مطالب مرتبط با کلیدواژه

بازسازی


۸۱.

بررسی عوامل موثر بر احیای مالی کسب و کارهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ورشکستگی احیای مالی بازسازی سلامت مالی بورس اوراق بهادار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۵ تعداد دانلود : ۵۳۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر احیای مالی کسب و کارهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار انجام گرفته است. این پژوهش مطالعه ای میان رشته ای، ترکیبی از مباحث حقوقی و مالی با داده های کیفی و کمی را استفاده نماید. در این راستا، تعداد 144 شرکت در دوره 12 ساله 1400-1389 با استناد به فرایند غربالگری، به عنوان نمونه آماری تحقیق مورد مطالعه قرار گرفتند. یافته های تحقیق نشان داد، در بررسی شاخص های نیکویی برازش مدل مشاهده می شود که بر اساس شاخص ضریب تعیین مک فادن، بکارگیری متغیرهای پیش بین در مدل نهایی احیای مالی شرکت ها، توانسته تا 25/71 درصد تابع درستنمایی را بهبود بخشد. یعنی می توان نتیجه گرفت که مؤلفه های اصلی پیش بین در مدل نهایی توانسته اند تا 25/71 درصد در دقت تشخیص احیای مالی شرکت ها مؤثر واقع گردند. در نهایت، تحلیل شبکه های عصبی مصنوعی چندلایه به منظور ارزیابی پایایی نتایج در تشخیص و الویت بندی احیای مالی شرکت ها نشان می دهد که، بنابراین، با توجه به اینکه مؤلفه اصلی دهم مهمترین عامل در احیای مالی شرکت ها بوده و با استناد به بزرگی (قدرمطلق) ضرایب هریک از متغیرها در تشکیل این مؤلفه، می توان ترتیب اهمیت متغیرهای مالی در احیای مالی شرکت ها و خروج آنها از وضعیت ورشکستگی داشته باشد.
۸۲.

فراترکیب مطالعات مرتبط با بازسازی ساختارهای فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازسازی ساختارهای فرهنگی مهندسی فرهنگ سیاست گذاری فرهنگی تغییرات فرهنگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۵۱
نوظهور بودن مسئله «بازسازی ساختارهای فرهنگی» برای پژوهشگران، سبب می شود توجه به یافته های پژوهشی صورت گرفته در حوزه های مرتبط با این مسئله به مثابه سرمایه های علمی موجود در این مسیر، راهگشای گسترش دانش و زمینه ساز تولید یا توسعه نظریات و تفسیرهای جدید درباره بازسازی ساختارهای فرهنگی در آینده باشد. این نوشتار نه با هدف ارائه خلاصه ای از یافته های گذشته، بلکه به منظور ترکیب و تفسیر آنها به بازخوانی مطالعات صورت گرفته از منظر بازسازی ساختارهای فرهنگی می پردازد. به منظور مطالعه نتایج پژوهش های مرتبط با مسئله بازسازی ساختارهای فرهنگی، از روش «فراترکیب» به مثابه یک شیوه روشمند و علمی در تحلیل یافته های پیشین برخلاف روش های مرسوم پیشینه شناسی استفاده می شود. در این تحقیق پس از ساخت چارچوبی مفهومی از طریق مصاحبه ها و مطالعات اکتشافی، برای تعیین منابع، نتایج یافته ها با استفاده از روش «فراترکیب» و راهبرد هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو ترکیب می شوند. یافته ها در دو کد یکپارچه کننده «توجه به ساختارهای رسمی» و «توجه به ساختارهای غیررسمی» طبقه بندی می شوند. توجه به ساختارهای رسمی و سازمانی در این آثار، یا رویکردی «توصیفی» دارند و یا از رویکردی «آسیب شناسانه» نسبت به ساختارهای رسمی و سازمانی برخوردارند و یا رویکردی «غایت مدارانه» داشته و یا با رویکردی «تحو ل گرایانه» به بیان «موانع»، «اصول» و «راهکارهای تحول» در سازمان فرهنگی پرداخته اند. توجه به ساختارهای غیررسمی در این آثار نیز یا مانند گذشته رویکردی «توصیفی» دارد و یا با رویکردی «تحول گرایانه» به «اصول» و «موانع تحول فرهنگی» پرداخته است. در نهایت نیز به برخی کاستی ها در حوزه مطالعات بازسازی ساختارهای فرهنگی اشاره گردیده است.
۸۳.

تخریب عمدی ابنیه تاریخی؛ کاربرد توأمان طراحی میان افزا و بازسازی در مواجهه با قسمت های تخریب شده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تخریب عمدی انگیزه های تخریب بازسازی ابنیه تاریخی راهکارهای پیشگیری طراحی میان افزا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۱۳۷
تخریب عمدی ابنیه تاریخی یک مسئله جهانی است که تهدیدی برای میراث فرهنگی و تاریخی محسوب می شود. این تخریب ها که ناشی از عوامل انسانی هستند، می توانند دلایل مختلفی داشته باشند. در مواردی که قسمت هایی از بنا تخریب شده اند؛ اقداماتی از قبیل بازسازی و طراحی میان افزا شاید راه برون رفتی در پاسخ به این تخریب ها باشند. این پژوهش به دنبال ارائه راهکارهایی برای مقابله با تخریب های عمدی ابنیه تاریخی و شناسایی انگیزه های آن، به منظور مدیریت صحیح فرایند بازسازی ابنیه تاریخی تخریب شده در طول زمان است. این پژوهش در تلاش برای پاسخگویی به این سؤال است که در مواجهه با قسمت های تخریب شده و باقیمانده ابنیه تاریخی و پیشگیری از وقوع چنین رخدادهای تلخ، چه اقداماتی باید انجام داد؟ این پژوهش با استفاده از روش کیفی و از نوع توصیفی-تحلیلی، با هدف درک عمیق از تجربیات، دیدگاه ها و دانش افراد در زمینه تخریب عمدی ابنیه تاریخی و روش های پیشگیری و بازسازی قسمت های باقیمانده و طراحی میان افزا قسمت های کاملاً تخریب شده با تمرکز بر محدوده مرکزی شهر مشهد شامل بافت تاریخی اطراف حرم مطهر امام رضا(ع) و محدوده پیرامونی آن در محله سراب، انجام شده است. این روش مبتنی بر تحلیل متون اصلی و مصاحبه های کیفی با افراد دخیل در این تخریب ها و تحلیل متخصصان در این زمینه است. این پژوهش عوامل مؤثر در تخریب عمدی ابنیه تاریخی را بررسی می کند و نشان می دهد که انگیزه های اقتصادی و سیاست های مدیریتی نادرست از مهم ترین دلایل تخریب این بناها در محدوده مرکزی شهر مشهد و به عبارتی محله سراب هستند. بیشتر افراد پس از تخریب، دچار پشیمانی می شوند. به جای تخریب کامل یا رهاکردن بناهای نیمه مخروبه، طراحی میان افزا قسمت های تخریب شده و بازسازی قسمت های باقیمانده می تواند راه حلی مؤثر باشد که نه تنها به احیای این بناها کمک می کند، بلکه به اقتصاد، ابعاد اجتماعی، خاطرات جمعی و توسعه شهری نیز توجه دارد.
۸۴.

برنامه ریزی موجودی و زمانبندی فعالیت ها در زنجیره تامین پروژه های بازسازی (مطالعه موردی: دکل حفاری سینا 1)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زمانبندی فعالیت زنجیره تامین پروژه برنامه ریزی موجودی عدم قطعیت بازسازی الگوریتم های فراابتکاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۹
مقدمه و اهداف: بازسازی دکل حفاری نفت یکی از بهترین گزینه های جایگزین برای اجاره این تجهیز سرمایه ای است، زیرا هزینه اجاره آن، ده ها هزار دلار در روز است. این پژوهش، به زمانبندی فعالیت ها و برنامه ریزی موجودی زنجیره تامین پروژه بازسازی دکل حفاری سینا 1 می پردازد. از آنجا که سابقه انجام چنین کاری در کشور وجود ندارد، زمانبندی پروژه در شرایط عدم قطعیت فعالیت ها انجام می شود. علاوه بر این، عدم قطعیت در زمان اجرای فعالیت ها باعث ارتقای شناخت صاحبان پروژه از زمانبندی شان شده و دید گسترده تری نسبت به پروژه و فعالیت های آینده ایجاد می کند. در این مدل، هزینه های پیمانکار و تأمین کنندگان به صورت همزمان مورد توجه قرار گرفته و زمانبندی نامطمئن فعالیت ها و برنامه ریزی سفارشات به شکلی انجام می شود که هزینه کلی زنجیره به حداقل برسد. روش: با توجه به تعداد زیاد متغیرها و محدودیت های موجود در مدل ریاضی زمان بندی فعالیت های زنجیره تأمین، مسأله مورد بررسی در دسته مسائل پیچیده  NP-hard قرار می گیرد. به همین دلیل برای حل چنین مسائلی از روش های فراابتکاری استفاده می شود که در مقایسه با روش های دقیق، در زمان کمتری پاسخ های نزدیک به بهینه ارائه می دهند. در این پژوهش، از الگوریتم الکترومغناطیس به منظور حل این مسأله استفاده شده است. این الگوریتم بر روی یک پروژه واقعی (بخش پایه های دکل حفاری سینا 1) به کار گرفته شده است. یافته ها: مدل ریاضی ارائه شده در این پژوهش، با استفاده از الگوریتم الکترومغناطیس در محیط نرم افزار متلب کدنویسی شده است که پارامترهای ورودی مسئله، شامل پارامترهای عمومی و پارامترهای کنترلی الگوریتم فراابتکاری الکترومغناطیس می باشد. پارامترهای عمومی مربوط به مشخصات پیمانکار، تأمین کننده، فعالیت ها، منابع و مواد مصرفی می باشند. به منظور اثبات کارایی و کارآمدی الگوریتم الکترومغناطیس طراحی شده، سه مسئله انتخاب گردید. مسئله اول شامل پنج فعالیت است، مسئله دوم در واقع همان پنج فعالیت مسئله اول اما با دو تأمین کننده می باشد، و مسئله سوم با ابعاد بزرگ تر انتخاب شد. ابتدا با استفاده از نرم افزار ایمز جواب دقیق برای مسئله به دست آمده، سپس جواب ها و زمان حل به دست آمده از الگوریتم الکترومغناطیس با آن مقایسه شد. باید به این نکته توجه کرد که با افزایش ابعاد مسئله، زمان رسیدن به جواب در نرم افزار AIMMS به صورت قابل توجهی (به صورت نمایی) افزایش می یابد. الگوریتم الکترومغناطیس ارائه شده با توجه به زمان حل، عملکرد قابل قبولی را نشان می دهد. زمان جواب الگوریتم فراابتکاری الکترومغناطیس برای حل مسئله نمونه 115 ثانیه است ولی زمان رسیدن به جواب توسط نرم افزار دقیق ایمز حدود 747 ثانیه است. همچنین اختلاف نسبی الگوریتم فراابتکاری الکترومغناطیس نسبت به نرم افزار دقیق ایمز تقریبا یک درصد می باشد. در آخر نیز برای تحلیل حساسیت از تاثیر روش های مختلف پرداخت بر هزینه زنجیره تامین پروژه، استفاده شده است. نتیجه گیری: در این پژوهش، مدل سازی و حل مسئله زنجیره تامین پروژه دو سطحی شامل پیمانکار و تامین کنندگان ارائه شده است که هزینه های مربوط به پروژه و موجودی برای هر دو عضو زنجیره کمینه سازی شده است. با مقایسه نتایج حاصل از روش دقیق و الگوریتم الکترومغناطیس، مشخص شد که زمان حل با استفاده از الگوریتم الکترومغناطیس به طور قابل توجهی کمتر از زمان حل در روش دقیق است. علاوه بر این، اختلاف نسبی کیفیت نتایج تقریباً به یک درصد محدود می شود. این موارد به خوبی نشان دهنده اثربخشی و کارآمدی الگوریتم پیشنهادی هستند. نتایج به دست آمده نشان می دهد که الگوریتم الکترومغناطیس پیشنهادی برای این مساله، الگوریتمی موثر و دارای همگرایی به جواب بهینه می باشد.
۸۵.

بازسازی مناطق جنگ زده و تأثیر آن بر توسعه پایدار کالبدی در شهرها (مطالعه موردی: شهر خرمشهر )(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازسازی توسعه پایدار کالبدی خرمشهر فضای شهری مناطق جنگ زده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۷
مقدمه در بازسازی مناطق جنگ زده، باید توجه خاصی به حفظ ویژگی های بومی و محلی و ساختار اجتماعی منطقه داشت. این بازسازی ها باید به گونه ای طراحی شوند که مردم بتوانند در فرایند بازسازی مشارکت کنند و از این طریق به بازسازی نه تنها فضای فیزیکی، بلکه ساختار اجتماعی و فرهنگی خود نیز بپردازند. در بسیاری از موارد، عدم توجه به این ابعاد می تواند به از دست رفتن هویت تاریخی، فرهنگی و اجتماعی منطقه منجر شود و نتایج منفی اقتصادی و اجتماعی به همراه داشته باشد. در این زمینه، یکی از دغدغه های مهم موجود در فرایند بازسازی مناطق جنگ زده، ایجاد تعادل بین بازسازی فیزیکی و حفظ هویت فرهنگی است. خرمشهر به عنوان یکی از شهرهای مهم مرزی ایران، در جریان جنگ تحمیلی دچار آسیب های عمیق کالبدی، اجتماعی و فرهنگی شد. در دهه های پس از جنگ، تلاش های گسترده ای برای بازسازی این شهر صورت گرفته، اما اغلب این اقدامات بر ترمیم فیزیکی بناها و زیرساخت ها متمرکز بوده اند و ابعاد اجتماعی، فرهنگی و هویتی شهر کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. با وجود آنکه ادبیات تخصصی و اسناد سیاست گذاری از دهه ۱۳۷۰ تا کنون، بر ضرورت بازسازی بر پایه توسعه پایدار و با محوریت هویت شهری و مشارکت اجتماعی تأکید داشته اند، شواهد میدانی نشان می دهد بسیاری از این توصیه ها در عمل محقق نشده اند. شرایط منحصربه فرد خرمشهر از جمله موقعیت مرزی، تنوع قومی و فرهنگی، سابقه طولانی مهاجرت، و تداوم آسیب های روانی و اجتماعی ناشی از جنگ، سبب شده اند که بازسازی این شهر با چالش هایی فراتر از ملاحظات کالبدی مواجه باشد. در چنین بستری، لازم است بازسازی نه تنها به عنوان پروژه ای فنی و ساختمانی، بلکه به عنوان فرایندی اجتماعی، فرهنگی و شهری نگریسته شود که هدف آن، بازآفرینی یک شهر پایدار، هویتمند و زیست پذیر است. با توجه به این زمینه، مسئله اصلی پژوهش آن است که بازسازی انجام شده در خرمشهر تا چه اندازه توانسته است به پایداری کالبدی منطبق با نیازهای اجتماعی و فرهنگی شهر منجر شود، و چه شکاف هایی میان دیدگاه های ساکنان، معماران و مدیران شهری در ارزیابی این فرایند وجود دارد؟ مواد و روش ها روش تحقیق این مطالعه به صورت ترکیبی (کمّی و کیفی) طراحی شده است تا امکان تحلیل هم زمان داده های تجربی و ادراکی فراهم شود. این رویکرد با توجه به ماهیت چندبعدی پایداری کالبدی در بازسازی شهری انتخاب شده است؛ چرا که این پدیده نه تنها متکی بر شاخص های فنی، بلکه متأثر از نگرش ها و تجارب ذی نفعان نیز هست. در بخش کیفی، جامعه آماری شامل ساکنان، معماران و مدیران شهری بوده و نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد. از هر گروه ۱۰ نفر (در مجموع ۳۰ نفر) با هدف دستیابی به تنوع نظری انتخاب شدند. تحلیل مصاحبه ها با روش تحلیل مضمون و با استفاده از نرم افزار Maxqda صورت گرفت. در بخش کمّی، از پرسشنامه ای با طیف لیکرت برای سنجش شاخص هایی همچون پایداری کالبدی، کیفیت فضای شهری، مشارکت اجتماعی و هویت تاریخی استفاده شد. داده های حاصل با آزمون های تی مستقل، تحلیل واریانس (ANOVA)، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون در نرم افزار SPSS تحلیل شدند. این طراحی ترکیبی امکان درک عمیق و سنجش پذیر از عوامل مؤثر در بازسازی شهری خرمشهر را فراهم کرده است. یافته ها نتایج نشان می دهند پایداری کالبدی به طور مستقیم تحت تأثیر پایداری انرژی با ضریب رگرسیون 0/57 و سطح معناداری 0/003 قرار دارد که نشان می دهد طراحی های مقاوم و پایدار از نظر کالبدی معمولاً بهینه سازی مصرف انرژی را نیز به همراه دارند. همچنین، کیفیت فضاهای شهری تحت تأثیر دسترسی به حمل ونقل با ضریب رگرسیون 0/62 و سطح معناداری 0/002 قرار دارد که بهبود دسترسی به حمل ونقل عمومی می تواند به بهبود کیفیت فضاهای شهری و راحتی ساکنان کمک کند. هویت شهری و معماری نیز تحت تأثیر حفظ بافت تاریخی با ضریب رگرسیون 0/60 با سطح معناداری 0/001 قرار دارد که نشان دهنده اهمیت حفظ فرهنگ و معماری بومی در بازسازی مناطق شهری است. در نهایت، عوامل اجتماعی فرهنگی تحت تأثیر مشارکت اجتماعی با ضریب رگرسیون 0/54 با سطح معناداری 0/001 قرار دارد که نشان دهنده سطح پایین اثرگذاری در باززنده سازی شهر خرمشهر پس از جنگ بین ایران عراق است. نتیجه گیری یافته های این پژوهش نشان می دهد بازسازی خرمشهر، با وجود گذشت دهه ها از پایان جنگ، هنوز به الگویی متوازن و پایدار نرسیده است. تحلیل های کمی و کیفی حاکی از آن است که سیاست های بازسازی نتوانسته اند ابعاد کالبدی، اجتماعی و فرهنگی را به طور مؤثر تلفیق کنند. تفاوت معناداری در نگرش میان ساکنان، معماران و مدیران شهری وجود دارد؛ ساکنان بیشتر بر ایمنی و کیفیت محیط زندگی تأکید دارند، در حالی که معماران و مدیران به جنبه های فنی می پردازند. این شکاف نشان دهنده نبود گفت وگوی مؤثر میان ذی نفعان است. در بعد فضایی، کیفیت فضا زمانی مطلوب خواهد بود که با عملکرد اجتماعی و زمینه فرهنگی پیوند یابد، امری که در بازسازی های زیرساخت محور کمتر دیده شده است. همچنین، مشارکت اجتماعی در فرایند بازسازی بسیار محدود بوده که در شهری همچون خرمشهر با تنوع فرهنگی و خاطره جمعی قوی، ضعف بزرگی محسوب می شود. نتایج کمی نیز نشان دادند حفظ بافت تاریخی با احساس تعلق شهری رابطه دارد، هرچند این رابطه آماری است نه علّی. در نهایت، پژوهش تأکید می کند که بازسازی شهری باید به مثابه بازآفرینی اجتماعی و فرهنگی دیده شود، نه فقط بازسازی فیزیکی.