مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۰۱.
۱۰۲.
۱۰۳.
۱۰۴.
۱۰۵.
۱۰۶.
۱۰۷.
۱۰۸.
۱۰۹.
۱۱۰.
۱۱۱.
۱۱۲.
۱۱۳.
حافظه فعال
حوزههای تخصصی:
هدف: فقدان حس عدد به عنوان یکی از عوامل بروز اختلال خاص یادگیری ریاضی در کودکان بوده و حافظه فعال نیز بهترین پیش بینی کننده عملکرد مرتبط با حس عدد در کودکان به شمار می رود. بنابراین، هدف از پژوهش حاضر، تحلیل حس عدد برحسب نیمرخ حافظه فعال در دانش آموزان با اختلال خاص یادگیری ریاضی بود. روش : پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های بنیادین و از لحاظ روش مطالعه، همبستگی بود. جامعه ی پژوهش را کلیه دانش آموزان پسر با اختلال خاص یادگیری ریاضی از مراجعه کنندگان به مراکز اختلال خاص یادگیری در سال تحصیلی -14002- 14001 تشکیل می دادند که از بین آنها به روش نمونه گیری هدفمند50 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس سنجش حس عدد جردن و همکاران (2008) و مجموعه آزمون حافظه فعال برای کودکان (حافبک) پیکرینگ و گدرکول (2001) بود. تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده به کمک آزمون همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون چندگانه انجام شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد بین مجری مرکزی و عملیات همبستگی مثبت و معناداری (29/0 r= و 01/0p<) و بین صفحه دیداری – فضایی و عملیات همبستگی معناداری وجود دارد (19/0 r= و 01/0p). همچنین، خرده مقیاس حافظه فعال صفحه دیداری- فضایی (56/0B= و 02/0>p) توان پیش بینی 04/0 درصد از تغییرات خرده مقیاس حس عدد از جمله عملیات را داشت. نتیجه گیری: با توجه به تأیید نقش معنادار حافظه فعال در میزان حس عدد در کودکان، می توان مهارت های مرتبط با مؤلفه های حافظه فعال به ویژه صفحه دیداری – فضایی را در مراکز اختلال خاص یادگیری جهت افزایش حس عدد آموزش داد.
اثر بخشی مداخله کارکردهای اجرایی ناگلیری بر مهارت های فراشناختی، حافظه فعال، فراحافظه و بارشناختی دانش آموزان 12- 10 ساله دارای اختلال یادگیری ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۵
205 - 246
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، بررسی اثربخشی مداخله کارکردهای اجرایی ناگلیری بر مهارت های فراشناختی، حافظه فعال، فراحافظه و بارشناختی دانش آموزان 10 تا 12 ساله با اختلال ویژه یادگیری بود. این پژوهش به روش نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون-پس آزمون به همراه دوره پیگیری 45 روزه و گروه گواه انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان 10 تا 12 ساله مبتلا به اختلال یادگیری در سال تحصیلی 1401-1400 شهرستان لردگان بود. از طریق نمونه گیری هدفمند، 40 دانش آموز انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هرکدام 20 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش طی 15 جلسه آموزشی، مداخله کارکردهای اجرایی ناگلیری (2014) را دریافت کردند. ابزار پژوهش شامل مقیاس فراشناخت اسپرلینگ و همکاران (2001)، حافظه فعال دانیمن و کارپینتر (1980)، پرسشنامه چندعاملی حافظه تریوریچ (2002)، بار شناختی پاس و ون موئینبوئر (1993) و مقیاس هوش وکسلر کودکان، ویرایش پنجم (2014) بود. داده ها از طریق تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین دانش آموزان دارای اختلال یادگیری که جلسات آموزشی را گذرانده اند و گروه گواه، تفاوت معنی دار وجود دارد (0/001 = P). میزان این تفاوت در متغیرهای پژوهش در مرحله پس آزمون برابر با 998/0 و در مرحله پیگیری برابر با 977/0 است؛ به عبارت دیگر، 8/99 درصد از تفاوت های فردی در متغیرهای پژوهش شامل مهارت های فراشناختی، حافظه فعال، فراحافظه و بار شناختی در مرحله پس آزمون و 7/97 درصد در مرحله پیگیری مربوط به عضویت گروهی یا مداخله کارکردهای اجرایی ناگلیری است؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که مداخله کارکردهای اجرایی ناگلیری بر مهارت های فراشناختی، حافظه فعال، فراحافظه و بارشناختی دانش آموزان 10 تا 12 ساله دارای اختلال ویژه یادگیری تأثیر معناداری داشته و اثرات آن در طول زمان باقی مانده است. ازاین رو، پیشنهاد می شود که به منظور بهبود مهارت های فراشناختی، حافظه فعال، فراحافظه و بار شناختی دانش آموزان دارای اختلال ویژه یادگیری، روانشناسان و مشاوران از مداخلات درمانی کارکردهای اجرایی ناگلیری بهره برداری نمایند.
اثربخشی بسته توانبخشی کارکردهای اجرایی (بتا) بر بهبود توجه و حافظه فعال در کودکان دارای اختلال نقص توجه و بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بسته توانبخشی کارکردهای اجرایی (بتا) بر بهبود توجه و حافظه فعال در کودکان دارای اختلال نقص توجه و بیش فعالی انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان سنین 12-8 سال (پایه های دوم تا ششم) مبتلا به اختلال نقص توجه بیش فعالی مدارس ابتدایی پسرانه شهرستان صومعه سرا در سال تحصیلی 1401-1402 بودند. نمونه پژوهش شامل 24 دانش آموز بود که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و کنترل (12 نفر گروه آزمایش و 12 نفر گروه کنترل) قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها از آزمون عملکرد پیوسته دیداری شنیداری-2 (IVA-2؛ آربل و همکاران، 2014) و مجموعه آزمون حافظه فعال کودکان (WMTB-C؛ پیکرینگ و گدرکول، 2001) استفاده شد. گروه آزمایش طی 10 جلسه 45 دقیقه ای به صورت فردی تحت مداخله توانبخشی کارکردهای اجرایی قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس چند متغیری استفاده شد. نتایج نشان داد که با کنترل پیش آزمون بین میانگین پس آزمون توجه و حافظه فعال در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود دارد. در مجموع می توان نتیجه گرفت که بسته توانبخشی کارکردهای اجرایی (بتا) یک مداخله موثر بر بهبود توجه و حافظه فعال در کودکان دارای اختلال نقص توجه و بیش فعالی است.
اثربخشی بازی درمانی شناختی رفتاری بر حافظه فعال، توجه پایدار، کنترل تکانه و پرخاشگری در نوجوانان بیش فعال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ بهمن ۱۴۰۳ شماره ۱۱ (پیاپی ۱۰۴)
۱۳۴-۱۲۵
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثربخشی بازی درمانی شناختی رفتاری بر حافظه فعال، توجه پایدار، کنترل تکانه و پرخاشگری در نوجوانان بیش فعال بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون _پس آزمون و گروه کنترل با مرحله پیگیری دوماه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه نوجوانان بیش فعال مراجعه کننده به مشاوره در شهر تنکابن در سال تحصیلی 1402-1403 بود. نمونه پژوهش شامل 30 نفر بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها آزمون رایانه ای عملکرد پیوسته (CPT رازولد (1956)، آزمون حافظه فعّال دانیمن و کارپنتر (DCAMT)(1980)، پرسشنامه تکانشگری ویلکاکسون (WIQ) (1970)، پرسشنامه پرخاشگری باس و پری (AQ، 1992) بود. داده ها با استفاده از روش تحلیل وواریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که تفاوت میانگین پیش آزمون با پس آزمون (اثر مداخله آموزشی) و تفاوت میانگین پیش آزمون با پیگیری (اثر زمان) در تمامی مؤلفه ها معنادار بود (001/0>P) و تفاوت میان گروه مداخله و گروه کنترل از نظر میانگین نمرات متغیرهای حافظه فعال، توجه پایدار، کنترل تکانه و پرخاشگری در کل مراحل مطالعه معنادار است (001/0>P). بنابراین می توان گفت روش بازی شناختی-رفتاری یکی از روش های مؤثر در ارتقای حافظه فعال و توجه پایدار و کاهش تکانشگری و پرخاشگری نوجوانان بیش فعال است.
مقایسه اثربخشی بازی های حسی_حرکتی و نوروفیدبک بر حافظه فعال کودکان دارای نقص توجه و بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی بازی های حسی_حرکتی و نوروفیدبک بر حافظه فعال کودکان دارای نقص توجه و بیش فعالی شکل گرفت. این پژوهش از انواع مطالعات نیمه تجربی است که آزمودنی ها به شیوه در دسترس از تمامی کودکان 8 تا 12 سال تهرانی مبتلا به بیش فعالی انتخاب و بصورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. 40 نفر آزمودنی در سه گروه بازی های حسی-حرکتی، نوروفیدبک، گروه ترکیبی و یک گروه کنترل قرار گرفتند و پیش و پس از مداخلات برای سنجش حافظه فعال از از مقیاس تجدیدنظر شده هوشی وکسلر برای کودکان -نسخه چهارم WISC-R- استفاده شد. یافته ها برگرفته از تجزیه و تحلیل کواریانس پس از رعایت پیش فرض ها نشان داد میزان حافظه فعال در بازی های حسی-حرکتی، نوروفیدبک و ترکیبی در گروه و شاهد پس از حذف اثر پیش آزمون به طور معناداری با هم تفاوت دارند. این نتیجه به این معناست که با توجه به نتایج ذکر شده، مداخله بازی های حسی-حرکتی، نوروفیدبک و ترکیبی تأثیر معنادار بر میزان حافظه فعال دارد. همچنین بر اساس یافته های بدست آمده رویکرد ترکیبی بازی های حسی -حرکتی و نوروفیدبک بر حافظه فعال کودکان اثربخشی بیشتری به نسبت دو رویکرد بازی های حسی-حرکتی ونورورفیدبک دارد وبین دو رویکرد بازی های حسی-حرکتی و نورورفیدبک دراثربخشی برحافظه فعال تفاوت معناداری وجود ندارد.
تأثیر دو نوع فعالیت ورزشی تداومی کم شدت و اینتروال پر شدت بر توجه انتخابی، حافظه فعال و کارکرد اجرایی در دانشجویان کم تحرک در دوران کرونا
حوزههای تخصصی:
مقدمه: توجه و حافظه از فرایندهای شناختی هستند که در امر یادگیری نقش بارزی را ایفا می کنند. شدت فعالیت های ورزشی می تواند نقش مهمی در عملکردهای شناختی داشته باشد. هدف: هدف پژوهش حاضر تأثیر دو نوع فعالیت ورزشی تداومی کم شدت و اینتروال پر شدت بر توجه انتخابی، حافظه فعال و کارکرد اجرایی در دانشجویان کم تحرک در دوران کرونا بود. روش: این پژوهش از نوع مطالعات نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانشجویان پسر دانشگاه فنی و حرفه ای شیراز در سال ۱۴۰۱-۱۴۰۰ بود. روش نمونه گیری از نوع نمونه گیری در دسترس بود که تعداد ۵۱ نفر به عنوان نمونه در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از آزمون رنگ واژه استروپ و آزمون حافظه وکسلر بزرگسالان استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل آماری داده ها از تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی توکی به کمک نرم افزار SPSS نسخه ۲۲ استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از تفاوت معنادار میان میانگین های پس آزمون در گروه آزمایش و کنترل بود؛ بدین معنی که تمرینات تداومی کم شدت می تواند میزان توجه انتخابی (89/0=Eta،001/0=P،40/58=F)، حافظه فعال (75/0=Eta،003/0=P، 89/36=F) و کارکرد اجرایی (94/0=Eta،001/0=P، 66/62=F) را در دانشجویان کم تحرک بهبود بخشد (05/0p<). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که تمرینات تداومی کم شدت میزان توجه انتخابی، حافظه فعال و کارکرد اجرایی را در دانشجویان کم تحرک بهبود می بخشد؛ بنابراین، فعالیت تداومی کم شدت در مقایسه با فعالیت اینتروال پرشدت، مؤثرترین فعالیت ورزشی در بهبود عملکردهای شناختی است.
تدوین برنامه آموزشی چند وجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور و اثربخشی آن بر حافظه فعال و استدلال کمی در دانش آموزان با ناتوانی ویژه یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ تابستان (شهریور) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۰
۱۴۴-۱۲۷
حوزههای تخصصی:
زمینه: ناتوانی ویژه یادگیری نوعی مشکل مزمن با پایه عصب شناختی و تحولی است. با توجه به شیوع قابل توجه ناتوانی ویژه یادگیری در کودکان سنین مدرسه و پیامدهای ناشی از این اختلال در وضعیت تحصیلی و آینده این کودکان، خلا یک برنامه آموزشی چندوجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور برای دانش آموزان با ناتوانی یادگیری و بررسی اثربخشی آن بر تقویت حافظه فعال و استدلال کمی این دسته از دانش آموزان مشهود است. هدف: هدف این پژوهش، تدوین برنامه آموزشی چندوجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور و سنجش اثربخشی آن بر حافظه فعال و استدلال کمی در دانش آموزان با ناتوانی ویژه یادگیری بود. روش: روش پژوهش حاضر، آمیخته بود. در بخش کیفی، روش پژوهش تحلیل مضمون و جامعه مورد پژوهش شامل تمامی اساتید روان شناسی دانشگاه آزاد اسلامی و متخصصان حوزه روانشناسی کودکان استثنایی بود و نمونه بر اساس اشباع نظری داده ها 10 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. روش بخش کمی نیز شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری بخش کمی شامل تمامی دانش آموزان با اختلال ریاضی گروه سنی 8 تا 10 سال در آموزش و پرورش منطقه 11 شهر تهران بود که به روش نمونه گیری هدفمند 30 نفر از آن ها انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختار یافته و ابزار بخش کمی نیز آزمون هوش آزمای تهران- استانفورد بینه بود. اعضای گروه آزمایش، برنامه آموزشی محقق ساخته را در 15 جلسه دریافت کردند. در بخش کیفی از روش کدگذاری در سه مرحله کدگذاری مضامین اصلی، مضامین فرعی و کدهای باز استخراج شده و برای تجزیه و تحلیل داده های کمی نیز از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS-26 استفاده شد. یافته ها: نتایج این پژوهش در بخش کیفی، مضامین اصلی برنامه آموزش چندوجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور را در سه مورد: تقویت توجه و تمرکز، تقویت حافظه فعال و تقویت استدلال کمی نشان داد. هم چنین نتایج بخش کمی نشان داد که برنامه آموزشی محقق ساخته، تأثیر معنادار و پایداری بر حافظه فعال و استدلال کمی دارد (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر پیشنهاد می شود روانشناسان کودکان استثنایی برای بهبود حافظه فعال و استدلال کمی دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری، از برنامه آموزشی چندوجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور محقق ساخته استفاده کنند.
ارائه الگوی علّی جهت ارتقاء حافظه فعال مدیران پرتفوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی علّی جهت ارتقاء حافظه فعال مدیران با روش دیمتل فازی به اجرا درآمد. این پژوهش از نظر ماهیت و محتوا از نوع توصیفی می باشد. در این پژوهش اطلاعات مربوط به 15 نفر از خبرگان و مدیران صندوق های سرمایه گذاری مشترک است که نمونه آماری را تشکیل می دهند . نتایج این پژوهش نشان داد که شش عامل اصلی حجم و پیچیدگی اطلاعات، سیستم های پشتیبانی اطلاعاتی، استرس و فشار روانی، چندوظیفه ای بودن، مهارت های شناختی و تحلیلی و تجربه حرفه ای بر ارتقاء حافظه فعال مدیران تاثیر دارد همچنین روش دیمتل نشان داد میزان تاثیر گذاری حجم و پیچیدگی اطلاعات برابر 1/650 و بیشترین تاثیر گذاری را بین عوامل دارد همچنین میزان تاثیر پذیری این عوامل برابر 0/506 که کمترین تاثیر پذیری را بین عوامل دارد . حجم و پیچیدگی اطلاعات در بین همه عوامل بیشترین ارتباط یعنی ارتباط برابر با 1/143 دارد و در نهایت میزان اهمیت این عامل برابر 2/156 است که رتبه اول اهمیت و تاثیر گذاری را به خود می گیرد و می توان گفت یکی از مهمترین عوامل در این تحقیق است
اثربخشی توانبخشی شناختی بر بهبود حافظه فعال، نظم جویی شناختی هیجان و نارسایی های توجه در نوجوانان دارای اختلال بیش فعالی - نقص توجه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مهر ۱۴۰۴ شماره ۷ (پیاپی ۱۱۲)
125 - 134
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی توان بخشی شناختی بر بهبود حافظه فعال، نظم جویی شناختی هیجان و نارسایی های توجه در نوجوانان دارای اختلال بیش فعالی - نقص توجه بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری، در برگیرنده کلیه نوجوانان دارای اختلال بیش فعالی - نقص توجه مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روان درمانی شهر تهران در سال ۱۴۰۲ بودند که تعداد حجم نمونه به صورت در دسترس ۴۰ نفر برآورد شد که به دو گروه آزمایش و کنترل ۲۰ نفره به شیوه تصادفی جایگزین شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل آزمون حافظه فعال دانیمن و کارپنتر (۱۹۸۰، DWM)، آزمون توجه یا آزمون دقت تولز - پیرون (۱۹۸۶، TPT)، و فرم فارسی نسخه کودکان پرسش نامه نظم جویی شناختی هیجان (۲۰۰۷، CERQ-K-P) بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده شد. نتایج نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون تفاوت معناداری بین پس آزمون گروه آزمایش و گواه در حافظه فعال، نظم جویی شناختی هیجان و نارسایی های توجه در نوجوانان دارای اختلال بیش فعالی - نقص توجه وجود داشت (۰۵/۰P<). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که توان بخشی شناختی بر بهبود حافظه فعال، نظم جویی شناختی هیجان و نارسایی های توجه در نوجوانان دارای اختلال بیش فعالی - نقص توجه مؤثر بوده است.
تبیین مدل ساختاری جهت گیری هدف پیشرفت نوجوانان بر اساس طرحواره های هیجانی و پردازش حافظه فعال: مدلی در بافت سلامت روانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در سلامت روانشناختی دوره ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
76 - 90
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تبیین مدل ساختاری جهت گیری اهداف پیشرفت نوجوانان بر اساس طرحواره های هیجانی و پردازش حافظه فعال در بافت سلامت روانی بود. این مطالعه از نوع توصیفی–همبستگی و با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ بود که از میان آن ها، ۳۱۵ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پس از اعمال ملاک های ورود و خروج، داده های ۳۰۰ نفر وارد تحلیل شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه جهت گیری هدف الیوت و مک گریگور (2001)، مقیاس طرحواره های هیجانی لیهی (2002) و مقیاس حافظه فعال نلسون کاون (2005) بود. داده ها با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار PLS تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که طرحواره های هیجانی و حافظه فعال، هر دو به طور مستقیم و مثبت بر ابعاد مختلف جهت گیری اهداف پیشرفت اثر دارند و حافظه فعال نقش میانجی معناداری در رابطه بین طرحواره های هیجانی و اهداف پیشرفت ایفا می کند. مدل پیشنهادی از برازش مناسبی برخوردار بود. نتایج این پژوهش بر اهمیت هم زمان عوامل هیجانی و شناختی در شکل گیری اهداف پیشرفت نوجوانان تأکید دارد و می تواند راهنمای مداخلات آموزشی و روان شناختی برای ارتقای انگیزش تحصیلی آنان باشد.
اثربخشی غنی سازی ادراکی بر حافظه فعال و عملکرد ریاضی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری خاص در ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
141 - 169
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی غنی سازی ادراکی بر حافظه فعال و عملکرد ریاضی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری خاص در ریاضی بود. روش این پژوهش شبه آزمایشی پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان با ناتوانی یادگیری خاص در ریاضی پایه های چهارم تا ششم ابتدایی شهر اصفهان بودند که از بین آنها 28 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 14 نفر) جایگماری شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس هوش وکسلر کودکان ویرایش چهارم، آزمون ریاضی کی مت و آزمون حافظه فعال N-back استفاده شد و گروه آزمایش طی 10 جلسه 45-60 دقیقه ای (2 بار در هفته) تحت مداخله غنی سازی ادراکی قرار گرفت. داده های حاصل از پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاکی از اثربخشی غنی سازی ادراکی بر بهبود حافظه فعال (001/0>p) و عملکرد ریاضی (001/0>p) آزمودنی های گروه آزمایش بود. نتایج پژوهش نشان داد که غنی سازی ادراکی می تواند بر بهبود حافظه فعال و عملکرد ریاضی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری خاص در ریاضی موثر باشد.
اثربخشی برنامه توانمندسازی ذهنی خانواده محور بر حافظه فعال و توجه دانش آموزان دیرآموز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
74 - 85
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه توانمندسازی ذهنی خانواده محور بر حافظه فعال و توجه دانش آموزان دیرآموز بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. از میان دانش آموزان دیرآموز پایه اول ابتدایی شهر تهران که در سال تحصیلی 1403-1402 مشغول به تحصیل بودند، به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، تعداد 34 دانش آموز پسر دیرآموز به همراه والدین شان از مدارس ابتدایی منطقه 10 شهر تهران انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه 17 نفری آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش، برنامه توانمندسازی ذهنی خانواده محور را در 18 جلسه 90 دقیقه ای دریافت کردند، در حالی که به گروه کنترل این آموزش ارائه نشد. ابزارهای پژوهش شامل آزمون حافظه فعال برای کودکان (حاف بک) و نرم افزار استروپ پیچیده بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چند متغیری با اندازه گیری مکرر و نرم افزار spss-23 استفاده شد. نتایج نشان داد که برنامه توانمندسازی ذهنی خانواده محور بر بهبود مولفه های حافظه فعال (حلقه واج شناختی، صفحه دیداری-فضایی و مجری مرکزی) و توجه (نمره تداخل، زمان تداخل، پاسخ صحیح، پاسخ خطا) دانش آموزان دیرآموز تاثیر معناداری داشت (001/0>p). یافته های این پژوهش نشان داد که استفاده از برنامه توانمندسازی ذهنی خانواده محور می تواند مداخله ای بالقوه امیدار کننده باشد که می تواند زمینه را برای بهبود فرآیندهای شناختی دانش آموزان دیرآموز فرآهم آورد.
رابطه آگاهی واجی و عملکرد دیکته نویسی در دانش آموزان؛ نقش میانجی گرانه حافظه فعال و سرعت پردازش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
254 - 276
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : بررسی عوامل مرتبط با املا در بین دانش آموزان به خصوص مقطع ابتدایی از اهمیت بسیار ویژه ای برخوردار است؛ چرا که املا پایه یادگیری همه موضوعات درسی را تشکیل می دهد. بدین ترتیب پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه آگاهی واجی و عملکرد املا در دانش آموزان با در نظرگرفتن نقش میانجی گرانه حافظه فعال و سرعت پردازش انجام شد. روش پژوهش : این پژوهش از نظر هدف بنیادی و به لحاظ شیوه گردآوری داده ها توصیفی- همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی آموزش و پرورش ناحیه 4 شهر تهران در سال تحصیلی 02-1401 بود که به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تصادفی تعداد 250 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل آزمون تشخیص ناتوانی یادگیری املا (رحمانی، 1394)، آزمون آگاهی واج شناختی (دستجردی و سلیمانی، 1378) و مقیاس هوشی وکسلر (2003) بود. درنهایت برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون و مدل معادلات ساختاری با رویکرد تحلیل مسیر توسط نرم افزار SPSS24 و Amos26 استفاده شده است. همچنین برای آزمون معنی داری مسیرهای غیرمستقیم از روش بوت استرپ استفاده گردید. یافته ها : یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که ضریب مسیر آگاهی واجی بر عملکرد املا، سرعت پردازش و حافظه فعال اثر مثبت و معناداری دارد (001/0P<). همچنین سرعت پردازش و حافظه فعال نیز بر عملکرد املا در دانش آموزان اثر مستقیم داشت (001/0P<). به علاوه حافظه فعال و سرعت پردازش در رابطه بین آگاهی واجی و عملکرد املا نقش میانجی گری ایفا کردند (001/0P<). نتیجه گیری : بدین ترتیب، روان شناسان با آموزش های لازم مبنی بر افزایش آگاهی واجی و حافظه فعال، اصلاح سرعت پردازش اطلاعات ناکارآمد می توانند به کاهش مشکلات املا دانش آموزان در آینده کمک کنند.