علی اکبر جعفری

علی اکبر جعفری

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه تاریخ دانشگاه اصفهان

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۶۳ مورد از کل ۱۶۳ مورد.
۱۶۱.

نقش مذهبِ تشیع در تثبیت ساختار قدرتِ صفوی (با تکیه بر گزاره های استبداد شرقی از منظر هگل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۱
قدرت گیری صفویه نقطه عطفی در تاریخ اقتصادی-اجتماعی و سیاسی ایران محسوب می شود. ظهور صفویه پس از سال ها انسداد سیاسی و انقباض اقتصادی، آغاز دوره ای جدید در تاریخ ایران بود. حکومت صفویه با رسمی کردن مذهب تشیع ، همگون سازی فرهنگی را در ایران آغاز نمود و بستر را برای وحدت اجتماعی و یکپارچگی سیاسی-اقتصادی فراهم نمود. این یکپارچگی مسیر را برای تقویت نظام و ایجاد حکومت استبدادی در دوره صفویه فراهم کرد. هگل که نگاهی به تاریخ ایران داشت، ساختارهای اجتماعی-سیاسی آن را استبدادی و در مفهومی کلی و عام، شرقی ترسیم می کرد. هگل نقش مذهب را در ایجاد یکپارچگی اصل اساسی می دانست و از آن به عنوان ابزاری در دست حکومت برای ایجاد استبداد مرکزی، مطیع کردن و مضمحل کردن نیروهای پیرامونی(پیرامونی)، وحدت اجتماعی و یکپارچگی سیاسی-اقتصادی عنوان می کرد. هدف پژوهش حاضر تحلیلِ نقشِ مذهب در ایجاد و تثبیت قدرتِ صفوی از منظر هگل می باشد. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که مذهب چه نقشی در تثبیت ساختار قدرتِ صفوی، ایجاد استبداد متمرکز و یکپارچگی سرزمینی داشت؟ هگل در تحلیل جوامع شرقی، ضمن معرفی خصلت استبدادی حکومت متاثر از اقلیمِ گرم و خشک، به جوامع پیرامونی خودکفا اشاره می کند و تجمیع و ترکیب این دو را ممکن نمی داند مگر با نقش اتصال گر مذهب. مذهب در آراء هگلی، به سان ملاتی عمل می کند که ضمن چسباندن(وحدت عملی) بین مرکز و نیروهای پیرامونی، نقش ابزاری برای تثبیت ساختار قدرت مرکزی را نیز دارد. این پژوهش با روش تاریخی و شیوه توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از فرضیه استبدادشرقی از منظر آراء هگل نگارش شده است.مساله پژوهش حاضر، اعتبارسنجی گزاره های هگلی و شناخت ماهیت استبداد صفوی از گذرگاه این گزاره هاست. .فرضیه ارائه شده با تکیه بر آراء هگل، بیان می کند که مذهب نقشی کارکردی-تاریخی در ایجاد و تثبیتِ ساختار قدرت در ایرانِ عصر صفوی داشته است.
۱۶۲.

جغرافیای گیلان و مرکانتیلیسم؛ چگونه بحران به فرصت تبدیل گشت؟(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۰
سرزمین گیلان محصور در پشت دیوار رشته کوه های البرز، به سان گذرگاهی به آن سوی دریای کاسپین قرار داشت. سرزمین گیلان یک فرصت بود. جایگاه ژئواکونومیکی و ژئوپلیتیکی گیلان بر کرانه های جنوبی سواحل کاسپین به سان ارتفاعاتی دیده می شد که تسلط بر آن برابر بود با تسلط بر مهم ترین بخش های سرزمین های شمالی و آسیای مرکزی و امکان تهدید و تحدید قدرت مرکزی در سرزمین ایران. اوج گیری اقتصاد سوداگرایانه در قرن شانزدهم و هفدهم ، دیدگان اروپایی ها را به آسیا معطوف ساخت. شرکت های تجاری غربی در قالب کارتل های بین المللی، در مناطق مختلف از جمله مسکو، که هدفشان تسهیل ترانزیت کالاها در قالب برنامه اقتصاد سوداگرایانه که همانا افزایش سود در بستر افزایش صادرات و کاهش واردات بود، شکل گرفت. تسهیل ِترانزیتِ کالاها، زمانی حصول می یافت، که ایمنی کالاها حفظ می گشت و این ایمنی، در گرو امنیت راه ها بود. گیلان به سبب شرایط اقلیمی خاص و صعب العبور بودنِ گذرگاه های نواحی غربی، وجود دولت های کوچک و خودگردان در غرب(بیه پس) و شرق(بیه پیش)، و تصادم دائمی با دولت مرکزی در ایران، با بحران های زیادی روبه رو بود که در نهایت بحرانِ ژئواکونومیکی را رقم می زد. ظهور شاه عباس اول در راس قدرت در دوره اوجِ اقتصاد سوداگرایانه، بستر برای اتصال اقتصاد ملی به اقتصاد جهانی فراهم گشت، که این اتصال از دریچه ایجاد تسلط سیاسی بر گیلان می گذشت. هدف از نگارش این پژوهش، تحلیلِ موقعیت جغرافیایی گیلان و چگونگی وضعیت بازیگران سیاسی برای بهره برداری از آن می باشد.
۱۶۳.

راهبرد ایران و پاکستان در مدیریت تنگنای ژئوپلیتیک بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۵
نظام بین الملل کنونی در عصر جنگ های تجاری به سر می برد و «دسترسی» به «نقاط» راهبردیِ تولید ارزش و عرضه آن، به یکی از اولویت های اساسی کشورها تبدیل شده است. در امتداد سواحل مکران، حد فاصل جنوب شرق ایران تا جنوب غرب پاکستان، منطقه «بلوچستان بزرگ» واقع شده است. بلوچستان منطقه ای ژئواستراتژیک است که در تقسیمات سرزمینی، یکی از ایالت های اصلی پاکستان و بخشی از استان سیستان و بلوچستان ایران را تشکیل می دهد. این منطقه از دروازه های اصلی ورود (به) و خروج (از) مسیرهای کریدوری شرق – غرب و شمال – جنوب محسوب می شود. با این حال تحرک گروه های تروریستی در سالهای اخیر، سبب بروز محدودیت های ژئوپلیتیکی برای دسترسی های کریدوری و افزایش ریسک سرمایه گذاری به واسطه افزایش نا امنی ها در هر دو بخش بلوچستان شده است. بنابراین سوال اصلی پژوهش آن است که «راهبرد ایران و پاکستان برای مدیریت تنگنای ژئوپلیتیک این منطقه چیست؟» فرضیه مقاله با استناد بر اقداماتی که ایران و پاکستان تاکنون به صورت دوجانبه و در قالب همکاری های مشترک انجام داده اند، تنظیم شده و بیان می دارد در حال حاضر «راهبرد دو کشور بهره گیری از ظرفیت های همکاری در حوزه های اقتصادی، نظامی و فرهنگی در راستای افزایش تعاملات، کاهش موانع دسترسی، سهولت ترانزیت کالا و مبارزه با تروریسم می باشد». پژوهش حاضر برحسب هدف، از نوع تحقیقات بنیادی به شمار می رود و تلاش می کند تا با کشف ماهیت پدیده های جغرافیایی و بررسی تاثیر آن در اتخاذ راهبرد دولت ها، در نهایت به توسعه مرزهای دانش ژئوپلیتیک کمک نماید. با توجه به سوال و فرضیه، روش پژوهش کیفی است و داده ها بر اساس مطالعات کتابخانه ای گردآوری شده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان