چکیده پیوستگی دین و دولت در حکومت صفویه (1135- 907 ق.)، سبب شده است تعامل دو نهاد دینی و سیاسی و چگونگی آن از مسائل مهم پژوهش در دوره صفویه باشد. هر مقطع از دوره صفویه به دلیل تغییرات سیاسی و اجتماعی و چگونگی عملکرد شاهان، این تعامل از ویژگی خاصی برخوردار است. دوره شاه صفی که از نظر سیاسی آغاز دوره افول صفویه است، مساله تعامل دین و سیاست در آن وضع خاصی دارد. در این بررسی با تامل در آثار به جا مانده از علی نقی کمره ای، تبیین این رابطه مد نظر است. کمره ای از عالمان متوسطی است که تجربه مناصب مذهبی را دارد، در عین حال با نگرش انتقادی از شرایط حاکم در کلیت نهاد سیاسی و مذهبی، به ویژه رابطه شاه با عالمان دینی سخن می گوید. محور دیدگاه کمره ای، حکایت از وجود تنش در این رابطه است و همین نکته، یعنی چرایی این تنش و چگونگی آن از خلال آثار کمره ای مبنای این بررسی است.
کمبود آب در فلات ایران همواره یکی از مهم ترین دغدغه ها بوده و غلبه بر این نقصان و ابداع شیوه های آبیاری و مدیریت تقسیم آب از مهم ترین دستاوردهای انسان در این دیار است. بحران کنونی آب بیانگر نبود اراده سیاسی کافی و برنامه ریزی درست در این زمینه است. در این نوشتار تلاش شده تا ارتباط موجود میان ثبات سیاسی از دوره اوج تا افول صفویان با سیستم مدیریتی آب واکاویشود. با بررسی وضعیت کنونی شماری از کشورهای کم آب جهان، مشخص شد بحران آب در این کشورها ثبات سیاسی و امنیت را به شدت تحت تاثیر قرار داده است.نوع حکومت صفوی در طی زمان تغییرات زیادی یافت. در دوران طلایی حکومت صفویه سیستم مدیریت آب تحت نظارت مناسب به شکل کارآمدی به کار می پرداخت. در اواخر دوره به تدریج با تزلزل ارکان حکومتی و رواج فساد و رشوه خواری، دستگاه مدیریت آب نیز تضعیف شد. فشار وارده بر کشاورزان پایه های اقتصاد را لرزاند و این امر بر روند سقوط حکومت تاثیر مضاعف گذاشت. از طرف دیگر نارضایتی های ایجاد شده در مردم و کشاورزان نیز بر روند افول صفویان دامن می زد. این پژوهش از نوع تاریخی است و با رویکردی تحلیلی تطبیقی انجام شده است. روش داده اندوزی نیزاسنادی و کتابخانه ای است.