فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۶۱ تا ۱٬۲۸۰ مورد از کل ۳٬۳۲۶ مورد.
قرآن قرن 21!
حوزههای تخصصی:
مولانا جلال الدین بلخی و نسبیت در ارزیابی و سنجش
حوزههای تخصصی:
بی ریشه در ایران، ریشه دار در غرب (محافظه کاری در جهان امروز)
حوزههای تخصصی:
اولویت های کار علمی بر کار روشن فکری
حوزههای تخصصی:
پسا مارکسیسم و پسامارکسیسم
حوزههای تخصصی:
چرا امروز می بایست، به بازاندیشی پروژه سوسیالیسم بیندیشیم؟ ارنستو لاکلاو و شنتال موفه، در پاسخ به این پرسش، تلاش دارند در تاریخ معاصر، نقشی فعال و آگاهانه و نه انفعالی و کورکورانه را در پیش گیرند هدف خود را انتزاعی روشن (به طور نسبی)، از کشمکش هایی که در آن سهیم هستند و فهم تغییراتی که پیش چشمانشان رخ می دهند، قرار داده و در واپسین تحلیل، بدین نتیجه می رسند که لازم است با بهره بردن از روش واسازی دریدا، شالوده و ساخت مارکسیسم ارتدکسی را مورد چالش جدی قرار دهند.لاکلاو و موفه از یک سو، به چالشی بنیان کن علیه رویکرد های «تقلیل گرا، جوهرگرا و جهان شمول» برخاستند و از سوی دیگر، به نقد آموزهای مبتنی بر برداشتی خاص از جامعه روی آوردند: آموزه هایی که جامعه را از دریچه عناصر مستقلی و دارای هویتی خاص مورد تحلیل و تعریف قرار می دهند (جوهرگرایی عناصر) و بدین ترتیب، افقی فراسوی مارکسیسم ارتدوکسی، فراساختگرایی و هرمنوتیک گشودند. با این هدف، این دو متفکر نقطه عزیمت تئوریک خویش را بر شماری از جریان های نظری و فلسفی نظیر: واسازی دریدا، تبارشناسی و دیرینه شناسی فوکو، روانکاوی لاکان، پدیدارشناسی هوسرل و هایدگر، پراگماتیسم رورتی، زبانشناسی و نشانه شناسی مدرن (سوسور، بارتز و ...)، رهیافت فراتحلیلی ویتگنشتاین و هژمونی گرامشی بنا نهادند.
دین و سیاست
اندیشه: علل ناکامی تاریخی مسلمانان
حوزههای تخصصی:
گزارش از غرب: در غرب چه خبر؟ (46)
حوزههای تخصصی:
منادی امید و آزادی
بازنگری دین و مدرنیته
نقدی بر قاعده الواحد و اصل سنخیت
حوزههای تخصصی:
صلح امام حسین علیه السلام
حوزههای تخصصی:
شاخص های امامت در تفکر شیعی
حوزههای تخصصی:
جایگاه و اهمیت توحید و اخلاق در سیر دعوت رسول خدا (ص)
حوزههای تخصصی:
پایان علم؟
حوزههای تخصصی:
آزادی در روایتی پارادایمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیر اندیشه سیاسی به صورت های گوناگون و با به کارگیری شیوه های تحلیلی مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. در این ارتباط، شناخت مفاهیمی چون «آزادی» و «عدالت» در سیر تاریخی اندیشه سیاسی از اهمیت به سزائی برخوردار بوده است. هر یک از رهیافت های تحلیلی به فهمی از این مفاهیم دست یافته اند و سیر تحول آنها را توضیح داده اند. در این نوشتار از رهیافتی پارادایمی برای توضیح مفهوم «آزادی» و سیر تحول آن بهره گرفته شده است تا به فهم بهتری از آن یاری رساند