فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۸۱ تا ۲٬۶۰۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
درباره تحلیل روانشناختی فرآیند ترجمه
حوزههای تخصصی:
نمود در کردی: از هستی شناسی تا دستور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف جستار حاضر ارائه تحلیلی نسبتاً جامع از نظام نمود در زبان کردی (گویش موکریانی) است. روش اتخاذشده در این مقاله مبتنی بر نظریه دوبخشی اسمیت (1997) و رویکرد منطقی بازنمود گفتمانی(Kamp and Reyle, 1993) است. در این راستا برای واکاوی انواع نمودهای موقعیتی در گویش موکریانی، پیکره وسیعی از افعال ساده و مرکب بررسی خواهد شد. افعال مورد نظر در سطح گروه فعلی و همراه با اقمار و افزوده هایشان در نظر گرفته می شوند. در ابتدا پنج گونه از نمودهای موقعیتی در منظومه های فعلی توصیف و سپس انواع نمودهای اشتقاقی ذیل هر کدام پیشنهاد می شود. نتایج تحقیق نشان می دهد که پنج گونه از نمودهای موقعیتی در این گویش وجود دارند که هم نشانگر رخدادهای بیرونی و هم تابع محاسبات نحوی هستند. نوع ساختار موضوعی و قیدهای متفاوت زمانی و مکانی بر ماهیت ترکیبی نمود در جمله تأثیر بسیار دارند. در نهایت، با استفاده از نظریات یادشده، سعی می کنیم بازنمود صوری انواع ترکیب های ممکن هر یک از نمودهای موقعیتی را ارائه دهیم.
جزیره لهجه ها، سمنان
حوزههای تخصصی:
بازسازی تکواژ مجهول ساز در گذشته زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب ۱۳۸۴ شماره ۲۶
حوزههای تخصصی:
تحلیل و توصیف فرایند نرم شدگی در زبان کردی (گویش کلهری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از فرایند های رایج در نظام آوایی گویش کردی کلهری فرایند نرم شدگی است. این فرایند در گویش کلهری هنگامی رخ می دهد که در خوشه های همخوانی پایانة هجا محدودیت حاشیة هجایی رعایت نشده باشد. در این تحقیق با استفاده از نظریة بهینگی نشان داده می شود که محدودیت رعایت توالی رسایی در خوشه های همخوانی نمی تواند عامل تحریک فرایند نرم شدگی در خوشه های همخوانی پایانة هجا در گویش کلهری باشد و این محرک را باید محدودیت حاشیة هجایی دانست. همچنین استدلال می شود که اولویت دادن به محدودیت حاشیة هجایی در این گویش باعث می شود با وجود ارضا نشدن محدودیت توالی رسایی، فرایند نرم شدگی نسبت به فرایند های حذف و اضافه فرایند بهینه تری قلمداد شود.
گویش ویدری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطة جهت میانه و مجهول در زبان ایتالیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در کتابهای دستور ایتالیایی تنها از دو جهتِ فعل، صحبت شده است، اما اگر ازدیدگاه کاربردشناختی به مجهول نگاه کنیم، آن را همچون یکی از ابزارهای زبانی برای نشان دادن نگرش و منظری متفاوت به یک رویداد میبینیم. در این مقاله، تغییر منظر گوینده را، با توجه به نظریه ظرفیت، بررسی میکنیم. بنابراین نظریه، هر فعل، بر اساس ظرفیتش، از پیش مشخص میکند که در چه محیط نحوی ظاهر میشود و چه سازههایی باید و یا میتوانند همنشین آن شوند. بنابراین با تغییر در ظرفیت فعل، از جمله با کاهش ظرفیت آن، میتوانیم سازهها و در نتیجه ساختار جمله را تغییر دهیم و این یکی از راههای بیان یک عمل از منظری متفاوت است. در همین چارچوب میکوشیم نشاندهیم زبان ایتالیایی دارای سه جهت معلوم، میانه و مجهول است که درجهت میانه عنصر مجهول غالب است. همچنین سازوکارهایی که برای ساختهای مجهولی و میانه بهکار میرود، نشان داده خواهد شد.
نظر: ترجمه آفرینش دوباره یک اثر
منبع:
آزما خرداد ۱۳۸۳ شماره ۳۰
حوزههای تخصصی:
مقاله به زبان انگلیسی: تاثیر دانش فرا زبانی واژگان، استنباط معنایی از متن بردانش واژگان با توجه به عامل بین زبانی تاثیر ساختار واژگانی زبان اول ( The Impact of Metalinguistic English Vocabulary Knowledge and Lexical Inferencing on EFL Learners’ Lexical Knowledge Considering the Cross-Linguistic Issue of L1 Lexicalization)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر سعی دارد تا به بررسی مکانیسم های پیچیده روان شناختی مرتبط با سطوح زیر بنایی یاد گیری واژگان در زبان دوم بپردازد . شایان ذکر است که تحقیق فوق اساسا بر پایه تجزیه وتحلیل تاثیرآموزشی و روان شناختی عامل فرا گیر ساختار واژگان سازی در زبان اول بر یادگیری وآموزش واژگان در زبان خارجه انجام پذیرفته است. به عبارت دیگر پژوهش حاضر در ابتدا به بررسی تاثیر آموزش های مداخله های وغیر مداخله ای در مورد دو گروه واژگان معادل سازی شده وفاقد معادل از دیدگاه آموزشی می پردازد و از طرفی دیگر سعی دارد تا دانش واژگان زبان آموزان را از دیدگاه روان شناختی وزیر بنایی یادگیری واژگان و براساس نگرشی بین زبانی مورد تفحص قرار دهد. نتایج حاصله ازآزمونt غیر وابسته، نشا نگر تفاوت معناداری بین دو گروه شرکت کننده در مورد دو گروه واژگان مورد نظر بود. آزمون t جفت نشان داد که زبان آموزان از میزان آشنایی بیشتری با واژگان معادل سازی شده در مرحله پیش آزمون بر خوردار بودند و در مرحله پس آزمون نیز موفقیت بیشتری در این زمینه کسب نمودند. اگرچه نتایج به دست آمده حاکی از تفاوت معناداری در مورد یاد گیری این دوگروه از واژگان (نمره پیشرفتgain score =) در دو گروه آموزشی مداخله ای وغیر مداخله ای نبود. تجزیه وتحلیل های توصیفی این مطالعه حاکی از این امر است که تعداد واژگان معادل سازی شده در بالا ترین سطح که به بررسی توانایی تولید واژه در جمله می پردازد، تقریبا دو برابر تعداد واژگان فاقد معادل در گروه آموزشی مداخله ای بود. به علاوه تعداد واژگان فاقد معادل که به صورت تقریبی فرا گرفته شده بودند به میزان قابل ملاحظه ای بیشتر از همتایان معادل سازی شده آنان بود. نتایج پژوهش حاضر می تواند مورد توجه ،تفحص، وبررسی متخصصین روانشناسی آموزش زبان، روش شناسان، وتئوری پردازان آموزشی قرار گیرد.
سرودنامه سغدی هویدگمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درک اصطلاحات فارسی در بیماران زبان پریش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش و نحوه کارکرد هریک از دو نیمکره مغز در درک اصطلاحات، از مدت ها پیش بررسی شده است. برخی از یافته های علمی نقش نیمکره راست را در پردازش اصطلاحات تأیید کرده اند و یافته های برخی پژوهش های دیگر دلالت بر نقش نیمکره چپ در پردازش اصطلاحات داشته اند. هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش دو نیمکره مغز در درک عباراتِ اصطلاحی بوده است. آزمودنی های بررسی شده در این پژوهش، دو بیمار آسیب دیده نیمکره راست، دو بیمار آسیب دیده نیمکره چپ و 15 فرد سالم به عنوان گروه کنترل بوده اند. ابزارهای پژوهش نیز شامل سه آزمونِ درکی (آزمون معنی کردن شفاهی، آزمون مطابقت جمله با واژه و آزمون مطابقت جمله با تصویر) بوده اند. یافته های این پژوهش نشان داده اند که بیماران آسیب دیده مغزی به میزان قابل توجهی در درک اصطلاحات ضعیف تر از افراد سالم عمل کرده اند. ازسوی دیگر، عملکرد بیماران آسیب دیده نیمکره چپ و بیماران آسیب دیده نیمکره راست مغز در آزمون های درک اصطلاحات تفاوت معناداری با یکدیگر نداشته اند. البته عواملی مانند نقصان های
فضایی دیداریِ بیماران آسیب دیده نیمکره راست و یا نقایص تولیدیِ شدیدِ بیماران آسیب دیده نیمکره چپ، در عملکرد بیماران در هریک از آزمون ها دخالت داشته و در این پژوهش بحث شده اند. بنابراین، برخلاف یافته های بسیاری از پژوهش ها که دخالت نیمکره راست را در پردازش اصطلاحات تاًکید کرده اند، نتایج حاصل از پژوهش حاضر چنین نقش انحصاری ای را برای نیمکره راست مغز به دست نیاورده است.
بررسی و توصیف واژه بست های ضمیری در گویش بهبهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بررسی واژه بست های ضمیری در گویش بهبهانی و نقش آنها در گروه و جمله پرداخته می شود. واژه بست های ضمیری در گویش بهبهانی دارای چهار نقش فاعلی، مفعولی صریح، مفعولی غیر صریح و اضافی می باشند. در این مقاله نشان داده می شود که واژه بست های فاعلی دارای پانزده میزبان از نظر نقش دستوری در این گویش می باشند که به تفصیل در مقاله به این امر پرداخته شده است. میزبان های واژه بست های مفعولی صریح عبارت اند از پیشوند امری یا پیشوند فعل پیشوندی، جزء غیر فعلی فعل مرکب، پیشوند استمراری، فعل و پیشوند نفی. میزبان واژه بست های مفعولی غیر صریح، مفعول صریح و پیشوند استمراری می باشند. واژه بست های اضافی نیز میزبان هایی از نوع فاعل، مفعول صریح و متمم دارند. از نظر مقوله فعل، اسم، صفت، ضمیر(شخصی و اشاری، مبهم)، واژه بست، حرف اضافه، ضمیر پرسشی، پسوند تصریفی جمع و حرف نشانه ی «را» به عنوان میزبان عمل می کنند. از نظر جایگاه تمایل غالب واژه بست های این گویش ، به ظهور در جایگاه دوم پس از اولین واژه یا پس از اولین سازه در بند می باشد. همچنین یکی از تفاوت های اصلی و نقطه ی افتراق بین گویش بهبهانی و فارسی معاصر واژه بست های فاعلی می باشند؛ چرا که در فارسی معیار عنصری تحت عنوان واژه بست فاعلی وجود ندارد، درحالی که در بهبهانی نظامی غنی از این واژه بست ها با میزبان های متنوع وجود دارد.
مقایسة تکواژ ریشه در زبان روسی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان های مختلف تکواژ ریشه هسته مرکزی واژه را تشکیل می دهد. تکواژ ریشه مانند سایر تکواژها ‘ می تواند دارای معانی دستوری یا واژه ساز ی باشد. در زبان روسی اهمیت تکواژ ریشه از لحاظ معنی دستوری به مراتب از زبان فارسی غنی تر است. در زبان فارسی‘ اهمیت تکواژ ریشه از لحاظ واژه سازی بیشتر از زبان روسی است. تکواژ از لحاظ کاربرد به دو گروه وابسته و غیر وابسته(آزاد) تقسیم می گردد. تعداد تکواژ ریشه وابسته در زبان فارسی محدود می باشد. تکواژ ریشه افعال نیز به دو گروه کاذب و حقیقی تقسیم می شود. ریشه کاذب و حقیقی دو پدیده جدید در زبان فارسی محسوب می شوند.
بررسی صوری و معنایی تکرار در گویش کردی سورانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، ویژگی های فرایند تکرار در گویش کردی سورانی بررسی می شود و با ساخت تکرار در زبان فارسی، از حیث صوری و معنایی، مطابقه داده می شود. از حیث صوری، ساخت تکرار را هم از نظر صرفی و هم از نظر آوایی بررسی می کنیم و، از حیث معنایی، مفاهیمی که بیشتر در ساخت تکرار رخ می دهند مدّ نظر است. در این راستا، با استفاده از دیدگاه موراوچیک (١٩٧٨)، ویژگی های صوری و معنایی تکرار را بررسی می کنیم و سپس به بیان ویژگی های صوری و معنایی این ساخت در سورانی و مقایسه آن با فارسی می پردازیم. در پایان، نتیجه می گیریم که از حیث ویژگی های صرفی ساخت تکرار در دو زبان مثل هم است، از حیث ساخت آوایی، همان طور که انتظار می رود، در ساخت های تکرارِ دو زبان تفاوت هایی وجود دارد و، از حیث ویژگی های معنایی، بسامد مفهوم افزایش کمیت در هر دو زبان بیشتر است.
اشاره به شواهد در مقالات پژوهشی؛ بررسی منبع و اعتبار نسبی شواهد از طریق فراگفتمان کیفی (Evidence Marking in Research Articles: An Investigation of its Sources and Relative Reliability through Quality Markers)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شواهد جایگاه مهمی در فعالیت های منطقی دارند و مقالات پژوهشی به زعم بسیاری از محققان یک نمونه پیشرفته ای از فعالیت های منطقی به شمار می آیند. یکی از فنون جالب بلاغت که به بررسی منبع و اعتبار شواهد استفاده شده در نوشتار می پردازد فراگفتمان کیفی است. در این مطالعه ی، راهبردهای فراگفتمان کیفی (یعنی استنادها، عبارات احتیاطی، تاکیدها و مبراگرها) برای بررسی نقش آنها در مستندسازی در مقالات پژوهشی مورد بررسی قرار گرفته اند. با تحلیل نمونه هایی از کاربرد این راهبردها در مقالات پژوهشی چنین نتیجه گیری شده است که استنادها برای نشان دادن منبع شواهد و عبارات احتیاطی، تاکیدها و مبراگرها برای محدود ساختن حوزه ی تاثیر و نشان دادن اعتبار نسبی شواهد در مقالات پژوهشی به کار گرفته می شوند. در واقع، این مطالعه به این باور کمک می کند که نشانگرهای اعتباری یا همان راهبردهای کیفی فراگفتمان نشان دهنده ی فاصله فرضی ادعاها از حوزه تاثیر شواهد می باشند. بر خلاف مفهوم غالب فراگفتمان، این مقاله نشان می دهد که بدون راهبردهای کیفی فراگفتمان، گزاره ها صحت خود را از دست می دهند و به همین دلیل این راهبردها در تامین صحت و قدرت اقناع نقش غیرقابل انکاری را ایفا می کنند. نتایج این مطالعه می تواند علاوه بر کمک به تبیین مفهوم فراگفتمان، در خصوص آموزش و یادگیری فراگفتمان به این دلیل که منطق قابل قبول تری را برای بکارگیری راهبردهای کیفی فراگفتمان معرفی می کند نیز مفید باشد.