احتجاجات امام سجاد(ع) از نیرومندترین عوامل جاودانه ساختن قیام عاشورا و اهداف نهضت امام حسین (ع) می باشد. آن حضرت از عصر عاشورا تا بازگشت و استقرار در مدینه احتجاج هایی با عوامل حکومتی و مردم شهرهای مختلف از جمله کوفه و شام داشته اند که بر این احتجاجات منطق خاصی حاکم بوده که باعث رسوایی دستگاه بنی امیه و تاثیر و ماندگاری قیام عاشورا بعد از شهادت امام حسین (ع) در جامعه آن روز بوده است. لذا این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، با شیوه کتابخانه ای، به تحقیق و بررسی احتجاجات امام سجاد (ع) پیرامون نهضت عاشورا جهت کشف واستخراج منطق حاکم بر این احتجاجات پرداخته است.
قبل از ظهور امام مهدی (عج) به دلیل اینکه امام و رهبر شیعیان در میان آنها نیستند و مردم با امام (عج) نیز به ظاهر هیچ ارتباطی ندارند با مشکلات زیادی روبه رو هستند و اختلافات زیادی مانند اختلافات ظاهری و عقیدتی همراه با آزمایش های زیادی اعم از آزمایش های مادی و معنوی دست به گریبان هستند. این اختلافات، آزمایش ها و فتنه ها، عوامل مختلفی مانند مدعیان دروغین، غالیان و ... دارند که قصد دارند با مکر و فریب خود، شیعیان را گرفتار فتنه ها و اختلافات کنند تا مرتد شوند. در این میان فقط کسانی می توانند خود را از گزند این حوادث و فتنه ها در امان نگه دارند و گرفتار این اختلافات نشوند که از نعمت بصیرت برخوردار باشند و تنها علمای راستین هستند که می توانند مردم را از دام این فتنه ها و مکر و فریب دشمنان دور نگه دارند. بنابراین، آنان موظفند هم از نظر عقیدتی و هم از بعد اخلاقی مردم را راهنمایی کنند. در پژوهش حاضر وضعیت دشوار شیعیان در عصر قبل از ظهور حضرت مهدی (عج) براساس روایات معصومین (ع) بررسی می شود.
"هر یک از انسانهای وارسته و با عظمت معمولاً خود را وامدار شخص یا اشخاص با عظمت دیگر دانستهاند. مولوی نیز به عنوان یکی از شخصیتهای بزرگ اسلامی، در کتاب مثنوی، علاقه شدید خود را نسبت به چند نفر نشان داده است. از میان این شخصیتها، او به دو نفر نه تنها علاقه، بلکه عشق نشان داده است که عبارتند از: حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله و حضرت علی علیهالسلام .
از دیدگاه مولوی، تنها کسی که صلاحیت مولویت برای تمام مسلمانان و بلکه تمام انسانها را دارد امام علی علیهالسلام است؛ زیرا ایشان به مقام شامخ آزادی و آزادسازی رسیده است. به همین سبب، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فقط او را جانشین خود ساخت.
عفو حضرت علی علیهالسلام از دشمن خود، بلکه از قاتل خود نیز از آزادی او نشأت میگیرد. ارزش انسان به اندازه آزادی او از قید و بند دنیا و رسیدن به مقام بندگی خالصانه است که اوج این مقام را پس از نبی اکرم صلیاللهعلیهوآله باید در حضرت علی علیهالسلام جستوجو کرد."
حدیث معروفی از پیامبر(صلى الله علیه و آله) روایت شده که برابر با آن خداوند در هر قرنی کسی را در میان این امت بر می انگیزد تا دین را تجدید کند. این حدیث ابتدا در سنن ابی داود و سپس در بسیاری از جوامع روایی اهل سنت نقل شده و برخی نیز بر صحت حدیث از نظر سند و محتوا اجماع دارند، در شیعه نخستین بار شیخ بهایی آن را گزارش کرده است. شهید مطهری در آثار خود نسبت به اصالت این حدیث تشکیک کرده و آن را از نظر سند به جهت وجود ابوهریره، ضعیف دانسته است و از جهت مضمون نیز، چهار اشکال بر آن وارد کرده است. به نظر می رسد، این اشکالات در رد حدیث ناتمام باشد، زیرا صرف وجود ابوهریره موجب ضعف حدیث نخواهد بود، چنان که بسیاری از محدثان شیعه از او روایت نقل کرده اند. درباره اشکالات محتوایی نیز: اولا؛ واژه «رأس» در حدیث قید اتفاقی می باشد، ثانیا؛ «مَن» در حدیث از الفاظ عام بوده و بر بیش از یک نفر نیز دلالت دارد، ثالثا؛ اشتباه در تعیین مصادیق دلیلی بر وضع حدیث نخواهد بود. رابعا؛ بنابر دلایلی چند نمی توان روایت مجدد را متأثر از اندیشه فلسفی ایرانیان باستان دانست.