فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۱٬۸۹۹ مورد.
منبع:
پژوهش های زبان شناختی قرآن (کاوشی نو در معارف قرآنی) سال چهارم پاییز و زمستان ۱۳۹۴ شماره ۲ (پیاپی ۸)
حوزههای تخصصی:
معارف اسلامی همواره بر بهره گیری از همه سطوح و لایه های معنایی قرآن کریم، تاکید دارد؛ بنابراین، جامعیت و چندلایه بودن قرآن کریم، مستلزم علمی است که بتواند به کنه و جان این کتاب عظیم القدر پی ببرد. در هر دوره ابزار و وسایلی در دست دانشمندان و پژوهشگران مطالعات قرآنی وجود داشته است که با کمک آن، فضاهایی جدید و نکته هایی ناب از قرآن کریم، کشف و استخراج می شده اند. معناشناسی به عنوان یکی از شیوه های نقد ادبی نو، در قالب فرآیندها و ابعاد گوناگونی مطرح می شود که نظریه «مربع معناشناسی» از جمله آن هاست.
این مقاله در پی آن است تا ضمن تبیین ویژگی های معناشناختی برخی آیات قرآن، با روش تحلیلی - توصیفی فرآیند مربع معنایی و نحوه شکل گیری آن را بررسی و تحلیل کند.
یکی از مهم ترین نتایجی که در این پژوهش متصور می باشد؛ این است که اکثر نظریه های مطرح شده در این حوزه، نظریاتی هستند که ریشه در نقد و زبان شناسی غربی، دارند؛ اما نکته ی قابل توجه آن ا ست که بخش اعظم این نظریه ها، پیش تر در متون کهن مسلمانان، مطرح شده اند که در پژوهش های جدید، غالبا تنها اسامی آن ها تغییر یافته است، البته باید اذعان داشت که نظری ه پردازان جدید، در تکامل آ ن ها سهیم بوده اند.
فراز وفرود مکی ومدنی در تفسیر الحدیث(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دروزه از مفسران معاصری است که تفسیر خود را براساس ترتیب نزول قرآن سامان داده است. از جمله دلایل او در تنظیم چنین تفسیری، فهم بهتر تفسیر قرآن براساس فرآیند نزول تاریخی قرآن است. دروزه شیوه ی امام علی- علیه السلام- را در جمع آیات قرآن پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام- صلی الله علیه وآله- به عنوان پشتوانه چنین نگاهی در تفسیر قرآن به شمار آورده است. اهتمام به سیاق آیات و تقسیم سوره های قرآن به مکی و مدنی در تقسیم کلام الهی از محورهای بنیادینی است که دروزه اساس شیوه ی تفسیری خود را بر آن قرار داده است تأکید دروزه در تقسیم سورمکی به مکی و مدنی به قاعده ی سیاق و مضمون باعث شده که روایات در تفسیر او از جایگاه مهمی برخوردار نباشند و تمام همت او مصروف ایجاد نوعی رابطه و تبیین وحدت موضوعی بین آیات سوره ها باشد.
این رویکرد باعث گردیده در پاره ای موارد دروزه در تفسیر درست آیات الهی بر مبنای مکی و مدنی مسیر نادرستی طی کند و از پای بندی قواعد تفسیر و از جمله استناد به روایات صحیح - به مثابه مولفه ی مهم در فهم آیات- دور نشود. در عین حال دروزه در پاره ای موارد توانسته با التزام به نقش مکی و مدنی در تفسیر صحیح قرآن توفیق یابد.
بررسی مبانی، روش ها و برداشت های تفسیری احمد مصطفی المراغی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تفسیر مراغی از تفاسیر مهم معاصر است. مؤلّف آن احمد مصطفی المراغی رئیس أسبق دانشگاه الازهر و از شاگردان مکتب تفسیری المنار است. مفسّر با تکیه بر مبانی و روش هایی به تفسیر آیات قرآن پرداخته است. حجیّت ظواهر کتاب، عدم حجیّت اخبار آحاد در تفسیر، عدم تحریف قرآن، ممنوعیت تفسیر به رأی و اعتقاد به تناسب آیات، از مبانی تفسیری وی به شمار می رود. وی در مواردی مانند تفسیر آیه 3 و 4 فیل و آیه 65 و243 و 259 بقره به مبانی تفسیری خود ملتزم نبوده است و در مواردی مانند تفسیر آیه 55 آل عمران، اخبار متواتر و یا اخبار محفوف به قراین صدق نزد اهل سنت را نادیده گرفته و آیات را بر خلاف ظاهر و بر خلاف آن روایات تفسیر نموده است. ایشان در روش تفسیری خود از روش های مختلف تفسیری بهره برده است. در این مقاله برخی از برداشت های تفسیری وی، که متاثر از اندیشه های وهابیت یا ناشی از تحلیل مادی آیات است، نقد شده است.
بررسی دیدگاه مفسران مسلمان و قرآن پژوهان غربی راجع به معنای «فُرقان» در قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در متن قرآن کریم واژه های پیچیده ای وجود دارد که هر کدام در بافت های مختلفی به کار رفته اند. یکی از آنها «فرقان» است. مفسرّان مسلمان متقدم و متأخر کوشیده اند با مسلّم گرفتن منشأ عربی این واژه، برای آن معانی گوناگونی مانند کتاب، تورات، انجیل و تمایز میان حق و باطل در نظر بگیرند. اما دانشمندان غربی برخلاف مفسران مسلمان، با تکیه بر روش های ریشه شناختی تطبیقی زبان های سامی، ریشه عربی برای این واژه قائل نیستند، بلکه آن را از «پورقانا»ی سریانی به معنای «نجات» دانسته اند. نویسنده با مقایسه دیدگاه های این دو گروه، ریشه ای جدید برای «فرقان» پیشنهاد می کند و بر این باور است که برخلاف نظر آنها، این واژه تلفیقی از ریشه «پورقانا» به معنای «نجات» و «پوقدانا»ی سریانی به معنای «فرمان» است. در نقد و بررسی مدعای نویسنده به این نتیجه رسیده ایم که می توان بر اساس بافت برخی از آیات که ناظر به کُتب وحیانی است، ریشه اصیل عربی برای فرقان قائل شد و معنای نور برای آن در نظر گرفت و با توجه به بافت آیات دیگر که ناظر به نجات قوم بنی اسرائیل و پیروزی مسلمانان بر مشرکان است، می توان ریشه ای آرامی/ سریانی برای آن در نظر گرفت.
بررسی وجوه اضلال انسان از حیوان در دیدگاه تفسیری علامه طباطبایی با تأکید بر آیات 179 اعراف و 44 فرقان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مبانی گیتی شناختی قرآن کریم در تفسیر رتبه بندی موجودات ناسوتی با دیدگاه رایج که منسوب به ارسطو است، تفاوت دارد. قرآن معتقد است شأن موجودات، وابسته به میزان تقرب هر موجود به خداوند است. بر اساس این فرض، نه تنها انسان به طور مطلق، اشرف مخلوقات نخواهد بود بلکه اگر این شرط در انسانی محقق نشود، او همانند حیوانات بلکه از آن نیز پست تر خواهد شد. از جمله این آیات که علامه طباطبایی به آن پرداخته است، آیات پیرامون «اضلال انسان نسبت به حیوانات» است. در این مقاله تلاش شده است تا با بررسی احتمال ها در گفتار تفسیری علامه در ذیل آیات مورد بحث، در دو محور «وجه شبه برخی انسان ها با حیوانات» و نیز «چگونگی پست تر شدن برخی انسان ها از حیوانات»، دیدگاه نهایی وی در تفسیر المیزان کشف گردد. در مجموع از گفتار علامه طباطبائی در این تفسیر، چهار احتمال قابل استنباط است. به نظر می رسد برخی از این احتمال ها به هیچ وجه با هم قابل جمع نباشد و با دیدگاه ایشان در تفسیر آیات مشابه دیگر، سازگاری نداشته باشد.
نقد و بررسی نظریّة برخی از مستشرقان در باب تناقض در آیات قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اعجاز قرآن در دانش علوم قرآن از جایگاه ویژه ای برخوردار است، چراکه بودن قرآن از سوی خدا، از رهگذر اعجاز آن اثبات می شود. یکی از وجوه اعجاز قرآن که از صدر اسلام تاکنون مورد توجّه دانشمندان بوده است، اعجاز آن در پیراستگی از اختلاف است. اثبات اعجاز قرآن در پیراستگی از اختلاف، بر پیش فرض ها و مقدّماتی استوار است. یکی از آن مقدّمات، پاسخگویی به شبهات و آیات موهِم اختلاف و تناقض است. لذا شناخت دقیق آرای خاورشناسان دربارة قرآن کریم و نقد علمی دیدگاه های آنان برای ما مسلمانان ضرورتی انکارناپذیر است. روش تحقیق در این پژوهش، مطالعة کتابخانه ای و رویکرد آن، توصیفی، تحلیلی و انتقادی است. باید گفت صرف نظر از انگیزة مستشرقان از ادّعای وجود اختلاف در آیات قرآن، یکی از عللی که موجب توهّم اختلاف و تناقض در میان آیات قرآن شده، در نظر نگرفتن قواعد صحیح در تفسیر آیات و بی توجّهی به شرایط تناقض است. از این رو، در نظر نگرفتن مبانی و قواعد صحیح در تفسیر آیات قرآن و در نظر نگرفتن شرایط تناقض، از جملة عوامل اصلی ایدة آنان است. لذا چون آنان تصوّر درستی از تعریف تناقض ندارند، هر آیه ای را که با آیة دیگر به نوعی متفاوت باشد، مصداق تناقض دانسته اند، درحالی که زمانی می توان ادّعا کرد میان دو آیه تناقض وجود دارد که اختلاف آن دو به گونه ای باشد که همواره از صدق هر یک، کذب دیگری و از کذب هر یک، صدق دیگری لازم آید. در این مقاله بیان شده که هیچ یک از شبهات آنها مبتنی بر دلیل علمی و منطقی نیست و تنها بر اساس پیش فرضهای نادرست است.
معناشناسی زبان قرآن از دیدگاه علاّمه طباطبائی(ره) در تفسیر البیان فی الموافقة بین الحدیث و القرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن کلیات مفهوم شناسی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن کلیات مفسران و تأویل گران شیعی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن کلیات موارد دیگر کتاب شناسی تفسیر
یکی از مهم ترین مبانی تفسیر قرآن، مربوط به «زبان قرآن» است. هر مفسّری خواه، ناخواه در طول تفسیر خود به آن می پردازد.یکی از نظرات رایج در زبان قرآن، عرفی بودن است که از پیشینة طولانی برخوردار است. علاّمه طباطبائی در تفسیر نخستین خود، «البیان فی الموافقة بین الحدیث و القرآن» به مسئلة زبان قرآن توجّه نشان داده است. در این نوشتار، نگارندگان ضمن بررسی نظر علاّمه طباطبائی در حوزة عرفی بودن زبان قرآن، به مسئلة مراتب معنایی آیات قرآن و مفاهیم قرآنی، مانند هدایت و ضلالت، ذکر و غیره پرداخته است. در این راستا، نخست نظریّة عرفی بودن زبان قرآن با توجّه به شواهد و قرائنی که در تفسیر البیان وجود دارد، مورد کنکاش قرار می گیرد، سپس به بررسی مراتب آیات و مفاهیم قرآنی که رابطة تنگاتنگی با مسئلة زبان قرآن دارند، پرداخته می شود. بر این اساس، علاّمه معتقد است علی رغم اینکه قرآن از اصطلاحات رایج میان عرب بهره گرفته، ولی آن را طبق عرف خاصّ خود به کار برده است و افزون بر این، آیات قرآن لایه های معنایی مختلفی دارند.
علاّمه طباطبائی(ره) و تفسیر البیان فی الموافقة بین الحدیث والقرآن
حوزههای تخصصی:
عالمان بزرگ در طول حیات علمی خود تألیفات گسترده ای دارند که یکی از راه های عمدة شناخت افکار آنها، مراجعه به این آثار است. در این باب، آثار اوّلیّة هر عالم می تواند کمک فراوانی به شناخت زیربنای فکری او نماید. علاّمه طباطبائی از جمله عالمان دینی است که در زمینه های مختلف دینی آثار فراوانی دارد. علاّمه در دهة چهارم حیات خود،تفسیری به نام«البیانفیالموافقةبینالحدیثوالقرآن»نگاشته اند. این اثر، تفسیری ترتیبی است که تا آیة 57 سورة یوسف را در بر می گیرد و نگارنده با روش توصیفی تحلیلی به بررسی این تفسیر از جنبه های گوناگونی مانند زمان آغاز و اتمام نگارش، ساختار کلّی، منابع مورد استفاده، روش تفسیری پرداخته است. این تفسیر به صورت مختصر بر اساس روایات رسیده از معصومین(ع) در حدود 15 سال به نگارش درآمده است. عمده منبع نقل روایات البیان، کتب عیّاشی، قمی، کافیو آثار شیخ صدوق هستند که علاّمه با واسطه تفسیر صافی از این منابع نقل کرده است. البیان مشتمل بر روش های تفسیری قرآن به قرآن و ادبی نیز است.
مقایسه تحلیلی تأویل از دیدگاه ملاصدرا و قاضی عبدالجبار همدانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلسفه تطبیقی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن کلیات روش های تفسیر و تأویل
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن کلیات مفسران و تأویل گران شیعی
به استناد آیات و روایات، تأویل راهی برای دستیابی به حقایق متن مقدس و عبور از ظواهر الفاظ برای نیل به حقایق آیات است. در این عرصه، هر یک از فرقه های اسلامی به بحث و تدقیق در این زمینه پرداخته و به گونه ای به ارائه تأویل صحیح همت گماشته اند. نوشتار حاضر به بررسی تأویل از دیدگاه دو دانشمند نام آور از فرقه های اسلامی عقل گرا (شیعه و معتزله)، یعنی ملاصدرا و قاضی عبدالجبار همدانی می پردازد. صدرالمتألهین به تناسبت دیدگاه وجودشناسانه و به مدد نظام عقلانی شهودی خود، میان مراتب حقیقت و عقل انسانی تناظر برقرار نموده، براساس این تناظر سعی در ادراک حقایق آیات براساس اصل موازنه میان معقول و محسوس دارد. این در حالی است که قاضی از منظر زبان شناسانه، تأویل آیات را منحصر در مدالیل زبانی دانسته، سعی می کند آن را صرفاً براساس عقل استدلالی تببیین نماید. بررسی نوع نگاه به مسئله تأویل از حیث مبدأ ورود به بحث، بدنه اصلی و پیامدهای آن در دو دیدگاه یادشده، دو جلوة متفاوت از دیدگاه های عقل گرایانه را در عالم اسلام ترسیم می کند که در این نوشتار به آن پرداخته خواهد شد.
رهیافتی به تعریف «وجوه» و «نظائر» از دیدگاه قرآن پژوهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«وجوه» و «نظائر» یکی از شاخه های علوم قرآن است که نخست به گونه پراکنده در میان تفاسیر می آمد و پس از چندی نگاشته هایی ویژه این رشته سامان گرفت. نویسندگان در این نگاشته ها که کمابیش آن را وجوه و نظائر می نامیدند، الفاظ دارای چند معنا و معانی آن ها، و الفاظ هم معنا را گرد می آوردند؛ اما هیچ یک مراد خود را از وجوه و نظائر روشن نکردند یا اگر چنین کردند، آیندگان بدان راه نبردند. بدین روی آیندگان درباره مراد این نگارندگان از وجوه و نظائر، دچار دودستگی شدند و باز از آنجا که تعریف دسته دوم که سیوطی نامورترین چهره آن هاست، درست برداشت نشد، این دودستگی به چنددستگی تبدیل شد. اینک خواننده امروزین با شماری از تعریف ها و برداشت های گونه گون و ناساز روبه روست و برایش روشن نیست که کدام درست است و کدام نادرست. این جستار به روش توصیفی، تحلیلی و انتقادی به روشنگری در این باره پرداخته و تعریف درست وجوه و نظائر را روشن ساخته است و آن، این است که وجوه، معانیِ قرآنیِ لفظ دارای بیش از یک معناست و نظائر، الفاظ هم معنا در قرآن.
بررسی تطبیقی مبانی تفسیری شیخ طوسی و فخر رازی و تاثیر آن در موضوع نسخ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فخر رازی و شیخ طوسی گرچه به لحاظ کلامی دارای دو خاستگاه فکری اند اما با توجه به رویکرد عقل گرایانه خود در تفسیر در قلمرو نسخ دارای دیدگاه های خاصی اند این رویکرد عقل گرایانه برخاسته ازمبانی تفسیری این دو مفسر بزرگ مسلمان است. مبانی تفسیری که در حکم پیش فرض ها و اصول بنیادین مفسرآن قرآن است، در نحوه کیفیت تفسیری مفسر بازتاب می یابد. صرف نظر از جنبه های گونه گون مبحث نسخ - که از دیرباز محل بحث محققان علوم اسلامی بوده - آنچه در این مقاله کانون بحث و بررسی است؛ چگونگی تاثیر این مبانی تفسیری در تفسیر آیات ناظر بر ناسخ و منسوخ است. بر اساس، مبانی مهمی مانند حکیمانه بودن خدا و فعل او یعنی قرآن حکیم، جاودانگی قرآن و تاثیر آن با توجه به عنصر مصلحت در نسخ و سرانجام خود اصل و مبنای ناسخ و منسوخ داشتن قرآن، آیات موسوم به ناسخ و منسوخ تفسیری خاص یافته است. اولا نتیجه این تفسیر این است که دامنه این آیات بسیار محدود است هردو مفسر چیزی کمتر از ده آیه را شامل چنین آیاتی می دانند؛ ثانیا هر دو مفسر در پرتو مبانی مانند حکیمانه بودن خدا و قرآن و جاودانگی آموزه ای آن و نوع رابطه ای که این مبنا با نسخ از حیث عنصر مصلحت دارد، دارای نقاط اشتراکی هستند. اما از آن سو، در موردی که به تفاوت دیدگاه کلامی آنان مربوط می شود مانند اهمیت اصل عدل به عنوان مولفه اساسی مبنای عقلی در تفسیر آیات اختلاف دارند.
مفسران معاصر امامیه و غرر قرآن؛ چیستی، رهیافت ها و گونه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیاتی از قرآن به دلیل دارا بودن ویژگی های برجسته محتوایی و بیانی, مرجعیت و جامعیت خاصی در تبیین آموزه های قرآنی یافته و به مرور از شهرت، فراوانی ارجاع و استناد در احادیث و اقوال مفسران برخوردار شده اند. در برخی از تفاسیر معاصر امامیه از این آیات، به عنوان «آیات غُرر» یاد شده و معارف ژرفی از درونمایه آنها استخراج شده است. علی رغم استناد به آیات غرر، ماهیت، ملاک ها و شاخص های انتخاب این آیات بیان نشده و مباحث نظری و روش شناختی آن تبیین نگردیده است. در این مقاله، تبیین چیستی معنایی و مفهومی غرر، زمینه های پدیداری آیات غرر، انواع رهیافت ها، اکتشاف و الگوی طبقه بندی این آیات بررسی شده است. غُرر قرآنی ریشه در سنت و عترت داشته و به عبارت های تام قرآنی که در موضوع خود در مجموع آیات قرآنی از برجستگی خاص بیانی و محتوایی برخوردار بوده و در تبیین موضوع و پاسخگویی به مسائل آن منحصر به فرد و کارآمد باشند، اطلاق می شوند. دو رهیافت غایت گرا و محتوا گرا میان مفسران معاصر امامیه در انتخاب آیات غرر رایج است. اکتشاف غرر قرآنی بر پایه روش های نقلی، اجتهادی و تُراثی ممکن است و الگوی جامع و معیار در این خصوص، طبقه بندی آن ها بر پایه نظریه معرفت دینی در ساحت های پنج گانه اصلی آن است.
نظرات نحوی ابن عاشور در توجیه منصوبات متشابه در تفسیر «التحریر و التنویر»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبان شناختی قرآن (کاوشی نو در معارف قرآنی) سال چهارم بهار و تابستان ۱۳۹۴ شماره ۱ (پیاپی ۷)
حوزههای تخصصی:
درک درست قرآن کریم برای همگان امری ضروری است و یکی از راه های نیل به این امر رجوع به تفاسیر و بهره گیری از نظرات مفسران می باشد. پژوهش حاضر، بررسی آراء نحوی ابن عاشور تونسی(1879-1973م) در تفسیر «التحریر و التنویر» در مبحث منصوبات متشابه است. او در این تفسیر به جنبه های مختلف مسائل نحوی و از جمله آن ها؛ منصوبات متشابه پرداخته و وجوه تشابه آن ها را توجیه کرده است. نگارندگان در این مقاله قصد دارند که به شیوه توصیفی- تحلیلی به بررسی روش توجیه منصوبات متشابه در تفسیر ابن عاشور بپردازند. بدین منظور به بررسی تشابه در چهار مسأله «تشابه بین حال و مفعول به، مفعول له و مفعول مطلق»، «تشابه بین مفعول به و مفعول لأجله»، «تشابه بین حال و تمییز» و در نهایت «تشابه بین مفعول به، مفعول مطلق، حال و خبر کان» پرداخته شده است. با بررسی نظرات و دیدگاه های ابن عاشور در این تفسیر و مقایسه آن با دیگران، متوجه خواهیم شد که وی در مبحث منصوبات، آراء منحصر به فردی دارد.
معناداریِ بخشی از آیه یا آیات، هم در سیاق و هم خارج از سیاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن کلیات
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن کلیات انواع تفسیر وتأویل
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن موارد دیگر قرآن وعترت
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی موارد دیگر قرآن و تفسیر در روایات
یکی از قرائن مهم در فهم هر آیه، توجه به سیاق آن است. مفسران آنجا که پیوستگیِ نزول آیات ثابت گردد، در حجیت سیاق و تأثیر معنائیِ آیات در یکدیگر هم داستانند. اما آنجا که پیوستگی اثبات نشود، یک آیه یا یک مجموعه ایات را مستقل از سیاق شمرده و بدون توجه به بافت، تفسیر می کنند. گذشته از این دو، مقالة حاضر به شاخة سومی پرداخته که هر دو قسم فوق را شامل می شود. این پژوهش با روش تحلیلی ثابت می کند که در پرتو تعالیم اهل بیت(ع) هر پاره و بخشی از یک آیه، می تواند فارغ از کلِ آیه، مفید معنای دیگری هم باشد؛ و نیز هر آیة مرتبط با مجموعه ای از آیات که با هم نازل شده اند، می تواند علاوه بر مفادی که در کنار مجموعة خود دارد، مفیدِ معنای مستقل دیگری هم باشد. البته در هر دو مورد، عدم تناقض معنای جدید با قرآن و سنت شرط اساسی است. این نظریه، که خود یک اصل و قاعدة تفسیری مهم است، توسط اهل بیت(ع) طراحی و آموزش داده شده، و شواهد روائیِ فراوان دارد و عرصة تازه و بدیعی را در مباحث وجوه قرآن و باطن آن می گشاید. اگرچه سازوکارهائی دارد که باید مراعات شود و لذا در همه جا و همة گزاره ها، نمی توان چنین تعمیمی داد
تحلیل انتقادی استناد به ظواهر قرآنی در تفسیر «من وحی القرآن»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تفسیر «من وحی القرآن» از تفاسیر معاصر شیعی است. محمدحسین فضل الله مفسری است که در تفسیر خود بر ظواهر قرآنی تأکید می ورزد و یکی از مبانی خود را در تفسیر اعتماد به ظواهر قرآنی بیان می کند. استفاده از ظهور در تفسیر وی انواع گوناگونی دارد. فضل الله از مجموع این ظواهر استفاده های گوناگونی چون تأیید یک احتمال تفسیری، نقد و ردّ نظر مفسران دیگر و نقد روایات تفسیری بهره می برد. وی در اکثر موارد همراه با ذکر ظهور، قرائن و شواهدی از قبیل قرائن منفصل قرآنی، روایی یا عقلی را یادآور می شود تا استظهار خود را تأیید کند. با این وجود فضل الله درجایی که قرائنی قرآنی، روایی یا عقلی مبنی بر اراده خلاف ظاهر در میان باشد از ظهور الفاظ دست برمی دارد؛ ولی پایبندی بیش از اندازه ی فضل الله به ظهور در برخی از آیات موجب شده است که وی در ورطه ی افراط افتاده و در معنای ظاهری الفاظ جمود پیدا کند و آرایی خلاف مشهور مفسران و به ویژه مفسران شیعه ارائه دهد.
آراء تفسیری مفسران معاصر پیرامون آیه مباهله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفسران معاصر از شیعه و سنی در نگرش تفسیری خود از جنبه های مختلف تاریخی، ادبی، کلامی و حقوقی آیه مباهله را مورد توجه قرار داده اند که هر کدام با هدف اثباتی و انکاری آن را در رهیافت و نتایج متنوعی، معناشناسی نموده اند. در این مقاله کوشش شده با یک رویکرد کاملاً تطبیقی آراء مفسران معاصر در بحث های مختلف به ویژه اعتقادی جمع آوری شود و نوع نگرش و تحلیل آنها مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد. بررسی ها نشان می دهد که مفسران از شیعه و اهل سنت طیفی از دیدگاه های گوناگون را مطرح کرده اند که بخشی از آنها قابل جمع است و بخش دیگری از آن در طول یکدیگرند و اختلاف های کلامی نتوانسته همگرایی در برخی زمینه های دیگر را منتفی کند. همچنین برداشت از آیه منحصر به ابعاد کلامی نیست بلکه زمینه رهیافت های اجتماعی و حقوقی نوینی هم وجود دارد که می تواند مورد وفاق قرار گیرد و در یک نگرش انتقادی، میزان استواری و سستی آنها بر پایه معیارهای سه گانه تاریخ، ادب و کلام سنجیده شود.
اعجاز قرآن به مثابه یکی از مبانی تفسیر قرآن؛ تحلیل و داوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نگاهی تجویزی، اعجاز قرآن به مثابه مبنایِ تفسیر، بدین معناست که باور به اعجاز قرآن در فرایند و سمت وسوی تفسیر، اثری تعیین کننده دارد و چنین باوری، لازمه هر تفسیر معتبری است. این مدعا در میان قرآن پژوهان موافقان و مخالفانی دارد. نوشتار حاضر بر این باور مبتنی است که این مدعا از دو حیث دارای ابهام و اشکال اساسی است: «اعجاز قرآن» در مقام تحلیل، چیزی نیست جز نظریه های اعجازکه با هم یکسان نیستند. مبانی تفسیر نیز نمی تواند برگرفته از تفسیر یا به تعبیر دیگر، ماهیتِ تفسیری داشته باشد. مقاله حاضر با در میان آوردن دو نکته فوق، «نظریه های اعجاز» را به تیغ ملاک های بازنگری شده مبانی تفسیر می سپارد و نشان می دهد که پاره ای از این نظریه ها نسبتی با مقوله تفسیر پیدا نمی کنند و پاره ای دیگر، خود مسبوق و مبتنی بر تفسیر هستند. از دیگر سو، تفسیر گونه های مختلفی دارد و برخی از نظریه های اعجاز مبنای برخی از گونه های تفسیری خواهد بود.