افزایش جمعیت، ضعف در برنامه ریزی صحیح و بلندمدت اقتصادی، و فقدان برنامه جامع و همه سو نگر برای پرورش نیروی انسانی، از مهمترین مسائل و مشکلاتی است که امروزه باعث شده است تا پدیده اشتغال به یک بحران و ضرورت اجتماعی و اقتصادی تبدیل شود. از طرفی تحولات انقلابی اخیر، حاصل از همگرایی بین فرایند توسعه اطلاعات و فرایند توسعه فناوری ارتباطات، به نوبه خود منجر به چالش ها و فرصت های جدیدی بر سر راه اشتغال شده است که خود، مستلزم انتخاب راهبردی جدید برای ورود به قرن 21 است. خودکارآفرینی مهمترین راهبردی است که برای پاسخگویی به چالش ها و بهره گیری از فرصت های فوق پیش بینی می شود. در این مقاله، کار، انسان، ساختار و فناوری ارتباطات به عنوان عناصر اصلی راهبرد خودکارآفرینی معرفی می شود. در این راستا معنای جدید این مفاهیم در قالب یک اقتصاد خودکارآفرین معرفی خواهد شد. علاوه بر آن با استفاده از روش دلفی در سه مرحله، نظرسنجی لازم از برخی خبرگان به عمل آمده است و موانع توسعه این راهبرد در ایران و پیشنهادات لازم برای کاربرد آن ارایه می گردد. راهکارها و موانع ارایه شده بیشتر به مسائل مدیریتی و مواردی نیز به مسائل مربوط به بیمه، آموزش، مالیات و بازنشستگی اشاره دارد.
در پی تحولاتی که در دنیای کنونی در حال وقوع است، لزوم توجه کشورها به مجموعه حرکتهایی که توان تحول در نظام بازرگانی آنها را فراهم کرده است، احساس میشود. در راستای ارتقاء اقتصادی و رقابت با کشورهای عضو سازمان جهانی تجارت و به منظور غلبه بر نقاط ضعف حاکم بر جایگاه راهبردی کشور، از طرفی در بعد داخلی، شرکتها ملزم به افزایش هر چه بیشتر کارایی در ارتباطات و استفاده از فناوریهای نوین هستند و از طرف دیگر، در بعد بینالمللی شرکتهای تجاری به منظور رقابت با همتاهای خارجی خود، گریزی از بهرهگیری از قافله تغییرات و تحولات جهانی ندارند. متأسفانه آمار و اطلاعات نشان میدهد در این راستا، هنوز اقدام قابل ملاحظهای صورت نگرفته است. دخالت تصمیمات سیاسی، فقدان تخصص لازم در تصمیمگیرندگان و در نتیجه فقدان همه سو نگری در اتخاذ تصمیمات گروههای ذیصلاح و مشکلاتی از این قبیل، مسیر فوق را با فراز و نشیبهای قابل ملاحظهای مواجه ساخته است. از این رو، با توجه به اهمیت امر، در این مقاله سعی بر آن است که با بررسی این تحولات، تأثیر آنها بر اقدامات تبلیغاتی مورد عنایت و توجه ویژه قرار گیرد.
تصمیم گیریهای مالی یکی از مهمترین حوزه های رقابتی شرکتها به منظور تامین بهینه منابع مالی برای بقا در محیط متلاطم تجاری است . در این تحقیق با توجه به اهمیت موضوع سعی بر آن بوده است تا با شناسایی مهمترین ابعاد ریسک با تمرکز بر ریسک مالی ، بتوان به نحو بهینه با روش صرف تئوریک مدلی برای اندازه گیری ریسک مالی طراحی کرد . در این راستا ، مدل طبقه بندی ریسک مالی و شاخصهیا اندازه گیری آن ، نتیجه ای است که از تحقیق حاضر استخراج می شود .