توحید شالچیان ناظر

توحید شالچیان ناظر

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۱ مورد از کل ۱۱ مورد.
۱.

بازخوانی انتقادی جایگاه کتاب خاقانی شروانی: حیات، زمان و محیط او در حوزه خاقانی پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خاقانی شروانی کتاب کندلی هریسچی خاقانی پژوهی بازخوانی انتقادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۵ تعداد دانلود : ۴۳۶
خاقانی پژوهی از دیرباز جزء یکی از مهم ترین حوزه های مطالعاتی ادب فارسی در نزد پژوهشگران به شمار می آمده است. در اهمیت جایگاه خاقانی پژوهی همین بس که چندین مقاله و پایان نامه با موضوع کتاب شناسی خاقانی تاکنون نگارش یافته است. یکی از حوزه هایی که کمتر مورد توجه خاقانی پژوهان قرار گرفته، مستندات تاریخی شاعر است. اهمیت جایگاه چنین پژوهشی تا جایی است که مجهول ماندن مستندات تاریخی درباره شاعر، سهو و اشتباه خاقانی پژوهان را نیز به دنبال خواهد داشت. کندلی هریسچی بر آن بود تا با کتاب خاقانی شروانی: حیات، زمان و محیط او با هدف رفع مجهولات مزبور گامی بردارد. بر آن شدیم تا با نگاهی پژوهش محور و به دور از حبّ و بغض و با توجه به نقل قول های گوناگون محققان، کتاب مزبور را در بوته نقد بسنجیم و به این پرسش ضروری پاسخ بدهیم که ضرورت وجودی این کتاب در حوزه خاقانی پژوهی چیست و مزایا و معایب آن کدام اند؟ دستاوردهای پژوهش نشان می دهد که نخست، این کتاب با عنایت به مطالعات تاریخی نویسنده کتابی ممتاز است؛ دوم، بعضی از محققان منصفانه و متعهدانه گزاره های کتاب را قضاوت کرده اند و بعضی دیگر خلاف دسته قبلی عمل کرده اند و سوم، نقطه قوت کتاب در توجه ویژه نویسنده به نامه ها و تحفه العراقین خاقانی است. کندلی هریسچی با تأکید بر استقرای تام گفته هایش فقط به اطلاعات کتابخانه ای داخلی توجه نکرده و پا را از مرزها فراتر گذاشته است. وی همچنین نشان داده است نگاه تاریخی و ارائه زمان بندی برای روشن کردن مسائل انتزاعی ای مثل تصوف و فتوت و اخوت شاعر کارایی ندارد.
۲.

نقش آشنایی زدایی مبتنی بر مؤلفه های سبک هندی(صائب و بیدل) در سبک شعر آیینی محمد سهرابی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سبک هندی آشنایی زدایی شعر آیینی محمد سهرابی صائب بیدل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۶ تعداد دانلود : ۳۰۵
محمد سهرابی از شاعران آیینی معاصر با تخلص «معنی» است. با سیری در شش دفتر شعری او به نظر می رسد وی به سبک هندی و تتبع از صائب و بیدل علاقه خاصی دارد. انحراف از نُرم به مثابه عنصری مهم، همان گونه که سبب تمایز شعر سبک هندی از اشعار دوره های پیشین شد، سبب نو شدن شعر آیینی محمد سهرابی نسبت به آیینی سرایان پیش از خود نیز شد. برخی از مؤلفه های آشنایی زدایی را می توان در سبک هندی ردیابی کرد. در پژوهش پیش رو کوشیده ایم به این پرسش پاسخ دهیم که با نظرداشت ویژگی های سبکی شعر هندی، به ویژه اشعار صائب و بیدل، محمد سهرابی از کدام ویژگی ها و مؤلفه های آن در ایجاد آشنایی زدایی در آفرینش شعر خود بهره گرفته است. به این منظور، با روش تحلیلی- توصیفی و بر اساس شواهد و مستندات به دست آمده، نشان داده ایم که سهرابی با خلق ترکیبات خاص، همانند صائب و بیدل هم تصاویر شعری خود را مخیل تر کرده، هم این ظرفیت زبانی را به خدمت مضمون درآورده است. ذوق شاعرانه او صرفاً متعهد و همگام با ذوق عامه نیست، بلکه در راه خلق مضامین جهانی نیز گام برداشته است. وجود اسلوب معادله در شعر سهرابی، بیانگر ظرفیت زبانی دیگری است که سبب شده است لفظ در ساختار دو عبارت مستقل از هم در خدمت مضمونی واحد قرار بگیرد. ذوق سهرابی صرفاً در خدمت خواص هم نیست و با بهره گیری از اصطلاحات عامیانه و باورهای رایج در بین عموم، توانسته است زمینه ای برای انس عامه با شعر خود فراهم آورد.
۳.

اشارات و معانی تعبیر «خلعت» در آثار سنایی، عطار و مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عارف خلعت وهبی کسبی سنایی عطار مولوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۳۰
خلعت از دیرباز، اغلب به پوشش ظاهری رایجی اطلاق می شد که حاکم، پادشاه یا خلیفۀ مسلمانان به وزیران یا امیران اعطا می کرده است. خلعت، نه تنها مقوله ای مرتبط با سلطنت و دربار، بلکه تعبیری است که اهل معرفت، به ویژه سنایی، عطار و مولوی در آثار خود آن را به کار برده اند. با فرض اینکه اهل معرفت از صراحت در کلام خودداری می کنند و تمایل دارند به معنای مورد نظرشان در کلام اشارت داشته باشند، قصد داریم به این پرسش پاسخ دهیم که چه معانی و اشاراتی از تعبیر خلعت در آثار سنایی، عطار و مولوی قابل تأویل است؟ این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. برایند تحقیق نشان می دهد که اگر حضرت حق، خلعت خاص را به عارف هبه کند، نیکو و پسندیده است؛ در غیر این صورت، خلعت حجاب سالک خواهد بود. وهبی یا کسبی بودن خلعت شأن اعتباری دارد؛ یعنی بر اساس برخی شواهد عارف می تواند از سر فضل حضرت حق، صاحب خلعت خاص شود و بر اساس برخی شواهد دیگر، عارف باید برای به دست آوردن آن جهاد با نفس کند. تشریفی بودن خلعت مهم ترین وجه آن است. همچنین، خلعت می تواند در معنای عفو کردن و پوشانیدن عیوب سالک مورد نظر اهل معرفت باشد.  
۴.

از رنج تا لذّت حبس؛ خوانش لکانی داستان های «بند محکومین»، «آمرزش زمینی» و «قهوۀ سرد آقای نویسنده»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: لکان حبس و ژوئیسانس بند محکومین قهوه سرد آقای نویسنده آمرزش زمینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۳ تعداد دانلود : ۲۳۳
در این پژوهش، جایگاه حبس و نسبت آن با اصل لذت و ژوئیسانس در شخصیت های داستان های «بند محکومین»، «آمرزش زمینی» و «قهوه سرد آقای نویسنده» بازنمایی و سنجیده شده است. با توجه به کنش های این شخصیت ها و اعمال مجازات به منزله اختگی نمادین، هدف از انجام این پژوهش، تبیین چگونگی دسترسی سوژه محبوس از رنج به لذت است که طی آن، به این پرسش محوری پاسخ داده شده که سوژه زندانی چگونه به میانجی دالی که برای وی تولید رنج می کند، می تواند لذت مازاد یا ژوئیسانس را تجربه نماید؟ این پژوهش به روش تحلیل کیفی و با تکیه برآموزه های روانکاوانه ژاک لکان به انجام رسیده و نشان داده شده که سوژه محبوس کم سابقه از میل سوژه محبوس سابقه دار تبعیت می کند و در عین حال، همواره به سبب وجود مازادی در هویت خود، از دیگری بزرگ شرمسار می شود. حبس بستری را فراهم می کند که محبوسان از زنجیره دلالت میل دیگری بزرگ به سبب تحمیل اختگی نمادین بیرون می افتند. اگر محبوسان اختگی نمادین را نپذیرند، به روان پریشی دچار می شوند و به همین سبب اولاً، خود را از جامعه بیرون از حبس مطرود می بینند، ثانیاً، نسبت به تحقق آینده روشنی برای خود امیدوار نخواهند بود. سوژه محبوس می کوشد با هر کنشی که تخطی از میل دیگری بزرگ باشد، ژوئیسانس را به نفع خود تصرف کند.
۵.

ضرورت تصحیح مجدد مقامات شیخ الاسلام حضرت خواجه عبدالله انصاری هروی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تصحیح نسخه پژوهی خواجه عبدالله انصاری مقامات شیخ الاسلام جامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۴ تعداد دانلود : ۲۲۷
مقامات شیخ الاسلام حضرت خواجه عبدالله انصاری هروی یکی از آثاری است که آن را متعلق به عبدالرحمن جامی دانسته اند. برخی از جملات و عبارات این کتاب یا عیناً مانند نفحات الانس جامی و طبقات الصوفیه انصاری است یا این که با اندکی تغییر در این کتاب آمده است. تاکنون، سه تصحیح از این اثر صورت گرفته است و با وجود کوشش های آربری، فکری سلجوقی و بشیر، هنوز نقص ها و ایرادهایی در تصحیح یا تحشیه ها و تعلیقات آن دیده می شود. این پژوهش با شیوۀ سندپژوهی انجام یافته است و کوشیده ایم با معرّفی آن، ضمن اشاره به مؤلفه های فکری، زبانی و ادبی و ویژگی های سبکی اثر، با بیان برخی از ایرادها و اشکالات موجود در تصحیح های انجام شده، ضرورت تصحیح مجدد آن را یادآور شویم. قراین به دست آمده نشان می دهد که اولاً، اشکال های متن ذیل پنج مؤلفۀ کلی ایراد در علائم نگارشی و ویرایشی، خطا در چاپ، اشتباه خواندن نسخه ها، ایراد در تحشیه و تعلیقه یا نقص در آن و حذف واژه یا اصطلاحی مهم از متن خلاصه می شود. ثانیاً، از منظر ویژگی های سبکی، با توجه به قراین به دست آمده این متن بر چند مؤلفۀ کلی استوار است. به لحاظ ویژگی فکری، برخی از شاخص ترین و محوری ترین اندیشۀهای صوفیه مانند ذکر شطحیات اهل سلوک و تفوق طریقت بر شریعت در این متن آشکارا دیده می شود. به لحاظ ویژگی زبانی، با توجه به این که نویسنده رسالت خود را نه فضل فروشی و تقدم چگونه گفتن بر چه گفتن، بلکه راحت بودن درک معنا و انتقال پیام می داند، با متنی ساده و مرسل روبه روییم. با توجه به این مسئله، به لحاظ ویژگی ادبی نیز، نویسنده کوشیده است تا حد امکان از آرایه های لفظی و معنوی ساده ای بهره بگیرد تا این اثر برای اغلب مخاطبان قابل فهم باشد.
۶.

تحلیل گفتمانی دانش در داستان های پاییز فصل آخر سال است، سکته قبلی و چند روایت معتبر درباره خداوند از دیدگاه لکان

کلیدواژه‌ها: ژاک لکان تحلیل گفتمان پاییز فصل آخر سال است سکته قبلی چند روایت معتبر درباره خداوند دانش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۱۳۷
لکان بر این باور بوده که مؤسساتی آموزشی با عنوان دانشگاه هیچ گاه نمی توانند دانش را در مقام فالوس در اختیار سوژه قرار دهند. بر این اساس، گفتمان دانشگاهی به گفتمان ارباب و گفتمان روانکاوی(گفتمان هیستریک) صرفاً به گفتمان علم ارجاع می دهد. به عقیده وی، سوژه در گفتمان دانشگاهی خط می خورد و به خسران یا کسرشدگی دچار می شود؛ درحالی که در گفتمان هیستریک یا روانکاوی با آشکار شدن فقدان در دیگری بزرگ، سوژه از دانش در مقام فالوس گذر می کند. در این پژوهش با بهره گیری از آموزه های ژاک لکان و با تکیه بر روش تحلیل کیفی، داستان های پاییز فصل آخر سال است، سکته قبلی و چند روایت معتبر درباره خداوند را مورد ارزیابی قرار داده ایم. دستاوردهای پژوهش نشان می دهد در داستان های پاییز فصل آخر سال است و سکته قبلی سوژه در وضعیت نابینایی نسبت به میل خود قرار گرفته و میل خود را اخته و دال میل دیگری را برآورده نموده، که به همین سبب در این دو داستان، گفتمان دانشگاهی غلبه داشته است؛ یعنی گفتمانی که به گفتمان ارباب ارجاع می داده است؛ اما در چند روایت معتبر درباره خداوند دانشجویان از وضعیت نابینایی خارج شده بوده و به دال میل خود وفادار مانده اند و با آشکار نمودن فقدان در دیگری بزرگ، در برابر گفتمان دانشگاهی مقاومتی هیستریک نشان داده اند؛ بنابراین، گفتمان هیستریک به گفتمان دانش ارجاع داده است.
۷.

نقش استعاره و مجاز در فرآیند میل ورزی در رمان «نگران نباش» بر مبنای آموزه های لکان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ژاک لکان استعاره مجاز میل روانکاوی نگران نباش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۲۱۸
ژاک لکان از اندیشمندانی است که از استعاره و مجاز- که اصطلاحاتی تخصصی در دانش بلاغت و زبان شناسی به شمار می آیند- برای تبیین مفهوم روانکاوانه میل استفاده می کند. در نگاه وی، میل ورزی به میانجی مداخله استعاره پدری شروع می شود و ممکن است در فرآیندی مجازی همواره خود را تثبیت نماید. بر اساس بروز اختلال در فرآیند استعاری و مجازی، لکان تبیین نمود که بیمار به کدام گونه از روان پریشی دچار شده و سبب رنج بردن او چه چیزی است. در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل کیفی و بر اساس فرآیند استعاری و مجازی مورد نظر لکان، چگونگی میل ورزی سوژه (شادی) در داستان «نگران نباش» مهسا محب علی تبیین شده است. همچنین بر اساس الگو و معیار ذکر شده، چگونگی روان پریشی و بیرون افتادن از محدوده سوژه بودگی در شخصیت اصلی داستان (شادی) تشریح گردیده است. دستاوردهای پژوهش نشان می دهد فرآیند میل در شخصیت شادی به صورت استعاری عمل می کرده و بر این اساس، او سوژه ای وسواسی بوده است. شادی برای اینکه بتواند هرچه زودتر فالوس را احراز نماید، می خواهد ارضای میل خود را به تعجیل بیندازد. او از اختلال مجاورت- که ناظر بر عدم امکان ساخت مجاز است- رنج می برد. شادی نمی تواند میل ورزی کند؛ مگر زمانی که دال های مربوط به مسأله ای که در وی ایجاد تروما کرده، در اختیارش قرار بگیرد.
۸.

تحلیل جایگاه سوژه اخلاقی در داستان «پستچی» بر مبنای آرای لویناس و لکان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: امانوئل لویناس ژاک لکان سوژه اخلاقی خودبنیاد دگربنیاد پستچی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۶۰
اخلاق جزو مفاهیمی است که اندیشمندان حوزه های گوناگون فکری از دیرباز تاکنون درباره آن سخن گفته اند. لویناس در مقام فیلسوفی پدیدارشناس و لکان در مقام روانکاوی که از گزاره های گوناگون حوزه علوم نظری و غیرنظری در بیان آموزه های خود استفاده کرده، به تعریف و تبیین مفهوم اخلاق پرداخته اند. داستان پستچی بازنمایی کننده تقابل بین عشق و وظیفه است. در این پژوهش با تکیه بر آموزه های لویناس و لکان درباره اخلاق و با بهره گیری از روش تحلیل کیفی و بر اساس مطالعات کتابخانه ای کوشیده ایم نخست جایگاه اخلاق را نزد این دو اندیشمند تبیین کنیم و سپس کنش های شخصیت های داستان پستچی را بر مبنای اخلاق موردنظر لویناس و لکان، نقد و تحلیل کنیم. دستاوردهای پژوهش گویای این است که مهم ترین مؤلفه اخلاق در نظر لویناس، دگربنیاد بودن آن و نزد لکان، خودبنیاد بود آن است. براین اساس شخصیت هایی چون علی و چیستا به سبب تخطی از میل دیگری از دیدگاه لویناس، سوژه غیراخلاقی و از نظر لکان، سوژه اخلاقی به شمار می آیند. در نقطه مقابل نیز شخصیت هایی مانند حاجی و حاج اکبر به سبب تعهد به انجام وظیفه، از نظر لویناس، سوژه اخلاقی و از دیدگاه لکان، سوژه غیراخلاقی قلمداد می شوند.
۹.

تکرار تمنای کودکانه با میل به آگالمای دیگری بزرگ؛ تحلیل لکانی معلم مورچه ها و فیل کوچولو کجا خوابیدی؟(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ژاک لکان شعر و داستان کودک فیل کوچولو کجا خوابیدی؟ معلم مورچه ها نقد روان کاوانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۸
    سبب بروز بیشتر کنش های انسان به لحاظ روانی با دانش روان کاوی تبیین شده است. ژاک لکان، با بازخوانی زبانی و نمادین آرای زیست شناختی فروید، تحول بزرگی در دانش روان کاوی ایجاد کرد. بر این اساس، تمنا یا طلب، میل، کودک و دوره ی پس از کودکی خوانشی زبانی یافت. تحلیل آثار ادبیات کودک با آموزه های روان کاوانه ی ژاک لکان می تواند به عنوان روش یا دیدگاهی باشد که چگونگی عدم احراز یا تکرار تمنای کودکانه ی فرد را توجیه و تبیین کند. در این پژوهش، کوشیده ایم چگونگی تکرار تمنای کودکانه را در ساحت نمادین یا انطباق هویت ثانویه در معلم مورچه ها از محمد سهرابی و فیل کوچولو کجا خوابیدی؟ اثر میترا مسیحا روشن کنیم. دستاوردهای پژوهش نشان می دهد که شخصیت هایی مانند زنبور عسل، بچه اردک و در یک موضع کلاغ، به سبب دیدن تصویری خیالی از خودِ انسجام یافته در آینه ای که دیگری کوچک یا مادر آن را مقابل کودک گرفته، احساس یکپارچگی و تمامیت می کرده اند. تمنای کودکانه تا آن جا برای فرد پایدار بود که وی با فقدان موجود در خود روبه رو نشده بود و ایگو را به منزله ی هویتی اخته بازشناسی نکرده بود. همچنین، زمانی که فرد ایگو را به منزله ی موجودیتی اخته شناسایی می کند، برای اینکه بتواند دوباره منِ آرمانی خود را در مقام تمنایی کودکانه بازیابی نماید، وارد انطباق هویت ثانویه یا حیطه ی امر نمادین میل دیگری بزرگ می شود. در این مرحله، فرد از زنجیره ی دلالت امر نمادین به امیدِ احراز مجدد تمنای کودکانه ی پیشین، تبعیت می نماید؛ اما هر بار تلاش او به سبب بازنمایی شدن دالِ اضطراب، با شکست مواجه می شود. در فیل کوچولو نیز، گذر از فانتزی بنیادین و مواجهه با دال میل حقیقی، سبب رفع اختگی و بازیابی تمنای کودکانه ی پیشینِ فرد نمی شود.    
۱۰.

تحلیل لکانی جایگاه «امر غریب» در داستان «سکته قبلی» محمد سهرابی

کلیدواژه‌ها: ژاک لکان محمد سهرابی امر غریب کمدی فقدان سکته قبلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۸
کمدی و طنز جزو مؤلفه هایی است که با روان انسان پیوند داشته و در حوزه دانش روانکاوی، پژوهشگران درباره آن، آثار متعددی نوشته اند. فروید و به تبع او لکان، باور داشتند که ظهور امر غریب، دال کمیک را بازنمایی کرده است. در این پژوهش، با استفاده از آموزه های روانکاوانه لکان و با تکیه بر روش تحلیل کیفی، نسبت بین امر غریب و دال کمیک را در داستان «سکته قبلی» مشخص کرده ایم. قراین به دست آمده از تحلیل لکانی این داستان نشان می دهد، اولاً، ظهور امر غریب برای سوژه، دلیلی روانکاوانه برای خلق امری کمیک است. ثانیاً، نویسنده در مقام سوژه هیستریک، با استفاده از امر کمیک، فقدان موجود در دیگری را بازنمایی کرده است. در ساحت ناخودآگاه، نویسنده در پی احراز نمودن فالوس نیست، بلکه می کوشد در مقام سوژه هیستریک بر آن غلبه کند؛ درحالی که راوی داستان، سوژه روان نژند وسواسی ای است که می خواهد فالوس را احراز کند؛ اما کوشش های پیاپی وی با شکست مواجه می شود و همین مسئله، امری کمیک در داستان خلق می کند. ثالثاً، راوی در مقام سوژه وسواسی، هرگز نتوانسته است فالوس را احراز کند و ابژه α برای وی محقق نشده است. با وجود کوشش های راوی، جلسه شعر برگزار می شود؛ اما راوی در آن مازادی را می بیند که برای وی ناخوشایند است.
۱۱.

خوانش لکانی مفهوم «درد» و «رنج» در اندیشه مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: لکان مولوی روانکاوی درد و رنج ژوئیسانس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۸
از مفاهیمی که در متون عرفانی، به ویژه در اندیشه و آثار مولوی جایگاه مهمی دارد، درد و رنج است. نیز باید اذعان داشت که در دانش روانکاوی و در اندیشه های ژاک لکان به دو مفهوم مذکور توجه ویژه ای شده است. لکان توانست با بازخوانی آرای فروید، تقریر نوینی از مفهوم فراسوی اصل لذت داشته باشد که با نام ژوئیسانس شناخته می شود. در این پژوهش کوشیده ایم مفهوم رنج و درد را در اندیشه مولوی با نظرداشت مفهوم ژوئیسانس به شیوه لکانی بازخوانی و نسبت بین ژوئیسانس و فالوس را با تکیه بر سالک به مثابه سوژه روان نژند و مولوی در جایگاه پیر یا مرشد به منزله سوژه مراقب و حضرت حق به منزله دیگری بازنمایی کنیم. این پژوهش به شیوه تحلیل کیفی انجام شده است و با توجه به قراین به دست آمده، نشان داده ایم نخست این که، سالک باید نفس خود را به مثابه اگوی بیگانه کننده شناسایی کند. دوم این که ژوئیسانس درد توأم با لذتی است که به صورت سیمپتوم ظاهر می شود. بستر بروز چنین تجربه ای شطحیات سالک و حیرت همراه با سکوت وی است. سوم این که گفتمان عرفانی بازنمایی کننده گفتمان ارباب است؛ زیرا سالک در این گفتمان ملزم به اطاعت از میل دیگری است. چهارم این که سالک به عنوان سوژه روان نژند و مولوی در جایگاه پیر به منزله سوژه مراقب اند.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان