روابط ساختاری ناگویی هیجانی و کمال گرایی با نقش میانجی حساسیت اضطرابی در پیش بینی اختلال وسواسی جبری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
47 - 65
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط ساختاری ناگویی هیجانی و کمال گرایی با نقش میانجی حساسیت اضطرابی در پیشبینی اختلال وسواسی جبری دانش آموزان انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر از نظر ماهیت کمی است. روش پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی از طریق مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1403-1402 است. روش نمونه گیری در این پژوهش به صورت خوشه ای تصادفی بود. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تجدیدنظر شده علائم وسواس جبری (OCI-R)، سیاهه کمال گرایی (PI)، پرسشنامه حساسیت اضطرابی (ASI) و پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو (TAS-20) بود. که یافته های توصیفی با نرم افزار SPSS26 و یافته های استنباطی از نرم افزار AMOS24 استفاده شد. یافته ها: اثر مستقیم کمال گرایی سازش نایافته (β=0.36, p<0.001) و ناگویی هیجانی (β=0.31, p<0.001) بر وسواس فکری-عملی معنادار بود. همچنین، اثر مستقیم کمال گرایی سازش نایافته (β=0.43, p<0.001) و ناگویی هیجانی (β=0.48, p<0.001) بر حساسیت اضطرابی معنادار بود. اثر غیرمستقیم کمال گرایی سازش نایافته و ناگویی هیجانی بر وسواس فکری-عملی با میانجی گری حساسیت اضطرابی به ترتیب (β=0.15, p<0.03) و (β=0.168, p<0.001) معنادار بود و برازش مدل تایید شد. بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که کمال گرایی سازش نایافته و ناگویی هیجانی به واسطه حساسیت اضطرابی به طور معناداری علائم وسواس فکری-عملی را پیش بینی می کنند. مدل مفهومی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (CFI=0.98, RMSEA=0.05)، که نشان می دهد ساختار فرضی مدل توانسته به خوبی روابط بین متغیرها را تبیین کند. بنابراین، مداخلات روان شناختی بر کاهش حساسیت اضطرابی و مدیریت کمال گرایی و ناگویی هیجانی می تواند در کاهش علائم وسواس فکری-عملی مؤثر باشد.