سازمان وکالت، شبکه ای از وکلای به هم پیوسته بود که در عصر حضور ائمه(علیهم السلام) وظیفه سامان دهی امور شیعیان را در امور مرتبط با امام بر عهده داشت. به دلایل خاص سیاسی آن روزگار، باید این سازمان به صورت سرّی به فعالیت می پرداخت. اهمیت مسئله به قدری بود که هر گونه تنش در پی تعارض های روی داده می توانست موجودیت آن را با خطر مواجه سازد. از این رو می طلبید دست اندرکاران و گردانندگان آن با شناخت بسترهای بروز تعارض و تنش در مجموعه خود، به مدیریت تعارض ها همت گمارند تا بتوانند به سلامت از خطرهای پیش رو گذر کنند. استقرای اطلاعات تاریخی مرتبط با وکلای ائمه(علیهم السلام) از منابع کتاب خانه ای و سپس بررسی و تحلیل آن ها مؤید این فرضیه است که ائمه(علیهم السلام) با آگاهی از بسترهای بروز تعارض و تنش در سازمان وکالت ابتدا درصدد پیش گیری از بروز تعارض بوده اند و به هنگام رویارویی با تنش ها با بهره گرفتن از راه کارهای مناسب، سازمان را از خطرهای احتمالی حفظ کرده اند.
از جمله ویژگی های شاخص قیام امام حسین (ع)، خونین شدن این قیام با خون مطهر شهیدان، به ویژه حضرت علی اصغر (ع) است. بر اساس نقل مقاتل و کتاب های تاریخی و مفاد زیارت نامه ها، امام حسین (ع) در روز عاشورا خون زخم و جراحت خویش را به آسمان پاشید و صورت مبارکش را با آن رنگین کرد. همچنین خون علی اکبر (ع) و علی اصغر (ع) را نیز به هنگام شهادت به آسمان پاشید و قطره ای از آن خون ها به زمین بازنگشت. بر این خونین کردن صحنه شهادتِ بهترین عزیزان از سوی امام حسین (ع)، به ویژه علی اصغر (ع) منطق و اهدافی حاکم است. نوشتار پیش رو با روش توصیفی _ تحلیلی و شیوه کتابخانه ای، به کشف این منطق خون می پردازد.
در این مقاله سعی شده است که براساس منابع اصلی اهل سنت اعم از کتب روایی، تاریخی و تراجم، اهمیت و محبت خارق العاده پیامبر(ص) به امام حسین(ع) مشخص و با برشمردن فضایل اخلاقی و معنوی و الگوبرداری از قیام آن حضرت، سرمشق قرار گرفتن وی برای پرورش روح آدمی و اسوه بودن او در بین امت اسلامی مورد تحلیل واقع شود و از این رهگذر تبیین گردد که با توجه به فصل الخطاب بودن و حجیّت سنت پیامبر(ص)، محبت به امام حسین(ع) موجب نزدیکی و محبت میان خود مسلمانان می شود و این محبتِ مورد توافق می تواند گفتمان اتحاد و تقریب مذاهب اسلامی را تقویت و پُربار نماید.