مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۴۱.
۲۴۲.
۲۴۳.
۲۴۴.
۲۴۵.
تربیت دینی
منبع:
فقه و اجتهاد سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲
167 - 191
حوزههای تخصصی:
یکی از پرسش های اساسی درباره حکومت اسلامی، محدوده اختیارات آن در تربیت دینی افراد جامعه است؛ بدین معنا که اگر فرض کنیم حکومت، شایستگی تربیت افراد جامعه را دارد، گستره صلاحیت او تا کجاست و آیا می تواند برای تربیت آنان از روش های اجباری استفاده کند؟ در این نوشتار با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از داده های کتابخانه ای، ابتدا ادلّه عدم مشروعیت اجبار بیان گردیده و به آنها پاسخ داده شده است و سپس ادلّه عقلی و نقلی گوناگونی برای اثبات مشروعیت اجبار، مطرح گردیده و مورد تأیید یا نقد قرار گرفته است. برایند کلّی این تحقیق به این نتیجه می رسد که بر اساس چارچوب ها و قواعد مرسوم در استنباط فقهی، ادلّه عدم مشروعیت کافی نیست؛ ولی در مقابل، ادلّه و مؤیّدهای متعدّدی برای مشروعیت وجود دارد. ازاین رو، می توان به جواز و بلکه وجوب اجبار شهروندان در فرایند تربیت دینی توسّط حاکم جامعه، حکم کرد. البتّه این حکم فقط از حیث حکم اوّلی است و با درنظرگرفتن عناوین ثانوی و شرایط خاصّی که ممکن است در جامعه وجود داشته باشد، باید حکم به عدم جواز اجبار نمود.
تأثیرمؤلفه های برنامه درسی پنهان بر تربیت دینی دانش آموزان دختر دوره متوسطه
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۳ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۷
90 - 121
حوزههای تخصصی:
با عنایت به اهمیت برنامه درسی پنهان در مراکز آموزشی، این مقاله درصدد است، چگونگی اثرگذاری مؤلفه های برنامه درسی پنهان (معلم، دانش آموز، روش تدریس، مکان فیزیکی،قوانین ومقررات مدرسه)را بر تربیت دینی دانش آموزان دختر متوسطه شهرستان تالش در سال تحصیلی 92-1391 مورد بحث و بررسی قرار دهد. این پژوهش با رویکرد کیفی و با تلفیقی از روش های مصاحبه پژوهی و تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. بنابراین تحقیق براساس هدف، توصیفی و از نوع کیفی-کاربردی می باشد. چهار مدرسه و سی دانش آموز به صورت نمونه گیری هدفمند با معیار زنجیره ای شاخص انتخاب شدند وابزار مصاحبه ( از نوع نیمه ساختاریافته)و همچنین روش مطالعه کتابخانه ای مورد استفاده قرار گرفت. تجزیه و تحلیل یافته هابر مبنای تحلیل محتوای کیفی انجام شده، و کدگذاری یافته ها در سه مرحله؛ کدگذاری باز، گزینشی و محوری صورت گرفته است. اعتبار و اعتمادپذیری یافته ها از طریق شیوه های کنترل اعضا، بازنگری ناظران و مصاحبه ها توسط پژوهشگر تأمین شده است. یافته های پژوهش حاکی از؛ اثرگذاری مؤلفه های برنامه درسی پنهان موردِ بررسی بر تربیت دینی دانش آموزان در سطوح سه گانه (شناختی، عاطفی و رفتاری) در دو وجه مثبت و منفی است.
در میانه «تربیت اخلاقی» و تربیت دینی» نقدی بر مبنای ارزش شناختی «تربیت سکولار»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۲۲
21 - 31
حوزههای تخصصی:
با توجه به رواج ایده های سکولاریستی از تربیت مسئله نوشتار حاضر بازتأمل درباره یکی از مبانی ارزش شناختی «تربیت سکولار» است که اخلاق را بر فقه تقدم می بخشد و «اخلاقی شدن جامعه» را به جای «فقهی شدن جامعه» تجویز می کند و با طرح دوگانه «اخلاقی شدن تربیت» یا «فقهی / دینی شدن تربیت» به اولی فتوا می دهد. روش تحقیق، روش توصیفی، تبیینی و انتقادی است. در مقام توصیف و تبیین دیدگاه مذکور این نتایج حاصل شد: روند پرشتاب سکولاریزاسیون تربیت و مدرسه و برنامه درسی به این گونه بوده که به جای «تربیت دینی»، «تربیت اخلاقی» پیشنهاد شد و سپس به جای «تربیت اخلاقی»، «تربیت معنوی» جایگزین شد. در همین مجال از روایت های سکولار، یعنی «تربیت دینیِ سکولار»، «تربیت اخلاقیِ سکولار» و «تربیت معنوی سکولار» رونمایی می شد. اندیشه سکولار و تفسیر این دنیایی از دین در جامعه ایران را جریان روشنفکری دینی نمایندگی می کرده و آنان مدعای خود را در تقدم اخلاق بر فقه به دیدگاه «دنیوی بودن فقه»ِ غزالی مستند کرده اند. نوشتار حاضر در بخش سنجش و ارزیابی دیدگاه فوق، ضمن وارد کردن هفت نقد به این نتیجه رسید که «تربیت سکولار» از آن جهت که بر مبنای ارزش شناسانه تقدم اخلاق بر فقه و ساخت دوگانه «اخلاقی شدن تربیت» یا «فقهی شدن تربیت» استوار است، مخدوش می باشد؛ خصوصاً اینکه استناد به دیدگاه غزالی اولاً نادرست و سوگیرانه و بدون لحاظ کردن دیدگاه جامع ابوحامد بوده؛ ثانیاً استنتاج سکولاریزم اخلاقی از دیدگاه «دنیوی بودن فقه» در اندیشه غزالی، نوعی بهره برداری غیرمنطقی بوده است.
مؤلفه های «خرد» و دلالت های آنها در اصول تربیت دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۰
39 - 68
حوزههای تخصصی:
دین داری بسیاری از متربیان به دلیل قشری گری و سطحی نگری در فهم دین با چالش های جدی مواجه است. استفاده از مؤلفه های خرد در طراحی اصول تربیت دینی می تواند منجر به شکل گیری شناخت عمیق و ژرف متربیان نسبت به معارف دین شود. لذا هدف پژوهش پیش رو استخراج مؤلفه های خرد و استنتاج دلالت های آنها در اصول تربیت دینی است. برای استخراج مؤلفه های خرد از روش توصیفی و تحلیلی و برای استنتاج اصول تربیت دینی از روش استنتاجی فرانکنا استفاده شده است؛ جامعه پژوهش شامل همه نظریات حوزه خرد، و نمونه آن دربردارنده پراستنادترین نظریات این حوزه است. بعد از استخراج مرتبط ترین مؤلفه های این نظریات با تربیت دینی، با مبنا قرار دادن این مؤلفه ها به عنوان گزاره های واقع نگر در ترکیب با گزاره هنجارین اصول تربیت دینی استنتاج شدند. یافته ها شامل اصول جدید تربیت دینی: «افزایش آگاهی و بصیرت دینی»، «کنار گذاشتن تعصبات دینی»، «بهره مندی از تجربیات دینی خود»، «تأمل در معارف دینی»، «بررسی انتقادی باورهای دینی خود و اجتماع»، «تلاش برای پاسخ دادن خلاقانه به سؤالات و شبهات دینی»، «شناختِ شناخت های دینی خود و تنظیم آنها»، «بهره مندی از معارف دینی در حل چالش های زندگی»، «تقویت معنویت دینی در راستای تعالیم دینی» و «مدیریت نمودن هیجانات» است. یافته ها پژوهش نشان می دهد که ژرف نگری در معارف دینی مستلزم توجه به سه حیطه شناختی، عاطفی و عملی- تجربی است؛ به طوری که فرد با ایجاد تغییرات مطلوب در هر سه حیطه، به خصوص بُعد شناختی، می تواند به ژرف نگری دینی دست یابد. پیشنهاد می شود در طراحی برنامه درسی تربیت دینی از این اصول جدید استفاده شود.
الگوی تربیت دینی در نهج البلاغه بر اساس تحلیل روان شناختی «سازوکار دفاع روانی» و کاربرد آن در اصلاح رفتارهای ناسازگار با روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، یکی از اساسی ترین بحث های روان شناسی، یعنی سازوکارهای دفاع روانی، از میان گفتگوهای شخصیت های مخالف و منافق در سیره اهل بیت(ع)، بویژه دوران خلافت امیرالمؤمنین(ع) کشف و استخراج گردیده اند، تا به گونه مصداقی و مشخص، الگوی بروز این موارد در نوع ویژه ای از عناصر روانکاوی با عنوان مکانیزم های دفاعی، ارائه و تشریح شود. در مرحله بعد، توجه کردن به تعارض ها و اضطراب های روحی و درمان نابسامانی های روانی است که یکی از مهم ترین آنها نحوه مواجهه، کنترل و تصحیح این رفتارهای ناسازگار توسط امام جامعه است. مسئله اصلی پژوهش بررسی نگاه نهج البلاغه نسبت به کنش های روانی ناسازگارانه گروه های مختلف است، تا از این رهگذر نحوه ی کنترل و مدیریت این رفتارها از جانب رهبر الهی به زبان روان شناسی ارائه شود؛ و اینکه چگونه مدل تربیت دینی نسبت به رفتارهای ناشی از دفاع روانی ناسالم در متون روایی، بویژه نهج البلاغه قابل ترسیم است. روش تحقیق در بخش مطالعات روایی با رعایت «قواعد فهم حدیث» و در بخش تحلیل داده با استفاده از روش «داده بنیاد» است. به این ترتیب مؤلفه های تربیتی مستخرج از نهج البلاغه از طریق کدگذاری های باز، محوری و انتخابی، مقوله بندی و در نهایت الگوی آنها اصطیاد شد. با توجه به نتایج پژوهش، پنج رفتار ناسازگار با تحلیل سازوکار دفاع روانی شامل «دلیل تراشی، فرافکنی، والایش ساختگی، بی ارزش سازی و همه کارتوانی» در میان مخالفان مشاهده شد. چهار روش تصحیح رفتار ناسازگار در دو سطح 1) سلبی: عدم تلقین بهانه، 2) اثباتی: آگاه سازی، رفتار دوگانه نما و افشاء قاطعانه صورت گرفته است.