بررسی جنبش مزدکیه در چارچوب الگوی کیهان شناسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
433-464
حوزههای تخصصی:
جنبش مزدکیه، یکی از پدیده های مهم و مناقشه برانگیز تاریخ ایران عصر ساسانی است که هم از منظر اجتماعی و اقتصادی و هم از جهت مشروعیت زدایی از نظم کیهان شناختی زرتشتی، نقشی اساسی در تحولات آن دوره ایفا کرده است. این مقاله با رویکردی انتقادی و تحلیلی، می پرسد در بستر کیهان شناسی ایرانی، چه نقدی بر آموزه های مزدکیه وارد است؟ در پاسخ، نشان داده می شود که اندیشه های وی و پیروانش در تقابل بنیادین با مفاهیمی چون «اشه» (نظم کیهانی) و «فرّه کیانی» قرار داشته اند. مزدک با ترویج ایده هایی چون اشتراک اموال و زنان، ساختار خانواده، مالکیت و نظام طبقاتی را تضعیف و نظم اجتماعی و دینی زمانه را با چالش جدی مواجه کرد. اگرچه در نگاه نخست، آموزه های مزدک در حمایت از محرومان و توده های فرودست تفسیر می شود، اما در عمل، این جنبش به فروپاشی هنجارهای دیرپای جامعه، بی ثباتی سیاسی و اخلاقی، و تضعیف نهادهای مشروعیت بخش منجر شد. جنبش مزدکیه نه صرفاً خواهان عدالت اقتصادی، بلکه تجدیدنظر رادیکال در بنیان های دینی و فلسفی جامعه ایرانی بود. آموزه های او وحدت معنوی جامعه، ساختار سلسله مراتبی قدرت و مرزهای اخلاقی سنتی را درهم شکست. سرکوب شدید این جنبش توسط خسرو انوشیروان، نه فقط اقدامی سیاسی، بلکه در چارچوب کیهان شناسی ایرانی، تلاشی برای بازگرداندن نظم مقدس و حفظ کیان دولت ساسانی تلقی شد. واکاوی اسناد تاریخی و تحلیل نگرش اندیشمندان متأخر نشان می دهد که بسیاری از مخالفت ها با مزدک، نه از سر تعصب طبقاتی، بلکه در دفاع از انسجام اجتماعی، تقدس نهاد خانواده و تداوم مشروعیت دینی-سیاسی صورت گرفت. مقاله حاضر با عبور از خوانش های ساده انگارانه، تصویری واقع بینانه و چندلایه از ماهیت، انگیزه ها و پیامدهای جنبش مزدکیه ارائه می دهد و نشان می دهد چرا آموزه های مزدک در چشم نظام ساسانی نه اصلاح طلبانه، بلکه نوعی هرج ومرج تلقی شد و سرنوشتی سخت برای او و پیروانش رقم زد.