مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۲۱.
۴۲۲.
۴۲۳.
۴۲۴.
۴۲۵.
۴۲۶.
۴۲۷.
۴۲۸.
۴۲۹.
۴۳۰.
بازاریابی
منبع:
مدیریت و توسعه ورزش دوره ۱۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
161 - 185
حوزههای تخصصی:
هدف : این پژوهش با هدف تدوین الگوی توسعه بازاریابی در ورزش بانوان ایران انجام شد. روش شناسی : روش پژو هش به صورت کیفی و با رویکرد داده بنیاد و تکنیک اشتراوس و کوربین بود. جامعه این پژوهش اساتید هیأت علمی دانشگاه ها و خبرگان شاغل در سازمان های ورزشی بودند. روش نمونه گیری هدفمند و با تکنیک گلوله برفی و تا رسیدن به اشباع نظری بود (21 نفر). داده های حاصل از مصاحبه ها به صورت سه مرحله ای کدگذاری شدند. در نهایت با انتخاب مقوله اصلی و ارتباط آن با سایر مقوله ها در محورهای شرایط علّی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها، مدل پژوهش ارائه شد. یافته ها : بر اساس یافته های پژوهش، عوامل علی شامل اهمیت فرهنگی و اهمیت اقتصادی؛ عوامل زمینه ای شامل پشتیبانی و اجرایی؛ عوامل مداخله گر شامل محدودیت های اطلاعاتی و محدودیت های زیرساختی و راهبردها شامل توسعه منابع، یاددهی و فرهنگ سازی و توسعه اقتصادی یودند. هم چنین، توسعه بازاریابی، توسعه مالی و توسعه اجتماعی به عنوان پیامدهای توسعه بازاریابی ورزش بانوان ایران شناخته شدند. نتیجه گیری : ورزش بانوان در حوزه بازاریابی دارای ظرفیت و قابلیت های بالایی است اما همچنان نیازمند اقدامات جدی در راستای زدودن محدودیت ها و موانع ورزش بانوان از سوی مدیران و سیاست گذاران درکشور می باشد. با سرمایه گذاری در بخش ورزش بانوان کشور می توان، از پیامدهای حاصل از توسعه ورزش و توسعه بازاریابی ورزش بانوان بهره مند شد که این مهم نیازمند بکارگیری راهبردهای مناسب توسعه بازاریابی ورزش بانوان می باشد.
طراحی و تبیین مدل پارادایمیِ هم آفرینی در صنعت گردشگری پایدار روستایی، مطالعه موردی: شهرستان دامغان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
91 - 106
حوزههای تخصصی:
هم آفرینی شکل جدیدی از استراتژی کسب وکار است که حاصل تعامل مؤثر بین سازمان ها و مشتریانشان است. این رویکرد با اثرگذاری بر تولید خدمات گردشگری مطابق با ایده گردشگران، شرکت ها را به سوی تولید محصولات رقابتی نوآورانه هدایت می کند تا با ارائه محصولاتی سازگارتر با ترجیحات گردشگران، ریسک شکست محصولات جدید را کاهش دهند. پژوهش حاضر باهدف طراحی و تبیینِ مدل پارادایمی هم آفرینی در صنعت گردشگری پایدار روستایی شهرستان دامغان انجام گرفته است. روش پژوهش، ماهیت اکتشافی دارد و از نظر هدف، بنیادین است. نمونه آماری، 15 نفر از کارشناسان و متخصصین حوزه گردشگری روستایی بوده است. مشارکت کنندگان این پژوهش به صورت غیر احتمالی و به روش گلوله برفی انتخاب شده اند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش تئوری داده بنیاد و برای گردآوری داده ها از مصاحبه عمیق استفاده شده است. نتایج این پژوهش که شناسایی مقوله ها است عبارت اند از: در زمینه شرایط علی، عوامل آموزشی، عوامل ساختاری، عوامل ارتباطی؛ در زمینه پدیده اصلی، هم آفرینی گرایی؛ در رابطه با شرایط مداخله گر، رسمیت گرایی، هزینه گرایی؛ در بخش شرایط زمینه ای، برند گرایی و در رابطه با راهبرد اصلی، مقوله های بازارگرایی، نوآوری گرایی، آینده گرایی و تجزیه وتحلیل رقبا شناسایی شد. لازم به ذکر است که تاب آوری، توسعه بازار گردشگری، رضایت مندی گردشگران و توسعه پایدار گردشگری، پیامد اصلی این مدل بود. پیاده سازی فرایند هم آفرینی ارزش با گردشگران در صنعت گردشگری روستایی می تواند به بهره برداری مؤثر از ظرفیت ها و توانمندی های گردشگران به منظور دستیابی به مزیت رقابتی و پیامدهای مثبت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و زیست محیطی یاری رساند که نتیجه آن می تواند توسعه پایدار گردشگری باشد که مهم ترین پیامد در این پژوهش است.
شناسایی عوامل پیشران و بازدارنده بازاریابی گردشگری روستایی در ایران از دیدگاه خبرگان
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
218 - 242
حوزههای تخصصی:
امروزه مفهوم بازاریابی و فلسفه انجام کسب وکار برای همه سیاست گذاران و مجریان توسعه روستایی ضروری است. بازاریابی در گردشگری روستایی باید وسیله ای برای دستیابی به اهداف توسعه استراتژیک گردشگری روستایی باشد، ازاین رو انجام بازاریابی رکن مهمی جهت جلب گردشگران روستایی می باشد؛ بنابراین شناخت موانع و عوامل پیش برنده این نوع گردشگری ضرورت خاصی دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل پیشران و بازدارنده بازاریابی گردشگری روستایی در ایران از دیدگاه خبرگان انجام شده است که با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی طی دو مرحله کدگذاری باز و محوری و تعیین مفاهیم اصلی بررسی شده است. طی این مرحله ابتدا با کمک تحلیل محتوای منابع و داده های حاصل از 20 مصاحبه نیمه ساختاریافته با صاحب نظران و خبرگان بخش گردشگری کشور 80 کد اولیه به عنوان عوامل پیشران در قالب 10 عامل اصلی و 76 کد اولیه به عنوان عوامل بازدارنده در قالب 7 عامل اصلی شناسایی شد. داده های حاصل در نرم افزار اکسل طبقه بندی و کدگذاری شدند و مفاهیم اصلی به دست آمد. بر اساس نتایج به دست آمده عوامل اجتماعی- فرهنگی، بهبود حمل ونقل، خدمات اقامتی بهداشتی، عوامل مدیریتی، عوامل ارتباطی-تبلیغاتی، عوامل اقتصادی، عوامل طبیعی- جغرافیایی، عوامل سیاسی-قانونی، عوامل فیزیکی (زیربنایی) -کالبدی و غذا و رستوران ها به عنوان پیشران های بازاریابی گردشگری روستایی و عوامل اقتصادی، طبیعی-جغرافیایی، ارتباطی-تبلیغاتی، مدیریتی، سیاسی-قانونی، کالبدی (زیربنایی)- فیزیکی و اجتماعی-فرهنگی بازدارنده های بازاریابی گردشگری روستایی شناسایی شدند.
تبیین و ارائه مدل نهادی بازاریابی گردشگری روستایی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۲)
251 - 267
حوزههای تخصصی:
بازاریابی گردشگری روستایی، به منزله رویکردی نوین در صنعت گردشگری، به ترویج و جذب گردشگران به مناطق روستایی و کمتر شناخته شده می پردازد. با وجود قابلیت های فراوان گردشگری در مناطق روستایی ایران، سهم این کشور در مقایسه با بسیاری از کشورهای گردشگرپذیر بسیار اندک است؛ ازاین رو، توجه به توسعه بازار آن و طراحی مدل نهادی بازاریابی گردشگری روستایی در ایران مهم و اساسی است. بنابراین، هدف از انجام این پژوهش تبیین و ارائه مدل نهادی بازاریابی گردشگری روستایی در ایران است. روش پژوهش کیفی و نظریه داده بنیاد است. جامعه آماری پژوهش شامل بیست تن از خبرگان و متخصصان بخش گردشگری کشور و استادان خبره در این زمینه است که با روش نمونه گیری نظری و هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته برگرفته از چارچوب نظری است. داده های حاصل در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی کدگذاری شدند. برای کدگذاری محوری داده های گردآوری شده از نرم افزار مکس کیودی ای استفاده شده است. سازمان ها، قوانین و دستورکار ها و ارزش ها و هنجارها برای مقوله محوری انتخاب شدند و مدل پارادایمی بازاریابی گردشگری روستایی در ایران طراحی شد. یافته ها نشان می دهد شرایط علّی مدل شامل تدوین و اجرای برنامه راهبردی و توسعه بازار گردشگری است و عوامل زمینه ای شامل حمایت مالی، شرایط مداخله گر شامل چالش های سیاسی جناحی و کمبود دانش و آگاهی است. اقداماتی از قبیل بهبود زیرساخت ها، به کارگیری فنّاوری های نوین، به کارگیری سیاست های یکپارچه و گسترش تبلیغات به عنوان راهبردها و بهبود شرایط اقتصادی و بهبود سلامت پیامدهای مدل نهادی توسعه بازاریابی گردشگری روستایی شناسایی شدند
شناسایی عوامل مؤثر بر سیاست گذاری بازاریابی فضایی اقامتگاه های بوم گردی (مورد مطالعه: منطقه هورامان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست گذاری بازاریابی اقامتگاه های بوم گردی یکی از مولفه های مهم و تاثیرگذار در فرآیند مدیریت، برنامه ریزی و توسعه پایدار واحد های بوم گردی می باشد و نقش بسزایی را در ورود گردشگران به مقصد اقامتگاه های بوم گردی ایفا می کند. در همین راستا هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل موثر بر سیاست گذاری بازاریابی فضایی اقامتگاه های بوم گردی و سنجش میزان اهمیت آنها در منطقه ی هورامان است. منطقه هورامان در دو استان کردستان و کرمانشاه واقع شده است و به سه بخش هورامان تخت، هورامان لهون و هورامان ژاوه رود تقسیم می شود و تعداد 25 روستا در این منطقه، 45 اقامتگاه بوم گردی را دارا هستند. روش جمع آوری اطلاعات اسنادی و میدانی بوده و در این پژوهش برای استخراج شاخص های بازاریابی و بیان ادبیات پژوهش از روش اسنادی و از روش میدانی برای جمع آوری داده های مورد نیاز برای بررسی شاخص ها استفاده گردیده است. جامعه آماری پژوهش شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه های کشور و دانشجویان و فارغ التحصیلان دکتری با رساله مرتبط (15 نمونه)، کارشناسان گردشگری اداره کل میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی استان های کردستان و کرمانشاه (15 نمونه) و مدیران اقامتگاه های بوم گردی منطقه هورامان (28 نمونه) است که در مجموع تعداد 58 پرسشنامه توسط آنها تکمیل گردید. برای پردازش و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون تحلیل واریانس یک طرفه، آزمون تعقیبی توکی) در نرم افزار Spss استفاده شده است. نتایج پژوهش با آزمون تعقیبی توکی بیان می کند که از میان عوامل سیاست گذاری بازاریابی فضایی اقامتگاه های بوم گردی منطقه ی هورامان تفاوت معناداری وجود داشته و در این راستا عامل سازمانی نهادی با 18 سنجه و میانگین 712/3 رتبه اول، عامل اقتصادی با 11 سنجه و میانگین 603/3 رتبه دوم، عامل اجتماعی و فرهنگی با 15 سنجه و میانگین 472/3 رتبه سوم ، عامل کالبدی و زیرساختی با 14 سنجه و میانگین 444/3 رتبه چهارم و عامل زیست محیطی با 14 سنجه و میانگین 421/3 رتبه پنجم را به خود اختصاص داده اند.
بررسی راهبردهای موفقیت در بازاریابی تداوم کسب وکار در صنعت گاز: رویکرد کیفی و کمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی در صنعت نفت و انرژی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۶
185 - 202
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به طراحی مدل بازاریابی تداوم کسب وکار در صنعت گاز در شرایط عدم قطعیت پرداخته و به روش های توسعه ای و کاربردی انجام شده است. این مطالعه شامل دو مرحله کیفی و کمی است. در مرحله کیفی، با 17 خبره در حوزه انرژی مصاحبه شد و در مرحله کمی، مدل اولیه با استفاده از پرسشنامه و مدل سازی معادلات ساختاری تأیید گردید. حجم نمونه شامل 384 کارشناس صنعت گاز بود. یافته ها نشان دادند که در شرایط علی، الزامات محیط کسب وکار، الزام های زیست محیطی، عدم تناسب قوانین و ریسک های استخراج تأثیرگذار هستند. در شرایط مداخله گر، توانایی تأمین زیرساخت ها و موانع ساختاری مورد بررسی قرار گرفتند. در نهایت، سه راهبرد کلیدی شامل توسعه تعاملات بین المللی، تکیه بر توانایی های داخلی و بهبود حکمرانی شناسایی و پیامدهای آن ها در مقابل عدم قطعیت، مانند توسعه اقتصادی و گسترش فناوری ها بررسی شدند.
ویژگی های جمعیت شناختی و اولویت های گردشگران ورزشی در ایران
حوزههای تخصصی:
امروزه اهمیت بازاریابی گردشگری ورزشی به عنوان یکی از شاخه های مطالعاتی گردشگری ورزشی، بیش از پیش مورد تایید قرار گرفته است. اولین گام در بازاریابی، بخش بندی بازار است و برای این کار، آگاهی از ویژگی ها و نیازهای مشتریان از اهمیت خاصی برخوردار است. پژوهش ها نشان داده است که مشخصه هایی مانند میزان جمعیت، توزیع سنی، میزان درآمد، جنسیت، اندازه خانواده، مکان جمعیت، میزان اوقات فراغت، نژاد، آموزش و تحصیلات، فعالیت ها، علائق و عقیده ها، دانش فنی، رفتار خرید و استفاده، مزایای مورد انتظار از محصول، میزان مصرف، و حتی محل سکونت بر رفتار گردشگری تاثیرگذار است و به عنوان شاخص های بخش بندی بازار و انتخاب بازارهای هدف ملاک قرار می گیرند. لذا این این پژوهش به دنبال این است که ویژگی های جمعیت شناختی و اولویت های گردشگران ورزشی را در ایران مورد بررسی قرار دهد. روش تحقیق از نوع توصیفی است که به شکل پیمایشی انجام شده است. نمونه آماری این تحقیق را 177 گردشگر ورزشی ایرانی و 125 گردشگر ورزشی خارجی تشکیل دادند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ای محقق ساخته استفاده شد که روایی آن توسط متخصصین امر تایید گردید و پایایی آن نیز با استفاده از روش آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت (Cronbach''s Alpha=0.775). در این تحقیق با استفاده از نرم افزار SPSS، از روش های آماری توصیفی مانند فراوانی، درصد، میانگین و انحراف استاندارد استفاده شد. نتایج نشان داد حدود 60 درصد نمونه های آماری پژوهش به عنوان ورزشکار در سفر به سر می بردند، در مورد سن گردشگران نیز نتایج حکایت از این داشت که آن ها سن نسبتا جوانی داشتند (میانگین 27 سال) و اکثرشان (91٪) مرد بودند. ملیت گردشگران خارجی بیشتر مربوط به کشورهای همسایه ایران بود. اگرچه گردشگران ورزشی درآمد خیلی بالایی نداشتند اما به طور میانگین میزان هزینه ای که حاضر بودند در آن سفر بپردازند تقریبا با درآمد ماهیانه شان برابری می کرد. اکثر گردشگران (53 ٪) دارای تحصیلات دیپلم و پایین تر بودند. گردشگران عنوان کردند اولین بخش مورد علاقه برای گردشگری ورزشی "دریا و سایر جذابیت های آبی" است؛ آن ها "تلویزیون" را به عنوان اولین رسانه مورد علاقه جهت تبلیغات اظهارنمودند. مهم ترین عامل تاثیرگذار بر تصمیم به حضور گردشگران ورزشی در رویداد ورزشی مربوطه، خود مسابقه یا رویداد ورزشی بود و فصل بهار به عنوان فصل مورد علاقه بیشتر گردشگران (64/49 ٪) برای گردشگری شناخته شد. نتایج نشان داد که گردشگران ورزشی دارای ویژگی های خاصی هستند و تا حدود زیادی با سایر اقسام گردشگری متفاوت هستند. لذا در برنامه ریزی برای جذب گردشگران ورزشی بایستی به ویژگی های خاص آن ها توجه نمود و یک برنامه بازاریابی که بر تمامی گروه های گردشگری تمرکز نموده باشد نمی تواند در جذب گردشگران ورزشی به محل رویداد موفق عمل نماید.
تعیین موقعیت استراتژیک بازاریابی فدراسیون والیبال
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر تعیین موقعیت استراتژیک بازاریابی فدراسیون والیبال جمهوری اسلامی ایران است. روش تحقیق از نوع پیمایشی و از نظر هدف کاربردی است که با استفاده از پرسشنامه، داده ها جمع آوری شدند. برای طراحی پرسشنامه برای تحلیل محیط داخلی سازمان از مدل 5 M+F استفاده شد و برای تحلیل محیط بیرونی از زنجیره ارزش پورتر و PEST استفاده گردید و برای تجزیه تحلیل از ابزار ماتریس SWOT استفاده گردید. برای جمع آوری داده ها از مدیران ستادی فدراسیون والیبال جمهوری اسلامی ایران استفاده شد که به روش نمونه گیری غیرتصادفی و به صورت هدف دار انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از طریق آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و از طریق آزمون آماری ناپارامتریک فریدمن رتبه بندی شدند و برای معنادار بودن گویه ها از آزمون دو جمله ایی استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد فدراسیون والیبال دارای 7 نقطه قوت، 7 نقطه ضعف، 4 فرصت و 7 تهدید در حوزه بازاریابی خود می باشد. در بین نقاط قوت بازاریابی فدراسیون والیبال، برند با ارزش و شناخته شده ی فدراسیون والیبال در بخش ضعف گویه تعداد اندک نیروی انسانی فعال در بخش بازاریابی در بخش فرصت ها گویه انعطاف پذیری و قدرت تصمیم گیری در مورد نحوه ی هزینه کرد و در بخش تهدیدها گویه حضور بانوان و خانواده ها در سالن های والیبال بیشترین اهمیت را داشتند. پس از تجزیه و تحلیل مشخص شد که بازاریابی فدراسیون والیبال در موقعیت رقابتی قرار دارد که باید از راهبردهای رقابتی استفاده کند.
طراحی الگوی توسعه کشت گیاهان دارویی در دیمزارهای استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و توسعه کشاورزی جلد ۳۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
308 - 291
حوزههای تخصصی:
امروزه گیاهان دارویی نقش حیاتی در سلامت، ایجاد اشتغال و توسعه اقتصادی دارند. علی رغم توجه به کشت گیاهان دارویی در دیمزارهای استان مازندران در سال های اخیر و توجه به اصول کشاورزی پایدار و به تبع آن ایجاد ارزش افزوده و اشتغال در جوامع روستایی و کاهش مهاجرت، توسعه و ترویج کشت این گیاهان و اشتغال در این حوزه با مشکلاتی مواجه است. در عین حال، یکی از نقش ها و وظایف تخصصی استان در بخش کشاورزی، زراعت گیاهان دارویی در نواحی شرقی و میانی است. از طرفی، مطالعات محدودی در خصوص توسعه کشت گیاهان دارویی در دیمزارها و اصلاح الگوی کشت انجام شده است. در این پژوهش به منظور رسیدن به الگوی توسعه کشت گیاهان دارویی در دیمزارهای استان مازندران از نظریه داده بنیاد استفاده شده است. گردآوری داده ها از راه مصاحبه های عمیق نیمه ساختارمند بود و جامعه مورد مطالعه 16 نفر از متخصصان و کارشناسان و کشاورزان پیشرو در حوزه گیاهان دارویی استان مازندران بودند که با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. به منظور دستیابی به اهداف پژوهش، از فرآیند تحلیل محتوای متعارف سه مرحله ای استفاده شد و داده ها ابا استفاده از نرم افزار MAXQDA V24.4.1 تجزیه و تحلیل شدند. به منظور دستیابی به روایی و پایایی از روش مرور و بازبینی متن مصاحبه ها توسط مصاحبه شوندگان و مثلث بندی استفاده شد. الگوی به دست آمده از پژوهش، شرایط علی (نقش کشت گیاهان دارویی در اشتغال، ارزش افزوده و بهبود اقتصاد کشاورزی در دیمزارها)، شرایط زمینه ای (شرایط اکولوژیکی و ظرفیت دیمزارها برای توسعه گیاهان دارویی، چالش های بازار و تجارت)، شرایط مداخله گر (انتخاب و کشت گونه های سازگار با اکوسیستم دیمزارها و حمایت های مالی و نهادی از کشاورزان در کشت گیاهان دارویی)، راهبردها (توانمندسازی کشاورزان و ترویج کشت پایدار، مکانیزاسیون، تسهیلات و حمایت از کشاورزان و خرید تضمینی و ایجاد بازار پایدار برای گیاهان دارویی) و پیامدها (توسعه اشتغال پایدار و بهره گیری از نیروی انسانی متخصص و کمک به بهبود وضعیت اقتصادی جوامع روستایی و بهره برداران) را به عنوان مهم ترین مؤلفه های اصلی توسعه کشت گیاهان دارویی در دیمزارهای استان مازندران نشان داده است. بنابراین، توسعه کشت گیاهان دارویی در دیمزارهای مازندران مستلزم ارتقای آموزش و ترویج، به کارگیری الگوهای کشت پایدار، افزایش سطح مکانیزاسیون، تأمین منابع مالی و حمایت از صنایع تبدیلی است. همچنین، ایجاد بازارهای پایدار از طریق خرید تضمینی و اجرای مدل های الگویی می تواند انگیزه کشاورزان را افزایش دهد و ریسک تولید را کاهش دهد. بر این اساس، تدوین سیاست های منطقه ای برای بهبود زیرساخت ها و مدیریت منابع آب، به عنوان اقدامی راهبردی توصیه می شود.
اولویت سنجی استراتژی های قیمت گذاری محصولات جدید در یک بازار اسلامی با استفاده از رویکرد MCDM هیبریدی(مطالعه موردی: شرکت مواد سلولزی و دستمال کاغذی شکوه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های بازاریابی اسلامی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱
42 - 65
حوزههای تخصصی:
هدف: سئوال اصلی: قیمت گذاری کالا و خدمات یکی از مباحث مهم اقتصاد اسلامی است که از دیرباز مورد توجه اندیشمندان جامعه اسلامی بوده است. عدم نظارت دولت بر قیمت ها، مصداق بارز تجاوز به حقوق اجتماعی است که پیامدهای زیان بار را به همراه دارد. از این رو در برخی از موارد اقدام به قیمت گذاری می-بایست مورد توجه قرار گیرد. استراتژی های قیمت گذاری برای هر مرحله از چرخه عمر محصول متفاوت است. اگرچه هر مرحله از عمر محصول دارای ویژگی ها و چالش های خاص خود است، اما سخت ترین و چالش برانگیزترین مرحله تعیین قیمت برای محصولات جدید است. از اینرو هدف پژوهش حاضر این است با استفاده از تصمیم گیری چند شاخه، به اولویت سنجی استراتژی های قیمت گذاری محصولات جدید و ارائه راهکارهای مناسب برای آن می پردازد. روش پژوهش: با توجه به تعدد معیارهای ارزیابی کمی و ماهیت فازی بودن معیارهای کیفی، لذا در این پژوهش، به منظور ارزیابی و انتخاب راهکارهای مناسب از یک رویکرد MCDM هیبریدی مبتنی بر فرایند تحلیل شبکه فازی، دیمتل و کوپرس فازی استفاده شده است. نمونه آماری پژوهش را 15 نفر از خبرگان و متخصصان شرکت مواد سلولزی و دستمال کاغذی شکوه تشکیل داده اند. بر اساس مطالعات صورت گرفته، معیارهای اصلی در این تحقیق نوآوری، بازاریابی، سازمان، مشتری، محصول و تکنولوژی می باشند که هر یک به نوبه خود شامل زیرمعیارهایی می باشند. یافته ها، بحث و نتیجه گیری نتایج این تحقیق نشان دهنده آن است که ارائه رایگان محصولاتی که هزینه تولید صفر دارند، در اولویت اول، قیمت گذاری بسته ای چند محصول با ترکیب آن ها در یک بسته در اولویت دوم بوده است.