسه های فعلی، وندها یا ضمایر شخصی پیوسته و حتی ضمایر فاعلی جدا ارایه می دهد. الگوی اول شامل افعال لازم (ساخت حال و گذشته) و متعدی (ساخت حال) می شود که در صرف آنها در ساخت های مورد نظر، از الگوی دستوری مشترکی پیروی می کنند. الگوی دوم شامل افعال متعدی در ساخت های گذشته می شود. برخلاف الگوی اول در صرف این افعال، شناسه ها، ضمایر پیوسته شخصی و ضمایر فاعلی جدای ویژه ای به کاربرده می شود. این ویژگی باعث شده است که گویش بهبهانی از جمله گویش های ""ارگتیو"" به شمار آید.
"
ابیانه و گویش آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گویش ابیانه ای یکی از گویش های مرکزی ایران به شمار می رود و مانند دیگر گویش های مرکزی دارای ویژگی های منحصربه فردِ آوایی، صرفی (ساخت واژی) و نحوی است و در حوزه واژگان نیز نسبت به فارسی معیار، متفاوت و قابل بررسی است. در مقاله حاضر پس از مقدمه ای کوتاه درباره ابیانه، به برخی از ویژگی های آوایی، ساخت واژی و نحوی این گویش پرداخته می شود. پس از تحلیل داده های گویشی، مشاهده شد که یکی از ویژگی های بارز و قابل تأمل این گویش در مقایسه با فارسی معیار (تهرانی)، متفاوت بودن جای تکیه یا به عبارت دیگر جلوتر بودن آن است. بررسی فرایندهای دیگر از قبیل حذف آوای پایانی و تغییرات تاریخی چند آوا در مقایسه با فارسی میانه از جمله موارد دیگری است که به آن پرداخته شده است. هم چنین در حوزه ساخت واژه درباره تفاوت هایی از قبیل تمایز جنس مذکر و مؤنث ، شمار، صرف افعال لازم و متعدی، ضمایر متصل و منفصل، ترکیبات وصفی و اضافی نسبت به فارسی معیار بحث شده است. در حوزه نحو نیز تحلیلی در باب آرایش واژه ها در انواع جملات مانند خبری (اِسنادی و غیر اِسنادی)، پرسشی (استفهامی و غیراستفهامی)، امری (مثبت و منفی) و جایگاه اجزای جمله در آنها و مبحث حروف اضافه به صورت پس اضافه، نشانه مفعولی «را» و پیش اضافه ارائه شده است.
دستور ساختاری
تدریس مشارکتی
کاربرد حرف تعریف توسط زبان آموزان خارجی: ایها م در مقابل معرفه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله سعی بر این است که آشکار گردد‘ زبان آموزان فارسی زبان در یادگیری زبان انگلیسی در کدامیک از مهارت های شناختی و یادگیری حروف تعریف موفق ترند؛ همچنین معلوم گردد حروف تعریف در زبان شناسی مقابله ای می توانند شامل ایهام و یا معرفه و یا هر دو باشند. در این جهت یک پارامتر(Article Choice Parameter ) جهت انتخاب حرف تعریف پیشنهاد شده است که در آن تشخیص حروف تعریف دریک زبان بر اساس معرفه و یا ایهام میسر می شود. برای مشخص نمودن این موضوع‘ معرفه و ایهام در هر دو زبان انگلیسی و فارسی مورد مطالعه قرار گرفته و سپس با یکدیگر مقایسه شده اند. یافته ها نشان می دهد که مشکل اصلی زبان آموزان فارسی زبان‘ شناخت معرفه و ایهام درزبان انگلیسی است؛ که در مقایسه با شناخت حروف تعریف زبان آموز با مشکلات کمتری مواجه است. اصل اقتصادی بودن
بررسی آواشناسی گویش کوردهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از راه های حفظ زبان ها و گویش ها کوشش برای ثبت علمی دقیق آن هاست. در این مقاله سیستم آوایی گویش کوردهی به گونه ای مختصر مورد بررسی قرار می گیرد. پس از معرفی واج ها و واج گونه های گویش کوردهی، ساختار هجایی سپس فرایند های آوایی و آنگاه مشخصات زبر زنجیری گویش مورد بررسی قرار گرفته است.
اصطلاحات لهجه کازرونی (فرهنگ عامه)
منبع:
مهرسال نهم ۱۳۳۲ شماره ۵
حوزههای تخصصی: