رابطة دین و فلسفه همچنین نسبت نقل و عقل، از مسائل مهمی است که از دیرباز ذهن متفکران ادیان مختلف را به خود مشغول کرده است. اندیشمندان مسلمان نیز از این امر مستثنا نبوده و در آثار خود به این مطلب پرداخته اند. در فرهنگ مسلمانان مشهور آنست که متکلمان به این دلیل که مبانی فلسفه را معارض با شریعت می دانسته اند، با فلسفه مخالف بوده اند. بارزترین چهرة مخالف فلسفه را ابوحامد غزالی، اندیشمند بزرگ قرن 5 ق می دانند که با نوشتن تهافت الفلاسفه، ظاهراً بزرگترین لطمه را به فکر فلسفی در عالم اسلام وارد کرده است. در این مقاله، به روشی تطبیقی و با توجه به سیر تاریخی مسألة مورد بحث، آرائ و مبانی غزالی با فارابی و ابن سینا از فیلسوفان مقدم بر او، و ابن رشد از فیلسوفان قرن 6 ق و از معروفترین معارضان او، و طباطبایی از فیلسوفان معاصر، مقایسه گردیده و نشان داده شده که مخالفت غزالی- و دیگر متکلمان- با فلسفه، در حقیقت مخالفت با آراء معینی از فلسفه، و نه خود فلسفه بوده است. بنابراین، مخالف شمردن وی با فلسفه چندان درست به نظر نمی رسد.
در شماره قبل، اصل قیام مصلح جهانی را در نگاه عقل و ادیان مختلف تا حدودی تحلیل و بررسی کردیم و اعترافات مذاهب پیشین را درباره موعود از نظر گذراندیم. اکنون برآنیم که برخی از قواعد علمی و گفته های نظریه سازانِ حکومت واحد جهانی را نیز مطرح کنیم. سپس به آیات قرآن در زمینه حکومت آینده جهان بپردازیم.
رسالت حقیقی انبیای عظام بر این اصل استوار بود که عبودیت در برابر حق تعالی در وجود انسان با عقل نهادینه گردد.با بعثت آنان طرق سعادت و شقاوت بیان گردید و انسان به غیب و ماورای تجرد عقلی راه یافت.با ابلاغ تکالیف الهی راههای عبودیت تعلیم داده شد و عقل در آشکار ساختن استعدادها و تعدیل نیروهااز تعالیم انبیاء بهره جست.پیامبر اعظم(ص)نیز در دعوت مردم به اسلام، اصالت را به پایه عقل داد و در جهت شکفتن استعدادهای عقلانی و بالندگی فکری آن ها کوشید.آئین اسلام بر عقل و علم و تفقه و بصیرت پایه ریزی شده و قرآن کریم با فرمان»ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه وجادلهم بالتی هی احسن«.قابلیت هدایت آدمیان را بر اساس استعدادها و ظرفیت های متفاوت آنان بیان می دارد.اسلام باب آزادی،اندیشه،تفکر،اعتقاد و ایمان مبتنی بر عقلانیت را باز کرد و پیامبر اکرم(ص)و جانشینان آن حضرت با عوام زدگی،بدعت های دینی،قشری گری،جمود و جهالت دینی مبارزه کردند و روایت »قطع ظهری اثنان؛عالم متهتک و جاهل متنسک«بر اهتمام آن حضرت بر تعمیق معارف اسلامی اشاره دارد و طرح شعار»حسبنا کتاب الله«براساس رویکرد تعبد و سطحی نگری و قشری گرائی در دین طرح گردید و در نتیجه باورهای دینی اصالت عقلی خویش را از دست داد و با ظهور انواع تعدی ها در عرصه دین مصائب بزرگی را در نیم قرن اول هجری بر اسلام وارد ساخت.قواعدی چون عرضه حدیث به قرآن از سوی امامان شیعه وقاعده»کلما حکم به العقل حکم به الشرع«با رویکرد اصالت عقل و تفکر بر تعبد صورت گرفته است