فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۱٬۷۹۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
پیش از بررسی جهت و دلالت روایت بایستی از اصل صدور آن از معصوم مطمئن شد و بی گمان عرضه روایات بر قرآن کریم کارسازترین تدبیر در حصول این اطمینان است. در این روش تأیید حدیث به وسیله شواهد قرآنی حجتی بر صدور حدیث از معصوم می باشد و ناسازگاری با کتاب خدا دلیل اخلال در نظام صدور و نقل آن روایت است. اندیشمندان این روش را از جهات مختلف مورد بررسی قرار داده اند اما به دلیل کمی نمونه های عینی از روایات عرضه شده بر قرآن دیدگاه های متفاوتی را در مورد این معیار بیان داشته اند. نوشتار حاضر با عرضه روایات باب «کبر» کتاب شریف کافی بر قرآن نمونه هایی ملموس از روایات عرضه شده بر قرآن ارائه می دهد. در این باب 17 روایت وجود دارد که تنها یک روایت با شواهد قرآنی ناسازگار است.
خواجه ربیع
راهکارهای تمیز مشترکات و توحید مختلفات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناسایی سلسله راویان واقع در اسناد برای کشف صحت و سقم سند به منظور بهره گیری از حدیث ضروری است. از جمله مشکلاتی که در اسناد روایات به چشم می خورد، تکرار نام هایی است که قابل انطباق بر دو یا چند راوی است. از سویی دیگر برخی از راویان در اسناد روایات با عناوین و اسامی گوناگون یاد شده اند. عناوین متعددی که همگی حکایت از یک شخص دارد. بحث تمیز مشترکات و توحید مختلفات و یکسان سازی راویان متعدد در شناخت راوی و تحلیل و ارزیابی سند روایت توسط دانشمندان با شیوه های خاصی صورت می گیرد. رجالیان بخشی از تلاش های خود را به این موضوع اختصاص داده و راه هایی از جمله توجه به طبقه راوی، وجود عناوین به طور مستقل در کتاب های رجالی به خصوص رجال نجاشی؛ اختلاف در طریق و راوی کتاب بودن، وجود اختلاف در راوی و مروی عنه؛ آگاهی از کنیه ها، لقب ها و موقعیت جغرافیایی شهرها، توجه به تصحیف های احتمالی و... را از جمله راهکارهای تمیز مشترکات و توحید مختلفات دانسته اند.
مقالات علوم حدیث
منبع:
علوم حدیث ۱۳۷۶ شماره ۶
حوزههای تخصصی:
دفاع از حدیث(3)
منبع:
علوم حدیث ۱۳۷۶ شماره ۴
حوزههای تخصصی:
حمد نامه امام (ره)
گزارشى از یک پایان نامه
منبع:
علوم حدیث ۱۳۷۶ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
فرونگران در حدیث امام سجاد(ع)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
روایات علی بن ابی حمزه بطائنی بین رد و قبول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابن بطائنی، علی بن ابی حمزه، از راویان فاسدالمذهب است؛ اما با این تفاوت که او دو دوره متمایز را در حیاتش پشت سر گذاشته است. مدتی بر طریق حق بوده و در آن دوران از راوایان امام صادق و کاظم (علیهما السلام) به شمار می رفته است؛ ولی در اواخر عمرش به کژراهه می رود و امامت امام رضا (علیه السلام) را منکر می شود. او روایات زیادی را در دوره استقامت خود از آن دو امام همام نقل کرده که از طریق گزارش صاحبان اصول روایی، مشایخ ثقات و اصحاب اجماع به جوامع روایی ما راه یافته است. به سبب مذمت هایی که از او در کتب تراجم شده است، فقیهان و عالمان ما موضع گیری متفاوتی در برخورد با روایات او داشته اند. منشا اختلاف آنان نیز به این بر می گردد که برخی زمان ادای روایات را دوره استقامت او می دانند و برخی دیگر دوره انحراف او. و این یک نوع دوگانگی در پذیرش یا عدم پذیرش روایات او ایجاد کرده است. اما بنا به قراینی، به نظر می رسد بیشتر روایت او مربوط به دوره استقامتش بوده است، از این رو می توان به روایات او، در صورت احراز شرایطی، اعتماد کرد و آن ها را ملاک عمل قرار داد. همان طور که عمل مشهور فقیهان و عالمان نیز همین بوده است.
جهاد با نفس 8
زوائد نویسی در حدیث اهل سنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عده ای از متاخران اهل سنت به تألیف کتبی با عنوان «زوائد» دست زده اند. زوائد نویسی- با تعریفی که خواهد آمد- نخست با تالیف کتابهایی چون : مستخرجات، مستدرکات و دیگر آثاری که به عنوان ذیل و تکلمة صحیحین به رشتة تحریر در آمده بود، شکل گرفت، اما در دوره های بعد به صورت فن رایج و مستقلی درآمد و در نتیجه به احیای بسیاری از آثار حدیثی اهل سنت و گسترش دایرة حدیث در آن مکتب انجامید، به طوری که امروزه یکی از شعب رایج در علوم حدیث «علم الزوائد» است و کتب زوائد از آثار مهم در منابع حدیثی به شمار می رود.
بررسی گفتمان انتقادی در نهج البلاغه براساس نظریه ی نورمن فرکلاف(مطالعه موردی توصیف کوفیان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان انتقادی، به عنوان رویکردی بین رشته ای علوم اجتماعی، فراتر از صورت های زبانی، به بررسی ایدئولوژی ادیب که بازتاب دهنده شرایط اجتماعی و فرهنگی فضای حاکم بر جامعه اوست، می پردازد. از آن جا که قدرت حاکم بر هرجامعه ای، گفتمان آن جامعه را سامان می بخشد؛ این رویکرد، چگونگی پیوند آثار ادبی با قدرت مسلّط بر جامعه را در سه لایه ی: توصیف، تفسیر و تبیین مورد بررسی قرار می دهد. بی شکّ، خطبه های نهج البلاغه سرشار از موضوعات گوناگون است که امام(ع) هر یک از آن ها را به منظور هدایت بهتر جامعه به سوی سعادت، در نهایت فصاحت و بلاغت و با توجّه دقیق به اوضاع سیاسی و اجتماعی مسلّط بر زمان بیان نموده اند.
این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی و برپایه تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف، به بررسی چگونگی تعامل زبانی خطبه های امام (ع) با اوضاع خفقان آمیز مسلّط بر زمان را که کوفیان به آن دامن زده بودند، می پردازد. دست آورد این نوشتار، تبیین گفتمان روان شناسانه و هنری خطبه ها و اثبات تاثیر پذیری آن ها از شرایط سیاسی حاکم و بویژه رفتار کوفیان و نیز تاثیر متقابل امام(ع) بر آن هاست.
گفتاری کوتاه پیرامون روایت: لیس منّا من لم یتغن بالقرآن
منبع:
بینات ۱۳۷۴ شماره ۶
حوزههای تخصصی:
در نهج البلاغه جایگاه کار و تقسیم کار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر جامعه ای برای تداوم حیات و بقا به کار و فعالیت مردم و مسئولان احتیاج دارد. نیاز به کار از قرون باستان وجود داشته است و هرچه می گذرد بر اهمیت آن افزوده می شود. کار، سرمایه و ذخیره ملی است و می تواند به رشد تمدن کمک کند. علی (ع) اصول و موازین کار و تلاش را در گنجینه گرانبهای خود (نهج البلاغه) بیان فرموده اند. ایشان در مسیر احیا و آبادانی جامعه همواره کار و تلاش می کردند و در مدت خلافت خویش از این امر مهم غافل نشدند.
پژوهش حاضر براساس اطلاعات کتاب های موجود، به ویژه نهج البلاغه، به شیوه ای توصیفی انجام شده است تا جایگاه کار و تقسیم کار و جوانب مختلف آن را براساس آموزه های نهج البلاغه ارائه کند و راهبردی برای ایجاد کار سالم و مفید درراستای پیشرفت جوامع کنونی جهان باشد. آنچه در این گنجینه شگرف یافت می شود، حاکی از این است که کار و تقسیم کار دارای جایگاه والایی است و در استمرار، بقا و تعادل جامعه، و پویایی، شکوفایی و پیشرفت جوامع جهانی نقش مؤثری دارد. به علاوه، سعی شده است با بهره گیری از آموزه های نهج البلاغه و اندیشه های برخی متفکران، درباره تعریف و تبیین مفهوم کار، جایگاه کار، تقسیم کار، فواید و علل تقسیم کار، آثار تقسیم کار، ...، توجه و بررسی همه جانبه انجام شود.
دو تفسیر از صادر اول و اجزای آن در حدیث حدوث اسماء(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حدیث اول از باب حدوث اسماء اصول کافی که به حدیث «حدوث اسماء» مشهور است، از مشکلات و متشابهات احادیث و مشتمل بر معرفت برجسته ای از معارف فراوان موجود در روایات اهل البیت (ع) است و به دلیل جذابیت محتوای آن، مورد تفسیرهای متعدد واقع شده است. بر اساس این حدیث که مبیّن ترتّب و تنزّل و تکثّر اسماء الهی است، مخلوق اول اسمی است که چهار جزء دارد که یک جزء آن در حجاب سه جزء دیگر قرار گرفته است. آن سه جزء یا سه اسم، هرکدام دارای چهار رکن اند و هر رکنی سی اسم در ذیل خود دارد تا درنهایت به سیصدوشصت اسم بالغ شود. در آخر حدیث، اشاره ای مشتمل بر تفسیر و تعلیل به آیه «قُل اُدعوا اللهَ او ادعوا الرَّحمن ایا ما تَدعوا فَلَهُ الاسماءُ الحسنی» شده است. در میان تفسیرهای متعدد این حدیث، تفسیر ملاصدرا در شرح اصول کافی و تفسیر علامه طباطبایی در المیزان و رسالة الاسماء به جهاتی از جمله مهم ترین و مؤثرترین شرح های موجودند. در این مقاله به بیان و مقایسه تحلیلی این دو تفسیر پرداخته ایم.
روش شیخ کلینی در طبقه بندی روایات کافی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روش طبقه بندی احادیث متأثر از نظام طبقه بندی در هر دوره ای است که مؤلفان کتب با در نظر گرفتن روش های مرسوم در عصر خویش به طبقه بندی احادیث می پردازند. کلینی جزء محدثانی است که در طبقه بندی احادیث کتاب شریف «کافی» از روش طبقه بندی عصر خود یعنی طبقه بندی مفهومی آموزه های حدیثی بهره گرفته است. اصل انتخاب و گزینش مفاهیم کلیدی کافی نیز مبتنی بر ضرورت ها و مسائل مطرح در زمان تألیف آن است. مهمترین محورهایی که از مقدمه کافی قابل استخراج هستند عبارت است از: عقل و جهل، فضل علم، ضرورت تمسک به سنت و قرآن، توحید، نبوت و امامت، آداب و فرائض و احکام.
کلینی با تکیه بر نقش ابزاری عقل، بر تمسک به کتاب و سنت و اخذ معارف از آنها تأکید دارد و کتاب و عقل و جهل و فضل علم را مقدمه ای بر مباحث توحید، امامت و اخلاق و احکام قرار داده است. کلینی جامع حدیثی خویش را به شیوه درختی از کل به جزء یا از اصل به فرع تنظیم کرده است.
نقد آرای ذهبی ذیل روایت های مستدرک حاکم درباره فضایل اهل بیت(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در منابع روایی اهل سنت، فضایلی بی شمار درباره اهل بیت عصمت و طهارت(ص) نقل شده و رجالیان و حدیث پژوهان این مکتب، دیدگاه هایی متفاوت درباره این نوع احادیث داشته اند.حاکم نیشابوری (م.405ق.) در بخشی از کتاب خود به نام مستدرک، برخی فضایل اهل بیت(ع) را ذکر کرده است؛ در مقابل، ذهبی(م.748ق.) در کتاب تلخیص المستدرک، روایت های نقل شده از حاکم را نقد کرده و در نهایت، دسته ای از آن ها را تضعیف و ابطال کرده است.پرسش بنیادین این پژوهش، آن است که آیا ذهبی در نقد احادیث حاکم، روشی یکسان و دقیق داشته است یا خیر. دسته بندی و بررسی نظرهای ذهبی، بیانگر آن است که وی در تصحیح و تضعیف روایت ها، روشی یکسان نداشته و گاه نظرهایش دوگانه است و اتقان لازم را نیز ندارد؛ مثلاً وی گاهی علت ضعف سند را بیان کرده و گاه بدون ذکر علت ضعف، حدیث را از تلخیص حذف کرده است.نادیده گرفتن آرای رجالیان پیشین در نقد روایت ها، از دیگر ضعف های ذهبی به شمار می رود و بیانگر روی کرد تعصب آمیز وی به بخشی از روایت های مندرج اهل سنت درباره فضیلت اهل بیت(ع) است. بدین ترتیب می توان گفت ذهبی در نقد احادیث فضایل اهل بیت(ع)، از روش علمی منحرف شده است و از این روی نمی توان به آرای وی اعتماد کرد.