مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۰۱.
۱۰۲.
۱۰۳.
۱۰۴.
۱۰۵.
۱۰۶.
۱۰۷.
۱۰۸.
تبعیض
داغ ننگ و تبعیض دو مضیقه یا قید و بند اجتماعی هستند که تمایل افراد برای فاش نمودن وضعیت ابتلا به اچ آی وی / ایدز را تقلیل داده و دسترسی افراد مبتلا به حمایت و مراقبت های بهداشتی را محدود می کنند. در مقامِ یک برساخته اجتماعی-فرهنگی، داغ ننگِ مرتبط با اچ آی وی/ ایدز، با تبعیض های ساختاری و نهادی همراه است. فرایند داغ ننگ در اثر تعامل سه عامل مشترک محیط، نظام مراقبت های بهداشتی و واسطه ها ایجاد می شوند و با پیامدهای فردی و اجتماعی متعددی همراه است. داغ ننگ مرتبط با اچ آی وی / ایدز ممکن است با ویژگی های فردی مانند سن، تحصیلات، جنسیت و پیشرفت بیماری ارتباط داشته باشد. افرادی که وضعیت ابتلای خود را به اچ آی وی / ایدز فاش می کنند، ممکن است با داغ ننگ و تبعیض مواجه شوند؛ بنابراین افشا سازی می تواند یک خطر یا تضییع هویت اجتماعی قابل توجه برای آنها باشد. اچ آی وی/ ایدز به عنوان یک نابرابری اینترسکشنال جهانی در نظر گرفته شده است که تحت تاثیر مضیقه های اجتماعی نظیر تبعیض های نژادی- قومیتی، جنسیتی، طبقاتی و مرتبط با ناتوانی و کم توانی افراد قرار می گیرد. این مضیقه ها به طور همزمان و به شکلی نظام مند گسل ها، بی عدالتی ها و نابرابری های جامعه را تشدید می نمایند. یک چرخه نادرست بین داغ ننگ، تبعیض و نقض حقوق بشر وجود دارد. داغ ننگ و تبعیض هم در سطوح مختلف فردی، گروهی، اجتماعی و جهانی رخ می دهند. بنابراین، مداخله های لازم برای مدیریت آنها بایستی علاوه بر آموزش فردی، به اصلاح بسترهای جامعه نیز اختصاص یابد. عوامل ساختاری، اجتماعی-فرهنگی، سیاسی، و اقتصادی به شکل هم افزایانه ای (اینترسکشنال) تجربه اچ آی وی و ایدز را تحت تاثیر قرار می دهند و در شکل گیری تحوّلات اچ آی وی / ایدز نقش مهمی را ایفا می کنند. اصلاح این عوامل ساختاری و مناسبات هم افزایانه می تواند موجب افزایش اثربخشی برنامه های مداخله ای در افراد مبتلا به اچ آی وی / ایدز جامعه گردد.
شناسایی مصادیق استثمار در ورزش حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و توسعه ورزش سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۷)
212 - 189
حوزههای تخصصی:
هدف: ورزش حرفه ای با رویکردی بازارگرایانه علاوه بر مزایای اجتماعی گاهی در برخی جنبه ها به استثمار ورزشکاران پرداخته است. هدف این تحقیق شناسایی مصادیق استثمار ورزشکاران توسط باشگاه ها و فضای کلی ورزش حرفه ای بود.روش شناسی: روش تحقیق کیفی بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند 12 ورزشکار، کارشناس و مدیر به عنوان مشارکت کننده انتخاب شدند و از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته داده ها جمع آوری شدند.یافته ها: نتایج نشان داد مصادیق استثمار ورزش در هشت قضیه شامل استثمار بدنی (صدمات جسمی، بهداشت تمرین، تخریب بدن)، استثمار روحی (طرد خانواده، تحقیر اجتماعی)، استثمار هویت (تبعیض جنسیتی، تبعیض قومی مذهبی)، استثمار اجتماعی (رسانه مداری، توقعات، کژ نقشی اجتماعی، سردرگمی)، استثمار اقتصادی (قرار دادها، بازنشستگی، حقوق)، استثمار فرهنگی (جنگ رسانه ای سبک زندگی) استثمار مالکیت انسانی (نگاه ابزاری، ابزار جنگی) و استثمار تربیتی (خشونت رفتاری، خشونت کلامی، خشونت روانی) می باشد.نتیجه گیری: به نظر می رسد وجود فرهنگ های محلی، نفود تفکرات لیبرالیسیتی حمکرانان ورزشی و در نهایت عدم آگاهی ورزشکار از مسیر زندگی حرفه ای خود گاهی منجر به استثمار زندگی ورزشکار در ابعاد گوناگون شده است.
بررسی تأثیر جنگ ناسیونالیستی جهانی دوم بر آرمان خانواده در اتوبیوگرافی مثلاً برادرم اثر اووه تیم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات معاصر آلمان به گونه ای چشمگیر با جنگ جهانی دوم و حاشیه های آن گره خورده است، جنگی که بسیاری از آلمانی ها در ابتدا شور و اشتیاق وافری به آن نشان دادند و آن را "ملی گرایی خاص آریایی" قلمداد و پس از پایان جنگ آن را یک اشتباه فاحش تاریخی نامیدند. موضوع جنگ جهانی دوم تا سالیان متمادی یکی از ارکان مهم ادبیات معاصر بوده و در این میان نویسندگان برجسته ای ظهور کردند که به عینه شاهد جنگ و خرابی های آن بودند. از جمله ی این نویسندگان، اووه تیم است که با اثر خود مثلاً برادرم، زندگی خانواده ی خود را که تحت تأثیر مستقیم جنگ جهانی دوم و پیامدهای آن قرار دارد به چالش کشیده و با زبانی صریح و در عین حال نیشدار تأثیر مخرب این پدیده را بر روابط خانودگی به تصویر می کشد. در این اثر، برادر اووه تیم، محور اصلی داستان است، ولی سرگذشت پدر و مادر و خواهر وی نیز با سرنوشت او عجین شده است. اووه با آنکه هنگام فوت برادر، سه ساله بوده و تنها تصاویر مبهمی در ذهن دارد، با استفاده از عکس ها و نامه هایی که برادرش از میدان جنگ با خانواده ی خود ارتباط برقرار کرده، کمک گرفته تا این اثر را خلق نماید. جستار ذیل بر بستر تصویر بینش یک خانواده ی آلمانی به جنگ ناسیونالیستی جهانی دوم در اثر مثلاً برادرم، تأثیر جنگ بر روابط خانوادگی بین اعضای خانواده ی تیم را که به تبعیض بین فرزندان از طرف والدینش منجر می شود، مورد مداقه قرار داده است.
تعامل کارکردهای عصب شناختی و هیجانی معلمان: ارتباط انعطاف پذیری شناختی و ناگویی خلقی با تبعیض در محیط کار
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ادراک تبعیض از سوی معلمان ممکن است کنترل موثر متغیرهای هیجانی و شناختی (مانند ناگویی خلقی و انعطاف پذیری شناختی) را تحت الشعاع قرار دهد. هدف: پژوهش حاضر از طریق بررسی همزمان مولفه های شناختی (انعطاف پذیری شناختی) و هیجانی (ناگویی خلقی)، به امکان پیش بینی ادراک تبعیض در میان زنان معلم می پردازد. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی با جامعه آماری شامل معلمین زن شهر مشهد در سال 1402 بود که از میان شرکت کنندگان در فراخوان، 120 نفر از طریق نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه های انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010)، ناگویی خلقی تورنتو (1994) و تبعیض در محیط کار پاسکوئه و ریچمن (2009) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه در نرم افزار 26-SPSS، تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد تبعیض در محیط کار با انعطاف پذیری شناختی رابطه منفی معنی دار و با ناگویی خلقی رابطه مثبت معنی دار داشت (001/0>P). همچنین، انعطاف پذیری شناختی و ناگویی خلقی 57 درصد از کل واریانس تبعیض در محیط کار را تبیین کردند. نتیجه گیری: باتوجه به یافته ها، ارائه آموزش ها و خدمات روان شناختی به معلمین، جهت مقابله موثر با تبعیض های محیط شغلی و ارتقای توانمندی های آنان در ارتباط با مولفه هایی نظیر ناگویی خلقی و انعطاف پذیری شناختی ضروری است. پیشنهاد می شود تدوین دوره های آموزشی نحوه برخورد با تبعیض و ارائه مداخلات ارتقای کارکردهای روان شناختی همچون انعطاف پذیری شناختی و ناگویی خلقی در اولویت برنامه های نهاد آموزش و پرورش قرار گیرد.
تحلیل فلسفی و کلامی نابرابری، عدالت و شرور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۶
151 - 175
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مسائلی که در جهان معاصر با آنها مواجه ایم، مقوله نابرابری است. پرسش اصلی این مقاله آن است که علل نابرابری کدام است و راه های رفع نابرابری ها کدام است؟ یکی از مهم ترین متفکرانی که در این زمینه تأمل کرده است، تامس نیگل است. او علل نابرابری را به چهار مقوله مهم تقسیم کرده است: تبعیض، طبقه، استعداد و کوشش. در گام اول این چهار علت به دقت تحلیل شده است. در گام دوم برای اساس نظریه عدالت رالز برای هر کدام از این علل، راه های رفع پیشنهاد شده است. اصل آزادی های اساسی برابر برای رفع نابرابری حاصل از تبعیض و اصل برابری فرصت برای رفع نابرابری های حاصل از طبقه و اصل تفاوت برای رفع نابرابری های حاصل از استعداد و کوشش پیشنهاد شده است. البته با نگاه به اندیشه های اسلامی به ویژه اندیشه آیت اله مطهری سعی شده است نقد و زاویه نگاه دیگری نیز در کنار دیدگاه های این متفکران آورده شود؛ لذا شهید مطهری ضمن اشاره به تفاوت های طبیعی و تفاوت آن با نابرابری های اجتماعی، ایجاد یک مساوات مطلق را رد و برای نابرابری های اجتماعی توزیع مجدد مواهب و مضرات را پیشنهاد می کند.
نسبت برابری و عدالت سیاسی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۹
26 - 7
حوزههای تخصصی:
در منظومه فکری و هنجاری جوامع سیاسی، مجموعه ای از ارزش ها به عنوان اصول بنیادین و نظم بخش حیات جمعی عمل می کنند. مفاهیمی چون آزادی، عدالت و برابری از جمله مهم ترین این ارزش ها هستند که در کانون مباحث فلسفه سیاسی قرار دارند؛ در حالی که ارزش ذاتی و استقلال مفاهیمی همچون آزادی و عدالت عموماً مورد پذیرش است، جایگاه و ماهیت «برابری» به عنوان یک ارزش اجتماعی، همواره محل مناقشه و ابهام بوده است. مقاله حاضر به بررسی تحلیلی و عمیق نسبت میان دو مفهوم کلیدی «برابری» و «عدالت سیاسی» می پردازد و در پی پاسخ به این پرسش اصلی است که آیا برابری به خودی خود و به طور مستقل یک ارزش اجتماعی مطلق است، یا آنکه ارزشمندی آن همواره وابسته به تحقق عدالت و در گرو آن است؟ به عبارت دیگر، آیا دلایل مستقل و قانع کننده ای برای ارزشمندی ذاتی برابری وجود دارد که آن را بی نیاز از پیوند با مقوله عدالت سازد و کارکردهای الزام آور خاص خود را در سامان دهی نظم اجتماعی ایفا کند؟ این پژوهش با در پیش گرفتن روشی توصیفی- تحلیلی و با واکاوی استدلال های مختلف، این فرضیه را به آزمون می گذارد که برابری، بر خلاف ارزش هایی چون آزادی و عدالت، یک ارزش اجتماعی مطلق و اولیه نیست؛ بلکه یک ارزش ثانویه است که ارزشمندی و الزام آوری خود را از عدالت کسب می کند. یافته های تحقیق نشان می دهد که «برابری» به خودی خود و بدون در نظر گرفتن متعلق و موضوع آن، فاقد توان ارزشی و جهت دهندگی است؛ برای مثال به بردگی کشیدن همگان به طور برابر یا تکریم همگان به طور برابر، هر دو مصداق اعمال اصل برابری هستند، اما ارزش اخلاقی این دو کنش، نه از خود برابری، بلکه از ماهیت موضوع آن (بردگی یا تکریم) نشئت می گیرد؛ بنابراین برابری تنها زمانی ارزشمند و الزام آور می شود که در خدمت تحقّق یک ارزش پیشینی دیگر، به ویژه عدالت باشد؛ به بیان دیگر اعمال برابری زمانی مطلوب است که «عادلانه» باشد و اعمال نابرابری زمانی نامطلوب است که مصداق «بی عدالتی» باشد. این پیوند ناگسستنی، برابری را ذیل چتر مفهومی عدالت قرار می دهد و استقلال آن را به عنوان یک ارزش بنیادین نفی می کند. مقاله در ادامه، به تحلیل مفهوم «برابری ذاتی انسان ها» و پیامدهای آن می پردازد. اگرچه تفکر اسلامی و مدرن بر این اصل تأکید دارند که همه انسان ها از حیث کرامت و ارزش ذاتی انسانی برابرند، این برابری ذاتی نمی تواند به طور خودکار به لزوم برابری در همه زمینه های اکتسابی تعمیم یابد. تفاوت های فردی در استعداد، تلاش، مهارت و انتخاب ها، به طور طبیعی به نابرابری های مشروع و عادلانه در حوزه های اجتماعی و اقتصادی منجر می شود. نادیده گرفتن این تفاوت های اکتسابی و تلاش برای ایجاد برابری مطلق، نه تنها امری ناممکن، بلکه خود مصداقی از بی عدالتی است؛ زیرا با حقوق، استحقاق ها و شایستگی های افراد در تعارض قرار می گیرد. برابری ذاتی انسان ها تنها می تواند مبنایی برای نفی هرگونه تبعیض و نابرابری مبتنی بر تمایزات طبیعی (مانند نژاد، رنگ و قومیت) باشد؛ اما نمی تواند معیار توزیع تمامی موهبت ها و خیرهای اجتماعی قرار گیرد. در بخش پایانی، مقاله به تبیین کارکردهای مشخص اصل برابری در چارچوب «عدالت سیاسی» می پردازد. در این حوزه، برابری در وجوه مختلفی ظهور می یابد: (۱) برابری در برابر قانون، به معنای اجرای بی طرفانه قوانین برای همه افراد؛ (۲) برابری در فرصت های سیاسی، به معنای ایجاد زمینه رقابت منصفانه برای همه افراد شایسته جهت تصدی مناصب. در این موارد، برابری نه به عنوان هدف نهایی، بلکه به مثابه ابزاری برای تحقّق عدالت توزیعی و رویه ای عمل می کند؛ همچنین عدالت سیاسی مستلزم مقابله با نابرابری های ناموجه ناشی از نفوذ قدرت های اقتصادی و اجتماعی است که می تواند به تضییع حقوق شهروندان و فساد سیاسی منجر شود. در نهایت این مقاله با به چالش کشیدن دیدگاه مساوات طلبی مطلق نتیجه می گیرد که برابری در عرصه سیاسی باید در چارچوب پیچیده عدالت سیاسی و با در نظر گرفتن تفاوت های مشروع اکتسابی، مفهوم سازی و اعمال شود و هرگونه تحلیل انتزاعی از آن، بدون ارجاع به عدالت، ناکارآمد و گمراه کننده خواهد بود.
داغ ننگ سرطان: واکاوی فهم بیماران از اَنگ اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسائل اجتماعی ایران سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
53 - 86
حوزههای تخصصی:
سرطان ازجمله بیماری هایی است که همواره با پدیده اَنگ اجتماعی همراه بوده و فرد بیمار، علاوه بر رنج جسمانی، با قضاوت های اجتماعی نیز مواجه می شود. هدف این پژوهش، واکاوی درک و تجربه بیماران مبتلابه سرطان از قضاوت ها و برچسب هایی است که به صورت اجتماعی بر آنان وارد می شود. رویکرد پژوهش، کیفی و با استفاده از راهبرد داده بنیاد هدایت شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری شد و تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. مشارکت کنندگان شامل ۱۳ نفر (۴ مرد و ۹ زن) مبتلابه سرطان بودند. مصاحبه ها پس از پیاده سازی، با استفاده از نرم افزار MAXQDA کدگذاری و مقولات و مفاهیم اصلی استخراج و تحلیل شد. یافته ها نشان داد که نگرش منفی، ترس و تصور گناه از فرایند ابتلا، موجب پنهان کاری، انکار و انزوای بیماران شده و سلامت روانی آنان را تهدید می کند. عوامل زمینه ای مانند شدت و تکرار اَنگ در محیط های مختلف، نقشی اساسی در تداوم این نگرش ها دارند. حمایت خانواده و رفتار مثبت کادر درمان می تواند تا حد زیادی آثار منفی را کاهش دهد، درحالی که تبعیض و رفتارهای منفی، حس بی ارزشی و اضطراب بیماران را تشدید می کند. تغییر در باورهای فرهنگی و آموزشی، مشارکت فعال بیماران در آگاه سازی جامعه و اصلاح سیاست های نهادهای درمانی، از مهم ترین راهکارهای کاهش اَنگ و تبعیض هستند. درنتیجه، ایجاد فضای حمایتگر و پذیرش اجتماعی می تواند کیفیت زندگی بیماران را بهبود بخشد، همدلی را در جامعه گسترش دهد و رویکردی انسانی تر در برخورد با بیماران سرطانی فراهم سازد.
روایت باورها و کنش های نسل Z نسبت به نابرابری (مورد مطالعه: شهروندان خمینی شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسائل اجتماعی ایران سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
185 - 226
حوزههای تخصصی:
نابرابری اجتماعی، به عنوان تفاوت در جایگاه های اجتماعی میان گروه های جمعیتی مختلف (مانند طبقات اجتماعی، کاست ها یا گروه های سنی) تعریف می شود. مطالعات پیشین نشان داده اند که ادراک افراد از عدالت اجتماعی موجود و شیوه توزیع درآمد و منابع، برآمده از نظام باورهای ذهنی خاص آنان است. هدف این پژوهش، واکاوی دقیق ادراک نسل Z از نابرابری های موجود در جامعه ایران است. این مطالعه با رویکرد کیفی و بهره گیری از روش تحلیل مضمون در سال ۱۴۰۲ در خمینی شهر اصفهان انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۶ نفر از متولدین سال های ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۷ که ساکن این شهر بودند گردآوری شد. انتخاب مشارکت کنندگان با استفاده از نمونه گیری در دسترس و هدفمند و با رعایت حداکثر تنوع در سن، جنسیت و پایگاه اجتماعی–اقتصادی صورت گرفت و فرایند نمونه گیری تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده ها با روش «تحلیل مضمون» بر پایهٔ الگوی شش مرحله ای براون و کلارک انجام شد. یافته ها نشان داد مشارکت کنندگان شرایط حاکم بر جامعه را تبعیض آمیز، به ویژه علیه زنان، ارزیابی می کنند و توزیع ثروت و دسترسی به موقعیت ها و مناصب را ناعادلانه می دانند. از نظر آنان، فقدان شایسته سالاری در انتصاب ها و تخصیص پاداش ها و نیز سلطهٔ قوانین و هنجارهای تبعیض آمیز، از ریشه های اصلی وضعیت موجود است. تبعیض ها پیامدهایی چندسطحی در حوزه های اقتصادی (فقر، فاصلهٔ طبقاتی، بیکاری)، اجتماعی (کاهش اعتماد و سرمایهٔ اجتماعی، تعارضات و مهاجرت) و فردی–روانی (احساس ناکامی، اضطراب و افسردگی) بر جای گذاشته و به بروز طیفی از واکنش ها انجامیده است؛ از کنش های فعال (اعتراض، آگاه سازی، پیگیری حقوقی) تا کنش های منفعلانه (سکوت، پذیرش، دلسردی از دادخواهی). درمجموع، نتایج نشان می دهد نسل Z با تجربهٔ مکرر تبعیض ساختاری و فرهنگی، برداشتی انتقادی از عدالت اجتماعی دارد که جهت گیری های ارزشی و کنش های فردی و جمعی آنان را متأثر می سازد.