مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۶۱.
۱۶۲.
۱۶۳.
۱۶۴.
۱۶۵.
۱۶۶.
۱۶۷.
۱۶۸.
۱۶۹.
۱۷۰.
۱۷۱.
۱۷۲.
۱۷۳.
۱۷۴.
۱۷۵.
چابکی سازمانی
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر مدل علی انگیزش شغلی بر اساس چابکی سازمانی با نقش واسطه ای فرهنگ سازمانی در معلمان دوره ابتدایی شهر کرج در سال تحصیلی 1402-1401 بود. این تحقیق ازلحاظ هدف، کاربردی و ازلحاظ شیوه اجرا در حیطه مطالعه های توصیفی از نوع همبستگی و به شیوه مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این تحقیق کلیه معلمان مدارس دوره ابتدایی شهر کرج در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. جهت انتخاب حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان تعداد 269 نفر از کلیه معلمان دوره ابتدایی شهر کرج بر اساس روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های فرهنگ سازمانی دنیسون (2000)، انگیزش شغلی حبیبی (1377) و چابکی سازمانی شریفی و یانگ (2000) به صورت مجازی پاسخ دادند. نتایج نشان داد که در خصوص رابطه انگیزش شغلی با چابکی سازمانی میانجی گری مشارکت با ضریب استاندارد (0/278) و حد پایین (0/141) و حد بالا (0/001) در سطح (0/001) معنی دار می باشد. ارتباط انگیزش شغلی با چابکی سازمانی میانجی گری ثبات و یکپارچگی با ضریب استاندارد (0/324) و حد پایین (0/174) و حد بالای (0/021) در سطح (0/001) معنادار می باشد. همچنین رابطه انگیزش شغلی با چابکی سازمانی میانجی گری انعطاف پذیری با ضریب استاندارد (0/221) و حد پایین (0/103) و حد بالای (0/034) در سطح (0/001) معنادار می باشد که این نتایج می تواند موردتوجه سازمان آموزش وپرورش و معلمان قرار گیرد.
تاثیر چابکی سازمانی بر فرسودگی شغلی و عملکرد کارکنان اداره کل ورزش و جوانان خراسان رضوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
نوآوری در مدیریت ورزشی دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
51 - 64
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تاثیر چابکی سازمانی بر فرسودگی شغلی و عملکرد کارکنان اداره کل ورزش و جوانان خراسان رضوی بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر جمع آوری اطلاعات میدانی و از نظر روش توصیفی- همبستگی بود. جامعه ی آماری این پژوهش تمامی کارمندان اداره کل ورزش و جوانان خراسان رضوی در سال 1403 بود که تعداد آنان 98 نفر بود اما تعداد 93 پرسشنامه در نهایت مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش سه پرسشنامه ی چابکی سازمانی اسپایدزر (2007)، پرسشنامه ی فرسودگی شغلی مسلش و جکسون (1986) و پرسشنامه ی عملکرد شغلی گرینهاوس و همکاران (2010) بود. یافته ها با نرم افزارهای آماری SPSS22 و SmartPls3 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. روش های آماری استفاده شده ضریب همبستگی اسپیرمن و مدل سازی معادلات ساختاری بود. نتایج نشان داد که بین چابکی سازمانی و مولفه های آن با عملکرد کارکنان رابطه ی مثبت و معنی داری وجود داشت. بالاترین رابطه بین شایستگی با عملکرد کارکنان 604/0 و کمترین میزان رابطه بین انعطاف پذیری با عملکرد کارکنان 478/0 بود. همچنین بین چابکی سازمانی و مولفه های آن با فرسودگی شغلی رابطه ی منفی و معنی داری وجود داشت. بالاترین رابطه بین سرعت با فرسودگی شغلی 574/0 و کمترین میزان رابطه بین انعطاف پذیری با فرسودگی شغلی 489/0 بود. همچنین مشاهده شد بین فرسودگی شغلی و مولفه های آن با عملکرد کارکنان رابطه ی منفی و معنی داری وجود داشت. بالاترین رابطه بین مسخ شخصیت با عملکرد کارکنان 510/0 و کمترین میزان رابطه بین خستگی عاطفی با عملکرد کارکنان 478/0 بود. پیشنهاد می شود فرهنگ پاسخگویی از طریق مدیران در سازمان گسترش یابد، تا از این طریق چابکی سازمانی افزایش یابد و در نهایت عملکرد کارکنان بهبود یابد.
پیوند حاکمیت فناوری اطلاعات و چابکی سازمانی در بلوغ تحول دیجیتال، مورد مطالعه: سازمان امور مالیاتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، توسعه ابزارهای دیجیتال و گسترش منابع کلان داده، فرصت های جدیدی برای بهبود خدمات و افزایش کارایی در سازمان های مالیاتی فراهم کرده است. این تغییرات نیازمند تحول دیجیتال هستند که با ایجاد تغییرات بنیادین در فرایندها و ساختارهای سازمانی، سازمان های مالیاتی را قادر می سازند به شکل مؤثرتری با نیازهای متغیر مؤدیان مالیاتی سازگار شوند. در این راستا، چابکی سازمانی به عنوان یک عامل کلیدی، در تسریع و موفقیت تحول دیجیتال نقش دارد. همچنین، حاکمیت فناوری اطلاعات با ارائه چارچوب های مدیریتی منسجم، به بهبود استراتژی های تحول دیجیتال کمک می کند. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر حاکمیت فناوری اطلاعات بر بلوغ تحول دیجیتال در سازمان امور مالیاتی ایران با توجه به نقش میانجی چابکی سازمانی است. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بوده و داده ها از طریق پرسشنامه از کارکنان و مدیران سازمان امور مالیاتی کشور جمع آوری شده است. پایایی پرسشنامه ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و روایی آن ها از طریق تحلیل عاملی تأییدی، مورد تأیید قرار گرف ت. تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار لیزرل انجام شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که حاکمیت فناوری اطلاعات تأثیر مثبتی بر بلوغ تحول دیجیتال دارد و این تأثیر از طریق افزایش چابکی سازمانی تقویت می شود. لذا سازمان های مالیاتی با حاکمیت فناوری اطلاعات قوی تر و چابکی سازمانی بیشتر، در مسیر تحول دیجیتال موفق تر عمل می کنند. این یافته ها می توانند به عنوان راهنمایی برای ارتقای استراتژی های تحول دیجیتال در سازمان های مالیاتی مورد استفاده قرار گیرند.
اثر تفکر تأملی بر سبک مدیریتی، چابکی عملکردی و کارامدی سازمانی مدیران ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر تفکر تأملی بر سبک مدیریتی، چابکی عملکردی و کارامدی سازمانی مدیران ورزشی و ارائه الگوست. تحقیق حاضر از نوع توصیفی– همبستگی است و به روش پیمایشی انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش، مدیران ورزشی آموزش و پرورش استان اصفهان در سال 1395 بود که از میان 786 نفر جامعه آماری، 258 نفر به عنوان نمونه آماری تحقیق به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های تفکر تأملی کمبر و همکاران (2000)، پرسشنامه سبک مدیریتی باس و آولیو (1996)، پرسشنامه چابکی سازمانی شریفی و ژانگ (1999) و پرسشنامه کارامدی سازمانی هسو (2002) استفاده شد که روایی صوری، محتوایی و پایایی تأیید شد. تجزیه وتحلیل داده های پژوهش در دو سطح توصیفی و استنباطی به وسیله نرم افزار spss و lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که بین تفکر تأملی و الگوی مدیریتی مدیران ورزشی، همچنین بین الگوی مدیریتی با چابکی سازمانی و کارامدی سازمانی همبستگی وجود دارد. به طور کلی مدل اثر تفکر تأملی بر کارامدی سازمانی مدیران ورزشی با توجه به نقش میانجی گری سبک مدیریتی و چابکی سازمانی برازش شایان توجهی به دست آورد.
تدوین مدل معادلات ساختاری تفکر راهبردی و چابکی سازمانی در فدراسیون های منتخب ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و توسعه ورزش سال ۷ بهار ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۱۳)
52 - 65
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از اجرای این تحقیق،تدوین مدل معادلات ساختاری تفکر راهبردی و چابکی سازمانی در فدراسیون ها ی منتخب ورزشی ایران بود.روش شناسی: روش تحقیق حاضر همبستگی بودو برای تدوین مدل از معادلات ساختاری (مدل ساختاری، تحلیل مسیر)استفاده شد. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه تفکر راهبردی (لیدکا، 1998) و پرسش نامه چابکی سازمانی (اسپایدزر، 2007)بود. روایی پرسشنامه ها به صورت صوری و محتوایی و ضریب الفای کرونباخ برای پایایی پرسش نامه چابکی سازمانی96/0و تفکر راهبردی 96/0 تعیین گردید. جامعه آماری تحقیق شامل850 نفر از مدیران و کارکنان22 فدراسیون موفق و منتخب ورزشی جمهوری اسلامی ایران بود. نمونه آماری شامل 269 نفر با استفاده جدول کرجسی مورگان تعیین گردیدکه به صورت تصادفی ساده انتخاب شدندو برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماری لیزرل استفاده شد.یافته ها: یافته های تحقیق نشان دادکه مولفه های نگرش سیستمی (86/0=β)، عزم راهبردی (91/0=β)، تفکر فرضیه محور (87/0=β)، فرصت طلبی هوشمندانه (92/0=β) و تفکر به موقع (88/0=β) بر تفکر راهبردی اثر مستقیم معنی داری داشتند (01/0>P). در ضمن مولفه های سرعت (92/0=β)، شایستگی (92/0=β)، انعطافپذیری (85/0=β)، پاسخگویی (85/0=β) برچابکی سازمانی اثرمستقیم معنی داری داشتند (01/0>P). همچنین تفکر راهبردی بر چابکی سازمانی در فدراسیون های منتخب ورزشی اثر مستقیم و معنی داری داشت(01/0>P 82/17=t 94/0=β). شاخص های آزمون دارای برازش مطلوب و مبین تاثیر تفکر راهبردی بر چابکی سازمانی بود.نتیجه گیری: با عنایت به نتایج بدست آمده نتیجه گیری می شود با تدوین اهداف و استراتژی منسجم برای توسعه تفکر راهبردی بین مدیران و کارکنان فدراسیون های ورزشی، زمینه توسعه چابکی سازمانی در بین فدراسیون های ورزشی را می توان در آینده فراهم نمود
بررسی رابطه کارآفرینی سازمانی با چابکی سازمانی در شرکت های دانش بنیان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تغییرات و تحولات امروزی منجر شده است تا شرکت ها برای عقب نماندن از قافله رقابت به فعالیت های کارآفرینی سازمانی و چابکی سازمانی توجه ویژه ای داشته باشند. هدف تحقیق حاضر که از نوع تحقیق کمی، کاربردی و توصیفی همبستگی است، بررسی رابطه کارآفرینی سازمانی با چابکی سازمانی است. جامعه آماری تحقیق حاضر، مدیران شرکت های مستقر در پارک های علم و فناوری دانشگاه تهران به تعداد 535 نفر می باشد. پس از اطمینان از روایی و پایایی، این پرسشنامه بین اعضای جامعه توزیع گردید و درنهایت 230 پرسشنامه قابل استفاده برگشت داده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز به کمک نرم افزار SPSS صورت پذیرفت. نتایج نشان داد رابطه مثبت و معناداری بین کارآفرینی سازمانی و چابکی سازمانی در بین شرکت های دانش بنیان وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که بین مولفه های کارآفرینی سازمانی از قبیل نوآوری، ریسک پذیری و پیشگامی با چابکی سازمانی در بین شرکت های دانش بنیان ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.
تاثیر جذب دانش و چابکی سازمانی بر نوآوری در کسب و کار و فرایند مالی با توجه به نفش تعدیل گری اینرسی سازمانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهشنامه اقتصاد و کسب و کار سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۱
97 - 113
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف بررسی تاثیر جذب دانش و چابکی سازمانی بر نوآوری در کسب و کار و فرایند مالی با توجه به نفش تعدیلگری اینرسی سازمانی انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر مدیران ارشد و کارکنان مالی شرکت های زیر مجموعه هلدینگ خلیج فارس بودند. نمونه آماری تحقیق 165 نفر از مدیران ارشد و کارکنان مالی شرکت های زیر مجموعه هلدینگ خلیج فارس در نظر گرفته شد که به همین تعداد پرسشنامه تکمیل گردید. اطلاعات گردآوری شده توسط پرسشنامه ها به وسیله نرم افزار SPSS24 و Smart PLS3 با استفاده از مدل سازی مع ادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده از پرسشنامه های تحقیق در سطح اطمینان 95 درصد نشان داد بین جذب دانش و نوآوری در کسب وکار و فرایند مالی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد، یعنی با افزایش جذب دانش میزان نوآوری در کسب وکار و فرایند مالی افزایش خواهد یافت. بین چابکی سازمانی و نوآوری در کسب وکار و فرایند مالی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد یعنی با افزایش چابکی سازمانی میزان نوآوری در کسب وکار و فرایند مالی افزایش خواهد یافت. اینرسی سازمانی در رابطه بین جذب دانش و نوآوری در کسب وکار و فرایند مالی نقش تعدیلگر معناداری ایفا نمی کند. اینرسی سازمانی در رابطه بین چابکی سازمانی و نوآوری در کسب وکار و فرایند مالی نقش تعدیلگر معناداری ایفا نمی کند.
رابطه چابکی سازمانی با مقاومت در برابر تغییر در کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان فارس
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه چابکی سازمانی با مقاومت در برابر تغییر در کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان فارس بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق، شامل کلیه کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان فارس بودند که با استفاده از جدول مورگان 200 نفر به صورت تصادفی به عنوان نمونه آماری تعیین شدند. و برای جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه چابکی سازمانی شریفی و ژانگ (1999) و پرسشنامه مقاومت در برابر تغییر ارگ (2006) استفاده شد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه ها توسط صاحب نظران مورد تأیید قرار گرفت. پایایی پرسشنامه ها نیز با استفاده از آلفای کرونباخ برای چابکی سازمانی و مقاومت در برابر تغییر به ترتیب 0.91 و 0.89 محاسبه شد. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد بین چابکی سازمانی و مقاومت در برابر تغییر رابطه منفی (معکوس) و معناداری وجود دارد. همچنین تحلیل رگرسیونی گام به گام نشان داد، سه بعد از چابکی سازمانی (انعطاف پذیری، سرعت و شایستگی)، نقش منفی و معناداری در پیش بینی مقاومت در برابر تغییر دارند (0.005=P). با توجه به نتایج تحقیق مدیران با آگاهی از ابعاد مؤثر چابکی سازمانی در کاهش مقاومت در برابر تغییر می توانند با انطباق بیشتر سازمان های ورزشی با محیط متغیر کنونی خود در جهت ارتقاء و توسعه همه جانبه ورزش گام بردارند
شناسایی موانع چابکی سازمانی در شرکت پتروشیمی مارون(مقاله علمی وزارت علوم)
هدف اصلی پژوهش حاضر «بررسی، شناسایی و اولویت بندی موانع چابکی سازمانی در شرکت پتروشیمی مارون» است. پژوهش از منظر هدف از نوع کاربردی، از حیث ماهیت و روش توصیفی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان پتروشیمی شرکت مارون هست که 18 تن از خبرگان به روش نمونه گیری نظری و هدفمند انتخاب شدند. در این تحقیق از تکنیک دلفی فازی جهت شناسایی موانع چابکی سازمانی، فن آماری تحلیل عاملی اکتشافی به منظور دسته بندی آن موانع و نیز تکنیک TOPSIS فازی به منظور اولویت بندی موانع چابکی و مؤلفه های زیرمجموعه آن ها به کار گرفته شد. نتایج نشان داد اولویت موانع چابکی سازمانی به ترتیب: 1. مدیریت عملکرد، 2. نیروی انسانی، 3. خدمت به مشتری، 4. رهبری، 5. تغییر سازمانی، 6. فناوری اطلاعات؛ و 7. فرهنگ و ارزش ها است.
تأثیر هوش استراتژیک مدیران بر چابکی سازمانی کتابخانه های مرکزی دانشگاه های جامع دولتی شهر تهران از دیدگاه کتابداران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر هوش استراتژیک مدیران بر چابکی سازمانی کتابخانه های مرکزی دانشگاه های جامع دولتی شهر تهران از دیدگاه کتابداران آن می باشد. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به روش پیمایش توصیفی انجام شده است. جامعه پژوهش را 172 نفر از کتابداران کتابخانه های مرکزی دانشگاه های جامع دولتی شهر تهران تشکیل دادند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ترکیبی محقق ساخته و استاندارد است. پس از جمع آوری داده ها، با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری، داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد ضریب مسیر برای تأثیر مؤلفه آینده نگری (207/3) و تدوین چشم انداز (454/2) بر چابکی سازمانی معنادار است (96/1<t) و ضریب مسیر برای تأثیر سه مؤلفه تفکر سیستمی (535/0)، انگیزش (202/1)، و مشارکت (203/0) بر چابکی سازمانی معنادار نمی باشد (96/1>t). مطابق یافته ها، مؤلفه آینده نگری به میزان 6/41 درصد و مؤلفه تدوین چشم انداز به میزان 3/26 درصد بر چابکی سازمانی کتابخانه ها تأثیر مثبت دارند. به طور کلی، هوش استراتژیک مدیران به میزان 68 درصد بر چابکی سازمانی کتابخانه ها تأثیر مثبت دارد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج و تاثیر هوش استراتژیک مدیران در افزایش چابکی سازمانی کتابخانه های دانشگاهی، پیشنهاد می شود، هوش استراتژیک و مؤلفه های آن هنگام گزینش و انتخاب مدیران کتابخانه ها مد نظر قرار گیرد و زمینه آموزش مؤثر برای مدیران کتابخانه های دانشگاهی فراهم شود.
بررسی تاثیر مکانیسم های فناوری اطلاعات بر چابکی سازمان با نقش دوسوتوانی فناوری اطلاعات (مطالعه موردی: کارکنان شرکت هلدینگ تدبیر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تحقیقات در مورد منابع و توانایی های فناوری اطلاعات که شرکت ها را قادر می سازد، در بازار با تغییر سریع، چابک باشند، نوپاست. ایجاد چابکی از طریق فناوری اطلاعات، یک فرآیند طولانی مدت و کار دشواری برای هر بنگاهی است. پژوهش حاضر با هدف، تعیین تاثیر مکانیسم های حاکمیت فناوری اطلاعات بر چابکی سازمانی با نقش دوسوتوانی فناوری اطلاعات انجام شد. روش شناسی: این تحقیق از نظر نوع کاربردی و به صورت کمّی بوده و از نظر روش تحقیق نیز یک تحقیق توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق، مدیران و کارشناسان شرکت هلدینگ تدبیر به تعداد 215 نفر می باشد که با استفاده جدول کوکران تعداد 138 نفر به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شد. ابزار اصلی جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه دوسوتوانی فناوری اطلاعات، چابکی سازمانی و مکانیسم های حاکمیت فناوری اطلاعات ژن و همکاران (2021) بود. روایی پرسشنامه به صورت صوری و محتوایی و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه و تایید شد. داده های به دست آمده با استفاده از مدل معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS تجزیه و تحلیل شدند. نتایج: نتایج نشان داد که ابعاد مختلف مکانیسم های حاکمیت فناوری اطلاعات (حاکمیت ساختاری، حاکمیت فرآیندها و حاکمیت رابطه ای) بر اکتشاف و بهره برداری از فناوری اطلاعات در هلدینگ تدبیر تاثیر داشته و از سوی دیگر، اکتشاف و بهره برداری از فناوری اطلاعات بر چابکی هلدینگ تدبیر تاثیر دارد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های تحقیق می توان استنباط نمود که فراهم نمودن چابکی هلدینگ تدبیر نیازمند آن است که ابعاد مختلف مکانیسم های حاکمیت فناوری اطلاعات همراه با مولفه های دوسوتوانی فناوری اطلاعات مورد توجه قرار گیرد.
شناسایی و اولویت بندی ابعاد توسعه فناوری اطلاعات در مدیریت منابع انسانی با رویکرد چابکی سازمانی: یک رهیافت فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۸ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۲۹)
329 - 358
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش و مطالعه در مورد منابع و توانایی های فناوری اطلاعات که سازمان ها را قادر می سازد در مقابل تغییرات چابک باشند، نوظهور است. ایجاد چابکی در یک سازمان از طریق فناوری اطلاعات، یک فرآیند طولانی مدت و کار دشواری برای هر سازمانی محسوب می شود. در همین راستا، قابلیت های فناوری اطلاعات از چابکی سازمان پشتیبانی نموده و نقش اساسی و محوری در درک و واکنش نسبت به محیط دارند. امروزه استفاده از فناوری اطلاعات در سازمان ها تأثیر شگرفی بر مدیریت منابع انسانی داشته، با اِعمال روش های مختلف، باعث افزایش بهره وری مدیریت منابع انسانی شده است. بر همین اساس پژوهش حاضر نیز برای اولین بار و با هدف شناسایی ابعاد توسعه فناوری اطلاعات در مدیریت منابع انسانی با رویکرد چابکی سازمانی در ستاد فرماندهی انتظامی استان اردبیل انجام گرفته است.
روش: این تحقیق ترکیبی از نوع توصیفی- اکتشافی است. جامعه آماری این پژوهش 20 نفر از کارکنان ستادی فرماندهی انتظامی استان اردبیل بودند که در قسمت انفورماتیک و فناوری اشتغال داشته و به صورت هدفمند و به شیوه نمونه گیری ارجاع زنجیره ای (روش گلوله برفی) انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با خبرگان بوده که با استفاده از روش دلفی و در دو دُور انجام شده است. همچنین برای بررسی پایایی پرسشنامه مورد استفاده، از شاخص آلفای کرونباخ و برای بررسی روایی آن از روش فورنل و لاکر استفاده گردید. در این پژوهش و بعد از مشخص شدن ابعاد، با بهره گیری از رویکرد سلسله مراتبی و با اسفاده از نرم افزار Expert Choice اولویت ها تعیین شد. همچنین از ضریب هماهنگی کندال نیز برای تعیین میزان هماهنگی نظرات خبرگان استفاده گردید. تحقیق حاضر در فاصله زمانی بهمن ماه 1400 تا مرداد ماه 1401 انجام شده است.
یافته ها: هوشمندی و سرعت نیروی انسانی، شایستگی فناوری و نیروی انسانی، اشتراک دانش و مسئولیت پذیری و انعطاف پذیری در فناوری اطلاعات به عنوان ابعاد توسعه فناوری اطلاعات با رویکرد چابکی سازمانی در ستاد فرماندهی انتظامی استان اردبیل شناسایی شدند.
نتیجه گیری: شایستگی فناوری و نیروی انسانی با ارزش 319/0 به عنوان مهم ترین بُعد، در رتبه اول ابعاد توسعه فناوری اطلاعات با رویکرد چابکی سازمانی قرار گرفت. هوشمندی و سرعت نیروی انسانی با ارزش 255/0، اشتراک دانش و مسئولیت پذیری با ارزش 236/0 و انعطاف پذیری در فناوری اطلاعات با ارزش 186/0 به ترتیب به عنوان اثرگذارترین ابعاد توسعه فناوری اطلاعات با رویکرد چابکی سازمانی در ستاد فرماندهی انتظامی استان اردبیل قرار گرفتند. در نهایت نرخ سازگاری نیز در این پژوهش 004/0 بدست آمد.
تحلیل پیامدهای اینرسی دانشی در شرکت های دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۳۲)
294 - 269
حوزههای تخصصی:
هدف: اینرسی دانشی تداعی گر استفاده از رویه ها، دانش یا تجربه قبلی برای حل مسائل و مشکلات جدید است. به عبارتی آینده را همچون امروز در نظر می گیرد. در واقع فرد و سازمان به دانش و تجربه قبلی خود برای رهایی از شرایط بی سابقه و جدید اعتماد دارد. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر تحلیل پیامدهای اینرسی دانشی در شرکت های دانش بنیان است.
روش: پژوهش حاضر در زمره پژوهش های آمیخته (کیفی و کمّی) بوده که به صورت کیفی و کمّی و در پارادایم استقرایی- قیاسی قرار دارد. همچنین از لحاظ هدف،کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش، اکتشافی است. با توجه به ماهیت پژوهش، جامعه آماری در بخش کیفی و کمّی، شامل خبرگان (مدیران شرکت های دانش بنیان استان لرستان و اساتید گروه مدیریت دانشگاه لرستان) هستند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، 14 نفر از آنها به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. بنابراین، براساس اصل کفایت نظری (وضعیتی که در آن هیچ داده و اطلاعات بیشتری یافت نشد که محقق پدیده مورد نظر را رشد دهد و دانش بیشتری کسب نماید)، تاسرحد اشباع، داده های مورد نیاز جمع آوری گردید. در بخش کیفی از رویکرد تحلیل مضمون، علاوه بر مطالعه مقاله، کتاب و... از مصاحبه نیمه ساختاریافته نیز بهره گرفته شد که روایی و پایایی آن به ترتیب با استفاده از ضریب CVR و آزمون کاپای- کوهن تأیید گردید. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمّی پرسشنامه دلفی فازی است که روایی و پایایی آن به ترتیب با استفاده از روایی محتوا و نرخ ناسازگاری تأیید شد.
یافته ها: از آنجا که پژوهش حاضر دارای رویکردی آمیخته (کیفی و کمّی) است، نتایج حاصل در بخش کیفی نشان دهنده شناسایی پیامدهای اینرسی دانشی در شرکت های دانش بنیان است. نتایج این بخش بعد از تحلیل داده ها به کمک رویکرد کدگذاری (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) و نرم افزار اطلس تی (atlas.T)، نشان دهنده شناسایی پانزده عامل به عنوان پیامدهای اینرسی دانشی در شرکت های دانش بینان است. همچنین در بخش کمّی پژوهش با استفاده از روش دلفی فازی، اولویت بندی پیامدهای اینرسی دانشی در شرکت های دانش بینان انجام شد که نتایج نشان می دهد فاش شدن راهبردهای سازمان، افزایش قابلیت پیش بینی حرکات سازمان، افزایش جمود و رکود فکری، از بین رفتن خلاقیت و نوآوری، مقاومت در برابر تغییر و کاهش عملکرد، کاهش یادگیری سازمانی و کاهش چابکی و انعطاف پذیری، به ترتیب مهم ترین پیامدهای اینرسی دانشی در شرکت های دانش بنیان هستند.
نتیجه گیری: دانش یکی از اساسی ترین و مهمترین راهکارهای رقابت در هزاره جدید تلقی می گردد. هر چقدر سازمان دارای منابع بسیاری باشد، اما از دانش و علم روز بی بهره باشد، تمامی منابع آن راکد می ماند و عملاً قادر نخواند بود به نحو مطلوب از آنها استفاده نماید. دانش و بهره مندی از آن می تواند مسیر رشد و تعالی سازمان را تقویت نماید و موقعیت آن را در محیط رقابتی بهبود بخشد. به دیگر سخن، دانش، استفاده کارآمد و موثر از دیگر منابع را برای سازمان مشخص می سازد. به این ترتیب، حاکم شدن اینرسی دانشی باعث می شود که سازمان در کسب دانش جدید و یادگیری باز ماند و به نسخه ها و راهبردهای قدیمی در حل مسائل و مشکلات خود اکتفاء کند. به عبارتی، روزبه روز جمود و رکود فکری در سازمان بیشتر می شود. لازم به ذکر است که خلق ایده های جدید و بدیع در سازمان از بین می رود و دیگر روش ها و فنون آن برای مقابله با تهدیدات تکراری و در نهایت برای رقبا قابل پیش بینی است. از سوی دیگر، عارضه اینرسی دانشی قابلیت پاسخگویی سریع و استفاده موثر و کارآمد از فرصت های به وجود آمده در محیط را از سازمان سلب می نماید و چابکی و سرعت عمل را مخدوش می سازد.
تبیین نقش میانجی چابکیِ سازمانی بر رابطه بین حاکمیت فناوری اطلاعات و بهره وری دانش در اداره کل راه و شهرسازی جنوب استان سیستان و بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: استفاده فراگیر و گسترده از فناوری اطلاعات در بسیاری از سازمان ها، مدیریت و راهبری، این پدیده را به موضوع مهمی تبدیل کرده است. کاربرد فناوری اطلاعات در «چابکی» به بهبود عملیات تجاری کمک می کند. هدف این پژوهش بررسی نقش میانجی چابکیِ سازمانی در رابطه ی بین حاکمیت فنّاوریِ اطلاعات و بهرهوری دانش می باشد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه ی گردآوری داده ها توصیفی- پیمایشی است. جامعه ی آماری تحقیق، شامل کلیه کارکنان اداره ی کل راه و شهرسازیِ جنوب استان سیستان و بلوچستان به تعداد 632 نفر بود که نمونه ی آماری مطابق فرمول کوکران، 240 نفر تعیین شد. ابزار جمع آوری داده های این تحقیق، پرسشنامه چابکی سازمانی با اقتباس شاخص ها از پرسشنامه شریفی و ژانگ (2001)، حاکمیت فناوری اطلاعات از پرسشنامه حاکمیت فنّاوری اطلاعات ژن و همکاران (2021) و پرسشنامه بهره وری دانش بصورت محقق ساخته و با اقتباس از مولفه های پیتر دراکر (1999) بودند. آلفای کرونباخ برای همه متغیرها مقادیری بالاتر از 7/0 محاسبه گردیدکه در دامنه قابل قبول قرار داشتند. روایی محتوایی پرسشنامه ها به تأیید اساتید خبره رسیده و سپس از طریق تحلیل عاملی تأییدی نیز احراز گردید. یافته ها:پس از تجزیه و تحلیل داده ها، شاخص برازش RMSEA برابر 031/0 به دست آمده است که از مقدار 05/0 کوچکتر است بنابراین مدل ساختاری از برازش مطلوبی برخوردار است.فرضیه های تحقیق با استفاده از تحلیل مسیر در نرم افزار لیزرل آزمون شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد، حاکمیت فنّاوری اطلاعات بر چابکیِ سازمانی تأثیر مثبت داشته و از طریق چابکی، بهره وری دانش کارکنان در سازمان را به طور مثبت تحت تأثیر قرار خواهد داد. لذا پیشنهاد می شود سازمانها با ارتقای مطلوبیت روندهای فنّاوری اطلاعات در سازمان ها، زمینه ارتقای بهره وری دانش سازمانی را فراهم نمایند. در این پژوهش، روابط بین فرضیه ها مثبت ارزیابی شد. شایان ذکر است که بیشترین تأثیر، مربوط به فرضیه چهارم با مقدار 91/0 است که بیانگر رابطه حاکمیت فناوری با بهره وری دانش از طریق چابکی سازمانی است. Purpose: Widespread use of information technology in many organizations, management and leadership, has turned this phenomenon into an important issue. The application of information technology in "agility" helps to improve business operations. The purpose of this research is to investigate the mediating role of organizational agility in the relationship between information technology governance and knowledge productivity. Method: The current research is applied in terms of purpose and descriptive-survey in terms of data collection. The statistical population of the research included all the employees of the General Department of Roads and Urban Development in the south of Sistan and Baluchestan province, numbering 632 people, and the statistical sample was determined as 240 people according to Cochran's formula. The data collection tool of this research is organizational agility questionnaire with indicators adapted from Sharifi and Zhang (2001), information technology governance from information technology governance questionnaire by Zhen et al. (2021) and knowledge productivity questionnaire developed by researcher and adapted They were among the components of Peter Drucker (1999). Cronbach's alpha was calculated for all variables above 0.7, which were in the acceptable range. The content validity of the questionnaires was confirmed by expert professors and then it was verified through confirmatory factor analysis. Findings: After analyzing the data, the RMSEA fit index equal to 0.031 was obtained, which is smaller than the value of 0.05, so the structural model has a good fit. The research hypotheses were tested using path analysis in Lisrel software. Conclusion: The results showed that information technology governance has a positive effect on organizational agility, and through agility, it will positively affect the knowledge productivity of employees in the organization. Therefore, it is suggested that organizations improve the productivity of organizational knowledge by improving the usefulness of information technology trends in organizations. In this research, the relationships between the hypotheses were evaluated positively. It is worth mentioning that the greatest impact is related to the fourth hypothesis with a value of 0.91, which indicates the relationship between technology governance and knowledge productivity through organizational agility.
نقش توانمندسازی کارکنان در تاب آوری سازمانی با میانجی گری چابکی سازمانی (مورد مطالعه: شهرداری مشهد مقدس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر توانمندسازی کارکنان بر تاب آوری سازمانی با میانجی گری چابکی سازمانی است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی پیمایشی و جامعه آماری پژوهش، شهرداری مشهد مقدس بود. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 198 نفر برآورد گردید. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده توزیع و تکمیل پرسش نامه انجام شد. برای سنجش متغیر توانمندسازی از پرسش نامه توانمندسازی روان-شناختی اسپریتزر، برای سنجش متغیر تاب آوری سازمانی از پرسش نامه کلاهنن، همچنین برای سنجش متغیر چابکی سازمانی از پرسش نامه تورنگ لین و همکاران استفاده شده است. در تحقیق حاضر آزمون پایایی، آلفای کرونباخ تمامی متغیرها بیش از 7/0 به دست آمد که نشان از پایایی مناسب ابزار داشت. روایی پرسش نامه ها براساس نظرات اساتید مورد برسی قرار گرفت و جرح و تعدیلاتی در پرسش نامه صورت پذیرفت. در این پژوهش برای تجزیه وتحلیل داده ها و اطلاعات و آزمون فرضیه ها از نرم افزارهای SPSS و PLS استفاده شده است. نتیجه تجزیه وتحلیل-ها بیان گر این است که چابکی سازمانی تأثیر توانمندسازی کارکنان را بر تاب آوری شهرداری شهر مشهد مقدس میانجی گری می کند. توانمندسازی سازمانی بر تاب آوری کارکنان شهرداری مشهد مقدس تأثیر مثبت و معنادار دارد. توانمندسازی بر چابکی سازمانی شهرداری مشهد مقدس تأثیر مثبت و معنادار و چابکی بر تاب آوری کارکنان شهرداری مشهد مقدس تأثیر مثبت و معنادار دارد.