فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۷۶۱ تا ۲٬۷۸۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
تأثیر عامل قدرت در نظریههای زبانشناسی ادب همواره مورد تأکید بوده است، اما نحوه این تأثیر در همه بافتها و موقعیتها یکسان و ضرورتاً مطابق با پیشبینی نظریهها نیست. در تحقیق حاضر، نشانگرهای زبانی ادب در جلسات دفاع از پایاننامه کارشناسی ارشد به زبان فارسی هنگام بیان نظر مخالف بررسی شده است. هشت جلسه دفاع در چهار گروه آموزشی در دو دانشکده ضبط و موارد ابراز نظر مخالف از نظر نوع نشانگرهای ادب و بر اساس رابطه نسبی قدرت بین افراد مخالفت کننده و مخالفت شونده (استاد-دانشجو، دانشجو-استاد، استاد-استاد و دانشجو-دانشجو) در چارچوب نظریه ادب براون و لوینسن (1987) بررسی و تحلیل شده است. نتایج حاصل نشاندهنده تأثیر عامل قدرت بر نوع و بسامد به کارگیری نشانگرهای زبانی ادب در بیان نظر مخالف است، اما چگونگی این تأثیر در برخی موارد برخلاف پیشبینی براون و لوینسن (1987) و لیچ (1983) و پیچیدهتر از رابطه یکسویهای است که در این رویکردها تصور شده است. عامل قدرت در تعامل با عواملی، همچون شدت تهدید وجهه، منزلت، شرایط اختصاصی بافت موقعیتیِ جلسه دفاع و احتمالاً تفاوتهای نسلی امکان بروز و ظهور مییابد.
Linguistics and the Sacred Language of the Quran
منبع:
زبان و ادب ۱۳۷۵ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
Citation and the Construction of Subdisciplinary Knowledge(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The main purpose of this study was to examine the citation patterns of discussion sections employed by local and international article writers in ESP and EGP subdisciplines of applied linguistics. Eighty article discussion sections were selected from well-established local and international journals in the field of applied linguistics, and they were sorted according to Thompson and Tribble’s (2001) framework. The results revealed that local ESP and EGP writers tended to apply the integral citations to a far greater extent than the non-integral. On the other hand, international writers used citation to a significantly higher degree than local writers; ESP writers preferred the integral over the non-integral form. In contrast, international writers in EGP articles took more advantage from non-integral types, among which they selected source more than other types. In terms of integral types, verb controlling received the highest frequency. The potential diversities existing in the discussion sections written by local and international writers suggest that international writers seem to focus more on functional than formal criteria and use a wider range of citation types, giving more credit to the works of others. These differences appeared to be related to citation patterns and discoursal conventions across subdisciplines.
تاثیر نمود فعل بر تظاهر « را » در جمله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افعال متعدی در زبان فارسی به لحاظ تظاهر « را » همراه مفعول آنها عملکرد متفاوتی دارند ( طبیب زاده ،1385 ). در این نوشتار نگارنده در پی یافتن پاسخ به این سؤال است که آیا این تفاوت عملکرد افعال متعدی، ارتباطی به مشخصه معنایی نمود فعل دارد یا خیر. به این منظور پیکره ای متشکل از 40 فعل متعدی زبان فارسی با پیروی ازطبقه بندی وندلر( 1967؛ 1957 ) و با استفاده از مشخصه های روستین( 2004 ) بر اساس نمود طبقه بندی شد. سپس ارتباط تفاوت رفتار این افعال به لحاظ تظاهر« را » با طبقه آنها بر اساس نمود بررسی شد. نتیجه بررسی این رابطه را تأیید کرد و نشان داد مفعول افعال غایتمند ، حصولی و فعالیتی میتواند همراه با « را » یا بدون آن بهکار رود ولی مفعول افعال ایستا الزاماً همراه با « را » بهکار میرود. نتیجه آن که تفاوت رفتار افعال متعدی به لحاظ تظاهر « را » به همراه مفعول آنها بر اساس مشخصه نمود افعال قابل تبیین است.
Iranian TEFL Graduates’ Conceptions of Measurement Error in Research: A Genealogical Narrative Inquiry(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The aim of this study is to investigate Iranian TEFL graduates’ conception of measurement error in research. Adopting a sequential explanatory multi-method strategy (Borg, 2009), the researchers analyzed causal and temporal relations in the research narratives elicited from 30 TEFL graduates. Gee’s (1986) framework for identifying narrative discourse units (lines, stanzas, and episodes) was adopted to investigate participants’ conceptions of logical orders in measure development algorithms and their knowledge of error sources. In addition, taking a narrative positivistic approach, the narratives were rated based on Optimal Matching Analysis (OMA). Finally in ‘continuous event history modeling’ phase of the study, Cox Proportional Regression Analysis showed how temporal markers in research narratives can be used to predict one’s knowledge of measure development in research design. The results suggest that researchers’ error-awareness and algorithmic knowledge correlate significantly with each other and constitute knowledge of measure development in general. The contribution of dimensionality and validity testing to this knowledge was also found to be statistically significant.
بررسی واژه های شبه گزاره در زبان روسی و طرز بیان آن در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان روسی به واژه ای که به تنهایی و یا به کمک دیگر واژه های دیگر بتوانند نقش گزاره را ایفا نماید‘ شبه گزاره می گویند. واژه های شبه گزاره در زبان روسی کلماتی هستند که نهاد واقعی جمله را معمولاً در حالت به ای قرار میدهند. در این گونه جملات‘ در صورتیکه فعل همراه با شبه گزاره ‘ بکار رفته باشد‘ تحت تاثیر خاصیت نحوی شبه گزاره‘ فعل جمله به صورت مصدر بیان می شود. در زبان روسی شبه واژه می تواند قید ویا اسم باشد. کاربرد قید در این گونه ساختارها متداول تر از اسم است. شبه واژه را در زبان روسی بسیاری از زبان شناسان جزء اجزای سخن محسوب می کنند. معادل ساختارهایی که دارای شبه گزاره می باشند‘ در زبان فارسی معمولاً ساختار مسندالیه ‘ مسند وفعل ربطی است. در زبان فارسی قید به هیچ وجه نمی تواند جانشین گزاره شود‘ به همین علت نقش قید زبان روسی‘ در صورتی که نقش گزاره را ایفاد کند‘ با قید زبان فارسی که به هیچ وجه این نقش را ایفا نمی کند‘ متفاوت است. برخی از زبان شناسان شبه گزاره را بسیار وسیع بررسی می نمایند و واژه های بسیاری را جزء این گروه محسوب می کنند. دربرابر عده ای از زبان شناسان شبه گزاره را بسیار محدود مورد مطالعه قرار می دهند و برخی نیز فقط قید را جزء این دسته از واژه ها قلمداد می کنند.
تحول ساخت کُنایی در فارسی نو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان ارتباط می آفریند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سکون ساختاری، تموج تفسیری و سطح توصیف آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دستورهاى سنتى به ساختار جمله عنایت زیادى داشته اند و همچنان بر این باورند که مجموعهء سازه هاى یک جمله و معانى مترتب بر واژه ها نه تنها جمله اى را به صورت دستورى و نادستورى عرضه مى دارند، بلکه معنایى و نامعنایى آن را مشخص مى کنند. به عبارت دیگر، جمله را مجموعه اى از سازه ها مى دانند که با حفظ تقدم و تاخر افادهء معنى هم مى کند. در این جستار بر آنیم تا نشان دهیم جمله، حتى در ساده ترین نوع خود، داراى تموج تفسیرى است. پس توصیف ما از ساختار جمله و یا بند باید فراتر از حد به اصطلاح توصیف معنایى باشد و مقوله هاى صورت منطقى آن نیز باید لحاظ گردند
روش شنیداری - گفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل مقالات نقد کتاب های زبان شناسی ایران بر اساس الگوی فراگفتمان هایلند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در چارچوب نظری فراگفتمانِ (metadiscourse) هایلند (2005) الگویی برای تحلیل تعامل میان نویسنده متن و مخاطب آن ارائه شده است. مطابق با این الگو، نویسنده از ابزارهای مختلف فراگفتمانی نظیر نگرش نماهای (attitude markers) مثبت و منفی (صفاتی نظیر شیوا، ضعیف)، تردیدنماها (hedges) (کلماتی مانند شاید)، و یقین نماها (boosters) (قیدهایی مانند حتماً) برای بیان ارزش های یک پدیده یا میزان تردید یا قطعیت خود در خصوص یک گزاره استفاده می کند. در پژوهش حاضر کوشیده ایم بر اساس الگوی نظری هایلند، تصویری عینی از گونه (genre) نقد کتاب در زبان فارسی ارائه دهیم. به این منظور چهل مقاله نقد کتابِ منتشر شده در نشریات علمی-پژوهشی زبان شناسی ایران را به عنوان پیکره پژوهش انتخاب کرده و فراوانیِ چهار متغیر کلامی شامل نگرش نمای مثبت، نگرش نمای منفی، تردیدنما و یقین نما را بررسی کرده ایم. یافته ها نشان می دهد فراوانیِ نگرش نماهای منفی در کل پیکره بیش از سایر متغیرهای کلامی است. همچنین معلوم شد که منتقدان، اغلبِ متغیرهای کلامیِ مورد نظر را در بخش پایانیِ مقالات نقد به کار می برند. یافته ها در دو گروهِ منتقدان زن و مرد نیز جالب توجه است، به طوری که فراوانیِ نگرش نماهای منفی و یقین نما در نقدهای مربوط به منتقدانِ مرد دو برابرِ متون مربوط به منتقدان زن است و به این ترتیب، رویکرد جنسیت گرا در خصوص زبان و کاربرد آن تقویت می گردد. همچنین مشخص شد که در ارزیابیِ کتاب، منتقدان زن بیش از منتقدان مرد به نویسنده کتاب توجه می کنند و برعکس، منتقدان مرد بیشتر به خودِ کتاب می پردازند.
پیرامون کسره اضافه و تکیه در تلفظ نام و نام خانوادگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از کاربردهای کسره اضافه که طبق جستجو های نگارنده تاکنون به آن پرداخته نشده است، چسبیدن آن به نام کوچک هنگام تلفظ نام و نام خانوادگی است. به رغم این که کسره اضافه به هر اسمی در ساخت های اضافی یا وصفی می چسبد، به هر نام کوچکی افزوده نمی شود. براساس مطالعات قبلی، تکیة اسم بر هجای آخر واقع می شود. بنابراین، این گونه برداشت می شود که چون نام و نام خانوادگی از مقوله اسم اند، تکیه آنها نیز لزوماً بر هجای آخر قرار می گیرد. ولی در این پژوهش به این نتیجه رسیده ایم که تکیه نام و نام خانوادگی در مواردی بر هجای آخر قرار نمی گیرد. الگوی تکیه نام و نام خانوادگی و موارد افزودن و حذف کسره اضافه به نام کوچک به هم مرتبط اند و تابع محدودیت های زبان شناختی و فرازبان شناختی گوناگونی هستند. این موارد یک به یک در این مقاله مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته اند.
لغات نوقانی (مشهدی)
بررسی تأثیر موقعیت ارتباطی بر انتخاب راه بردهای ادب در مکالمه های دانش آموزان دختر دبیرستانی در بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مکالمه های دختران دبیرستانی در شهرستان بیرجند، تفاوت هایی در شیوه استفاده از راه بردهای ادب در موقعیت های ارتباطی مختلف دیده می شود. در پژوهش حاضر، راه بردهای ادب مورد استفاده در پیکره ای از مکالمه های تعدادی از دختران نوجوان بیرجندی را در موقعیت های ارتباط با همسالان، خانواده (خواهر بزرگ تر) و دبیران توصیف، تحلیل و مقایسه کرده و میزان تأثیر موقعیت ارتباطی (رابطه بین گوینده و شنونده) را بر انتخاب انواع راه بردهای ادب نشان داده ایم. برای انجام دادن این پژوهش، نخست، داده های پژوهش را از طریق مشاهده مستقیم و ضبط مکالمه های دانش آموزان در موقعیت های یاد شده گرد آورده و سپس آن ها را طبقه بندی و تحلیل کرده ایم. نتایج تحقیق، بیانگر آن است که میزان استفاده از انواع مختلف راه بردهای ادب در موقعیت های مختلف، با یکدیگر متفاوت و ادب سلبی [3] در همه موقعیت ها، از ادب ایجابی [4] ، رایج تر است. در میان راه بردهای ادب سلبی، استفاده از پرسش، هنگام ارتباط با همسالان و خانواده، از همه موارد، بیشتر و معذرت خواهی، از همه کمتراست. هنگام ارتباط با دبیران، برخلاف زمان ارتباط با همسالان و خانواده، راه بردهای غیر مستقیم، از دیگر راه بردها کمتر و احترام، بیشتر از دیگر راه برد ها به کار می رود. استفاده از راه برد بیان مستقیم [5] در قالب صورت امری، هنگام ارتباط با همسالان، از دیگر راه بردها و موقعیت ها بیشتر و هنگام ارتباط با دبیران، کمتر است. استفاده از ادب سلبی نیز در مقایسه با دیگر راه بردها، هنگام ارتباط با دبیران، رایج تر است.
بررسی تأثیر مهارت های تفکر نقادانه بر مهارت درک مطلب متون ادبی دانشجویان رشته زبان و ادبیات عربی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی تأثیر مهارت های تفکر نقادانه بر مهارت درک مطلب متون ادبی دانشجویان رشتة زبان و ادبیات عربی در ایران مهارت درک مطلب یکی از مهارت های اساسی و مهم برای فهم معنا و افکار موجود در متن است. توجه به این مهارت در دروس متون ادبی یکی از مهم ترین موضوعات حوزة آموزش زبان به شمار می رود. استفاده از روش های صحیح تدریس متون ادبی می تواند در تقویت مهارت خواندن و درک مطلب دانشجویان نقش ایفا کند. تدریس این متون بر مبنای مهارت های تفکر نقادانه، علاوه بر تحقق تمامی اهداف متون ادبی، درک مطلب دانشجویان را نیز بهبود می بخشد. هدف جستار حاضر، بررسی تأثیر مهارت های تفکر نقادانه بر مهارت درک مطلب متون ادبی نزد دانشجویانِ مقطع کارشناسی رشتة زبان و ادبیات عربی است. روش مورد استفاده، روش نیمه تجربی بود. نمونة آماری پژوهش 64 نفر از دانشجویان ترم سوم رشتة زبان و ادبیات عربی بود که به دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند. گروه کنترل با روش سنتی و گروه آزمایش با روش مبتنی بر مهارت های تفکر نقادانه آموزش داده شدند. یافته ها نشان داد بین علمکرد دو گروه تفاوت معنادار وجود دارد و استفاده از مهارت های تفکر نقادانه در تدریس متون ادبی عربی بر مهارت درک مطلب دانشجویان تأثیر دارد.
آنگاه که پیرامتن تکمیل کننده معنا می شود؛ مورد مطالعه: جای خالی سلوچ (اصل مقاله به زبان فرانسوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رمان جای خالی سلوچ محمود دولت آبادی روایت سرگذشت غم انگیز یک خانواده ی روستایی در سالهای اصلاحات ارضی (1350-1340) است. تصویری که این رمان رئالیستی از این پدیده ی تاریخی-اجتماعی و پیامدهای عینی آن در زندگی روستاییان به دست می دهد، عموما به عنوان قرائتی قابل اعتنا در باب این دوره از تاریخ معاصر ایران قلمداد شده است. عناصر پیرامتنی پیوسته این اثر (عنوان، طرح روی جلد، عبارت تقدیم و پیشگفتار) در القا و ارایه ی معنای مبنایی این تصویر نقش چشمگیری دارند.
با عنایت به این باور که یکی از کارکردهای راستین پیرامتنیت بازنمایی و بازآفرینی معنایی است که در عمل خوانش متن صورت می پذیرد، مقاله حاضر با تکیه بر تئوری های مطالعات پیرامتنی، که عمدتا مبتنی بر همنوایی زیرساخت های معنایی پیرامتن و متن می باشند، به بررسی قابلیت ها ی عناصر پیرامتنی رمان جای خالی سلوچ در تکمیل و بازنمایی معنای کلی این اثر می پردازد.
نقش نشانه های نوایی در ابهام زدایی از عبارات مبهم فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش نشانه های نوایی در ابهام زدایی از عبارات مبهم فارسی در دو آزمایش تولیدی و شنیداری جداگانه مورد بررسی قرار گرفت. دو نوع عبارت مبهم برای این منظور انتخاب شدند. نوع اول، زنجیره های آوایی سه هجایی بودند که بسته به محل حضور مرز واژگانی، به دو صورت یک واژه ای و دو واژه ای خوانده می شدند. نوع دوم گروه های اسمی دارای ابهام ساختاری شامل توالی یک اسم و دو صفت بودند که بسته به محل حضور مرز گروه نحوی میانی، به دو صورت خوانده می شدند. در آزمایش تولیدی تغییرات فرکانس پایه، دیرش و وقفه زمانی محدوده های زمانی مبهم در سطح عبارات هدف اندازه گیری شد. نتایج نشان داد الگوی تولیدی خوانش ها در سطح هر دو نوع عبارت از نظر هر سه نشانه نوایی فرکانس پایه، دیرش و وقفه به طور معنی داری با یکدیگر متفاوت است. در آزمایش شنیداری نقش نشانه های نوایی در تشخیص خوانش ها از یکدیگر به طور جداگانه از طریق بازسازی گفتار بررسی شد. نتایج نشان داد نقش تغییرات فرکانس پایه در ابهام زدایی، در سطح درک گفتار به طور معنی داری از نشانه های دیرشی بیشتر است.
محدودیت های صرفی و نحوی در زایایی فرایند اشتقاق در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میان زایایی ساختواژی و تعداد محدودیت های حاکم بر عملکرد زایای فرایندهای ساختواژی رابطة معکوس وجود دارد؛ به این ترتیب که با افزایش تعداد این محدودیت ها، زایایی ساختواژی کاهش می یابد. گروهی از محدودیت های زایایی ساختواژی، ساختاری هستند که از آن جمله می توان به محدودیت های صرفی و نحوی اشاره کرد. محدودیت های صرفی شامل طبقة صرفی پایه، ساخت صرفی پایه و وند موجود در آخرین لایة پایه و محدودیت های نحوی شامل محدودیت های چهارچوب زیرْمقوله ای و ساخت موضوعی هستند.
نقش مشخصة [گستردگی چاکنای] در رفتار واجی سایشی های زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش تقابلی مشخصة [گستردگی چاکنای] در توصیف همخوان های انسدادی و سایشی در سایر زبان ها مانند زبان انگلیسی تأیید شده است؛ ولی در زبان فارسی، نقش این مشخصه تنها درمورد انسدادی ها بررسی شده و درمورد نقش آن در رفتار واجی همخوان های سایشی پژوهشی انجام نشده است. در این مقاله، نشان می دهیم که در چارچوب نظریة زمان بندی چاکنایی، توصیف سایشی ها با این مشخصة حنجره ای توجیه آوایی می یابد، سپس براساس فرض تمایزدهندگی آن در همخوان های سایشی، امکانات آوایی زبان فارسی در چارچوب رویکرد اشتقاقی را برمی شماریم و درنهایت نشان می دهیم که با استفاده از آن می توانیم درمورد برخی فرآیندهای به ظاهر بی ارتباط با هم، مانند سایشی شدگی انسدادی ملازی، سایشی شدگی آغازة دمیده و واک داری پساسایشی، تحلیلی اقتصادی تر و کارآمدتر در چارچوب نظریة خودواحد و نظریة بهینگی ارائه دهیم؛ به همین دلیل، پیشنهاد می کنیم که انفجاری های بی واک و سایشی های بی واک در یک طبقة طبیعی درنظر گرفته شوند که وجه مشترک آن ها نه با نبود یک مشخصه، یعنی [-واک]، بلکه با بود مشخصة [+گسترده] تعریف می شود؛ این در حالی است که جفت واک دار آن ها نیز با توجه به مشخصة [-گسترده] در یک طبقة طبیعی جای می گیرند.