تحلیلی بر پژوهش های علمی در حوزه برنامه ریزی درسی و تربیت مغزمحور با رویکرد علم سنجی مبتنی بر ساحت های سند تحول بنیادین ایران
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: نظام های آموزشی در پاسخ به نیازهای پیچیده یادگیری و تربیت همه جانبه، به بازنگری در مبانی نظری و رویکردهای تربیتی نیاز دارند. تربیت مغزمحور به عنوان رویکردی مبتنی بر یافته های علوم اعصاب، بر طراحی و اجرای فرآیند آموزش متناسب با سازوکارهای یادگیری مغز تأکید دارد و می تواند به تقویت کیفیت یادگیری و رشد متوازن ساحت های شش گانه سند تحول بنیادین کمک کند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نظام مند جایگاه و مسیر تحول پژوهش های علمی مرتبط با برنامه ریزی درسی و تربیت مغزمحور، و بررسی پیوند مفهومی آن ها با ساحت های مذکور انجام شد. روش ها : این مطالعه علم سنجی با تحلیل 1124 مقاله از پایگاه( ScienceDirect 2010-2025) انجام شد. داده ها با استفاده از نرم افزار VOSviewer و تحلیل هم رخدادی واژگان کلیدی (حداقل 6 تکرار) و شبکه هم نویسندگی در جهت ترسیم ساختار دانش موجود بررسی شدند. یافته ها: یافته های تحلیل به شناسایی حوزه های پرکاربرد و خلأهای پژوهشی منجر شد و نشان داد که تمرکز مطالعات بیشتر بر ابعاد شناختی و آموزشی بوده و ساحت های زیستی و زیباشناختی کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. نتیجه گیری: نتیجه کلی پژوهش بیانگر آن است که رویکرد تربیت مغزمحور، نه به عنوان یک روش، بلکه به مثابه چارچوبی نظری و میان رشته ای، ظرفیت هم افزایی میان علوم تربیتی و علوم اعصاب را در جهت تحقق اهداف سند تحول بنیادین داراست. بر این اساس، بهره گیری از همکاری های بین رشته ای، ترویج سواد مغزی در میان معلمان، و توجه به طراحی برنامه های درسی مبتنی بر شواهد می تواند مسیر توسعه و کاربست این رویکرد را در آموزش و پرورش ایران تقویت کند.