انقلاب اسلامی ایران زمانی به پیروزی رسید که قابلیت پذیرش استعمار و استبداد در میان مردم از میان رفت. این اتفاق در فضای فرهنگیای رخ داد که توسط سه تن از احیاگران و مجددان بزرگ معاصر شیعه، یعنی امام خمینی (ولایت فقیه)، علامه امینی (ولایت) و علامه طباطبایی (علوم قرآن) مهیا شده بود. ضمن آنکه حلقه احیاگران مذکور در کنار حلقه تقریب مذاهب اسلامی، فرهنگ اصلی انقلاب اسلامی ایران را شکل دادند. از منظر آسیب شناسی فرهنگی انقلاب، از دهة 1370، کوشش بسیاری در راستای محو آثار علامه امینی، علامه طباطبایی و امام خمینی از سوی مخالفان انقلاب به عمل آمده است. انقلاب اسلامی ایران تا زمانی در مسیر صحیح خود گام برمیدارد که از این بستر پربار فرهنگی فاصله نگیرد و پی در پی به غنای آن بیفزاید.
خواست و مطالبه آزادی در ایران معاصر با فراز و نشیب های بسیاری همراه بوده و بسیاری از جنبش ها و مبارزات سیاسی، پیرامون این خواست صورت بندی شده اند. در عین حال تاریخ آزادی خواهی ایرانیان علاوه بر فراز و نشیب، با انقطاع نیز دست به گریبان بوده و در مقاطعی از تاریخ معاصر این سرزمین، ساکنانش گریز از آزادی را بر خواست آن ترجیح داده اند. این مقاله در مقام تبیین و توضیح این انقطاع ها و فراز و نشیب هاست و این مهم را از خلال استعانت نظری از الگوی توسعه پایدار که چارچوب غالب فهم و توضیح مسائل انسانی و اجتماعی در دوره جدید است، میسر می داند. بر این اساس نویسنده مقاله بر آن است که مشخصه و ویژگی بارز آزادی خواهی در ایران جدید، ناپایداری است و راهبردی که می تواند آزادی خواهی پایدار را برای فردای ایرانیان به ارمغان آورد «عمومی سازی» است که آزادی «بیان خود» را ممکن می کند.