مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۰۱.
۱۰۲.
۱۰۳.
۱۰۴.
۱۰۵.
۱۰۶.
۱۰۷.
۱۰۸.
۱۰۹.
انقلاب مشروطه
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۹
1 - 32
حوزههای تخصصی:
انقلاب مشروطه و آگاهی بخشی در جامعه ایران، توجه به دانشِ تاریخ برای اعتلای آگاهی را درکانون توجه قرار داد. بر خلاف رسم رایج تاریخنگاری ایرانی که بیشتردر خدمت حاکمیت و قدرت سیاسی بود و وقایع سیاسی و لشکر را قلم می زد، تاریخ نگارانِ نو برای "مردم" نوشتند و بیداری و آگاهی ملت ایران را خواهان بودند. و اما در این انقلاب که با پشتوانه تاریخ و هویتی که از به هم پیوستن متون و رویدادهای تاریخی ساخته شده بود، عرصه روزنامه نگاری با روزنامه هایی چون مساوات به مدیریت محمد رضا مساوات شیرازی که از مخالفان سرسخت استبداد و استعمار بود، با الهام از دانش تاریخ و تاریخ نگاری مدرن، با نقل و تحلیل حکایات تاریخی ایران و جهان، بر تحقق کامل مشروطه و مبارزه با استبداد تأکید داشت. این مقاله با تکیه بر مندرجات و مقالات«روزنامه مساوات» و منابع دیگر، با روش تحلیل محتوا سعی دارد گفتمان تاریخیِ حاکم بر این روزنامه را در یکی از حساس ترین برهه های تاریخ ایران (عصر مشروطه) در مقابله با استبداد تبیین نماید. مقاله در صدد یافتن پاسخ به این سؤال است که، روزنامه مساوات چگونه از دانشِ تاریخ در مبارزه با استبداد بهره می گرفت و جایگاه و نقش آگاهی بخشی تاریخی در این راه چه بود؟ یافته ها حکایت از آن دارد که این روزنامه با ارائه حکایات تاریخی از تاریخ ایران و جهان و تحلیل های دقیق، بر استفاده از دانش و آگاهی بخشی تاریخی به عنوان یکی از الزامات اجتناب ناپذیر تحقق مشروطیت در جهت عدم بازگشت استبداد و استعمار تأکید وافر داشت و در این راه، رسالت بزرگی را بر عهده گرفت. عبرت آموزی از تاریخ با عبرت گیری از شخصیت ها و رخدادهای مهم ایران و جهانِ آن روز، توجه به جدال تاریخی عدل و ظلم و پیروزی عدل، نقش تاریخی ایران در عبور از بحران ها و سرانجام بهره گیری از علم و دانش به عنوان گامی مهم در مبارزه با اشاعه استبداد و استعمار، از موضوعات کانونی مساوات در تثبیت مشروطه و مهار استبداد بود.
مطالبات و ویژگی های جنبش های سیاسی، اجتماعی زنان دردوره انقلاب مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی جنبش های های سیاسی ،اجتماعی زنان در دوره انقلاب مشروطه و سیرتحولات تاریخی آنان با تکیه بر گفتمانهای غالب تاریخی است .سئوال این پژوهش این است که جایگاه جنبش های سیاسی ،اجتماعی زنان دردوران انقلاب مشروطه با تکیه برویژگیها ومطالبات زنان چگونه بودهاست ؟ هدف از این پژوهش بنا برگفتمانهای تاریخی دوره مشروطه ، نحوه حضور و مشارکت و شرایطی که جنبش های زنان با آن مواجه بودند از منظر ویژگی های جنبش ها و دستاوردهای آن ،پژوهش شده است. این پژوهش به فراخور روش مطالعات تاریخی ، با رویکردی تحلیلی - توصیفی ، ویژگیها و مطالبات زنان دردوره مشروطه است. درضرورت پرداختن به این پژوهش خلاء تحقیق در مورد مطالبات و ویژگیهای جنبش ها ی زنان به لحاظ رفتار های جمعی ، مبارزه سیاسی، اقدام مستقیم و غیر مستقیم می باشد.از یافته های تحقیق ، برخی کنشهای زنان نشان از حضور آنان درکنار اقشار مختلف جامعه با مطالبات اقتصادی در جریان جنبشهای مانند بلوای نان و .... است ومواردی هم به فراخور شرایط اختصاصی زنان در قالب جنبش اجتماعی، حرکت های زنان را از شکل انحصار گرایانه به سوی تشکل های جمعی ، انجمن ها و در دوره های بعد و تشکیل نهاد عمومی فراگیر سوق می دهد. کلید واژه : جنبش های اجتماعی ، سیاسی، زنان، انقلاب مشروطه ، ویژگیها و مطالبات.
تعامل عرفان و سیاست در عصر مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
87 - 106
حوزههای تخصصی:
این مقاله با روش تحلیلی- تاریخی، به بررسی تعامل بین عرفان و سیاست در عصر انقلاب مشروطه می پردازد. دو دسته از متفکران سیاسی در شکل گیری انقلاب مشروطیت نقش داشتند. یک دسته متفکران مذهبی بودند که خود نیز به سه دسته شریعت محوران، عدالت محوران و نوگرایان دینی تقسیم می شدند. اندیشمندان سیاسی نیز به سه دسته روشنفکران سکولار، روشنفکران اصلاح-گرا، روشنفکران مصلحت جو و واقع گرا تقسیم می شدند؛ اما در نهایت این دسته به هر نحو تحت تأثیر تجدد غرب بودند. عارفان و صوفیان نیز در قبال نهضت مشروطه، روش های مختلفی را درپیش-گرفتند. به عنوان مثال مشایخ شاخه گنابادی از طریقه نعمت اللّهی با اینکه به حمایت از خواست جامعه در راستای تحقق انقلاب مشروطه پرداختند، اما از ورود در منازعات سیاسی و جناح بندی های حزبی خودداری کردند؛ شاخه مونس علی شاهی و صفی علی شاهی وارد در معرکه انقلاب مشروطیت شدند و اما شاخه کوثریه به صف مخالفان مشروطه پیوستند. در دوران انقلاب مشروطیت - برخلاف گذشته- تصوف تا حدودی از فضایی آرام برخوردارشد، اما به دلیل ورود تجدد به ایران، روشنفکران وابسته به جریان تجدد، علی رغم ایفای نقش فعالانه برخی از سلسله های تصوف و عرفان در جریان انقلاب مشروطیت، از زوایای معرفت شناسانه، تولید و تقسیم کار اجتماعی با شدّت به نقد تصوف پرداختند. در مجموع در این دوره، تصوف و عرفان نسبت به دوران قبل، از نقش کم رنگ تری برخورداربوده است.
تأثیر انجمن ها و تشکل های زنانه بر ارتقای جایگاه زنان در جامعه دوره قاجار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در دوره قاجار زنان در جامعه ای سنتی و مردسالار، از کمترین میزان حقوق اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی برخوردار بودند. عواملی مانند انقلاب مشروطه و گسترش افکار فمینیستی در نتیجه گسترش ارتباطات ایران و غرب باعث شد برخی از زنان روشنفکر و پیشرو به فکر احقاق حقوق زنان در این محیط سنتی و مذهبی بیافتند. بدین منظور زنان چند نهادها آموزشی و مدنی مانند مدارس دخترانه و انجمن ها و نشریات زنانه برای آگاهی بخشی به زنان و فعالیت در جهت احقاق حقوقشان تأسیس کردند. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش انجمن ها و تشکل های زنانه در جهت ارتقای جایگاه زنان در جامعه دوره قاجار است. بدین منظور این سؤال طرح می شود که انجمن ها و تشکل های زنانه چه تأثیری بر ارتقای جایگاه زنان در دوره قاجار داشته اند؟ فرضیه این است که این انجمن ها و تشکل ها از طریق رشد آگاهی، تغییر نگرش و هویت بخشیدن به زنان باعث بهبود جایگاه اجتماعی و سیاسی زنان در این مقطع شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد که این انجمن ها با تأسیس چندین مدرسه دخترانه، ایجاد جلسات و گردهمایی، تأسیس نشریه و آگاهی بخشی به زنان، باعث رشد آگاهی، تغییر نگرش و مطالبه گری تعداد زیادی از زنان شده و مقدمات و شرایط ورود آنها به اجتماع را فراهم آورده اند. روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی است و داده ها به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده اند.
مجلس شورای ملی: معبدِ رستگاریِ این جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نیروهای اجتماعی در انقلاب مشروطه ایران همزمان از تصاویر مدرن و الهیات سیاسی شیعی بهره بردند. در اولی، تجربه فرنگ و پیشرفت دولت های غربی آن روزگار، چشم شاهان قاجار، روشنفکران و مسافران ایرانی را به خود خیره کرد و دومی متعلق به عوام بود که گفتار دینی و اماکن مذهبی را پناهگاه خود می دانستند. تلفیقِ تصاویر سعادت دنیوی با تصاویر رستگاری دینی در کنش جمعی توده های مردم تحقق یافت. این امر با خوانش های نخبه گرایانه درباره رابطه حقوق مدرن و شریعت تفاوت داشت. توده های مردم در تجربه خود به تصویر تازه ای از یک نهاد رهایی بخش رسیدند و آن را «مجلس مقدس شورای ملی» نامیدند. این مقاله با استفاده از روش شناسی والتربنیامین، به چنین تجربه ای در انقلاب مشروطه می پردازد. از این رویکرد در آن انقلاب، فهم مردم از نهادهایی چون "مجلس شورای ملی" فهمی الاهیاتی و به منظورِ تحققِ سعادتِ سعادتِ اینجهانی بود. آنها این نهادها را با استفاده از تصاویر و تمثیل های الهیاتی و برای ایجاد تغییر در زندگی روزمره تفسیر می کردند. مقاله نتیجه می گیرد که تأسیس "مجلس شورای ملی" به عنوان یک نهاد مقدس و نیز "انجمن های ایالتی و ولایتی" توسط انقلابیون، خوانشی جدید از الهیات با توجه به تجربه مدرن بود.
واکاوی سیاست خارجی برآمده از قانون اساسی مشروطه: تفسیر جامعه شناختی تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران در اوایل سده بیستم با انقلاب مشروطه و تشکیل نخستین مجلس مؤسسان به تدوین اصول سیاست خارجی اقدام نمود. مختصات سیاست خارجی در قانون اساسی مشروطه غیرانقلابی، عقلانی و مبتنی بر بی طرفی و روابط خارجی مسالمت آمیز می باشد. علی رغم سیاست نفوذ روس و انگلیس در ایران و به دنبال آن تحمیل قراردادهای سیاسی و اقتصادی در سال های منتهی به انقلاب مشروطه، پرسشی که مطرح می شود این است که چرا برونداد سیاست خارجی در قانون اساسی انقلاب مشروطه عمدتاً واقع گرایانه، غیرانقلابی، عقلایی و همراستا با نظام بین الملل شکل گرفته است؟ فرضیه ای که با استفاده از نظریه جامعه شناسی تاریخی انقلاب جرج لاوسن برای پاسخ به این پرسش مطرح می کنیم این است که پیکربندی پیچیده ای از زمینه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی داخلی همسو با عوامل بین المللی به شکل گیری موقعیت انقلابی و ائتلاف نیروهای داخلی و قدرتهای خارجی در مسیر انقلاب و درنتیجه، پدیدار سیاست خارجی عقلانی، واقع گرایانه و مسالمت آمیز توسط روشنفکران در قانون اساسی منجر شده است. روش این پژوهش تاریخی- تفسیری و متکی برمنابع کتابخانه ای است.
رویکرد حقوقی سیاسی دولت قاجار در تعامل با نهاد دین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۳
1 - 27
حوزههای تخصصی:
روابط حاکم میان نهاد دین و دولت در عصر قاجاریه، ازآنجاکه زمینه ساز وقایع بسیار مهم تاریخی ازجمله تعیین خط مشیء رفتاری نهاد دین و دولت با یکدیگر بوده است، یکی از موضوعات مهم تاریخ ایران است که تأثیرات عمیقی بر ساختار اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور برجای گذاشت. در این دوره، نهاد دین به ویژه مذهب شیعه، نقش کلیدی در شکل دهی به هویت ملی و سیاسی ایرانیان ایفا کرد. روحانیون و مراجع تقلید در عصر قاجاریه به عنوان نمایندگان دین، نفوذ زیادی بر جامعه داشتند. آن ها نه تنها در مسائل دینی، بلکه در عرصه اجتماعی و سیاسی نیز حضور چشمگیر و تعیین کننده داشتند. در این دوره ماهیتِ قدرت در نهاد مذهب، تغییرات بسیار مهمی داشت و کفه ترازوی قدرت به نفع علما سنگین بود. دولت قاجار برای حفظ مشروعیت خود نیازمند حمایت روحانیون بود. این حمایت معمولاً با اعطای امتیازات خاص به برخی روحانیون همراه بود. دولت تلاش می کرد تا با همکاری با برخی از علما، مشروعیت خود را تقویت کند و از نفوذ آن ها برای کنترل جامعه استفاده کند. در این میان علمای بزرگ شیعه غالباً دستِ همکاری به دولت نمی دادند و پادشاهان را غاصب حکومت دانسته و خود را شریک ظلم و استبداد حاکم نمی کردند.
تأثیر تفسیرگرایی جریان های فکری از مفهوم قانون بر بحران انقلاب مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بحران پژوهی جهان اسلام دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۷
109-129
حوزههای تخصصی:
بیش از یک سده پیش انقلابی بزرگ در ایران رخ داد که هدف اصلی اش استقرار حکومت مبتنی بر قانون بود. بنابراین، مفهوم قانون از مفاهیم بنیادین و در عین حال چالش برانگیز در نهضت مشروطه خواهی ایران بوده است. اهمیت موضوع به آن اندازه است که شاید بتوان ریشه بحران مشروطیت در ایران را عدم توفیق در ارائه مفهومی روشن از قانون دانست. در این زمینه دوجریان شرع گرا وسکولار، تفسیرهای متفاوتی از مفهوم قانون ارائه کردند که بحران انقلاب مشروطه را رقم زد. (طرح مساله) به تأسّی از این مقدمه، تحقیق حاظر به این سؤال پاسخ می دهد «جریان های فکری چه تفسیری از مفهوم قانون ارائه کردند و چه تأثیری بر بحران انقلاب مشروطه گذاشتند؟» فرضیه تحقیق با روش توصیفی تحلیلی وروش گردآوری منابع تاریخی دوره مشروطه و منابع اینترنتی پاسخ می دهد. متفکران دو جریان عصر مشروطه در داشتن اصل قانون برای جلوگیری از استبداد و تنظیم امور جامعه اشتراک نظر داشتند؛ اما در سازگاری و عدم سازگاری قانون با شرع، تفسیرهای متفاوتی ارائه کردند که منجر به بحران انقلاب مشروطه شد؛ به گونه ای که رویکرد سازگاری نه تنها تلفیق و گاه یکسانی را میان احکام قانونی و شرعی ممکن می دانست، بلکه در نهایت اولویت را به قانون و اقتضائات آن می داد. در مقابل شرع گرایان، ضمن پذیرش وضع قانون بشری ملاک قانون را وحی می دانستند. (فرضیه)
شکل گیری عدلیه مدرن در ایران؛ بررسی حقوق متهم در متمم قانون اساسی مشروطه و واکاوی نقش «نخبگان» در تحولات نظام دادرسی نوین ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قضاوت سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۲۲
1 - 28
حوزههای تخصصی:
تصویب متمم قانون اساسی مشروطه نقطه عطفی در تحولات نظام قضایی کشور محسوب می شود. تا پیش از تصویب سند مذکور و در عدلیه سنتی کشور، حقوق متهمان به انحای مختلف تضییع می شد. از فقدان وجود قوانین مشخص درزمینه دادرسی، تشکیل و محاکمه خودسرانه دادگاه ها و تجمیع قدرت در ید قضات واحد گرفته تا فقدان اصل قانونی بودن جرایم، بازداشت های خودسرانه و تعدی به جان و مال و آزادی متهمان، فقدان بهره مندی از وکیل و عدم امکان اعتراض به رأی تنها برخی مصادیق پایمال شدن حقوق متهمان در نظام دادرسی سنتی کشور محسوب می شدند. متمم قانون اساسی مشروطه با پیش بینی موردی برخی از حقوق فردی و ساختاری متهمان گام مهمی در متحول کردن نظام دادرسی کشور برداشت. یافته های این پژوهش حاکی از این است که گروه اجتماعی «نخبگان» بیشترین نقش را در پیشبرد اصلاحات نظام قضایی کشور ایفا کرده است؛ تاجایی که در اواخر دوره قاجار و سپس در دوره پهلوی میان اصلاحات صورت گرفته و حمایت وجدان جمعی جامعه از ارزش های جدید واگرایی قابل توجهی ایجاد می شود.