حمید احمدی هدایت

حمید احمدی هدایت

مدرک تحصیلی: دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه شاهد تهران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۲ مورد از کل ۲۲ مورد.
۲۱.

بازاندیشی در تربیت اخلاقی متأثر از فناوری: گذار از رویکرد انسان محور به سواد تکنواخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۴
رویکردهای رایج در تربیت اخلاقی، عمدتاً انسان محور بوده و فناوری را ابزاری خنثی تلقی می کنند، در حالی که بر اساس نظریه «اخلاق واسطه گر»، فناوری نقشی فعال در شکل دهی به ادراک ها، تصمیم ها و کنش های اخلاقی انسان دارد. ازاین رو، مسئله محوری این پژوهش، فقدان چارچوبی نظری و راهبردهای پداگوژیکی کارآمد در نظام تربیت اخلاقی است که بتواند نقش واسطه گر و تأثیرگذار فناوری را به رسمیت شناخته و افراد را برای زیست اخلاقی مسئولانه در جهان فناوری محور امروز آماده سازد. پژوهش حاضر با رویکردی فلسفی و به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. در بخش توصیفی، مفاهیم کلیدی اخلاق فناوری محور با تکیه بر ادبیات موضوع تبیین می شود و در بخش تحلیلی، با بهره گیری از استدلال فلسفی، چارچوبی مفهومی برای تربیت اخلاقی آگاه از فناوری و مجموعه ای از راهبردهای پداگوژیکی منطبق با آن ارائه می گردد. یافته ها نشان می دهد که چارچوب پیشنهادی بر سه پایه اساسی استوار است: هرمنوتیک واسطه گری اخلاقی، تحلیل عاملیت اخلاقی توزیع شده و تقویت نگاه آینده پژوهانه به اخلاق فناوری. بر مبنای این چارچوب، سه راهبرد پداگوژیکی طراحی شده است. در راهبرد نخست، دانش آموزان مصنوعات تکنیکی را کالبدشکافی می کنند؛ در راهبرد دوم، با ایفای نقش های متنوع و مواجهه با شکست های فناورانه، پیچیدگی های اخلاقی را تجربه می کنند؛ و در راهبرد سوم، با طراحی فناوری های فرضی و تدوین بیانیه تأثیر اخلاقی، به تفکر مسئولانه اخلاقی می پردازند. در نهایت، نتیجه گرفته می شود که تربیت اخلاقی باید از آموزش انتزاعی اصول فراتر رفته و به پرورش شایستگی عملی برای زیست اخلاقی به واسطه فناوری گذار کند.
۲۲.

بازاندیشی درباره نقش معلم: از معمار آموزش تا همکاری واقع بینانه با هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۱
هدف پژوهش حاضر بازاندیشی درباره نقش معلم: از معمار آموزش تا همکاری واقع بینانه با هوش مصنوعی می باشد. برای دستیابی به این هدف از رویکردی فلسفی و روش پژوهش فراتحلیل کیفی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان از آن دارد که هوش مصنوعی مولد با توانایی ترکیب داده های گسترده و تولید محتوا، برنامه درسی شخصی سازی شده و تعاملی که ارائه می دهد، اقتدار رایج و معمول معلم را دگرگون می کند. در این مقاله و با ارائه دلایل و شواهد مربوطه، این دگرگونی در قالب سه گونه بحران دسته بندی شده است: ۱) بحران در نقش متصدی بازنمایی دانش؛ ۲) بحران در معماری برنامه درسی و ۳) بحران تسهیلگری یادگیری. این دگرگونی ها از طرفی افق هایی برای بهبود کیفیت آموزش و از سویی دیگر متزلزل کردن جایگاه معلم در آموزش را به دنبال دارد. در بخش دوم با ارائه نقدهایی به رویکرد تسهیلگرانه فنی به تدریس نکته هایی در راستای احیای مشروعیت از دست رفته معلم ارائه شده است. در نتیجه گیری می توان گفت معلمان امروزی که به لطف همکاری با هوش مصنوعی مولد از وظایف فنی پیشین مانند نگارش طرح درس، و بازنمایی دانش بی نیاز شده اند، بر پرورش مهارت های مربوط به خودشناسی و خودشدن و نیز عاطفی-اجتماعی فراگیران تمرکز می کنند. همچنین از نقش های جدید معلم «مربی انتقادی» برای ارزیابی خروجی های سوگیرانه هوش مصنوعی می باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان