مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۲۱.
۱۲۲.
۱۲۳.
۱۲۴.
۱۲۵.
۱۲۶.
۱۲۷.
۱۲۸.
۱۲۹.
۱۳۰.
۱۳۱.
تحول دیجیتال
منبع:
دانش مدیریت ورزش سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
172 - 186
حوزههای تخصصی:
تحول دیجیتال به عنوان یک روند کلیدی در تغییر و بهبود روش های سنتی در صنایع مختلف، به ویژه در صنعت ورزش، اهمیت فزاینده ای پیدا کرده است. هدف پژوهش حاضر، مرور نظام مند مقالات مرتبط با تحول دیجیتال در ورزش، منتشرشده در نشریات علمی پژوهشی کشور، به منظور دسته بندی جامع این مطالعات بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش تحقیق توصیفی است و از روش تحلیل محتوا برای بررسی مقالات استفاده شده است. جامعه آماری شامل 375 مقاله مرتبط با حوزه فناوری و تحول دیجیتال تا سال 2024 بود که با جست وجوی کلمات کلیدی مانند: دیجیتال، فناوری، رسانه های مجازی، پلتفرم، وب سایت ، نرم افزار، در نشریات علمی پژوهشی مدیریت ورزشی و پایگاه های علمی گردآوری شد. نتایج نشان می دهد که دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاه پیام نور بیش ترین فعالیت را در این حوزه دارند و دانشگاه های تهران، فردوسی و تبریز نیز به طور قابل توجهی به این موضوع پرداخته اند. همچنین، در استناددهی به این مقالات، بیشتر از منابع لاتین استفاده شده و روش تحقیق کمّی در بیش از 57 درصد پژوهش ها به کار رفته است. با توجه به اهمیت این مطالعات، پیشنهاد می شود که تحقیقات در حیطه تحول دیجیتال در ورزش با تمرکز بر شناسایی چالش ها و فرصت ها، ارائه راهکارهای عملی و افزایش همکاری بین دانشگاه ها و نهادهای ورزشی انجام شود تا به بهبود کیفیت خدمات ورزشی و افزایش رضایت مخاطبان منجر گردد.
شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر در طراحی مدل تحول دیجیتال در فعالیت های ورزشی– تفریحی درجامعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی ورزش و جوانان دوره ۲۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۷
497 - 516
حوزههای تخصصی:
تحول دیجیتال در جامعه ی امروزی به مسئله ای بنیادین مبدل شده است و شکل کلی مشارکت های ورزشی را با تغییر مواجه ساخته است. با توجه به اهمیت ورزش تفریحی، این نوع تحول می تواند در مشارکت افراد در این فعالیت ها نقش مهمی ایفا کند. هدف از انجام این تحقیق شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر در طراحی مدل تحول دیجیتال در فعالیت های ورزشی- تفریحی در سطح جامعه است. پژوهش از نوع تحقیقات کاربردی بود، که با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی)،در بازه زمانی فروردین 1401 الی آذر 1401 انجام شد. روش تحقیق کیفی از نوع اکتشافی و با استفاده از نظریه پردازی داده بنیاد و رویکرد گلیزر انجام گرفت. روش تحقیق کمی از نوع همبستگی و با استفاده از رویکرد معادلات ساختاری انجام پذیرفت. افراد مشارکت کننده شامل 11 نفر بودند که از میان اساتید دانشگاه، متخصصان فناوری اطلاعات و فعالان در این حوزه، با استفاده از روش هدفمند، انتخاب شدند. سپس عوامل با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی، دسته بندی و طبقه بندی شدند. با توجه به اولویت بندی انجام شده در این تحقیق، به ترتیب فرآیندهای تحول دیجیتال با وزن360/0 در اولویت اول، زیرساخت های اساسی با وزن 248/0 در اولویت دوم، محیط دیجیتال با وزن 168/0 در اولویت سوم، تسهیل کننده ها با وزن087/0 قرار گرفتند. پیشنهاد می شود با توجه به اولویت بدست آمده برای طراحی مدل تحول دیجیتال در ورزش تفریحی، ابتدا فرآیندهای یافت شده، مورد بررسی و بازنگری قرارگیرند، سپس زیرساختهای لازم برای توسعه تحول دیجیتال در ورزش تفریحی توسط ذینفعان فراهم گردد.
ارائه مدل بهبود آمادگی، اکتشاف و بهره برداری فناوری با استفاده از ظرفیت های تحول دیجیتال و آمادگی الکترونیک در کسب و کارهای ورزشی دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی ورزش و جوانان دوره ۲۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۷
629 - 646
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل بهبود آمادگی، اکتشاف و بهره برداری فناوری با استفاده از ظرفیت های تحول دیجیتال و آمادگی الکترونیک در کسب وکارهای ورزشی دانش بنیان طراحی اجرا گردید. روش پژوهش از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل مدیران و کارکنان کسب وکارهای ورزشی دانش بنیان بود. بر اساس فرمول حجم نمونه کوکران تعداد 384 نفر به عنوان نمونه تحقیق مشخص گردید. سپس با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس نمونه مدنظر انتخاب شد و با حذف پرسشنامه های فاقد اعتبار تحلیل ها بر روی 338 نفر انجام شد. ابزار پژوهش پرسشنامه استاندارد بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری استفاده گردید. تمامی روند تجزیه و تحلیل داده ها در نرم افزارهای اس پی اس اس و پی ال اس انجام گرفت. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که آمادگی الکترونیک تأثیر معناداری بر آمادگی (332/0)، اکتشاف (346/0) و بهره برداری (332/0) در کسب وکارهای ورزشی دانش بنیان دارد. نتایج تحقیق حاضر همچنین نشان داد که تحول دیجیتال تأثیر معناداری بر آمادگی (614/0)، اکتشاف (502/0) و بهره برداری (609/0) در کسب وکارهای ورزشی دانش بنیان دارد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که مدل تحقیق حاضر از برازش مناسبی برخوردار می باشد. در جهت بهبود آمادگی، اکتشاف و بهره برداری فناوری می بایستی از ظرفیت های تحول دیجیتال و آمادگی الکترونیک استفاده نماید.
مؤلفه های تحول دیجیتال در کتابخانه های عمومی: یک مطالعه نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تحول دیجیتال به معنای مجموعه ای نظام مند، فناوری بنیان، هدف محور و نتیجه گرا از تغییرات بنیادینِ برنامه ریزی شده چابک در سازمان است. هدف این پژوهش شناسایی ابعاد و مؤلفه های تحول دیجیتال در کتابخانه های عمومی است. روش پژوهش: این پژوهش با هدف شناسایی مؤلفه های کلان تحول دیجیتال در کتابخانه های عمومی، از روش مرور نظام مند بهره گرفته است. چارچوب روش شناسی آن با تلفیق راهنماهای معتبر و بهره گیری از فنون کدگذاری محتوا و تحلیل روایت طراحی شد. منابع پژوهش شامل مقالات علمی، گزارش ها، فصل های کتاب ها و پایان نامه های مرتبط منتشرشده بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ بود که از پایگاه های معتبر داخلی و خارجی گردآوری شدند. فرایند انتخاب منابع در چهار مرحله شامل شناسایی، غربالگری، بررسی محتوایی و ارزیابی نهایی انجام شد و در نهایت ۳۹ منبع واجد شرایط انتخاب شد. داده ها در سه سطح کدگذاری و مقوله بندی شدند و با تحلیل روایت، یافته ها به صورت منسجم تفسیر و ارائه شد. این رویکرد امکان استخراج دقیق ابعاد تحول دیجیتال و ارائه چارچوبی مفهومی برای توسعه علمی کتابخانه های عمومی در عصر دیجیتال را فراهم ساخت. یافته ها: تحول دیجیتال شامل دو بُعد اصلی فنی و اجتماعی است و از 10 شبکه و 33 مؤلفه تشکیل شده است و تا زمانی که همه این شبکه ها (اعم از شبکه فضا های فیجیتال، شبکه فناوری، شبکه زیرساخت، شبکه منابع، شبکه خدمات، شبکه هم آفرینی، شبکه حکمرانی، شبکه ذینفعان، شبکه ارزش و مدیریت ریسک) متحول نشوند تحول دیجیتال در کتابخانه های عمومی محقق نخواهد شد. نتیجه گیری: تحول دیجیتال برای کتابخانه های عمومی یک ضرورت است، اما موفقیت آن مستلزم توجه به تحول دیجیتال شبکه بنیان است. بنابراین، تحقق موفقیت آمیز تحول دیجیتال در کتابخانه های عمومی مستلزم نگاهی جامع به تعامل میان فناوری، فرهنگ سازمانی، مشارکت اجتماعی و سبک های نوین حکمرانی است.
واکاوی تحول مدل های سفر مشتری در بازارهای گردشگری دیجیتال از آغاز تا عصر دیجیتال: کاربست رویکرد تاریخی تحلیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
1174 - 1205
حوزههای تخصصی:
هدف: تحولات گسترده و شتابان فناوری های دیجیتال، طی دهه های اخیر، موجب بازتعریف عمیق مدل های سنتی سفر مشتری در صنعت گردشگری شده اند. در گذشته، این مدل ها معمولاً ساده، خطی و محدود به چند مرحله مشخص بودند؛ اما امروزه با ظهور فناوری هایی همچون اینترنت اشیا، کلان داده، هوش مصنوعی و واقعیت افزوده، سفر مشتری به فرایندی پیچیده، چندبُعدی، تعاملی و غیرخطی تبدیل شده است که در آن، رفتار مصرف کننده تحت تأثیر انواع متغیرهای فناورانه و اجتماعی قرار دارد. این پژوهش با اتخاذ رویکردی تاریخی تحلیلی، به بررسی روند تکامل مدل های سفر مشتری در بستر دیجیتالی صنعت گردشگری از سال ۱۹۷۵ تا ۲۰۲۴ می پردازد. تمرکز اصلی بر درک نحوه تغییر الگوهای رفتاری مشتریان در واکنش به پیشرفت های فناورانه و شناسایی نقش آن ها در شکل گیری نقاط تماس نوین، تعاملات چندکاناله و شخصی سازی تجربه های سفر است. با تحلیل تاریخی این دگرگونی ها، پژوهش حاضر ضمن برجسته سازی روندهای کلیدی و عوامل محرک، تلاش می کند که تصویری جامع از مسیرهای آینده مدل های سفر مشتری ترسیم کند و چارچوبی مفهومی برای مواجهه با چالش ها و فرصت های آتی در این حوزه ارائه دهد.
روش: این مطالعه با استفاده از روش تحلیل تاریخی و مرور نظام مند ادبیات پژوهش، به بررسی ۸۷۳۳ مقاله از پایگاه داده اسکوپوس پرداخته است. داده ها بر اساس شش حوزه کلیدی شامل تحول دیجیتال، تاریخچه توسعه مدل های سفر مشتری، رفتار مصرف کننده، پیشرفت های فناورانه، شخصی سازی داده محور و ظهور نقاط تماس دیجیتال تحلیل شده اند. برای شناسایی روندهای پژوهشی و تغییرات مفهومی در مدل های سفر مشتری، تحلیل هم واژگانی با نرم افزار وُس ویور به کار گرفته شده است.
یافته ها: این پژوهش نشان داد که مدل های سنتی سفر مشتری که بر تعاملات خطی و آفلاین متمرکز بودند، با پیشرفت فناوری های دیجیتال، به چارچوب های پیچیده و چندکاناله تبدیل شده اند. ورود هوش مصنوعی، کلان داده، اینترنت اشیا و واقعیت افزوده، مسیر تصمیم گیری مشتریان را تغییر داده و تجربه سفر را شخصی سازی کرده است. پلتفرم های دیجیتال و سیستم های توصیه گر، تعاملات مشتریان را افزایش داده اند و فرایند رزرو و انتخاب مقاصد را متحول کرده اند. همچنین، تحلیل داده های کلان به بهبود تجربه مشتری و افزایش وفاداری آن ها کمک کرده است. بررسی های منطقه ای نشان داد که در اروپا، تمرکز بر تجربه های لوکس و پایدار است، در آسیا سیستم های هوشمند و پرداخت دیجیتال رشد کرده اند و در بازارهای نوظهور، چالش های زیرساختی همچنان مطرح هستند. علاوه براین، نقاط تماس دیجیتال مانند اپلیکیشن ها، شبکه های اجتماعی و چت بات ها، در تعاملات مشتریان نقش کلیدی ایفا کرده اند. این تحولات نشان می دهد که آینده مدل های سفر مشتری بر شخصی سازی داده محور، استفاده از فناوری های تعاملی و توسعه اکوسیستم های گردشگری هوشمند متمرکز خواهد بود.
نتیجه گیری: تحلیل روندهای تاریخی نشان می دهد که مدل های سفر مشتری از چارچوب های ساده به ساختارهای غیرخطی، چندمرحله ای و دیجیتالی شده تحول یافته اند. ظهور فناوری های تعاملی، نیاز به شخصی سازی تجربه های سفر را افزایش داده و پیچیدگی فرایندهای تصمیم گیری را دوچندان کرده است. این پژوهش نشان می دهد که برای بهینه سازی مدل های آینده، کسب وکارهای گردشگری باید از تحلیل داده های کلان، بازاریابی هوش مصنوعی محور و سیستم های پیش بینی رفتار مشتری بهره ببرند. همچنین، بررسی شکاف های پژوهشی نشان داد که تحقیقات آینده باید بر نقش تجربه های تعاملی، اعتماد دیجیتال و ترکیب مدل های سفر مشتری با فناوری های نوظهور همچون متاورس و واقعیت افزوده متمرکز شوند.
«چالش ها و فرصت های تحول دیجیتال در اجرای اصل لزوم ارائه دلایل در حقوق اداری»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حقوق اداری سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
31 - 54
حوزههای تخصصی:
اصل لزوم ارائه دلایل تصمیمات اداری به عنوان رکنی اساسی در حقوق اداری، شفافیّت و پاسخگویی نهاد های عمومی را تضمین می نماید. این پژوهش با این سؤال که «تحول دیجیتال چه چالش ها و فرصت هایی را برای اجرای اصل لزوم ارائه دلایل در حقوق اداری ایجاد می نماید؟» به بررسی تأثیرات تحول دیجیتال بر این اصل پرداخته و با روش توصیفی- تحلیلی، چالش ها و فرصت های تحول دیجیتال را در چارچوب اتحادیه اروپا تحلیل می نماید. چالش ها شامل: «الگوریتم های غیرشفاف، ناهماهنگی های حقوقی، مقاومت سازمانی، و نابرابری دسترسی» هستند که از پیچیدگی های فنی تا شکاف های اجتماعی را دربرمی گیرند. در مقابل، فرصت ها شامل: «تقویت شفافیّت، بهبود دسترسی عادلانه، کاهش خطا های انسانی، و تسهیل نظارت قضایی و شهروندی» است. فناوری هایی مانند هوش مصنوعی قابل تفسیر و پلتفرم های چند زبانه، با طراحی های تطبیقی، تجربه کاربری را برای گروه های متنوع بهینه سازی نموده و اعتماد عمومی را افزایش می دهند. با این حال، محدودیت هایی مانند کمبود زیر ساخت های دیجیتال در مناطق محروم و نیاز به سواد دیجیتال، مانع تحقق کامل این اصل در فضای الکترونیک شده است. این تجربیات، با توجه به چالش های مشترک دیجیتالی شدن نظام های اداری، مانند نیاز به زیرساخت های دیجیتال و سواد فناوری، می تواند اصلاحات حقوقی و فنی در ایران را هدایت نماید. تقویت اجرای اصل لزوم ارائه دلایل تصمیمات اداری در عصر تحول دیجیتال نیازمند سیاست گذاری های هماهنگ و سرمایه گذاری در فناوری های نوین می باشد.
ارائه مدل تحول دیجیتالی در بانک های تخصصی کشور در راستای سیاست های کلی برنامه ششم توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست های راهبردی و کلان سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
897 - 938
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر تحول دیجیتال به موضوعی مهم در بخش تحقیقات سیستم های اطلاعاتی و همچنین در عمل برای سازمان ها در سراسر جهان تبدیل شده است؛ تحقیقات انجام شده در سال های اخیر بر این مسئله تأکید دارند که تحول دیجیتال بیشترین تأثیر را بر روی دیدگاه های کسب وکاری سازمان می گذارند و این موضوع بسیار فراتر از تغییرات فناورانه در یک سازمان است. از آنجا که در سیاست های کلی برنامه ششم توسعه به امور فناوری اطلاعات، نوآوری و امنیت فضای تولید و تبادل اطلاعات تأکید شده است؛ ازهمین رو با توجه به ضعف نگرش و اهتمام لازم به اثرات و پیامدهای دیجیتالی شدن فرایندهای بانکداری، این پژوهش با هدف ارائه مدلی برای تحول دیجیتالی در بین بانک های تخصصی ایران به انجام رسید تا مدیران در این صنعت رقابتی بتوانند با استفاده از تکنولوژی های نوظهور تجربه مشتریان را بهبود بخشند. جامعه آماری این پژوهش شامل تعداد 219 نفر از مدیران، کارشناسان، صاحب نظران و متخصصان بانک های تخصصی کشور استفاده شده است. در این مطالعه پس از شناسایی عوامل مؤثر بر تحول دیجیتال در بانک های تخصصی ایران با تکنیک دلفی فازی، برای تجزیه وتحلیل داده ها و کسب نتایج مورد انتظار از روش دیماتل فازی برای تعیین روابط و چگونگی تأثیر عوامل بر یکدیگر و از روش فرایند تحلیل شبکه ای با در نظر گرفتن ارتباط درونی مشخص شده توسط روش دیماتل فازی بین عوامل برای وزن دِهی و اولویت بندی عوامل استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که در بین عوامل اصلی، عوامل«حکمرانی»، «زیرساخت»، «تجربه مشتری»، «کارکنان» و «قوانین» بر سایر عوامل یعنی «کسب و کار»، «فرایندها» و «ریسک» اثر می گذارد.
واکاوی نقش رهبری تحول دیجیتال در اتحاد استراتژیک بر بستر فرهنگ اسلامی سازمان ها و شرکت های ایرانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی: تعیین واکاوی نقش رهبری تحول دیجیتال در اتحاد استراتژیک سازمان ها و شرکت های ایرانی. روش پژوهش: روش تحقیق نظریه داده بنیاد و پژوهش بر اساس نوع هدف؛ توسعه ای و از نوع کیفی تعیین گردید. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که رقابتی شدن بازار، دیجیتالی شدن و در هم تنیدگی بازار به پدیده محوری تحقیق که همان رهبری تحول دیجیتال است، شکل می دهد. رهبری تحول دیجیتال در قالب سبک رهبری و کارویژه های رهبری توصیف شده است. نقش رهبری تحول دیجیتال در اتحادهای استراتژیک بی واسطه نیست و با مجموعه ای از شرایط زمینه ای و همچنین شرایط مداخله گر، میانجی گری می شود و این عوامل بر روی راهبردهایی که شرکت ها اتخاذ می کنند، تاثیر می گذارد. بحث و نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر به طور کلی نشان می دهد که رهبری تحول دیجیتال در اتحاد استراتژیک سازمان ها و شرکت های ایرانی تأثیر بسیار زیادی دارد و در عصر حاضر، تحول دیجیتال به عنوان یک عامل اصلی برای رشد و پیشرفت سازمان ها در نظر گرفته می شود. برای دستیابی به مزیت رقابتی و ارائه خدمات بهتر به مشتریان، شرکت ها باید به تغییرات دیجیتال و فناوری های نوین پاسخ دهند. با این وصف باید توجه داشت که نقش رهبری تحول دیجیتال در اتحاد استراتژیک بین شرکت ها از مجرای اثرپذیری از متغیرهای متنوعی اتفاق می افتد و همچنین شرکت ها راهبردهای متنوعی را در راستای تحول دیجیتال و همچنین ایجاد اتحادهای استراتژیک دنبال می کنند.
بررسی اثر تحول دیجیتال بر سودآوری شرکت های صنایع غذایی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: رشد جمعیت، نوسان های تقاضا و تغییر مداوم نیازهای مصرف کنندگان، شرکت های صنایع غذایی را با چالش های عمده ای روبه رو کرده است. از جمله راه های پاسخگویی مناسب به این تغییرات محیطی و حفظ مزیت رقابتی، بهره گیری از تحول دیجیتال در شرکت ها است. استفاده از فناوری های دیجیتال در مراحل مختلف تولید و توزیع محصول و ارائه خدمات پس از فروش به مصرف کنندگان امکان پذیر است و نقش قابل ملاحظه ای در درک رفتار مصرف کنندگان و جلب رضایت آن ها دارد که می تواند روی قابلیت سودآوری شرکت ها اثرگذار باشد. مواد و روش ها: در این پژوهش، اثر تحول دیجیتال و ویژگی های فردی مدیرهای شرکت های صنایع غذایی مشهد بر سودآوری این شرکت ها با استفاده از مدل لاجیت ترتیبی مورد بررسی قرار گرفته است. بنابراین پس از برآورد مدل لاجیت ترتیبی، جهت بررسی فرضیه برابری اثر متغیرهای مستقل برای تمامی طبقه ها، آزمون رگرسیون های موازی انجام شده است. در نهایت اثرهای نهایی متغیرهای مستقل برای هر یک از طبقه ها برآورد شده است. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون رگرسیون های موازی مؤید منطقی بودن فرضیه برابری فراسنجه ها برای تمامی گروه ها در مدل برآورد شده می باشد. همچنین نتایج آزمون های نیکویی برازش پیرسون و دیویانس بیانگر قدرت پیش بینی بالای مدل می باشد. از سوی دیگر، معنادار شدن آماره نسبت درستنمایی نشان دهنده معناداری کل رگرسیون و بالا بودن مقادیر ضرایب تعیین بیانگر قدرت توضیح دهندگی مناسب مدل برآورد شده می باشد. نتایج حاصل از محاسبه اثرهای نهایی متغیرهای توضیحی برای مدل لاجیت ترتیبی بیانگر آن است که افزایش هر یک از متغیرهای تحصیلات مدیر، استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات و شدت تبلیغات، موجب کاهش احتمال قرار گرفتن شرکت در گروه با نسبت سودآوری پایین و متوسط شده و احتمال قرار گرفتن در گروه با نسبت سودآوری بالا را افزایش می دهد. بحث و نتیجه گیری: بهره گیری از فناوری اطلاعات و ارتباطات در مراحل مختلف تولید و بازاریابی محصولات برای ارتقای سودآوری شرکت ها توصیه می شود. همچنین انتخاب مدیرهای جوان و دارای تحصیلات دانشگاهی برای شرکت های صنایع غذایی پیشنهاد می شود.
شناسایی و سطح بندی عوامل اثرگذار بر رهبری دیجیتال در نظام آموزش عالی با رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف شناسایی و سطح بندی عوامل اثرگذار بر رهبری دیجیتال در نظام آموزش عالی انجام شده است. این پژوهش با رویکردی آمیخته و در دو فاز کیفی و کمّی طراحی شده است. در فاز کیفی، از تحلیل محتوای مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۵ خبره دانشگاهی استفاده شد و مؤلفه های کلیدی رهبری دیجیتال استخراج گردید. در فاز کمّی، با به کارگیری روش مدلسازی ساختاری تفسیری و تحلیل میک مک، عوامل شناسایی شده سطح بندی و روابط بین آن ها مشخص شد. نتایج نشان داد که عوامل اثرگذار بر رهبری دیجیتال در ۱۰ مؤلفه اصلی دسته بندی می شوند: چشم انداز و استراتژی، فرهنگ دیجیتال، امنیت دیجیتال، ارتباطات دیجیتال، ساختار دیجیتال، اقتصاد دیجیتال، هوش دیجیتال، سواد دیجیتال، شایستگی های رهبران دیجیتال و مشارکت ذینفعان. این عوامل در چهار سطح طبقه بندی شدند: متغیرهای مستقل (چشم انداز و استراتژی)، پیوندی (فرهنگ دیجیتال و مشارکت ذینفعان)، وابسته (اقتصاد دیجیتال، هوش دیجیتال، سواد دیجیتال و شایستگی ها) و پایه ای (امنیت و ارتباطات دیجیتال). تحلیل میک مک نیز تأثیر متقابل این عوامل را تأیید کرد. این پژوهش نشان می دهد که موفقیت رهبری دیجیتال در آموزش عالی نیازمند توجه همزمان به عوامل مختلف در سطوح متفاوت است. یافته های این مطالعه می تواند به سیاست گذاران و مدیران آموزشی در طراحی الگوهای بومی رهبری دیجیتال کمک کند.
اولویت بندی عوامل مؤثر بر پیاده سازی بلاکچین در صنعت بیمه مبتنی بر سناریوسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد مالی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۲)
333 - 362
حوزههای تخصصی:
پیاده سازی بلاکچین در صنعت بیمه می تواند به طور چشمگیری فرآیندهای این صنعت را متحول کرده و مزایایی نظیر شفافیت بیشتر، کاهش هزینه ها و بهبود امنیت داده ها را به همراه داشته باشد. با این حال، پیاده سازی این فناوری در صنعت بیمه ایران با چالش هایی از جمله محدودیت های مالی، زیرساختی و رگولاتوری مواجه است. این مطالعه به شناسایی و اولویت بندی پیشران های محیطی مؤثر بر پیاده سازی بلاکچین در صنعت بیمه ایران پرداخته و سه سناریوی محتمل برای این فرآیند معرفی کرده است: سناریوی تدریجی و آزمایشی، سناریوی شراکت و همکاری بین سازمانی و سناریوی تحول دیجیتال تمام عیار. در این تحقیق، پیشران هایی نظیر قوانین تطبیقی، محدودیت های مالی و اقتصادی، آمادگی زیرساخت های دیجیتال و توسعه نیروی انسانی متخصص به عنوان عوامل کلیدی در هر یک از این سناریوها شناسایی شده اند. در سناریوی تدریجی و آزمایشی، ابتدا پیاده سازی بلاکچین در مقیاس محدود آغاز می شود تا با آزمایش و ارزیابی مشکلات و ریسک ها شناسایی شوند. سناریوی شراکت و همکاری بین سازمانی بر ایجاد شبکه های مشترک بلاکچینی تأکید دارد که می تواند با کاهش هزینه ها و ارتقای شفافیت، عملکرد صنعت بیمه را بهبود دهد. در نهایت، سناریوی تحول دیجیتال تمام عیار نیازمند سرمایه گذاری های بالا در زیرساخت های دیجیتال و نیروی انسانی متخصص است تا به طور کامل از بلاکچین در فرآیندهای بیمه ای بهره برداری شود. پیشران هایی همچون توسعه زیرساخت های دیجیتال، افزایش رقابت جهانی و استانداردگرایی نقش حیاتی در موفقیت پیاده سازی بلاکچین دارند و می توانند به تسریع این تحول کمک کنند.