در این جستار، با توجّه به سه نسخه پارتیِ M 80، M 40 و M 79 و با در نظر داشتنِ دست نویسِ سُغدیِ Mainz 412، متنی مانوی که درباره ستایشِ بزرگان (Wuzurgān Āfrīwan) است و با عنوانِ «ʽstʼwʼd ʼwd ʼfryd ʽyy tw» (ستایش و آفرین شده ای تو)، بازسازی و ویرایش شده است.
«شعر» هنر تأثیرگذار و رسانه ای قوی در جوامع انسانی بوده است. از این رو، همواره به عنوان وسیله ای تبلیغاتی برای حکومت ها، فرقه ها، احزاب، قبایل و حتی افراد مختلف ایفای نقش کرده است. خلافت فاطمی (297-567 ق) در تقابل قدرت خود با مخالفانش به ویژه خلافت عباسی، از راهکارهای مختلفی بهره می برد؛ از جمله آنکه با حمایت از شعر و شاعری به پیشبرد اهداف خود می پرداخت. در این پژوهش کوشش شده است تا با رویکرد توصیفی-تحلیلی به بررسی کارکردهای سروده های شاعران دربار فاطمی مصر (358-567ق) به منظور تقویت جبهه خلافت فاطمی و تضعیف رقیبان آنان پرداخته شود. نتایج این بررسی نشان می دهد که در خلافت فاطمی علاوه بر رویکرد زیباشناختی و هنری شعر، از آن همچون وسیله ای برای پیاده سازی باورها و نشر عقایدی چون اثبات امامت و وصایت علی(ع) و فرزندان او و به تبع آن حقانیت خلفای فاطمی، تأکید بر صحت نسب فاطمیان، تشویق و ترغیب نسبت به خلافت فاطمی و تحریک و تحریض بر ضد دشمنان، هجو مخالفان و سست کردن پایه های مشروعیت و مقبولیت آنان، بهره برداری می شد.
از روایات و اسناد موجود چنین برمی آید که فضای عمومی حوزه نجف در سال های تبعید امام خمینی در عراق (1357-1344 ه.ش) چندان با مشی سیاسی و مبارزاتی ایشان و شاگردان مبارزشان موافقت و همراهی نداشته است؛ اما این عدم موافقت یا عدم همراهی لزوماً به معنای تعارض و رویارویی مستقیم نیز نبوده است. در بیشتر موارد روابط امام خمینی با مراجع و فضلای نجف، روابطی مبتنی بر احترام متقابل علیرغم تفاوت در مشی و اندیشه سیاسی گزارش شده است. اما همین روایات نشان می دهند که این موضوع درباره آیت الله سیدمحمد روحانی، از مدرسین حوزه نجف، صدق نمی کرده و وی مهم ترین مرکز معارضه و رویارویی با امام خمینی و روحانیون مبارز پیرو ایشان بوده است. پرسش اصلی این تحقیق آن است که تحلیل و نقد تاریخی این روایات بازمانده چه تصویری از رویارویی های سیاسی در حوزه نجف در آن مقطع را پیش روی محقق خواهد گشود؟ در این مقاله کوشش شده است با بررسی تطبیقی و ارزیابی روایات باقی مانده از این تعارض، تصویری تا حد ممکن جامع از این رویارویی و تأثیر نگاه انقلابی در نحوه بروز و شدت یافتن آن ارائه گردد. تصویری که درنهایت تا حدی نشانگر غلبه نگاه مبارزاتی و انقلابی بر سویه های اخلاقی در عملکرد روحانیون مبارز و انقلابی در آن برهه است.
خوشنویسی از آغاز در تمدن اسلامی به خاطر کتابت قرآن کریم اهمیت بسیاری داشت. حضور و بکارگیری خط کوفی به عنوان یکی از رایج ترین شیوه های خوشنویسی در قرون اولیه اسلامی با داشتن خصوصیات بصری و مفهومی خاص خود در کلیساها و صومعه های یونانی قرن های دهم و یازدهم میلادی (چهارم و پنجم هجری) سؤالات بسیاری را در مورد علت بکارگیری این عنصر خارجی در هنر مذهبی بیزانسی مطرح نموده است. پژوهش حاضر به روش تاریخی – تحلیلی تلاش دارد تا با توجه به زمینه های آشنایی بیزانسی ها با این خط، به علت و چرایی به کارگیری این عنصر بیگانه در هنر مذهبی بیزانس بپردازد. هدف از انجام این تحقیق، تحلیل خط کوفی از منظر بصری و مفهومی در برخی از آثار هنری بیزانسی است. نتایح حاصله نشان می دهد که در نمونه های مورد بررسی، کیفیت طلسم گونگی خط و ارتباط معنایی کلمات قرآنی با مفاهیم شمایل نگاری بیزانسی، منجر به استفاده از این سبک خوشنویسی در هنر و معماری بیزانسی شده است.
با وجود رویکرد عقل گرایانه زیدیه ی یمن، در آغاز قرن پنجم هجری قمری جریانی با ماهیتی غالیانه در میان آن بالیدن گرفت. این جریان که پس از کشته شدن یکی از امامان زیدیه یمن یعنی حسین بن قاسم عیانی و بر محور غیبت و طرح باورهای نامانوس و اغراق آمیز نسبت به او شکل گرفت به «حسینیه مشهور» گردید. هرچند که دعاوی حسین بن قاسم عیانی در منشا شکل گیری این جریان بی تاثیر نبود، اما نقش اساسی را باید به جانشینان و پیروان آن داد. حفظ اقتدار سیاسی در خاندان عیانی، ایستادگی در برابر مخالفان زیدیه و محافظت بر روابط با برخی از همپیمان سیاسی از جمله انگیزهای مهم طرح غیبت حسین بن قاسم و غلو در مورد او بود. این در حالی است که وجود تمایلات غالیانه در میان برخی از قبایل یمنی زمینه مساعدی را به لحاظ فکری برای شکل گیری این جریان به وجود آورده بود.
تأسیس دولت سعودی از همان ابتدا سرکوب و به حاشیهراندن شیعیان را در پیداشت. در این میان ضعیف کردن نهادهای شیعی رنگ دولتی به خود گرفت و به سیاست رسمی رژیم تبدیل شد. در این فضا با آنکه شیعیان بهدنبال هویت شیعی خود راهکارهای مختلفی از انقلابیگری تا گفتوگو و چانهزنی با حکومت را در پیش گرفتهاند تاکنون به حق اجتماعی و سیاسی خود نرسیدهاند. در نوشتار حاضر باتوجه به برخورد تبعیضآمیز حکومت آل سعود با اقلیت شیعه وضعیت و چالشهای پیشروی شیعیان بررسی میشود. استدلال نگارنده این است که بهدلیل پیوند ساختار قدرت با ایدئولوژی وهابیت ضعفهای ساختاری-نهادی و اختلاف در نگاه مبارزاتی میان فعالان شیعی و تبعیض علیه شیعیان کما ادامه دارد و بیرون رفتن از وضعیت موجود ثمربخش نیست. رهبران و نخبگان شیعه باید با پذیرش واقعیتهای موجود و در پیشگرفتن استراتژیهای مسالمتآمیز مبتنی بر گفتوگو تعامل و ارتباط خود با دیگر گروهها و شبکههای داخلی را نیز افزایش دهند.
پذیرش نقش مسلمانان و روحیه علم آموزی و نشر دانش، کار و تلاش بی وقفه، خلاقیت و نوآوری، شهرسازی و توجه به نشانه های تمدنی اسلام از سوی اکثر مستشرقین به خصوص مستشرقین اسپانیایی نادیده گرفته شده است. این غفلت مستشرقین آگاهانه یا ناآگاهانه ریشه در کدورتی دیرینه نسبت به اسلام و مسلمانان دارد که در اسپانیا از زمان سقوط آندلس تاکنون مسلط بر افکار عمومی مردم و نخبگان جامعه اسپانیایی بوده است. اما در این میان گروهی از مستشرقین اسپانیایی تبار در دو قرن اخیر ظهور پیدا کردند که به واسطه علاقه ای که به زبان و ادبیات عرب داشتند به تصحیح، شرح، نقد و ترجمه متون عربی دانشمندان آندلس دوره اسلامی پرداختند و با دستاوردهای شگفت انگیز آنان در زمینه های مختلف ادبی، علمی، فلسفی، اجتماعی، سیاسی و ... آشنا شدند و سعی کردند با پاسخ نظرات بدبیانه و کینه توزانه دیگر مستشرقین، جایگاه والای اسلام و نقش مسلمانان در دوره آندلس اسلامی را ثابت کنند. مقاله پیش رو به دنبال اثبات حضور چنین جریان مثبت اندیشی در میان مستشرقان اسپانیا است. این مقاله مبتنی بر روش توصیفی و تاریخی و بر اساس مطالعات کتابخانه ای، به معرفی مکتب کودرا به عنوان مشهورترین جریان شرق شناسی معتدل در اسپانیا پرداخته است و با معرفی مهمترین آثار و تالیفات کودرا و شاگردانش، به برخی شاخص ها و مولفه های فکری این جریان اشاره می کند.
در دوره نخست وزیری محمد مصدق استقلال طلبی، آزادی خواهی، تحمل مخالفان و رواداری نسبت به آنان به گفتمان حاکم تبدیل و بخشی از گفتمان استبدادی دربار به چالش کشیده می شود. به این ترتیب، فضای سیاسی ایران متکثرتر، قدرت شاه محدودتر، احزاب متنوع تر، اقتدار، قانونی و مردمی شده و بیشترین تحمل و مدارا با مخالفان صورت می گیرد. با تصویب قانون برای مطبوعات، نه تنها بیشترین رواداری در قبال مخالفان پیش بینی شد بلکه، دستگاه های دولتی نیز از برخورد با مطبوعاتی که با دولت مخالفت یا از شخص نخست وزیر انتقاد می کردند، منع شدند. به همین سبب است که دوره حکومت مصدق را عصر مطبوعات آزاد دانسته اند. گفتمان غالب این دوره، گفتمان استقلال، آزادی، حاکمیت مدنی، مشارکت سیاسی و رفاه عمومی بود. مصدق در دوره 28 ماهه نخست وزیری خود کشور را تقریباً بدون هیچ درآمدی از نفت، استوار نگه داشت و نه تنها خدشه و خللی بر اقتصاد وارد نیامد، بلکه اقتصاد ایران که پیش از این دوره، بحران زده و گرفتار رکورد و حتی ورشکستگی بود، سلامت خود را بازیافت و به صورت اقتصادی متوازن و متعادل درآورد. این شاخصه ها نشان می دهد که مجموعه برنامه ها، عملکردها و اعتقادات مصدق در دوره 28 ماهه نخست وزیری، بیشترین قرابت را با شاخص های توسعه سیاسی دارد.
برخلاف شاعران عرفانی، که عموماً با تحولات اجتماعی و سیاسی بیگانه اند، تاریخ سیاسی شیراز قرن هشتم در شعر حافظ بروز یافته است که می توان جوهره آن را اندیشه ایرانشهری دانست. در اواخر دوره ساسانی، مفاهیم متعددی در قالب فرهنگ و اندیشه ایرانیان شکل گرفته بود که ریشه در چندین قرن تمدن و مواجهه با تمدن های دیگر داشت. اندیشه سیاسی ایران باستان یکی از مقولاتی ا ست که در دوران اسلامی تداوم یافت و از آن به اندیشه ایرانشهری تعبیر شده است. در این پژوهش، با استفاده از رویکرد تاریخ اندیشه آر.جی کالینگوود (Collingwood)، فیلسوف و مورخ انگلیسی، سعی شده است تا بدین سؤال اصلی پاسخ داده شود که چرا وجوه مهم اندیشه سیاسی ایرانشهری در اندیشه حافظ نمود یافته است و تاریخ شیراز آن دوره چگونه بر این اساس تحلیل می شود. یافته های پژوهش که به صورت تحلیلی تاریخی به دست آمده، نشان می دهند که رویکرد سیاسی حافظ در اشعارش با اندیشه ایرانشهری پیوند داشته و مدح و ذم شاهان زمانه در راستای مؤلفه های این اندیشه صورت گرفته است.
امپراتوری ساسانی یکی از باشکوه ترین سلسله های ایران باستان بوده است؛ از این دوره، هم آثار باستان شناختی و هم دست نویس های پهلوی زرتشتی ارزشمندی وجود دارد. افزون بر این، تأثیر آیین گفتاری این دوره بر دورۀ پساساسانی نیز غیرقابل انکار است. با وجود این، گل مهرهای نوشته دار و بی نوشتۀ ساسانی یکی از مهم ترین آثار به جامانده از این دورۀ باشکوه است. گل مهرهای ساسانی در شناخت جغرافیای اداری روزگار ساسانی یکی از مهم ترین منابع به شمار می آیند. در یک سدۀ گذشته در موضوع ویژگی هنری و نوشته های آن ها کارهای ارزشمندی به چاپ رسیده است. باتوجه به اهمیت این منابع، در این مقاله تلاش شده تا با یک آزمایش فنی مبتنی بر «EPMA: Electron Probe Micro-Analyzer» (میکرو آنالایزر الکترون پروب) برای نخستین بار بر مواد ترکیبی این گل مهر ها تمرکز شود. این مقاله بر تشخیص ترکیبات گل مهر از دید کانی شناسی و پاسخ به این پرسش که، آیا سازندگان این گل مهرها در ساخت آن ها از استاندارد خاصی پیروی می کردند یا نه؟ تأکید دارد. نگارندگان برای انجام این آزمایش های فنی، قطعات بسیار ریزی از گل مهرهای سه محوطۀ شناخته شدۀ ساسانی، یعنی: «تخت سلیمان»، «قصر ابونصر» و «تپه کبودان» را انتخاب کرده اند. برای پاسخ به پرسش اصلی مقاله، آزمایش «ای. پی. ام. ای» (EPMA) انتخاب شده است که یکی از دقیق ترین آزمایش ها برای انجام این پژوهش محسوب می شود. در مرحلۀ نخست، ابتدا عناصر ترکیبی ثابت از هر گل مهر (محوطه) را به دست آورده و سپس ترکیبات گل مهرهای سه محوطۀ ساسانی، ارزیابی و باهم سنجیده شده اند. هدف از این ارزیابی، پاسخ به این پرسش است که، آیا سازندگان گل مهرها از معادن خاصی برای انتخاب گِل خام استفاده می کرده اند؟ آیا آن ها برای انجام این کار و برای انتخاب آن گل، از دانش (اطلاعات) خاصی پیروی می کردند؟ نتایج آزمایش ها نشان می دهد که سازندگان گِل خام (مواد اولیه) خود را از هرجایی انتخاب نکرده و در این موضوع بسیار دقیق عمل کرده اند. نزدیکیِ عناصر ترکیبی نمونه های دو محوطۀ مهم تخت سلیمان و قصر ابونصر نشان می دهد که سازندگان این آثار از دانش و فهم فوق العاده ای در زمینۀ انتخاب مواد اولیه برخوردار بوده اند.
پژوهش حاضر با هدف تبیین مفهوم وحدت و همگرایی به جمع بندی و ارزیابی آراء و اندیشه های تفسیری علمای مسلمان بویژه شیخ عبدالجلیل قزوینی در قرن پنجم هجری می پردازد. طرح این موضوع در عصری است که اختلافات و منازعات مذهبی فراوانی میان شیعیان و اهل سنت دراقصی نقاط مختلف سرزمین های اسلامی مطرح بوده و متفکران مسلمان را بدین اندیشه وا داشت که بسیاری از مسائل و نظریات تفرقه افکنانه و اختلاف برانگیز مذهبی را از میان بردارند و اندیشه های همگرایانه و تلاش های مصلحانه در راه نزدیک کردن فرق و مذاهب اسلامی را جایگزین نمایند. شیخ عبدالجلیل قزوینی یکی از نخستین متفکران شیعی بود که به شکل جدی و تئوریک به بحث همگرایی و تقریب مذاهب پرداخت. تلاش های عقل گرایانه وی این تسامح و تساهل و همگرایی را رونق بخشید، ایشان با توجه مسائل سیاسی و درک شرایط حکومتی در عصر غیبت، همکاری مشروط با حکومت و حل منازعات اعتقادی در راستای مفهوم امت واحده روابط حسنه ای برقرار کردند، که تعالی علمی مسلمانان در این دوره از نتایج تلاش های آنان بوده است. طرح اینگونه دیدگاه بعدها به جهت حفظ مکتب تشیع مبنای تلاش ها و عملکرد بسیاری از علما و متفکران مسلمان در ادوار دیگر قرار گرفت. پژوهش حاضر درصدد است با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای، دیدگاه های ایشان را به جهت همگرایی و تقریب، از طریق طرح مسائل و مشترکات اعتقادی، نقد عقاید افراطی فرق اسلامی، برگزاری مناظرات، پاسخگویی به شبهات حدیثی- فقهی و اتهامات علیه شیعه و.. تبیین نماید. فرضیه تحقیق آن است که شیخ عبدالجلیل قزوینی با درک شرایط سیاسی- اجتماعی، نظریه احیاء همگرایی و تقریب مذاهب اسلامی را کاربردی برای حل بحران تبیین کردند.
تعامل مسلمانان و مسیحیان یکی از جنبه های مهم فرهنگ و تمدن اسلامی بوده است. مارونی ها از گروه های مسیحی هستند که حضور آنها در حوزه شرقی مدیترانه تا امروز واجد اهمیت و تأثیر بوده است. آن ها باجدایی از کلیسای ارتدوکس ضمن فتوحات مسلمانان، مدت طولانی در انزوا بسر می بردند؛ با حمایت مسیحیت کاتولیک و امرای دست نشانده عثمانی در لبنان از دوره معَنیها توانستند وارد قدرت شوند. والیان عثمانی، جهت حفظ موازنه و جلب حمایت دُوَل اروپایی سعی در حمایت مارونیها داشتند. آغاز عصر تنظیمات در عثمانی به استقلال طلبی آنان شتاب بیشتری بخشید. بسط قدرت محمدعلی پاشا در مصر و احساسات استقلال طلبانه موجب شد تا عثمانیها و انگلیسیها سعی کنند از طریق دروزیها جلوی جدایی طلبی مارونیها را بگیرند. بنابراین در عصر قائم مقامیه از دروزیها در برابر مارونیها حمایت کردند، که با دخالت فرانسه منجر به نظام متصرفیه با حاکمی مسیحی منصوب شده از سوی باب عالی شد. مارونیها میخواستند همچنان به بسط قدرت و نفوذ خود در لبنان بپردازند. امپراتوری عثمانیِ پس از جنگ جهانی اول به ناچار لبنان را به فرانسه واگذار کرد. بدین ترتیب، لبنان مستعمره حامی قدیمی مارونیها یعنی فرانسه شد و از امپراتوری عثمانی جدا گردید؛ با وجود این در ادامه آرزوی فرانسه در ایجاد کشوری مسیحی و دست نشانده در خاورمیانه محقق نشد. در مقاله حاضر ریشه های ترکیب سیاسی لبنان و زمینه های تاریخی سهمگیری مسلمانان ومسیحیان از قدرت، در این کشور مورد تحلیل و ارزیابی قرار می گیرد.
طی سال های اخیر روابط ایران و روسیه توسعه چشمگیری را تجربه کرده است به نحوی که در برخی تحلیل ها از حرکت روابط دو کشور به سمت اتحاد استراتژیک سخن به میان آمده است. سؤال اصلی که این پژوهش به آن می پردازد این است که دلیل عدم ارتقای این روابط به سطح اتحاد استراتژیک با وجود توسعه در ابعاد نظامی و امنیتی چیست؟ برای این منظور از روش توصیفی تحلیلی و نظریه واقع گرایی با تکیه بر بحث اتحادها بهره گرفته شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که روابط ایران و روسیه بیش تر متأثّر از نیازهای اقتصادی، نظامی و سیاسی ایران بوده و عزم جدی در طرف مقابل برای ارتقاء این روابط به سطح اتحاد استراتژیک وجود نداشته است. افزون بر این، ایران هیچ گاه در اولویت امنیتی سیاست خارجی روسیه قرار نداشته و روابط نهادینه بین دو دولت و ملت که لازمه چنین اتحادی است شکل نگرفته است. بالعکس روند روابط سیاسی دو طرف شکاف بین دو ملت و ایجاد حس بی اعتمادی در میان ایرانیان نسبت به روس ها را دامن زده است.
هدف : عرضه چارچوبی برای توصیف عنوانِ منابع آرشیوی براساس قواعد پنج استاندارد بین المللی ایساد-جی، رَد، مَد3، داکس، و آر دی اِی. روش/ رویکرد پژوهش : پژوهش حاضر توصیفی-تطبیقی است. برای گردآوری داده ها و اطلاعات از منابع کتابی و اسناد استفاده شده است. پس از دسته بندی و تطبیق داده ها و اطلاعات، قواعد مشترک و متمایز کاربرددار در توصیف عنوانِ مواد آرشیوی در جداولی تحت عنوان قواعد عمومی و تخصصی عرضه شده است. یافته ها و نتیجه گیری : مطابق استانداردها عنوان های کاربرددار در منابع آرشیوی به دو طبقه عمومیِ عنوان رسمی و عنوان اختیاری تقسیم می شوند. عنوان رسمی خود شامل عنوان کامل، عنوان موازی، عنوان برابر، عنوان فرعی، و عنوان متغیر است. عنوان اختیاری نیز عنوانی است که از ترکیب سه جزء عنصر نام، عنصر ماهیت و عنصر موضوعی به دست می آید.
در دوران ایلخانی، بخش غربی ایالت جبال، در اسناد دیوانی، زیر عنوان کردستان قرار گرفت. نزههالقلوب نخستین متنی است که اطلاعات مشروح و بسیار گرانبها درباره جغرافیای تاریخی کردستان ارائه می دهد. در فهرستی که حمدالله مستوفی از شهرها و اماکن جغرافیاییِ این ناحیه ارائه می کند، برخی در طول قرون بعدی از میان رفته و اسامی برخی نیز در نتیجه سهو نسخه نویسان تحریف شده است. این پژوهش درصدد است تا براساس نزههالقلوب، به شیوه توصیفی تحلیلی به تعیین مکانِ برخی از شهرهای آن بپردازد. این مطالعه نشان می دهد که از هفده جای نام مذکور در نزههالقلوب، چهار مورد زیر در استان کنونی سلیمانیه در عراق قرار داشتند: قلعه خفتیان در نزدیکی رود قلعه چولان، نیمراه در حوالی حلبچه، دربند زنگی در دهانه رود سیروان و دربند تاج خاتون در دره رود زاب کوچک و در محدوده شارباژیر. شش مورد دیگر نیز به ترتیب در محدوده استان کرمانشاهان قرار داشتند: الانی در نزدیکی جوانرود و دزبیل(= دربیل) احتمالاً درتنگ در نزدیکی سرپل زهاب، خوشان در نزدیکی کرند غرب، سلطان آباد چمچمال نیز در دامنه کوه بیستون و در نزدیکی شهر کنونی بیستون، دینور نیز در نزدیکی شهر کنونی سنقر کلیایی و بسطام( احتمالاً طاق بستان) در حاشیه شهر کرمانشاه. شش مکان دیگر نیز هنوز پابرجای هستند کرند، ماهیدشت، هرسین، کنگاور، کرمانشاه و الشتر( در لرستان).
صنعت فرش در ایران از پیشینه و قدمت طولانی برخوردار است، اما در دوره قاجار (نیمه دوم قرن سیزدهم قمری/ نوزدهم میلادی) تحت تأثیر عواملی چون آشنایی و علاقه مندی تجار و مردم اروپا نسبت به فرش ایران و تقاضای روزافزون برای این کالا در بازارهای جهانی، سرمایه داخلی و خارجی در این رشته تولیدی به کار افتاد و صنعت فرش احیا و از رونق و شکوفایی خاصی برخوردار شد. در این پژوهش، سعی بر آن است تا با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر اسناد به جا مانده از دوره قاجار، ضمن نگاهی کوتاه به وضعیت تولید و تجارت فرش ایران در نیمه اول قرن سیزدهم قمری/ نوزدهم میلادی، عوامل و چگونگی احیای صنعت فرش در این دوره زمانی مورد بررسی قرار گیرد. براساس یافته های پژوهش، استیصال اقتصاد ایران در قرن سیزدهم قمری/ نوزدهم میلادی و تلاش برای یافتن یک منبع عمده مالی و قابل اطمینان به منظور تأمین مالی واردات، همچنین تقاضای روزافزون برای فرش ایران در بازارهای بین المللی و به دنبال آن، سرمایه گذاری داخلی و خارجی در تولید و تجارت فرش و در نهایت، وجود نیروی انسانی فراوان و ارزان و در دسترس بودن مواد اولیه مورد نیاز در داخل، از عوامل اصلی احیا و رونق صنعت فرش در اواخر دوره قاجار بوده است.
اهمیت ادبی سیرالملوک یا سیاست نامه و جایگان آن در تاریخ اندیشه سیاسی ایرانیان بی نیاز از شرح است. با وجود این، اشتباهات و تناقضاتی در آن هست که از یک سو منش و دانش نویسنده و از سوی دیگر، انتساب این کتاب را به خواجه نظام الملک توسی به چالش کشیده است. گرچه این دو قضیه، موضوع پژوهش های پرشمار بوده است، اما تاکنون در پژوهشی جامع، به اغلاط و تناقضات کتاب پرداخته نشده است و بحث در باب صحت و سقم انتساب آن و هویت مؤلف نیز، ادامه دارد. در پژوهش حاضر، ضمن نقد و جمع بندیِ نتایج پژوهش های موجود، که گاه بسیار متناقض بوده اند، اغلاط و تناقضات متعدد کتاب آشکار شده است تا از رهگذر آن احتمال جعل و در صورت تصدیق، هویت جاعل نیز بررسی شود. بخشی از یافته های این پژوهش نشان می دهد که بخشهای مغلوط و متناقض کتاب، مهم ترین گواه جعل بخشی از سیرالملوک است. این مجعولات و تطبیق محتوای آنها با فضای زمانه نیز حاکی است که جاعل بی گمان از فرزندان نظام الملک یا وابستگان آنان بوده است.
با سقوط اصفهان زمینه برای تجاوز روس و عثمانی فراهم شد. با برآمدن نادر و دفع مهاجمان افغان، اوضاع تغییر کرد و شرایط برای شکست روس و عثمانی فراهم شد. نادر بخش هایی از غرب کشور را آزاد کرد، اما ناچار سپاه خود را به هرات سوق داد. در غیبت وی، شاه طهماسب ثانی برای آزادسازی ایروان راهی قفقاز شد. رشته جنگ هایی میان ایران و عثمانی در سال 1143/1731 روی داد که با شکست شاه طهماسب و عقب نشینی او پایان یافت. ظاهراً به واسطه ضعف منابع داخلی، جنگ مزبور با وجود اهمیت زیاد هنوز مورد توجه قرار نگرفته است. داده های منابع داخلی ناقص و گاه نادرست است. داده های منابع خارجی به ویژه عثمانی راهگشاست. پژوهش حاضر می کوشد با بررسی تطبیقی داده های منابعِ ایرانی، ارمنی، اروپایی و عثمانی، به این پرسش پاسخ دهد که کدام یک از این منابع به شناخت درست ابعاد و ماهیت جنگ های ایران و عثمانی در ایروان (1143ق) کمک می کنند؟ مقاله با روش متن و داده کاوی و رویکرد تحلیلی انتقادی با تکیه بر منابع دست اول به نگارش درآمده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد از میان منابع چهارگانه، منابع عثمانی به ویژه تاریخچه نورس که نویسنده در صحنه های نبرد حضور داشته، به فهم و شناخت موضوع پژوهش حاضر کمک می کند.
سکه شناسی یکی از شاخه های علم باستان شناسی بوده که امروزه به صورت علمی مستقل درآمده است؛ که یکی از فواید مهم این علم شناخت شهرها و روستاهایی است که شاید بتوان در لابه لای سطور برخی کتب تاریخی و جغرافیایی ردی از آن ها یافت. سکه علاوه بر این که خود سندی بر اثبات حاکمیت شخص یا سلسله ای بر منطقه ای است، اهمیت آن منطقه را نیز در برهه زمانی خاص نشان می دهد. امروزه نمونه های مختلف سکه چه از دوره تاریخی و چه از دوره اسلامی در مجموعه ها و کلکسیون های مختلفی نگهداری می شوند. سکه های حاضر از دوره های آل مظفر و اتابکان لر بزرگ مورد بررسی قرار می گیرد که محل ضرب آن ها تابه حال روی سکه های دیگر مشاهده نشده است. با توجه به اطلاعات بازفت یکی از بخش های شهرستان کوهرنگ در استان چهارمحال و بختیاری است، این منطقه در دوران تاریخی و اسلامی از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است. در خصوص معرفی و بازشناسی سکه های ضرب بازفت کمابیش آثاری به صورت مقاله و کاتالوگ منتشرشده است. اما مطالعات سکه شناسی با نواقصی همراه است که از آن جمله به نقص در خواندن متن سکه ها می توان اشاره کرد. براین اساس، در این پژوهش، برای نخستین بار ۴ نمونه از سکه های ضرب منطقه بازفت پرداخته شده. این شناسایی، گونه شناسی و طبقه بندی براساس کتیبه های روی و پشت سکه ها انجام شده است. روش تحقیق در این مقاله توصیفی-تحلیلی است. گردآوری مطالب به شیوه کتابخانه ای و بررسی نمونه های موجود در مجموعه ها و سایت ها، از طریق فیش برداری و تصویرخوانی است.