تاریخ صفویان (1736-1501م/ 1135-907 ه .ق) شاهد حضور نیروی های نظامی ترک تباران قزلباش در کنار دیوان سالاران تاجیک و بعدها نیروی سومی (که شامل گرجی ها، ارامنه، چرکس ها) بوده که پس از قدرت یابی شاه عباس اول (1629-1587 م/1038-996 ه .ق)، قدرتشان افزایش یافته و در دوره شاه صفی (1643-1629 م/ 1052-1038 ه .ق) بیشتر مناصب مهم، در اختیارشان بوده است. پارسادان گُرگی جانیدزه از اهالی شهر گوری در گرجستان، یکی از همین نیروها محسوب می شده که در خدمت صفویان بوده و مناصب نایب داروغه اصفهان و ایشیک آقاسی دربار صفوی را برعهده داشته است. گُرگی جانیدزه ازجمله گرجی تباران اهل فرهنگ و دانش بوده که لغت نامه چندزبانه فارسی عربی گرجی را نگاشته و ترجمه کتاب «جامع عباسی» را بر عهده داشته و در ترجمه کتاب شاهنامه فردوسی به گرجی نقش مؤثری داشته است. او همچنین کتاب تاریخ گرجستان را نیز تألیف کرده است. در این پژوهش، هیروتاکه مائدا به دنبال یافتن این مسئله است که پارسادان گُرگی جانیدزه در دوران زندگی خود چه تأثیرات فرهنگی و سیاسی در ایران و گرجستان داشته است؟
در فرش بافی ایران، یکی از جذاب ترین و پرمخاطب ترین تحولات در سبک طراحی، آغاز جنبش تصویرگری در سده سیزدهم ه . ق است. به ویژه پرتره شاهان تاریخی و اسطوره ای به عنوان یک موضوع آرمانی و باستان گرا با محوریت های رمزگونه و نمادین در این دوره موردتوجه زیادی قرارمی گیرد. دراین بین اسطوره هوشنگ شاه با یک ترکیب بندی بخصوص و ثابت، در وسعت جغرافیایی متنوع بافت شده و موردتوجه مردم و حاکمان وقت خود بوده است؛ بنابراین، هدف این پژوهش بدان جهت رهنمون یافته، به دنبال معناکاوی متون و پیام های اجتماعی مستتر در قالی های هوشنگ شاهی باشد تا به این پرسش اصلی پاسخ داده شود که عناصر این قالی بر چه مفاهیمی دلالت می کنند؟مقاله حاضر با بررسی و تحلیل کنشگران فرش در قالب نظام نشانه ای تصویر و برقراری روابط بینامتنیت، به صورت توصیفی- تحلیلی سعی در کشف و تحلیل فرامتن ها و ارتباطات دوسویه میان فرش و جامعه را داشته است و یافته ها حاکی از آن می باشد که کنش ها و هژمونی های سیاسی و اجتماعی موجب شکل گیری نظام های گفتمانی و مردم محور در این هنر شده است و طراح ازطریق دستور زبان تصویری- اسطوره ای و نظام قدرتمند نشانه پذیر فرش، بستری را برای روشن فکری، آرمان خواهی و ایدئولوژی جامعه خویش فراهم آورده و فرش های هوشنگ شاهی با این ساختار و معنا، برساخته از رویدادهای سیاسی- اجتماعی جامعه خود بوده است.
کلانتری از مناصب مهم حکومتیِ کرمان عصر قاجاریه بود، که موقعیت ممتازی در تشکیلات اداری ایالت داشت. مهمترین کارکرد کلانتر در این دوره گردآوری مالیات و تأمین نظم و امنیت و نظارت بر ارزاق شهری بود. در این مقاله برآنیم تا به این پرسش ها بپردازیم شرایط کسب مقام کلانتری در دوره قاجاریه چه بود؟ دگرگونی ساختار قدرت این منصب در دوره قاجاریه چگونه بود؟ ضمن بررسی کارکردهای منصب کلانتری نقش کلانترها را بر تغییرات سیاسی و اجتماعی جامعه شهری کرمان را نیز بررسی کنیم. برای پاسخ به پرسش ها به روش تحلیلی و توصیفی و بر پایه منابع کتابخانه ای و نشریات عصر قاجاریه جایگاه اداری کلانتر در کرمان بررسی شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مقام کلانتری به وسیله حاکم تعیین و بین طوایف معروف و حکومتگر کرمانی دست به دست می شد. ساختار قدرت کلانتری به سبب عدم لیاقت کلانترها در انجام وظایف شان یا حمایت از آشوب های سیاسی و رقابت های خاندانی برای کسب این مقام و ورود نهادهای جدید تنزل یافت. کلانترها با اتخاذ شیوه های عجولانه و خودسرانه در جمع آوری مالیات و نرخ بندی کالاهای اساسی فقر مردم را فراهم نمودند. عملکرد نامعقول برخی از آنها در برابر فرقه نوظهور شیخیه و مخالفانشان مسبب آشوب های شهری شد.
فردوسی در شاهنامه علاوه بر موضوعات ادبی، از مسائل گوناگون سیاسی، امنیتی، نظامی سخن می گوید و در اثر خود به تبیین روابط ایران با ملل خارجی اشاره می کند. در بازنمایی این روابط، مقوله نفوذ و جاسوسی از اهمیت خاصی برخوردار است. گزینش جاسوسان مجرب و کارآزموده و حساسیت این کار، نشان از اهمیت جاسوسی در بقای یک ملت و پیروزی درنبردهای سرنوشت ساز دارد. افزون بر این، بررسی ابعاد مختلف جاسوسی در اثر فردوسی باعث می شود از دستاوردهای اطلاعاتی و امنیتی پیشینیان برای پیشبرد اهداف حفاظتی و امنیتی در دوران معاصر استفاده شود. ازاین رو، در پژوهش حاضر با استفاده از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی، به متغیرهایی چون: تعیین نوع استراتژی بر اساس اطلاعات جاسوسان از دشمن؛ آسیب های ناشی از اطلاعات نادرست جاسوسان؛ زیر نظر گرفتن تحرکات دشمن و تعیین میزان قدرت نظامی آن؛ وحدت ایدئولوژیک جاسوسان؛ تحلیل استراتژی نظامی دشمن و پیش بینی اقدامات احتمالی آن؛ تأمین امنیت مقامات کشوری و لشکری؛ ارائه اطلاعات از نظامیان و مردم عادی جهت اشراف اطلاعاتی سران کشوری و لشکری؛ و ارائه اطلاعات طبقه بندی شده از دشمن پرداخته شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که روش به دست آوردن اطلاعات جاسوسان به شیوه انسانی و فیزیکی و مبتنی بر اثبات گرایی از طریق مشاهده محدود بوده و غالب نفوذها ساختار تک بعدی بسیط دارد. نوع نفوذ و جاسوسی، موردی و به صورت رخنه عامل یا جاسوس در گروه هدف بوده است. همچنین، اهداف انسانی جاسوسی، فرماندهان و نخبگان نظامی دشمن بوده اند.
مقاله ی حاضر با عطف و نظرداشت به دیوان اشعار حافظ شیرازی، به چگونگی و میزان نگرش او به دانش تاریخ، موضوعات تاریخی، حوادث و شخصیّت های مرتبط و زیرمجموعه ی حوزه ی تاریخ، و نیز توضیح و تبیین نکات و معرّفی نقش نمادها و الگوهای ذکر شده مبتنی بر منابع و مآخذ تاریخی و ادبی می پردازد. یافته های پژوهش در این عرصه مبیّن و دلالت بر آن دارد که شاعر مورد بحث به تاریخ وطنی و دینی آشنا بوده و همین اشراف و اطّلاع موجب شده تا به دور از شرح و بیان تفصیلی رخداد ها و زندگی شخصّیت های تاریخی اعم از مثبت و منفی با بیانی کوتاه و زیبا پربارترین برداشت ها و معارف تاریخی را به مخاطب القا نماید. حافظ در گزینش نمادها و جریان های عبرت آموز به شاخه های مختلف تاریخ عنایت داشته است؛ لیکن بیشترین افراد مورد نظر او از تاریخ ایران دردوره های اساطیری و باستان و تاریخ انبیا برگزیده شده اند. تردید نمی توان داشت که یکی از رموز دلکشی و اثرگذاری شاعر و اشعارش در مخاطبان ایرانی و حتی غیر ایرانی همانا شناخت و درک صحیح از تاریخ، تاریخ نگری واقع گرا، گزینش و ارسال پیام با مفاهیم پر بار تاریخی بوده است.
یکی از مهم ترین آثار به دست آمده از محوطه باستانی شهرسوخته سیستان سنگ ها و مهره های لاجورد مورداستفاده به عنوان جواهرات و زیورآلات سنگی است که نحوه ساخت و نوع ساختار سنگ های به کاررفته در این آثار همواره یکی از مهم ترین موضوعات باستان شناسی و باستان سنجی در این محوطه است. مهره های لاجورد شهرسوخته در قالب فرم های مختلف عدسی، لوزی، دایره ای و غیره ساخته شده اند که به عنوان جواهرات و زیورآلاتی هم چون: دستبند، پابند، گردنبند و غیره مورداستفاده قرار می گرفته اند. تراش و ساخت این مهره ها به وسیله مته هایی از جنس فلینت صورت می گرفته است. شناخت ساختارشناسی و بررسی کانی شناسی مهره های لاجورد مکشوف از شهرسوخته موضوع اصلی در این پژوهش است. در همین راستا، سعی شده است برای شناخت ساختار مهره ها و سنگ های شهرسوخته با استفاده از روش های آزمایشگاهی-دستگاهی هم چون: پتروگرافی مقاطع نازک، میکروآنالیز پراش انرژی پرتوی ایکس، آنالیز رامان و روش های گوهرشناسی، به بررسی و مطالعه سه نمونه از مهره ها و سنگ های لاجورد باستانی شهرسوخته پرداخته شود. نتایج مطالعات آزمایشگاهی نشان می دهند که ساختار سنگ های لاجورد شهرسوخته از جنس کانی های لازوریت با درصد بالای ناخالصی های کانی کلسیت است که باعث شده تا از میزان شفافیت و خلوص آن کاسته شود؛ هم چنین مطالعات عنصری نیز نشان دهنده کانی های لازوریت است. مطالعات ساختارشناسی رامان و گوهرشناسی به درستی ساختار، میزان ضریب جذب و وزن مخصوص آن را در ساختار اصلی سنگ لاجورد نشان می دهد. بررسی های شیمیایی و ساختاری، سنگ ها را ازلحاظ ترکیب مشابه به هم نشان می دهند.
از میان جریانات سیاسی مختلف، دو جریان فکری- سیاسی تشیع و تسنن به عنوان دو جریان اصلی در تاریخ اسلام به شمار می آیند، این دو جریان در اصول و مبانی دارای مشترکات فراوان اعتقادی، فقهی و سیاسی می باشند که تا کنون به درستی مورد بررسی قرار نگرفته اند ،دراین مقاله زندگانی امام ابوحنیفه (م150ق) یکی از پیشوایان اهل سنت مورد بررسی قرار میگیرد،ابتدا مباحثی بصورت خلاصه از تولد و رشد علمی وی طرح میگردد، سپس در ادامه بحث آراء و اندیشه های کلامی ومواضع سیاسی امام ابوحنیفه که نشان دهنده نزدیکی عقایدش با اهل بیت علیهم السلام است و ارتباط نزدیکی با بخش پایانی این مقاله دارد،مورد بررسی قرار میگیرد،و سپس در پایان تعامل و دوستی و ارادت امام ابوحنیفه با خاندان اهل بیت علیهم السلام از جمله امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام که به خاطر باور وی به جایگاه اهل بیت علیهم السلام و احساس نیاز به علوم ایشان و سیراب شدن از چشمه معارف آنها و در نهایت وفات امام ابوحنیفه مورد کندکاو قرار میگیرد.
از سال 1341تا1357ش با برنامه های اقتصادی و اجتماعی متنوعی، سیاست های اصلاحی دولت در روستاها به طور مستمر افزایش یافت. اجرای اصلاحات ارضی در سال 1341ش، ازجمله این برنامه ها بود که تغییراتی در ساختار مالکیت اراضی و به تبع آن، دگرگونی هایی در ساخت طبقات اجتماعی اقتصادی روستایی ایجاد کرد. مقاﻟه حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی درصدد پاسخ به این پرسش است: تحولات جمعیتیِ پس از اصلاحات ارضی در ایلام، چه پیامدهای اجتماعی و اقتصادی داشت؟ نتایج پژوهش از آن حکایت دارد که هدف اصلاحات ارضی ایجاد تعادل در مالکیت ارضی و بهره مندی منطقی روستاییان از مالکیت بود؛ اما نتیجه متفاوت بود و بیشترِ دهقانان به علت کمبود اعتبار و سرمایه و نبود زمین مناسب، استقلال خود را از دست دادند و نفوذ مالکان کاهش نیافت و وضع اقتصادی دهقانان به تدریج ضعیف تر نیز شد. این وضعیت آرزوهای روستاییان را خواه درباره اصلاحات ارضی و خواه در زﻣیﻨه دیگر سیاست های کشاورزی دولت تا حد بسیاری نابود کرد. همین مسئله در استان ایلام نیز رخ داد و مهاجرت روستاییان به شهر و افزایش جمعیت و حاشیه نشینی در شهر ایلام را به دنبال داشت. حاشیه نشینی در این شهر باعث این مشکلات شد: گسترش آسیب های اجتماعی، تخریب زمین های کشاورزی، توﺳﻌه فیزیکی شهر در زمین های نامناسب و ایجاد محله های فقیرنشین.
قلمروهای گسترده حکومت های ایران باستان، در نگاه نخست، افزون بر نمایش اقتدار و تسلط شاهنشاهان، این پرسش را در ذهن مخاطب شکل می دهد که حکومت های مرکزی چگونه سلطه خود را بر این مناطق گسترش داده، از این سرزمین ها در برابر تهدیدات خارجی دفاع می کردند. در شاهنشاهی وسیع ساسانی، یکی از سیاست های شاهنشاهان این سلسله برای گسترش سلطه خویش بر کشور، بنای شهرهای جدید و احیاء شهرهای کهن بود. این اقدامات لزوم احداث و بازسازی مسیرهای بین شهری را برای جا به جایی کالاها و سپاهیان به وجود آورد، به گونه ای که به تدریج شبکه ای گسترده متشکل از شهرها و مسیرها شکل گرفت. در این شبکه، شهرها نقش گره هایی را داشتند که منابع و تدارکات لازم را برای دولت مرکزی کنترل و فراهم می کردند؛ بنابراین می توان فرض کرد این شبکه شهری علاوه بر گسترش قدرت، بر سقوط ساسانیان نیز تأثیرگذار بوده است. این پژوهش با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی-تحلیلی به دنبال یافتن پاسخی برای این پرسش است که شبکه ارتباطی شهرهای ساسانی چه نقشی در فتوحات اعراب داشته است؟ یافته های پژوهش نشان می دهند که شبکه ارتباطی گسترده شهرهای ساسانی نَه تنها لشکرکشی و جابه جایی سپاهیان اعراب را تسهیل کرد، بلکه آن ها توانستند با مسدودسازی راه های پشتیبانی، توان دفاعی شهرها را تضعیف ساخته، با در اختیار گرفتن نقاط اتصال این شبکه، یعنی شهرها، حضور و سلطه خود را تثبیت کنند.
امام زاده ها به عنوان یکی ازنمادهای هویت بخش شیعی، درپیوند با معتقدات مذهبی و فرهنگی، به ویژه ازدوره صفوی یکی از اجزای لاینفک جامعه ایرانی-اسلامی به شمار رفته اند. دراین میان، عهد ناصری بنا به دلائلی چون تاثیر ثبات نسبی اوضاع سیاسی ،اهتمام حکومت وقشرهای مختلف مردم به ساخت و تعمیر بنای مزار امام زادگان و نیز گسترش روزافزون امر زیارت، از اهمیت زیادی برخوردار است. کثرت بقاع امام زادگان و توجه اقشار مختلف جامعه به آنها، پرسش های اساسی را در مورد جایگاه و نیزکارکردهای های آنان مطرح می سازد. براین اساس، پژوهش پیش رو کوشش کرده با جمع آوری داده ها به شیوه کتابخانه ای و نقد وبررسی آنها، به پرسش های تحقیق از زوایای مختلف پاسخ دهد. درنهایت، یافته های تحقیق ضمن آنکه بیانگر کارکردهای گوناگون امام زاده ها در زمینه های مختلف اعتقادی ،سیاسی ،اجتماعی و غیره است برخی از ابعاد فلسفه وجودی آنها را نیز نشان می دهند.
با توجه به اهمیت دوره مس وسنگ، به ویژه اواخر این دوره که شاهد پیدایش نخستین شهرها و حکومت های آغازین هستیم، شناسایی انواع محوطه ها و مواد فرهنگی این دوره می تواند اطلاعات مهمی را به دانش ما در این باره بیافزاید؛ ازجمله مهم ترین شاخصه های فرهنگی این بازه زمانی می توان به افزایش جمعیت، گسترش مبادلات و تخصصی تر شدن حِرَف اشاره کرد. با وجود شناخت ما از گونه های مختلف مواد فرهنگی و به ویژه سنت های سفالی دوره مس وسنگ منطقه زاگرس مرکزی آگاهی ما از سفال «کوبه» در ایران بسیار اندک است. سفال کوبه، گونه ای از سفال های مس وسنگ متأخر در جنوب غرب آسیا است که ابتدا در دوران «پس از عبید» و از دوره مس وسنگ متأخر 1 به بعد در فرم های متفاوت به صورت تولید-انبوه در محوطه های میان رودان شمالی گرفته تا سوریه و ترکیه ظاهر شده است. تاکنون این نوع ظرف در محوطه های ایران موردتوجه قرار نگرفته و بحثی درخصوص حضور این نوع سفال در ایران مطرح نشده است. این پژوهش به مسأله حضور سفال کوبه در غرب ایران و به ویژه دشت کرمانشاه می پردازد و با روش توصیفی-تحلیلی تلاش می کند به این پرسش ها پاسخ دهد که، شاخصه های فناوری کاسه های کوبه محوطه پیش ازتاریخی تاق بستان چیست و این نوع ظروف در چه بازه زمانی قرار می گیرند؟ همچنین این که، این یافته های جدید چه تصویری از حوزه پراکنش این ظروف در اختیار قرار می دهند؟ فراوانی این کاسه ها در کاوش سال 1394 ه .ش.، تاق بستان و سایر نمونه های مکشوف از استان کرمانشاه و غرب ایران نشان می دهد که این سنت سفالی گستره وسیعی در غرب ایران را دربر می گرفته که تاکنون برای ما ناشناخته بود. این نمونه ها نشان می دهند که با فراوانی قابل توجهی از گونه شماره 3 و 4 کاسه های کوبه روبه رو هستیم و حضور پررنگ این نمونه ها نشان دهنده گسترش سنت تولید این گونه به بخش های غربی ایران چون زاگرس مرکزی در دوره اوروک قدیم است.
فضل الله بن روزبهان (د.927 ق) از مورخانی است که در اندیشه تاریخ نگاری اسلامی - ایرانی جایگاه ویژه ای دارد. پرداختن به تاریخ از منظر یک فقیه محدث که همواره میان ذهن آرمان گرای خود و وقایع موجود در جامعه در نوسان بود، موجب نگرش خاص او به تاریخ شده است. این مقاله با هدف پرداختن به بررسی ویژگی های تاریخ نگری خنجی و تأثیر آن بر تاریخ نگاری او با تکیه بر عالم آرای امینی و دیگر منابع کمکی نوشته شده است. یافته های پژوهش بیانگر این است که معرفت تاریخی مؤلف با توجه به چارچوب های ذهنی و شرایط سیاسی و اجتماعی زیستگاهش بر اساس مؤلفه هایی همچون نگرش دینی (تأویل گرایی و تقدیرگرایی)، نگرش فرقه ای و کلامی، نگرش انتقادی، اخلا ق محوری و نخبه گرایی و بینش سیاسی- اجتماعی، همراه با رویکردهای روایی و تحلیلی - انتقادی استوار است.
همواره عملکرد سیاستمداران از جوانب گوناگون مورد بررسی قرار گرفته، اما تحلیل شخصیت و حیات سیاسی آن ها با استفاده از مباحث بیان شده در حوزه روان شناسی کم تر صورت پذیرفته است. احمد قوام یکی از سیاستمداران تأثیرگذار در دوران معاصر ایران محسوب می شود که قضاوت های متفاوت و حتی متناقضی در مورد او و عملکرد سیاسی وی شکل گرفته است. بدین ترتیب، پرسش پیش روی این پژوهش این است که با توجه به رفتارها و گرایشات سیاسی متنوع احمد قوام، و نگرش های مختلفی که در مورد حیات سیاسی وی وجود دارند، عملکرد و شخصیت سیاسی وی را از منظر روان شناسی سیاسی در چه چارچوبی می توان تحلیل نمود؟ در پژوهش حاضر تلاش شده تا به گونه ای تحلیلی و با بهره گیری از مفاهیم مطرح شده در نظریه «روان کاوی اجتماعی» کارن هورنای، ویژگی های شخصیتی و حیات سیاسی احمد قوام مورد واکاوی قرارگیرد. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهند که می توان مهم ترین علت در فراز و فرودهای شخصیت «پرخاشگر» و «سلطه جوی» قوام را ناشی از تلاش وی برای ارائه یک «خودِآرمانی» از خویشتن جهت بازیابی «امنیت روانی» سرکوب شده اش و محور قراردادن نیاز به قدرت و پاسخ گوئی به نیاز فزاینده «خودِآرمانی اش» به قدرت دانست. این پژوهش همچنین نشان می دهد که رویکردهای بین رشته ای، و به ویژه استفاده از روان شناسی سیاسی که از پیوند میان علم روان شناسی و سیاست شکل گرفته است، می تواند دریچه ای نو را در واکاوی شخصیت و حیات سیاسی سیاستمداران، پیش روی محققان این عرصه قرارداده و دانش ما را در تحلیل روان شناختی عملکرد بازیگران دنیای سیاست ارتقاء دهد
نیمه ی دوم قرن نوزدهم مصادف با تحولات گسترده ی فرهنگی و اقتصادی در غرب، نخستین نمایشگاه جهانی فرش دستباف شرقی در امپراتوری اتریش برگزار شد. با توجه به اهمیت فرش در حیات سیاسی و اقتصادی ایران در آن دوره، هدف از این پژوهش شناخت زمینه های شکل گیری، نتایج برگزاری این نمایشگاه و جایگاه قالی های دستباف ایرانی در این رویداد است. مطالعات اسنادی و تاریخی نشان داده اند که قالی های ایرانی از نظر کمّی و کیفی جایگاه نخست را در این نمایشگاه به خود اختصاص دادند. ارزش های بصری و زیبایی شناسانه ی این قالی ها باعث ارتقای ارزش های پژوهشی قالی های شرقی و ایرانی در بین پژوهشگران و بنیان گذاری مکتب فرش شناسی وین گردید. تحسین این قالی ها از سوی منتقدان و نخبگان فرهنگی باعث گرایش موزه ها و مجموعه های هنری به خرید و نمایش قالی های ایرانی در ردیف هنر های زیبا گردید. مجموعه ی این اقدامات موجب تحریک تقاضای خرید قالی دستباف در بین خانوارهای غربی و تقویت تولید و صادرات قالی ایران به میانجی گری شرکت های چندملیتی و ایرانی شد.
شروع عصرآهن در کرانه های دریای مازندران و مناطق مجاور در فلات ایران و سرزمین های همسایه با تحولات گسترده اجتماعی، سیاسی و فرهنگی همراه بوده که فروپاشی مراکز شهرنشینی و اقتصاد مبادلاتی، شکل گیری جوامع پراکنده و روستایی، اغلب با اقتصاد دامپروری یا کوچ گردی را در پی داشته است. تغییر ساختارهای اجتماعی در پابان عصرمفرغ و شروع عصرآهن هر دلیلی که داشته، باعث تغییرات گسترده در مواد فرهنگی فلات ایران و کرانه های دریای مازندران شده و نوعی از الگوهای استقرار را شکل داده که اغلب فقط گورستان های مرتبط به آن ها شناسایی و کاویده شده است؛ ولی ساختارهای مسکونی، سازمان فضایی استقرارگاه ها و ارتباط آن ها با گورستان ها به خوبی شناخته نشده است. کاوش در تپه پری جا در 3 کیلومتری جاده قائم شهر به کیاکلا در سواحل پست دریای مازندران به شناسایی دو مرحله استقرار از عصرآهن و سده های نخستین اسلامی انجامید. یافته های عصرآهن شامل: سفال ها ، اشیاء فلزی، سنگی، استخوانی، بازمانده های جانوری و بقایای سازه های معماری است. با توجه به مدارک به دست آمده، بیشترین حجم لایه های فرهنگی تپه پری جا مربوط به عصرآهن است. پرسش اصلی مقاله بدین شرح است که، ویژگی های فرهنگی تپه پری جا چیست؟ برمبنای یافته های مکشوف، فرض بر این است که استقرارگاهی یکجانشین بوده است. پژوهش حاضر نشان می دهد تپه پری جا، نه تنها در شناخت بهتر سنت های سفالی عصرآهن در سرزمین های کرانه ای دریای مازندران، بلکه در شناسایی معماری خشتی و الگوی زندگی یکجانشینی در این منطقه جایگاه مهمی دارد و با تداوم کاوش های باستان شناختی در این استقرارگاه می توان سازمان اجتماعی و الگوهای استقراری عصرآهن در مناطق ساحلی شمال ایران را در چشم انداز روشن تری قرار داد.
شرق شناسی بر شبکه ای از بازنمایی ها، دانش ها و باورهای اجتماعی سیاسی خاص استوار شده است و گفتمانی متمایز را پدید آورده است. ایران شناسی به عنوان یکی از شاخه های شرق شناسی در بسیاری از اصول و مبانی با شرق شناسی همانند است. پژوهش های شرق شناسی، منبع عمده تولید آرا و مفاهیم در باب ماهیت جوامع شرقی هستند و برای شناخت و تحلیل این جوامع به کار گرفته می شود. شرق شناسی مناسبات اجتماعی جوامع شرقی را با حاکمیت دولت مبتنی بر استبداد شرقی، نبود جامعه مدنی، نبود مالکیت خصوصی، ایستایی و رکود، تضاد دولت ملت، نبود قانون مدون، تبعیت برده وار رعایا از حاکم و عدم ثبات و امنیت سیاسی و اجتماعی تبیین می کند. آرای سر جان مالکم به عنوان ایران شناسی برجسته در ساخت نظریات مربوط به ماهیت دولت و جامعه و مناسبات مابین آن ها بسیار تأثیرگذار بوده است. این پژوهش با روش تحلیل تاریخی و با واکاوی مبانی اساسی تشکیل دهنده آرای مالکم، مفهوم امنیت و سازوکارهای امنیت سازی در جامعه ایران از دیدگاه مالکم نقد و بررسی می کند. یافته های این پژوهش بیان گر آن است که مالکم، امنیت سازی در ایران را از منظر حکومتی استبدادی تحلیل می کرد که با تکیه بر قدرت نظامی و ترس مردم از حکومت، موفق به برقراری امنیت می شد. از نظر او، دین اسلام و احکام آن از عوامل تولید استبداد، ناامنی و بی ثباتی در جوامع اسلامی ازجمله ایران بود. در حالی که امنیت سازی در ایران، بیش از آن که بر اساس عامل ترس از قدرت حاکمه باشد، بر فرهنگ و سنت های اجتماعی و آموزه های دینی استوار بوده است.
فرهنگ و هنر هر ملتی، نشان از پیشینه، اصالت و تمدن دیرینه آنها دارد. ایران، دارای فرهنگ و تمدنی عظیم و مثال زدنی بوده و نقش ایرانیان در فرهنگ و هنر، زبانزد عام و خاص بوده است، بنابراین به تصویر کشیدن فرهنگ و تمدن غنی ملتی که زوایای پنهان فراوانی دارد، اهمیت می یابد. حسین بن ضحاک، شاعر ایرانی الأصل و عربی سرای عصر عباسی اول، شاعر ظریف و نادره گویی بود که توانست، فرهنگ و اصالت ایران باستان را که جلوه هایی از آن در عصر عباسی بروز و ظهور یافته بود، در زوایای مختلفی نشان دهد. این پژوهش، به روش توصیفی و تحلیلی، اشعار ابن ضحاک را مورد بررسی قرار داده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که شاعر، با جزئی نگری و تلفیق فرهنگ و هنر ایران باستان که جلوه هایی از آن، در عصر عباسی نمود یافته بود، توانسته تا به عظمت و نقش فرهنگ و هنر ایرانیان اشاره بیان نماید.