مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۸۱.
۱۸۲.
۱۸۳.
۱۸۴.
۱۸۵.
۱۸۶.
۱۸۷.
توسعه منطقه ای
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
117 - 134
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثرات کارآفرینی گردشگری بر توسعه منطقه ای با رویکر آمایش سرزمین در شهرستان های چابهار، کنارک، دشتیاری و زرآباد است.این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق را چهار شهرستان چابهار، کنارک، دشتیاری و زرآباد تشکیل داده است که بر اساس آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن تعداد 381219 نفر بوده است که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده است. به منظور تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق از آزمون تی تک نمونه ای، تحلیل رگرسیون چندمتغیر و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است.نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد که شاخص اقتصادی با میانگین 176/3 در وضعیت مطلوب، شاخص نهادی با میانگین 856/2 در وضعیت نامطلوب، شاخص اجتماعی- فرهنگی با میانگین 121/3، شاخص کالبدی- زیست محیطی با میانگین 077/3 و شاخص زیست محیطی با میانگین 108/3 در وضعیت مطلوب قرار دارند. در بین شهرستان ها نیز شهرستان چابهار با میانگین 188/3 بهترین وضعیت را از نظر کارآفرینی گردشگری در بین چهار شهرستان مورد بررسی دارد و شهرستان زرآباد با میانگین 817/2 در بدترین وضعیت قرار دارد. نتایج تحلیل رگرسیونچندمتغیره نشان داد که شاخص اقتصادی بیش ترین تاثیر را بر توسعه منطقه ای با مقدار ضریب بتای 376/0 داشته است. همچنین شاخص کالبدی- زیرساختی با مقدار ضریب بتای 301/0، شاخص اجتماعی- فرهنگی با مقدار ضریب بتای 248/0، شاخص نهادی با مقدار ضریب بتای 211/0 و شاخص زیست محیطی با مقدار بتای 168/0 بر توسعه منطقه ای تاثیرگذار هستند.
تحلیلی بر آینده توسعه منطقه ای مکران با نگاهی به روندها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرها به عنوان مراکز انباشت ثروت، انرژی و فناوری، نقش کلیدی در فرآیند توسعه پایدار ایفا می کنند. ازآنجایی که شهرها محل تمرکز فعالیت های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هستند، برنامه ریزی صحیح و استفاده بهینه از منابع می تواند موجب رشد پایدار و ارتقای کیفیت زندگی در سطح ملی شود. در این راستا، راهبردهای توسعه ای برای شهرها باید به گونه ای طراحی شوند که هم با نیازهای امروز و هم با چشم انداز آینده هماهنگ باشند. هدف راهبرد توسعه منطقه ای ارتقاء وضعیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی مناطق مختلف یک کشور است. این راهبرد به منظور کاهش تفاوت های منطقه ای، بهبود شرایط زندگی در مناطق کمتر توسعه یافته و استفاده بهینه از منابع محلی و مزیت های رقابتی مناطق مختلف طراحی می شود. هدف تحقیق تحلیلی بر آینده توسعه منطقه ای مکران است. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و به لحاظ نوع آن توصیفی - تحلیلی و بر اساس مدل های آینده پژوهی با سنتز اسنادی و پیمایشی انجام یافته است. آینده توسعه منطقه ای مکران می تواند بسته به نحوه مدیریت منابع، حکمرانی و همکاری بین بخش های مختلف، در سه سناریو قرار گیرد. سناریوهای خوش بینانه می توانند منجر به رشد و توسعه پایدار در منطقه شوند، اما در سناریوهای بینابین و بدبینانه، چالش های جدی ممکن است فرآیند توسعه را کند یا حتی متوقف کنند. برای دستیابی به آینده ای مثبت و پایدار، توجه به حکمرانی یکپارچه، سرمایه گذاری در زیرساخت ها و مدیریت مؤثر منابع طبیعی از اهمیت بالایی برخوردار است.
طراحی الگوی مداخلات اقتصادی و اجتماعی در حوزه توسعه منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه نامتوازن مناطق در ایران، چالشی جدی است که علاوه بر دامن زدن به نابرابری های اجتماعی و اقتصادی، باعث شده از فرصت ها و مزیت های موجود در مناطق راهبردی کشور نیز غفلت شود. این پژوهش با هدف ارائه یک الگوی نوآورانه و مشارکتی در حوزه توسعه منطقه ای با تمرکز بر حوزه های اقتصادی و اجتماعی انجام گرفته است. با استفاده از روش تحلیل مضمون و مطالعه موردی، الگویی مبتنی بر مشارکت فعالانه جامعه محلی، شبکه سازی و بهره گیری از ظرفیت های نهادی مانند پارک های علم و فناوری، ارائه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که با طراحی و اجرای یک الگوی شش مرحله ای، شامل تشکیل نهاد متولی، مطالعات و اعتمادسازی، ایجاد شبکه های همکاری، طراحی برنامه های عملیاتی، تأمین منابع و اجرا و در نهایت راهبری و نظارت مستمر، می توان توسعه اقتصادی و اجتماعی را در مناطق مبتنی بر اصولی عدالت محور، دانش بنیان و مردم پایه رقم زد. نوآوری این پژوهش در طراحی یک الگوی مداخله ای بومی سازی شده است که با توجه به شرایط خاص هر منطقه قابل تطبیق بوده و به طور همزمان بر ابعاد اقتصادی، اجتماعی توسعه تمرکز دارد. همچنین، این پژوهش با بهره گیری از ظرفیت های نهادی موجود، راهکاری عملی برای تسریع روند توسعه در مناطق ارائه می دهد. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان یک الگو برای توسعه مناطق راهبردی کشور مورد استفاده قرار گیرد و به سیاست گذاران و متولیان توسعه کمک کند تا تصمیمات آگاهانه تری اتخاذ نموده و از روش اجرای طرح ها و پروژه های توسعه ای استفاده نمایند.
بررسی ظرفیت های توسعه منطقه ای در بستر اکوسیستم مبتنی بر توسعه دانش بنیان (مطالعه موردی: استان گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی سال های متمادی، رویکردهای اقتصادی از سمت اقتصاد منبع محور به سمت اقتصاد دانش محور حرکت نموده است. ظرفیت محدود منابع و گسترش تکنولوژی و دانش، از بزرگ ترین دلایل این تغییر انقلابی بوده که باعث توجه کشورها به توسعه دانش بنیان در همه زمینه ها شده است. در چنین جوامعی سطح رفاه و سبک زندگی مردم متأثر از آمیختگی با دانش است. این امر موجبات هم افزایی درونی را فراهم کرده و به نوعی تهدیدات خارجی و بین المللی را دفع می کند. در کشور ایران با توجه به وجود گوناگونی فرهنگی، اقلیمی و سیاسی، انتظار می رود مناطق مختلف با توجه به ویژگی های زیست بوم خود، دانش و مهارت ویژه خود را با هدف توسعه منطقه ارتقا و انتقال دهند. استان گیلان از آن دسته مناطقی است که به دلیل شرایط ویژه خود دارای پتانسیل بالای عملکردی در حوزه دانش بنیان است. براین اساس پژوهش حاضر بر هدف بررسی ظرفیت های توسعه منطقه ای استان گیلان در بستر اکوسیستم توسعه دانش بنیان تمرکز کرده و با شناسایی این ظرفیت ها و موانع به کارگیری آنها در شرایط موجود، راهکارهایی برای رفع این موانع ارائه می دهد. پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی – تحلیلی است. داده ها ی کمی و کیفی پژوهش از طریق مرور اسناد و توزیع پرسشنامه و مصاحبه با متخصصان جمع آوری شده و از طریق تحلیل محتوای کیفی و فرایند تحلیل شبکه ای( ANP ) موردتحلیل قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که این ظرفیت ها را می توان در حوزه های پنج گانه نهادی، اقتصادی، زیرساختی، توسعه انسانی و سیستم نوآوری موردتوجه قرار داد. مطابق نظر متخصصان، حوزه نهادی دارای بیشترین ظرفیت جهت دستیابی استان به توسعه منطقه ای در بستر اکوسیستم دانش بنیان است. متقابلا در همین حوزه نیز با بیشترین چالش ها مواجه می باشد. این چالش ها را با راهکارهایی نظیر حمایت از متخصصان و پژوهشگران، استفاده از مدیران متخصص در سطوح کلان و برنامه ریزی، جذب سرمایه ها در جهت کارآفرینی دانش بنیان، سهل و آسان نمودن فعالیت های دانش پایه می توان برطرف کرده و استان را به سمت توسعه منطقه ای بر بستر اکوسیستم دانش پایه سوق داد .
تحلیل اثرات اقتصادی شهرک های صنعتی بر مناطق پیرامونی (مطالعه موردی: شهرک صنعتی سلیمان صباحی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
86 - 99
حوزههای تخصصی:
مقدمه امروزه، صنعت به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه اقتصادی، نقش محوری در پیشرفت مناطق کمتر توسعه یافته ایفا می کند. این بخش به دلیل قابلیت جابه جایی و انطباق عوامل تولید با شرایط مختلف جغرافیایی، نسبت به بخش کشاورزی از انعطاف بیشتری برخوردار است. ارتباطات پیشین و پسین صنعت با سایر بخش های اقتصادی، آن را به ابزاری مؤثر برای ساماندهی منابع و تحقق توسعه پایدار تبدیل کرده است. فرایند صنعتی شدن از چنان نقش محوری ای برخوردار است که می توان دستاوردهای فناورانه سه قرن گذشته را عامل اساسی پیشرفت و رونق اقتصادی کشورهای توسعه یافته در عصر حاضر دانست. از این رو، صنعتی شدن به عنوان یک تصمیم تعیین کننده و نیازی اجتناب ناپذیر برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشورها تلقی می شود. بر این اساس، بیشتر کشورها با برنامه ریزی و سیاست گذاری های هدفمند به سمت صنعتی شدن حرکت می کنند. یکی از این سیاست ها، احداث شهرک های صنعتی است که با هدف تجمیع فعالیت های تولیدی و صنعتی در یک محدوده جغرافیایی مشخص طراحی می شوند. این شهرک ها با جذب سرمایه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و توسعه صنایع خدماتی و پشتیبان، به تحقق اهداف اجتماعی اقتصادی کمک می کنند. با این حال، توسعه شهرک های صنعتی می تواند چالش هایی مانند آلودگی محیط زیست را نیز به همراه داشته باشد. در ایران، سابقه احداث شهرک های صنعتی به سال 1333 و تأسیس اولین شهرک صنعتی در کرج باز می گردد. شهرک صنعتی سلیمان صباحی آران و بیدگل (استان اصفهان) که در سال 1370 تأسیس شد، با میزبانی بیش از 500 واحد صنعتی، به ویژه در صنعت فرش ماشینی، به یکی از مراکز کلیدی صنعتی منطقه تبدیل شده است. اقتصاد آران و بیدگل به طور قابل توجهی به این شهرک وابسته است و حضور کارگران در آن، منبع اصلی درآمد و اشتغال منطقه را تشکیل می دهد. با وجود پژوهش های متعدد درباره نقش شهرک های صنعتی در توسعه اقتصادی ایران، تأثیرات اقتصادی شهرک صنعتی سلیمان صباحی بر شهر آران و بیدگل تا کنون بررسی نشده است. این پژوهش با هدف پر کردن این شکاف، به ارزیابی تأثیرات این شهرک بر شاخص های کلیدی توسعه اقتصادی، شامل ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و بهبود کیفیت زندگی می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که ایجاد و توسعه شهرک صنعتی سلیمان صباحی چه تأثیری بر شاخص های توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل داشته است؟ فرضیه پژوهش بر این است که این شهرک تأثیر مثبتی بر شاخص های توسعه اقتصادی منطقه داشته است. مواد و روش ها این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی با رویکرد کمی و کاربردی است. جامعه آماری شامل 92287 نفر از ساکنان شهر آران و بیدگل بود. نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام شد و با استفاده از فرمول کوکران و خطای 5 درصد، حداقل حجم نمونه 383 نفر تعیین شد. برای اطمینان از کفایت داده ها، 440 پرسشنامه توزیع شد که پس از حذف 40 پرسشنامه ناقص یا غیر معتبر، 400 پرسشنامه معتبر (91 درصد نرخ پاسخ دهی) برای تحلیل انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته با 13 سؤال در مقیاس لیکرت پنج درجه ای بود که ابعاد اصلی شاخص اقتصادی مانند اشتغال و درآمد را پوشش می داد. سؤالات مثبت (11 سؤال) و منفی (2 سؤال شامل افزایش قیمت زمین و مسکن و تغییر کاربری اراضی) به صورت تصادفی در پرسشنامه قرار گرفتند تا از سوگیری پاسخ جلوگیری شود. سؤالات منفی برای تحلیل یکنواخت در نرم افزار SPSS ریکود شدند. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط پنج متخصص اقتصاد منطقه ای و روش تحقیق تأیید شد. پایایی ابزار با ضریب آلفای کرونباخ (0/87) محاسبه شد که نشان دهنده پایایی بالای پرسشنامه است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. برای توصیف داده ها، از شاخص های آماری توصیفی (میانگین، انحراف معیار، فراوانی و درصد) و برای آزمون فرضیات، از آزمون های T تک نمونه ای (مقایسه میانگین شاخص اقتصادی با مقدار مرجع 3)، فریدمن (رتبه بندی متغیرها) و T گروه های مستقل (مقایسه پاسخ های مردان و زنان) استفاده شد. سطح معناداری آزمون ها 0/05 بود و نرمال بودن داده ها با آزمون کولموگروف اسمیرنوف تأیید شد. همچنین، 13 متغیر کلیدی اقتصادی، از جمله ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، کاهش فقر، جذب سرمایه گذاری و تغییر کاربری اراضی، با تعاریف عملیاتی مشخص انتخاب شدند تا تأثیرات شهرک صنعتی به صورت جامع بررسی شود. یافته ها نتایج آزمون T تک نمونه ای نشان داد میانگین کل شاخص اقتصادی (3/50) به طور معناداری بالاتر از مقدار مرجع 3 است (p<0.05) و اندازه اثر کوهن (d=0.74) اثر بزرگ را تأیید کرد. این یافته نشان دهنده تأثیر مثبت و قابل توجه شهرک صنعتی سلیمان صباحی بر توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل است. بررسی میانگین متغیرهای شاخص اقتصادی نشان داد از 13 متغیر، تنها متغیر «بهبود وضعیت پس انداز شهروندان» میانگینی کمتر از مقدار مرجع (3) داشت. سایر متغیرها میانگین بالاتر از حد متوسط را نشان دادند. با این حال، افزایش قابل توجه میانگین دو متغیر «افزایش قیمت زمین و مسکن» و «تغییر کاربری اراضی» که معمولاً به عنوان پیامدهای منفی توسعه اقتصادی تلقی می شوند، نشان دهنده چالش هایی در دسترسی به مسکن و پایداری محیط زیست در منطقه است. نتایج آزمون فریدمن نشان دهندهتفاوت معنادار در رتبه بندی متغیرها توسط پاسخ دهندگان بود. به بیان دیگر، پاسخ دهندگان اهمیت متفاوتی برای متغیرهای پژوهش قائل شدند. در این راستا متغیر «افزایش قیمت زمین و مسکن» با میانگین رتبه 9/76 بالاترین اهمیت و متغیر «بهبود وضعیت پس انداز شهروندان» با میانگین رتبه 4/60 کمترین اهمیت را از دیدگاه پاسخ دهندگان داشت. نتایج آزمون T گروه های مستقل نشان داد تفاوت معناداری بین پاسخ های مردان (میانگین 3/54) و زنان (میانگین 3/44) وجود ندارد، که نشان دهنده تأثیر اندک جنسیت بر ادراک شاخص اقتصادی است. نتیجه گیری یافته ها نشان داد شهرک صنعتی سلیمان صباحی تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل داشته است. این تأثیر به ویژه در متغیرهای ایجاد اشتغال، افزایش تولید و افزایش صادرات محصولات مشهود است. با این حال، متغیرهای افزایش قیمت زمین و مسکن و تغییر کاربری اراضی به عنوان چالش های اصلی شناسایی شدند که می توانند پایداری توسعه را تهدید کنند. برای تقویت اثرات مثبت و کاهش چالش ها، پیشنهاد می شود: 1) تنظیم مقررات برای کنترل سوداگری ملکی و تأمین مسکن ارزان قیمت، 2) نظارت دقیق بر تغییر کاربری اراضی کشاورزی، و 3) استفاده از سیستم های بازچرخانی آب در واحدهای صنعتی برای مدیریت منابع آب در منطقه کویری. برای تحقیقات آتی، بررسی اثرات بلندمدت شهرک بر نابرابری درآمدی و پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی توصیه می شود. این پژوهش به دلیل تمرکز بر یک شهرک خاص، قابلیت تعمیم محدودی دارد و بررسی های بیشتر در سایر مناطق ضروری است.
تحلیل ساختاری پیشران های مؤثر بر وضعیت آینده توسعه استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
260 - 281
حوزههای تخصصی:
استفاده از تحلیل ساختاری پیشران های توسعه، به برنامه ریزی در جهت درک بیشتر وضعیت توسعه یافتگی استان ها کمک می کند و در جریان تصمیم گیری بهتر یاری می رساند تا به تعادل منطقه ای نزدیک تر شود. بدین منظور شهرستان های ده گانه استان ایلام ازلحاظ شاخص های ترکیبی توسعه در قالب 44 شاخص بررسی شدند. این پژوهش از لحاظ هدف گذاری به عنوان یک مطالعه کاربردی و از لحاظ روش شناسی به شیوه «توصیفی– تحلیلی» و براساس روش های جدید آینده پژوهی، تبیینی می باشد. داده های نظری با روش اسنادی و داده های تجربی از روش پیمایشی تهیه شده است. در تهیه پیشران های توسعه از روش مطالعات اسنادی و پویش محیطی و داده های تجربی با تکیه بر روش پیمایشی براساس روش دلفی استخراج شده است. در پردازش اطلاعات از روش تحلیل اثرات متقابل ساختاری در نرم افزار MIC MAC استفاده شده است. یافته ها از نظر تحلیل اثرات متقابل، بیانگر پراکندگی نیروهای پیشران در وضعیتی پیچیده و بینابین از اثرگذاری و اثرپذیری است؛ نظام خوشه بندی پیشران ها حاکی از تمرکز پیشران های تأثیرگذار و تنظیمی است. از میان 44 نیروی پیش برنده توسعه، پیشران های اثرگذار توسعه عبارت اند از مرزی بودن استان ایلام و نحوه تصمیمات مدیران است. نتایج پژوهش نشان می دهد که توسعه در سطح استان ایلام نه تنها نامتعادل است، بلکه روند عدم تعادل در جهت نابرابری بیشتر عمل می کند و تنها با برنامه ریزی بهتر و جامع تر می توان تا حدودی نابرابری ها را کاست.
حکمرانی امنیت و توسعه گردشگری پایدار با تاکید بر چالش های سواحل مکران.(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶۵
110 - 83
حوزههای تخصصی:
سواحل مکران با برخورداری از منابع طبیعی، فرهنگی و ژئومورفولوژیک متنوع، ظرفیت قابل توجهی برای توسعه گردشگری پایدار دارند. با این حال، چالش های امنیتی موجود، مانع بهره برداری مؤثر از این ظرفیت ها شده اند. هدف این پژوهش، شناسایی ابعاد گردشگری پایدار در منطقه مکران و بررسی عوامل مؤثر بر امنیت این حوزه است. روش تحقیق به صورت توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای بوده است. یافته ها نشان می دهند که توسعه پایدار گردشگری در مکران علاوه بر لزوم ارتقای زیرساخت ها، مدیریت منابع طبیعی، بهبود خدمات امنیتی، آموزش جوامع محلی ، استفاده از استراتژی های بازاریابی و برندسازی در سطح ملی و بین المللی، نیازمند امنیت انسانی به معنای جامع آن یعنی امنیت فیزیکی، روانی، اقتصادی و حتی فرهنگی است. همچنین، تعامل میان نهادهای حاکمیتی، سرمایه گذاران و جوامع محلی می تواند نقشی کلیدی در ارتقای امنیت و تصویر ذهنی مثبت از منطقه ایفا کند. نتایج این پژوهش می تواند مبنایی برای سیاست گذاری در زمینه توسعه گردشگری و امنیت در سواحل مکران باشد.