فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۰۱ تا ۳٬۲۲۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
منبع:
رخسار زبان سال پنجم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۸
27-43
حوزههای تخصصی:
Instructed Second Language Pragmatics for the Speech Act of Apology in an Iranian EFL Context: A Meta-Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۱۰ , N. ۳ , ۲۰۲۱
77 - 104
حوزههای تخصصی:
Considering one of the earliest calls for applying pragmatics in the second language, Kasper and Rose’s (2002) study “Is Pragmatic Teachable?”, pragmatic features have been analyzed during the last 20 years in EFL/ESL contexts. The amalgamation of studies has been conducted on many speech acts around the world within the two decades, among which apology is considered as the second most-appreciated speech act in Iran. The aim of the current meta-analysis is twofold: first, to unravel the overall effectiveness of the instruction in an Iranian EFL context on the speech act of apology, and second, to explore whether treatment types and research designs moderate this effectiveness. To this end, out of a total number of 31 studies, 12 papers were chosen based on the exclusion and inclusion criteria, which were coded for the analysis. The results of the study revealed that the instruction of apology is effective for this speech act, and it documented a medium effect size. Furthermore, it was found that research design is a good predictor for this effectiveness, and the quasi-experimental group displayed a large (g = 2.39) and positive effect. Although treatment types (e.g., explicit & non-explicit) produced medium and large effect sizes, they are not a suitable predictor for the overall effectiveness of instruction on the aforementioned speech act. The study concludes with pedagogical implications and suggestions for future studies.
Translation of Psychology Book Titles: A Skopos theory perspective(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Iinternational Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۹, Issue ۳۴, Spring ۲۰۲۱ (۱)
135 - 153
حوزههای تخصصی:
The focus of current research is the translation of psychology book titles. There are numerous studies in the field of titles translation, but they are restricted in Persian context. The aim of this study is thus to investigate the translation strategies used by Persian translators when transferring English psychology book titles into Persian. To achieve this objective, 245 titles of translated psychology books published from 2007 to 2013 in the field of personal success were first gathered from Isfahan Municipality Library, some local bookstores and online sources. Then, the types of original titles and their translations were examined based on Genette (1989) categorization. The findings thereof revealed that most of the titles had the form, title plus subtitle in both languages in terms of structure. The forms of the titles were also analyzed, and it was discovered that nominal titles were the most frequent ones in the source text and translators preferred not to change the original structure. Next, the corpus was analyzed based on Vinay and Darbelnet’ (1995) model and the findings showed that the modulation was the most frequently-used translation strategy. It was also revealed that the translators were inclined to change the semantics and point of view of the source language. The second most frequently-used strategy was literal translation, showing the popularity of direct translation strategies. Finally, the functions of titles were analyzed based on Nord’s (1995) model. Since functions are highly subjective and cannot be tabulated, they were discussed one by one in the discussion section of the study. The findings of this study can boost the theories of title translation and provide the functional issues of translation studies with new insights.
کهن الگوی اشخاص درسعادت نامه استرآبادی بر اساس نظریه یونگ
منبع:
رخسار زبان سال پنجم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۷
96-113
حوزههای تخصصی:
Interpersonal Behavior: More vs. Less Favorable Teachers(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Classrooms can be regarded as dynamic systems in which behaviors of teachers and students affect each other mutually and in a spiral manner. In this study it was intended to investigate differences in interpersonal behaviors of a more vs. a less favorable teacher at micro- and macro-levels. To analyze classroom interaction dynamically and in real-time, State Space Grid technique was applied. On the macro-level, teacher profiles were determined based on vector method. 211 students of six classes rated the behavior of their own teacher and an imaginary ideal one. One teacher who was closest to and one farthest from that ideal were identified and their classes were video-taped. Two raters coded behaviors with a joystick and then content and structure of interaction were analyzed. Differences on the micro-level were especially noticeable in the strength of attractors, not in their position. Structurally, the behavior of the more favorable teacher had higher variability and less predictability. On the macro-level, the more favorable teacher had Authoritative, and the less favorable one had Directive profiles. The results of this study can be used in promoting interactive ground of the class and in teacher education programs.
مدیریت زبان ژاپنی توسط فارسی زبانان مقیم در ژاپن در صحنه های برخورد مودبانه با ژاپنی زبانان -مطالعه موردی با استناد به ارزیابی شخص سوم -(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به چگونگی رفتار زبانی و غیر زبانی جامعه ایرانیان مقیم ژاپن هنگام گفتگو با ژاپنی زبان ها در صحنه های گفتگوی مودیانه تمرکز کرده ایم و تاثیرات زبان اول بر استفاده از زبان ژاپنی در جامعه ایرانیان مقیم ژاپن را به عنوان مطالعه موردی مورد بررسی قرار داده ایم. در واقع، تمرکز اصلی بر روی چگونگی کنترل و مدیریت زبانی فارسی زبان ها، هنگام استفاده از زبان ژاپنی است. به منظور روشن کردن موارد یاد شده، پنج صحنه گفتگوی مودبانه بین گویشوران فارسی زبان و ژاپنی زبان را که در آن احتمال استفاده از بیان های یاد شده، زیاد است، مورد توجه قرارداده ایم و برای تشخیص و تحلیل استفاده از بیان های مودبانه و یا چگونگی مدیریت زبان ژاپنی توسط فارسی زبان ها از ارزیابی شخص سوم بهره برده ایم. بایسته یادآوری است که تا به حال در این زمینه هیچ پژوهش میدانی انجام نشده است. نتایج پژوهش نشان داد که گویشوران فارسی زبان برای ابراز ادب، همواره در صحنه های مشخص تحت تاثیر عناصر فرهنگی-اجتماعی زبان مادری خود، از بیان های مودبانه مشابه در مقابل مخاطب های ژاپنی زبان استفاده می کنند. با بررسی نتایج پژوهش حاضر می توان به یک چارچوب رفتاری مشخص و تکراری میان دو گویشور مورد مطالعه در هنگام استفاده از زبان ژاپنی رسید و با علم به این مطلب، می توان به حل مشکلات احتمالی گویشوران فارسی زبان در یادگیری زبان ژاپنی در آینده کمک کرد.
بررسی تأثیر کلاس درس معکوس بر پیشرفت خواندن و خودکارآمدی زبان آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۱ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
435 - 452
حوزههای تخصصی:
پژوهش های بسیاری در رابطه با آموزش زبان های خارجی انجام شده است که حکایت از اثربخشی آموزش های معکوس در بهبود نتایج عملکرد زبانی دانش آموزان دارد. بااین وجود، تعداد کمی از مطالعات به بررسی تأثیر آموزش معکوس بر درک مطلب در زبان دوم پرداخته اند. هدف این مطالعه بررسی تأثیر کلاس درس معکوس بر پیشرفت درک مطلب و خودکارآمدی زبان آموزان در مدارس ایرانی است. برای این منظور، نمونه ای متشکل از 48 زبان آموز ایرانی موردنظر قرارگرفته و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (25 نفر ) و کنترل (23 نفر) موردبررسی قرارگرفته اند. پژوهش حاضر با روش شبه آزمایشی به انجام رسیده است؛ به این صورت که آزمودنی ها در گروه آزمایش آموزش های معکوس را دریافت نموده و در گروه کنترل با شیوه های معمول به مدت سه ماه مورد آموزش قرار گرفتند. در راستای جمع آوری داده های پژوهش از دو پرسشنامه ی استاندارد پرسشنامه ی مقدماتی انگلیسی کمبریج (CPET) و پرسشنامه ی خودکارآمدی خواندن (RSEQ) استفاده گردیده که روایی آن ها با استفاده ازنظر متخصصان مربوطه تائید گردید و پایایی دو آزمون نیز با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ به ترتیب0.84 و... به دست آمده اند. نتایج پژوهش نشان داد تفاوت معنی داری بین استفاده از دو روش نام برده در پژوهش وجود دارد به این معنی که فراگیران گروه آزمایش ازلحاظ پیشرفت خواندن زبان دوم و خودکارآمدی خواندن به طور معناداری بهتر از گروه کنترل عمل می کنند. به طورکلی ، می توان نتیجه گرفت که مدرسان زبان های خارجی می توانند شیوه آموزش معکوس را در کلاس های خواندن بگنجانند تا به زبان آموزان کمک کرده تا اعتمادبه نفس و خودکارآمدی بیش تری را برای انجام مؤثرتر فعالیت های مربوط به درک مطلب از خود نشان دهند.
شناسایی عناصر سازنده متن در داستان «قضیه داستان باستانی یا رومان تاریخی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و گویش های غرب ایران سال نهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۵
129 - 151
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی عناصر جهان های متن در داستان « قضیه داستان باستانی یا رومان تاریخی »، اثر هدایت، بوده که اثری هدفمند در راستای توصیف وضعیت اسفناک جامعه موجود است. این جستار با اتخاذ چارچوب انگاره جهان های متن ورث (1999) در تلاش است که عناصر سازنده جهان های متن را در داستان مذکور شناسایی و آن ها را بر اساس لایه های سه گانه معنایی جهان گفتمان، جهان متن و جهان های زیرشمول در این انگاره واکاوی نماید. بررسی ها نشان داد که نویسنده از عنصر «زمان» برای ایجاد تعلیق در داستان استفاده کرده و مدام داستان را در زمان های متفاوت به جریان می اندازد تا مخاطب خود را در تعلیق نگه دارد. این در حالی است که شخصیت ها، مکان ها و اشیاء کاملاً مشخص هستند و تعلیقی در آن ها دیده نمی شود. نتایج نشان داد که گزاره های نقش گستر به کاررفته در جهان متنِ این داستان عموماً توصیفی اند، زیرا نویسنده باید برای القای تصویر، توصیف کند و خواننده نیز برای برقراری ارتباط با داستان باید تصویرسازی کند. همچنین، از نظر جهان های زیر شمول نیز در این داستان، اشاره مکانی چندان پررنگ نیست و در عوض نویسنده بیشتر بر زمان تأکید دارد. یافته ها نشان داد که با بهره گیری از انگاره جهان های متن می توان به ابعاد و لایه های پنهان داستان دست یافت.
Investigating Toury’s Initial Norms in Literary Translation before and after the Islamic Revolution: A Case Study of Two Persian Translations of the Catcher in the Rye(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Applied Language Studies,Vol ۱۳, No. ۱, ۲۰۲۱
159 - 172
حوزههای تخصصی:
Munday asserts that there exist particular norms belonging to each specific time. In other words, each era is of distinguishing norms; sometimes, transgressing these norms results in unsatisfactory outcomes. On this account, translators ought to apply appropriate norms in each era in the act of translation. The present study aimed to investigate the application of Toury’s initial norms in two different translations of The Catcher in the Rye before and after the Islamic Revolution. Firstly, the study investigated the orientation of adequacy and acceptability in both pre-revolutionary and post-revolutionary translations. Then, it questioned the appropriateness of the applied norms in these two translations to each era. Accordingly, the results revealed that in the pre-Islamic Revolution translation, acceptability greatly predominated over adequacy; quite the contrary, in the post-Islamic Revolution rendering, adequacy chiefly prevailed over acceptability.
Grammatical Complexity in Research Articles: Iranian Local Journals and International Journals(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aimed to investigate the grammatical complexity based on Biber, Gray, Staples, and Egbert’s (2020) linguistic description in research articles published in Iranian local journals and international journals. The corpus of the study included 40 Applied Linguistics research articles, 20 published in Iranian local journals and 20 in international journals in 2019-2020. The research articles were selected through purposive sampling from two Iranian journals, namely Journal of Research in Applied Linguistics and Journal of Teaching Language Skills, and two international journals, including Journal of English for Specific Purposes and System Journal. The research articles were analyzed in terms of three dimensions of grammatical complexity, including the structural types, syntactic functions, and specific structural/syntactic features. Moreover, for intra-rater consistency, the researcher re-analyzed the corpus after one month to see whether the same results were found. According to the results, in terms of the first dimension, i.e., the structural types, the frequencies of structures indicating higher grammatical complexity (non-finite dependent clauses and dependent phrases) outnumbered the frequency of structures showing lower grammatical complexity (finite dependent clauses) in both local and international journals. Concerning the second dimension, i.e., syntactic function within the structural type, the frequencies of more complex syntactic functions were higher than those of simple functions in both sets of research articles. Concerning the third dimension, i.e., specific structural/syntactic features, both groups of writers preferred to use more complex specific structural/syntactic features than simple ones.
بررسی رابطه بین وزن دستوری بند موصولی و حضور و یا عدم حضور ضمیر تکراری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال هشتم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۳
199 - 223
حوزههای تخصصی:
ضمایر تکراری در جایگاهی قرار می گیرند که سازه ای از آنجا حرکت کرده باشد. در زبان فارسی، یکی از جایگاه های این ضمایر در درون بندهای موصولی است. با توجه به تبیین نقشی هاکینز (2004، 1999) برای حضور ضمایر تکراری، در بندهای موصولی، هرقدر فاصله بین هسته بند موصولی و محل سازه هم مرجع با آن در بند موصولی بیشتر باشد، عدم حضور ضمیر تکراری باعث می شود یافتن مرجع سخت تر باشد. این پژوهش، با بهره گیری از آزمایش سنجش سطح خوانش، قضاوت دستوری، آزمایش تولیدی عملکردمحور و آزمایش شنیداری، به بررسی رابطه بین وزن دستوری بند موصولی و حضور یا عدم حضور ضمایر تکراری در جایگاه مفعول پرداخته است. فرض بر این بود که با افزایش وزن دستوری بند موصولی، حضور ضمیر تکراری در جایگاه مفعول، که هدف بررسی این پژوهش است، کمک کننده خواهد بود. در نهایت، داده های هر آزمون جداگانه با نرم افزار SPSS تحلیل شدند. آزمایش هایی که نتایج آنها طبق فرضیه پژوهش بوده اند، در تحلیل های آماری SPSS معنادار نبوده اند؛ یعنی حضور ضمیر تکراری و یا عدم حضور آن، در هر یک از سطوح وزنی، تغییر معناداری ایجاد نمی کند. به علاوه، رابطه بین وزن دستوری و حضور ضمیر تکراری نیز معنادار نبود؛ یعنی سخنگویان فارسی زبان فارغ از هر نوع وزن دستوری، به میزان زیادی ضمیر تکراری استفاده می کنند.
نقش تداخل در پیدایش خطاهای آوایی دانشجویان فارسی زبان روسی آموز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان های روسی و فارسی صرف نظر از جهانی های زبانی، به لحاظ نظام آوایی، دستوری، واژگانی و غیره زبان ویژه هستند و با هم تفاوت هایی دارند. از آنجا که نظام زبان اول بیشتر در ذهن زبان آموز نقش بسته است، بنابراین، بروز خطاها در فرایند یادگیری زبان (های) بعدی از سوی گویشور غیر بومی پدیده ای طبیعی و اجتناب ناپذیر است. پژوهش حاضر با اشاره به برخی از خطاهای رایج دانشجویان فارسی زبان روسی آموز در دوره مقدماتی، نقش تداخل و تأثیر آن در بروز این گونه خطاها را بررسی می کند. هدف از انجام تحقیق پیش رو، بررسی و شناسایی خطاهای آوایی روسی آموزان فارسی زبان است که متناسب با نوع تداخل دسته بندی و تجزیه و تحلیل و منشأ بروز خطاها و میزان فراوانی وقوع هر یک از آن ها به تفکیک مشخص شده اند. برای جمع آوری داده های تحقیق از آزمون آوایی بهره برده ایم. جامعه آماری این پژوهش را 51 دانشجوی دوره مقدماتی از دانشگاه های اصفهان، گیلان و گنبد کاووس تشکیل می دهند. نتایج بررسی و تحلیل خطاهای مورد اشاره در مقاله مبین آن است که زبان مقصد، یعنی روسی به منزله یکی از عوامل مؤثر در تداخل درون زبانی، نقش مهمی در بروز خطاهای ذکر شده در بین دانشجویان فارسی زبان روسی آموز دارد.
تبیین رویکرد نظری سبک شناختی ملک الشعرای بهار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قدمت مطالعات سبک شناسی و سبک پژوهی از کتاب تاریخ تطور نثر فارسیِ ملک الشعرای بهار فراتر نمی رود. رویکرد نظری سبک شناختی وی نیز تا به حال به درستی کشف و استخراج نشده است. از این رو، هدف از پژوهش حاضر کشف و شناخت متغیرها و مؤلفه های نظریه سبک شناختی ملک الشعرای بهار و مقوله سازی و فرضیه سازی آن با روش و تکنیک تحلیل محتوای کیفی عمقی است. بدین منظور، آثار ملک الشعرای بهار در زمینه سبک شناسی براساس نمونه گیری هدفمند و معیارِ اشباع نظری بررسی شد. از محتوای این آثار با حذف و اضافه و اصلاح و تلخیص، تعداد 409 کد اولیه به دست آمد. درنهایت، طی سه مرحله کدگذاری، مدلی از کدها استخراج شده است که بیانگر دو بلوک «بافت و محیط زمینه ای» و «سبک شناسی» است و همچنین، فرضیه اصلیِ چگونگی تأثیر «بافت و محیط زمینه ای» را بر «سبک» نشان می دهد. مطابق با نظر بهار، «بافت و محیط زمینه ای» تأثیر بسزایی بر «سبک» و «سبک شناسی» در ایران گذاشته است که این ارتباط و تأثیر و تأثر، در پژوهش های سبک شناختی به دقت تبیین نشده است. از این رو، متغیرها و مفاهیم رویکرد نظری سبک شناختی ملک الشعرای بهار و همچنین، روابط این متغیرها با یکدیگر کشف می شود و سرانجام به مدل سازی می انجامد و این فرض را تقویت می کند که او در این حیطه صاحب نظر بوده است.
داده های بنیادین استراتژیک زبانشناسی، کلید اکمال متقابل تکنولوژی و هوش مصنوعی در حیطه ترجمه ماشینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۱ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
541 - 555
حوزههای تخصصی:
این پرسش که آیا می توان ماشینی اختراع کرد که قادر به انجام رفتارهایی حتی هوشمندانه تر از انسان باشد، حتی پیش از پیدایش رایانه های قدرتمند و داده های هوش مصنوعی نیز مطرح بود. پیشتر برخی از اندیشمندان زبان شناس و فیلسوفان زبان بر این باور بودند که این کار شدنی نیست. ایده بهره برداری از هوش مصنوعی، وتسهیل در بهره وری در حیطه های مختلف علوم ایده ای درست و ضروری بود، اما ابزار تحقق آن مکانیک نبود. مکانیک بستر مناسبی برای ایجاد اکمال متقابل زبان شناسی، منطق، آمار و ریاضی بر حول مکانیک، نبود و چابکی لازم را برای امکان بهره برداری از دستاوردهای خود در تحقق ترجمه ماشینی را فراهم نمی کرد. با ظهور پدیده ای به نام دیجیتال، نه تنها رویه های منطق صوری به سمت منطق نوین و ریاضیات به ریاضیات جدیدتمایل پیدا کرد، بلکه گرایشات نوینی در پژوهش های زبانشناختی متناسب با حضور در بستر دیجیتال شکل گرفت و به سرعت پیشرفت کرد. در این مقاله سعی شده است پس از ارائه مختصری از تاریخچه موضوع و چارچوب نظری آن؛ به چگونگی دستاوردهای بدست آمده پرداخته شود و چشم انداز آتی آن با توجه به متد های انتخاب شده، ترسیم گردد. نویسنده مقاله ضمن ارائه تجربیات شخصی خود در این عرصه، بر ایجاد بانک منابع بنیادی متنوع در حیطه زبانشناسی نوین تاکید دارد. به زعم وی، موفقیت های و دستاوردهای آینده، منوظ به تقویت داده های نوین و مورد نیاز زیرساختی در حیطه زبانشناسی، بعنوان یک علم بین رشته ای با تکنولوژی به منظور کسب دستاوردهای کاربردی، اجتناب ناپذیر است.
بررسی صوتی واکه های ترکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۰
227 - 255
حوزههای تخصصی:
طرحِ مباحثی همچون سرنخ های صوتی واکه های زبان آذری و رسم فضای واکه ای حاصل از سازه های اول و دوم هر یک از واکه ها می تواند مدخل خوبی برای ورود به مبحث نظام آوایی زبان آذری باشد. تحلیل صوتی واکه ها در ناحیه ایستا و بررسی ویژگی های صوتی آن ها با استفاده از نمودارها یا «vowel space» در بافت های تکی ه ای و جایگاه های هجایی مختلف، هدف اصلی این پژوهش است. یافته ها نشان داد جایگاه هجا و بافت نوایی وا که ها توزیع واکه ها را در فضای واکه ای برحسب پارامترهای فرکانسی F1 و F2 به طور معنادار و نظام مند تغییر نمی دهند. همچنین، شدت تغییرات فرکانسی واکه ها در موضع بی تکیه به اندازه ای نیست که سبب تغییرات اساسی در کیفیت واکه ها شود، یعنی واکه ها را در جهتی خاص، مثلاً مرکز فضای واکه ای، سوق دهد. یافته های به دست آمده همچنین نشان داد بین واکه های عضو هر یک از جفت واکه های [i]-[y]، [e]-[ø] و [ɯ]-[ø] یک تقابل صوتی از نظر ویژگی گردی برقرار است. نتایج مربوط به دیرش نیز نشان داد واکه های آذری را از نظر الگوی دیرش می توان بر روی پیوستاری قرار داد که در آن، واکه های [y، i، u] کوتاه ترین واکه ها و واکه های [ø، ӕ، ɑ] بلندترین واکه ها هستند و گروه های واکه ای [i،u ، ɯ]، [u، ɯ، e، o] و [o، ø] دیرشی در اندازه متوسط دارند که با درجات مختلف به ترتیب در وسط پیوستار قرار می گیرند.
Relationship between Professional Identity and Reflectivity: A Case of Iranian EFL Teachers(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Iinternational Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۹, Issue ۳۴, Spring ۲۰۲۱ (۱)
11 - 23
حوزههای تخصصی:
EFL teachers’ professional identity is a multi-dimensional and complicated concept. It is influenced by many other issues in the educational context such as reflective practice. This study intended to explore the relationship between professional identity and reflectivity of Iranian EFL teachers. It also aimed to examine how high and low reflective teachers perceive the professional identity components. The participants were 89 EFL teachers teaching at three universities in Shiraz, Iran. Their selection was based on convenience sampling. The participants were asked to fill out two questionnaires including teacher professional identity questionnaire (Liou, 2008) and teacher reflectivity questionnaire (Akbari et al., 2010). Pearson product correlation coefficient revealed that there was a positive relationship between EFL teachers’ professional identity and reflectivity. Furthermore, the findings of regression analysis indicated that reflectivity could predict EFL teachers’ professional identity. Furthermore, the participants were categorized into two high and low reflective groups. Two groups were interviewed to examine the professional identity perceptions used by high and low reflective teachers. The thematic analysis showed that high reflective teachers used and implemented much more professional identity components in their teaching practice in comparison to the low reflective teachers.
The Impact of Socio-Economic Status (SES) on the Iranian EFL Learners’ Identity Processing Styles and Language Achievement(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study intended to address the impact of the socio-economic status (SES) on the Iranian EFL learners’ language achievement and identity processing styles. To attain this goal, 148 students studying General English were designated on the base of purposive sampling from Yasuj University of Medical Sciences (YUMS). At the first step, questions related to social, cultural, and financial background was asked of 20 participants (sample) by an interview. Then, a the researcher constructed a questionnaire from the information attained from the interview, regarding the factors related to the social, cultural, and financial factors (variables) and was distributed among the population (148 students) of the study. The participants’ English University Entrance Exam Score (Achievement test) scores were obtained from the Education Office of Yasuj University of Medical Sciences. Afterward, Berzonsky’s forty item revised version of the identity style inventory (ISI3) (Berzonsky, 1992) assessed the identity style of each participant. Examination of the results indicated that the structural relationship between the variables of identity processing style and language skills was 0.84 and its standard value was equal to 0.345. This value indicated a positive and average relationship between the two structures. That is, with the change of identity processing style, the language skills of the participants have changed.
Attitudes of Students towards the Study of Ghanaian Languages in University of Cape Coast
حوزههای تخصصی:
Learner attitudes towards a target language and its speakers as well as the use to which the language is put is fundamental in defining levels of success for the learning of that language. Ghana is dominated by several indigenous local languages. However, the official language as a medium of instruction in schools in Ghana is English language. Notwithstanding the use of English language as both official language and medium of instruction in our schools, disciplines specialize in the study of Ghanaian languages as a programme of study at the tertiary level. The study investigated the attitude that Ghanaian students have towards the study of Ghanaian indigenous languages and the motivational factors for the study of these languages at University of Cape Coast. Using a quantitative approach, the study employed 100 questionnaires which were administered to 50 Ghanaian language students and 50 non-Ghanaian language students in the University of Cape Coast. First, the analysis showed that students have positive attitudes towards the study of Ghanaian indigenous languages. Second, students have instrumental reasons for the study of the language. The findings of the study have implications for theory and policy makers.
جامعه در آینه زبان؛ بررسی سِیر خشونت، ادب، غم و شادی در جامعه فارسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان پدیده ای اجتماعی است. آنچه در جامعه می گذرد، در زبان منعکس می شود. به همین دلیل، مطالعه اجتماعی زبان می تواند واقعیت هایی را در مورد جامعه زبانی نشان دهد. اگر جامعه ای خشن، بی ادب یا غمگین باشد، در زبان جلوه گر می شود. با این فرض، مقاله حاضر به بررسی سیر سه ویژگی اجتماعی خشونت، ادب، و غم و شادی و بازتاب آن در زبان فارسی در پنج دهه گذشته می پردازد. دو پرسش اصلی پژوهش این است: آیا جامعه فارسی زبان در پنج دهه گذشته خشن تر، بی ادب تر و غمگین تر شده است؟ آیا بین رخدادهای مهم سیاسی و اجتماعی و سیر این تغییرات رابطه ای وجود دارد؟ برای یافتن پاسخ این پرسش ها پیکره ای زبانی از پنج دهه گذشته تحلیل شد که شامل فیلم های سینمایی، روزنامه ها، داستان ها، سخنرانی های سیاست مداران و ترانه ها بود. پیکره به پنج دهه تقسیم شد که در هر دهه یک یا چند رخداد مهم سیاسی و اجتماعی در کشور روی داده است: دهه پنجاه (انقلاب)، دهه شصت (جنگ)، دهه هفتاد (سازندگی و اصلاحات)، دهه هشتاد (مهرورزی و مسائل انتخابات) و دهه نود (اعتدال و تحریم). در این پیکره به دنبال یافتن، تحلیل و تعیین فراوانی ابزار زبانی بوده ایم که ویژگی های مدّ نظر را نشان می دهد؛ مانند استعاره ها، صفات، صورت های خطاب، و دشواژه ها. این مطالعه نشان می دهد که به صورت کلّی جامعه فارسی زبان حداقل در دو دهه گذشته خشن تر، بی ادب تر و غمگین تر شده است. همچنین ارتباط مشخصی بین رخدادهای اصلی سیاسی-اجتماعی در هر دهه و میزان افزایش یا کاهش ویژگی های مذکور دیده می شود.
نشانه شناسی فضای قدسی: رویکردی انتقادی به تولید فضا در آیین یارسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف جستار حاضر تحلیل و بررسی راهبردهای تولید و بازنمایی فضای قدسی در متون آیین باطنی یارسان (با تمرکز بر متن بارگه بارگه) است. برای این منظور، ابتدا الگوهای مکان یابی بکار رفته در متن را با استفاده از رویکرد لویسنون (2004) بررسی کرده، و سپس راهبردهای بازنمایی و تولید انگاره های فضایی را از منظر بوم شناسی انتقادی (Westphal 2011) مورد بررسی قرار می دهیم. نتایج تحقیق نشان می دهد که متن مورد نظر از دو الگوی ایستای فضایی توپولوژی و اشاری و همچنین از الگوی پویای حرکتی برای مکان یابی و تعیین جایگاه فضایی عناصر بهره می برد. از سوی دیگر، نتایج روشن ساخت که انگاره های فضایی در متن مذکور بر اساس دو کلان استعاره کاروان و رنگرزی شکل گرفته اند. این ساخت های استعاری منجر به تفکیک ناپذیری انگاره های فضایی و دوره های زمانی در متن شده است، به گونه ای که هر ایده فضایی در متن به صورت غیرمستقیم یک دوره تاریخی را نیز نشان می دهد (اصل فضا-زمانمندی). از سوی دیگر نتایج این مطالعه نشان داد که متن مورد بررسی مرزهای متعارف و تثبیت شده فضایی را میان انگاره های فضایی و جغرافیایی به چالش کشیده، و در راستای انگاره های ایدئولوژیک خود ساخت و ترکیبی جدید را از آنها ارائه می دهد. بعلاوه متن مذکور با واسازی مرزهای جغرافیایی واقعی و خیالی (اصل ارجاعیت) و همچنین با بکار بردن نام جای های متکثر و متنوع به شیوه ای نوین در جهت تثبیت معانی و پیام های الهیاتی خود عمل می کند. در نهایت باید ذکر کرد تمام این الگوها و راهبردهای فضایی در این متن در راستای ارائه نوعی نقشه فضایی نوین (سطح بازنمایی های فضایی) و یا یک ایدئولوژی فضایی جدید بکار می روند.