با آغاز انقلاب صنعتی اول در اواسط قرن هیجدهم ، بریتانیا، با رشد فزاینده تولیدات صنعتی و دسترسی بیش از پیش به مستعمرات در نیمه اول قرن نوزدهم قدرت بزرگ صنعتی درجهان گردید.توسعه قدرت این کشور درنیمه دوم قرن نوزدهم همچون گذشته با بهره وری از توان صنعتی امکان پذیر شد.در این زمان، تکنولوژی ارتباطی، ازدستاوردهای انقلاب صنعتی دوم بیشترین امکان را برای بسط قدرت سیاسی و اقتصادی بریتانیا و نیز پیشی گرفتن آن درعرصه رقابتهای بین المللی از سایررقبای اروپایی فراهم کرد.در این مقاله، چگونگی راه اندازی کابل دریای سرخ و اهمیت آن در سیاست مستعمراتی بریتانیا در شرق ، مورد بررسی قرار گرفته است.
مجمع التواریخ، اثری دربارة تاریخ ایران در دورة پس از سقوط صفویه است که در
سال 1207 در هند نوشته شده است. آخرین فقرات اطلاعاتی این اثر مربوط به تاریخ ایران
در اوایل قرن سیزدهم است، اما مطالب آن بیشتر از منظر مطالع? تاریخ خاندان مرعشی و
تاریخ ایران در سال های مقارن با سقوط صفویه تا اوایل ده? هشتاد قرن دوازدهم هجری
قمری اهمیت دارد. میرزا محمد خلیل، نویسندة آن اثر، از سادات مرعشی مهاجر به هند
است. بنا بر این، به اثر مزبور می بایست به عنوان کتابی تاریخی که توسط یک مهاجر ایرانی
به هند نوشته شده است، نگریست. در مقال? حاضر به مجمع التواریخ از این منظر نگریسته
شده است. این نوع نگاه به شناخت بهتر ما از این اثر و نویسندة آن کمک خواهد کرد. نگاه
مزبور دو زمینه برای تبیین ویژگی های مختلف اثر نامبرده در اختیار ما قرار خواهد داد که
یکی ایرانی و دیگری هندی است. در نوشته های برخی از محققانی که قبل از این
مجمع التواریخ را مورد بررسی قرار داده اند، از این منظر به آن اثر نگریسته نشده و
ویژگی هایی مانند دوگانگی نثر آن اثر از نظر دور مانده و یا نویسندة یکی از منابع مهم
اطلاعاتی آن، یعنی میر محمدعلی فاضل که او هم از مهاجران ایرانی به هند بوده است،
شناسایی نشده است. در این مقاله، افزون بر چشم انداز خاصی که برای تفسیر و تحلیل
در قرن شانزدهم میلادی، سلطه روسیه در آسیا، شمال دریای سیاه و شمال دریای خزر که اقوام آن مسلمان بودند، گسترش یافت. عثمانیان در این ایده بودند که کانالی از رودخانه دُن به رودخانه ولگا حفر کنند تا با فتح استراخان و با کمک مسلمانان ترکستان راه پیشروی روس ها را به سوی دریای خزر سد کند و جبهه ای از پشت سر علیه ایران باز کند. اما روسیه پیش دستی کرد و با تصرف شهرهای غازان و استراخان و حوضه ولگا و پیشروی در قفقاز، در میان مسلمانان این مناطق جدایی انداخت. عثمانی تلاش کرد تا حرکات روس ها را در قفقاز مانع شود. اما، به علت گرفتاریها در اروپای مرکزی و مشکلات داخلی این نقشه را کنار گذاشت. این مقاله درنظر دارد سیاست عثمانی علیه روسیه در آن قلمرو و نتایج ناکامیاش را بررسی کند.