با توجه به نقش تعیین کنندة علوم عقلی در میان دیگر شاخه¬های علوم انسانی، بررسی کارشناسانه و تبیین جایگاه علوم عقلی در مهندسی ساختار علوم اسلامی برای جهان اسلام، و به ویژه برای محققان و مراکزی که نگاه دائرهْْْْالمعارفی به علوم دارند، از مسائل بسیار مهم است. مبانی و فضای فکری و نوع برداشت متفکران اسلامی از آموزه¬های دینی امری بوده است که در تعیین موقعیت این علوم و نقض و ابرامهای موجود در این زمینه نقشی تعیین کننده داشته است. این نوشتار با گذری بر مفهومشناسی و بیان خصیصه¬های علوم عقلی، به تبیین و توجیه جایگاه این علوم در میان دیگر دانشها پرداخته است.
در این مقاله ابتدا مهم¬ترین دلیل¬های اثبات حرکت جوهری مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. دو دلیل از پنج دلیل حرکت جوهری به کمک نقادی برخی از معاصران و سایر دلیل¬ها با استدلال¬هایی جدید و ابتکاری ابطال شده¬اند. سپس تفسیرهایی که صدرا با توجه به نظریه حرکت جوهری ارائه داده است، مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. به این منظور، کلیه آیاتی را که صدرا تحت تأثیر این نظریه، بر خلاف معنای ظاهری تفسیر کرده است، جمع¬آوری شده و با توجه به سایر آیات، روایات، معنای ظاهری و متبادر از الفاظ و خصوصیاتی که در فلسفه برای حرکت جوهری بیان شده است، صحت و سقم انطباق آیات با حرکت جوهری معین شده و این نتیجه به دست آمده است که هیچ یک از برداشت¬های صدرا (تحت تأثیر نظریة حرکت جوهری) از آیات قرآن، درست نیست.
سقراط؛ فیلسوف و حکیم شفاهی یونان اثری مکتوب که دربردارنده جهان بینی و اعتقادات او باشد از خود بر جای نگذاشت بلکه محاورات، گفتگو ها، مجادلات و جلسات درس بازارگونه او به وسیله شاگردانش از جمله گزنوفون و افلاطون، پس از مرگ استاد به رشته تحریر درآمد.
«محاورات سقراطی» مجموعه ای نمایش نامه وار است که در آن ها افلاطون به شرح و بیان دیدار و مناظره سقراط با افراد مشهور تاریخی نظیر پروتاگوراس، گرگیاس و تئایستوس میپردازد.
این نوشتار میکوشد تا با بررسی قالب و محتوای این محاورات، وجود ویژگیهای مشترکی نظیر اشتراک موضوعی، سادگی زبان ، اشارات فراوان اخلاقی، وحدت روش، دعوت به علم آموزی و اعتراف به جهل و نادانی و جنبه ادبی قوی را در گفتارهای سقراط به اثبات رساند.
نگارنده به رغم بینتیجه ماندن اغلب این محاورات، این مقوله را ناشی از وسعت نظر و نگاه عمیق سقراط به موضوعات مورد بحث میداند که به شدت با دیدگاهی که این محاورات را به دلیل بینتیجه ماندن، بیفایده تلقی میکند،در تقابل به سر میبرد.
از نظر ملاصدرا آنچه در عالم خارج واقعیت دارد، وجود است. او وجود را حقیقتی واحد و دارای مراتب شدت و ضعف می داند. این دو مطلب همان اصالت و تشکیک وجود است که نقش قطعی آنها به عنوان مبنای محکمی در اثبات حرکت جوهری دراین مقاله پذیرفته شده است و عدم اعتقاد به این دو اصل دارای لوازم بی شماری در حکمت متعالیه از جمله عدم پذیرش حرکت جوهری است. به عبارت دیگر فهم درست حرکت جوهری در فلسفه صدرایی مستلزم فهم صحیح اصالت و تشکیک وجود است. مقایسه دیدگاه ملاصدرا با فلاسفه مشا در این مورد حایز اهمیت فراوانی است. ملاصدرا با تلقی جدیدی از حرکت که وجودی دانستن نحوه آن است، زمینه رابرای اثبات نقش اصالت و تشکیک وجود، هموار می سازد. ادعای نگارنده در مقاله این است که حرکت جوهری هم در ناحیه تصور و هم در ناحیه تصدیق بر اصالت و تشکیک وجود مبتنی است و بدون در نظر گرفتن این ابعاد چهره حرکت جوهری خدشه پذیر است