یکى از مهمترین مسائل انسان شناسى این است که آیا گرایشها و بینشهاى انسان محصول تعاملات او با خارج استیا ریشه آن گرایشها و بینشها در خمیر مایه آدمى نهاده شده است؟ به عبارتى دیگر آیا در انسان چیزى به نام فطرت وجود دارد یا خیر؟ اگر انسان فطرت دارد، چه چیزهائى فطرى انسان هستند؟
نویسنده در این مقاله به بررسى بینش و گرایش فطرى انسان به خدا مىپردازد و در پایان نوشتار، به نقش تربیتى فطرت توجه مىدهد .
چکیده
از جمله مباحث کلامی، رویت خداوند متعال، به ویژه در روز قیامت میباشد که امامیه، اشاعره و معتزله در خصوص آن دچار اختلاف نظر هستند؛ امامیه بر عدم جواز رؤیت و در مقابل اشاعره، بر جواز رؤیت خداوند در روز قیامت معتقدند؛ از جمله دلائل هر یک از آنها استدلال بر آیه « لاتدرکه الابصار » است. در این مقاله دیدگاه کلامی هر یک بررسی شده و ضمن بیان نظر علامه طباطبایی، مفسر بزرگ معاصر امامیه در خصوص عدم رؤیت، به نقد دیدگاه فخر رازی از مفسران بزرگ اشاعره پرداخته شده و بیان شده که رؤیت بصری خداوند ملازم با جسمانیت و جهت و حیز دار بودن خداوند است و منافات با مبانی واجب الوجود و تجرد ذات دارد.