نگاهی نو در تعریف علم اصول با انتقادی بر نظریه مشهور اصولیون(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه و اجتهاد سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۷
11 - 33
حوزههای تخصصی:
دانستن تعریف علم اصول برای تشخیص این که کدام مسئله باید در علم اصول مطرح شود، بسیار ضروری است. ازاین رو در این نوشتار، بیش از ده تعریفی که بزرگان امامیّه و اهل سنّت برای علم اصول مطرح کرده اند، با روش توصیفی تحلیلی و با ابزار گردآوری اطلاعات کتابخانه ای بررسی شده و در بوته نقد قرار گرفته اند. حاصل بررسی ها این بود که: بهترین تعریف برای علم اصول، آن تعریفی است که اوّلاً: علم اصول را صرفاً به استنباط های فقهی اختصاص ندهد، بلکه بتواند کارایی آن را در غیر از فقه مانند تفسیر و کلام سرایت دهد. ثانیاً: شامل قواعد مربوط به شبهه موضوعی نیز بشود. ثالثاً: ضابطه ای ایجاد کند تا به وسیله آن، دخول مسائل در علم اصول را بتوان تشخیص داد. رابعاً: جامع افراد و مانع اغیار باشد. بنابراین در تعریف علم اصول می گوییم: قواعدی است که بدون هیچ واسطه ای برای فهم دین اقامه می شوند یا برای فهم دین، برهان و حجت ارائه می دهند. چنین تعریفی، مسائل جزئی غیر قاعده ای یا قواعدی را که برای فهم گزاره های دینی از آنها به واسطه نیاز است و یا در راه فهم دین از آنها استفاده نمی شود، از علم اصول خارج می کند.