ادراک «دیگری» معلول در بستر اجتماعی ایران از دیدگاه متخصصین جامعه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال نوزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
216 - 189
هدف پژوهش حاضر ادراک دیگری معلول در بستر اجتماعی ایران است. روش پژوهش کیفی و از نوع تحلیل مضمون و میدان پژوهش اساتید جامعه شناسی دانشگاه های شهر تهران بودند. با استفاده از نمونه گیری گلوله برفی و رسیدن به اشباع داده ها، تعداد 13 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. جهت تعیین قابلیت اعتماد مصاحبه ها از راهبردهایی چون بازبینی توسط شرکت کنندگان و یک داور ناظر استفاده شد. تحلیل دادها نیز بر اساس روش شبکه مضامین آترید-استرلینگ صورت گرفت. نتایج در سه مضمون سازمان دهنده شامل: موانع نگرشی، موانع فیزیکی و موانع نهادی استخراج گردید. به طور کلی نتایج نشان داد که معلولان نسبت به دیگر گروه ها و اقلیت های جامعه، در نظام سیاست گذاری و برنامه ریزی کمتر لحاظ شده اند و مسائل آنها به خوبی شناسایی نشده است. لذا نظام تصمیم گیری جامعه نیازمند سیاست ها و برنامه هایی برای حضور و مشارکت فعال معلولان می باشد. بدون مشارکت فعال و برابر معلولان و سازمان های نماینده آنها، استراتژی ها و برنامه های توسعه موجب تداوم و تبعیض علیه افراد معلول می شود. با این حال، برای مؤثر بودن سیاست ها و برنامه ها، باید باورهای فرهنگی مربوط به ناتوانی را که در جامعه وجود دارد، در نظر بگیرند. اگر بخواهیم در این زمینه حقیقتاً یک گام به پیش رو داشته باشیم درک ناتوانی به عنوان نقص یا محدودیت باید به عنوان یک ویژگی منحصر به فرد از هویت کلی فرد بازتعریف شود. با توجه به نقش مؤسسات آموزشی در اجتماعی کردن نسل بعدی شهروندان، مدارس می توانند نقشی جدایی ناپذیر در پرورش جامعه عادلانه تر، به ویژه از طریق آموزش چندفرهنگی ایفا کنند تا ضمن ترویج معلولیت به عنوان یکی از تنوع های فرهنگی موجبات کاهش اختلاف بین گروه ها و تقویت روابط بین گروهی را فراهم نمایند.