ناسیونالیسم ایرانی و مدرنیسم غربی در آغازین دهه های قرن چهاردهم شمسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نشریه فلسفه سال ۵۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
199-219
حوزههای تخصصی:
اگرچه برخی از مورخان و محقّقان حکایت آشنایی ایرانیان با فلسفه های مدرن را به دوره ناصری و آشنایی فرنگ رفتگان با آن فلسفه ها و گفت وگوی محصلان و استادان مدارس ایرانی اعم از مدرسه دارالفنون و مدرسه سیاسی و مدرسه سپهسالار و مدرسه مروی و غیره با برخی از فلسفه دان های اروپایی نسبت می دهند و در این گفت وگوها از مکاتب و مباحث فلسفه اروپایی یاد شده است، اما واقع آن است که به صورت مشخص، این فلسفه ها بیش از ادوار قبل، در جنبش اجتماعی معطوف به ناسیونالیسم ایرانی دوره احمدشاهی و رضاشاهی مورد توجه ایرانیان قرار گرفتند و خط و خطوط سیر تحولات فرهنگی و اجتماعی روزگار خود را تحت تأثیر قرار دادند. اما پرسش آن است که ناسیونالیسم ایرانی اواخر قاجار و اوایل پهلوی، چه ارتباطی با مدرنیسم و فلسفه های مدرن دارد و از همه مهم تر، این همراهی، به صورت عینی خود را در کدام مصادیق به نمایش گذاشته است؟ این نوشتار درصدد است پاسخ به این پرسش را در ذیل دو کلان روایت «دولت- ملت ایرانی» و «مدرنیته ایرانی» که هر دو جلوه هایی از ناسیونالیسم ایرانی در بازه زمانی فوق هستند، ارائه دهد؛ دو روایتی که به مدرنیسم و فلسفه های جدید غربی نیز پیوند خورده است. این بازخوانی، خود بخشی از ایران شناسی فلسفی برای فهم چرایی و چیستی سازمان ها و سیاست های اعمال شده در دوره معاصر این سرزمین نیز هست.