هدف: فراتحلیل حاضر با هدف تحلیل و ترکیب نتایج پژوهش های انجام شده پیرامون نقش خانواده در بزهکاری نوجوانان انجام شده است. روش: بدین منظور، تعداد 40 پژوهش انجام شده از بین پایان نامه های دانشگاه های تهران گردآوری و از میان آنها تعداد 20 پژوهش که قابلیّت بررسی داشت، برای فراتحلیل انتخاب شد. این پژوهش ها بر اساس مؤلفه های روش شناختی تحقیق مانند پرسش ها، فرضیه ها، اهداف، جامعه آماری، نمونه گیری، روش پژوهش، روش آماری، روایی و پایاییِ پرسشنامه ها برای فراتحلیل انتخاب شدند. تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزار فراتحلیلِ جامع صورت گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر با بهره گیری از روش ترکیب اندازه اثر به روش «اشمیت و هانتز» نشان داد که متغیرهای عملکرد خانواده، طلاق و جدایی والدین، تحصیلات والدین، نظارت والدین، وضعیت اقتصادی خانواده، وضعیت اعتقادی خانواده سوءسابقه در خانواده و بزهکاری نوجوانان با اندازه اثر34-36 بر بزهکاری مؤثر هستند، ولی تعارض والدین بر بزهکاری نوجوانان مؤثر نیستند. نتیجه گیری: از این اطلاعات می توان در راستای تدوین و اجرای برنامه های آموزشی و درمانی در سطح مدارس، دانشگاه ها و مراکز مشاوره و روان درمانی به منظور پیشگیری از بزهکاری و کاهش میزان اثرهای منفی عوامل خانوادگی در بزهکاری نوجوانان استفاده کرد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش غنی سازی روابط خانوادگی میلر بر بهزیستی روان شناختی و خشونت زناشویی از نگاه زنان آزار دیده انجام گرفت. طرح پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش تمام زوجین قربانی خشونت زناشویی است که در بازه زمانی بهار 96 به مراکز مشاوره ناحیه 2 شهر مشهد مراجعه کردند که از میان آن ها 30 زوج قربانی خشونت زناشویی به صورت در دسترس و هدفمند انتخاب شد و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 زوج) و کنترل (15 زوج) قرار داده شدند. گروه آزمایشی به مدت 8 جلسه درمان هفتگی 90 دقیقه ای تحت درمان قرار گرفت و گروه گواه طی این مدت هیچ مداخله ای دریافت نکرد. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس خشونت زناشویی استراس و همکاران (1996) و بهزیستی روان شناختی ریف (1980) استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تجزیه وتحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد، آموزش غنی سازی روابط خانوادگی میلر بر بهزیستی روان شناختی و خشونت زناشویی از نگاه زنان آزار دیده تأثیر دارد؛ لازم به ذکر است، ماندگاری اثر درمان بعد از دو ماه حفظ شده است (05/0›p). بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که هرچه روابط بین زوجین غنی تر شد از نظر زنان آزار دیده، بهزیستی روان شناختی آنان بهبود یافت و در اثر این بهبود، خشونت زناشویی همسران آن ها کاسته شد.
هدف: هدف این تحقیق بررسی اثربخشی آموزش نمایش خلاق بر اختلالات رفتاری و هوش هیجانی کودکان پیش دبستانی بود. روش: روش پژوهش به صورت نیمه آزمایشی، از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل و آزمایش بوده و نمونه پژوهش شامل 30 نفر از کودکان مراکز پیش دبستانی منطقه 8 شهر تهران در نیمسال اول سال تحصیلی 96-1395 که به طور تصادفی به دو گروه آزمایشی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) تقسیم شدند، بودند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه هوش هیجانی «تراویس برادبری» و «جین گریوز» (2005) و پرسشنامه اختلالات رفتاری «مایکل راتر» (1967) و فرم معلم بوده است. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش نمایش خلاق بر اختلالات رفتاری و هوش هیجانی کودکان پیش دبستانی تاثیر داشته است؛ به طوری که موجب کاهش اختلالات رفتاری و افزایش هوش هیجانی در آنها شده است. نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت نمایش خلاق بر اختلالات رفتاری و هوش هیجانی کودکان پیش دبستانی تاثیر دارد.
هدف پژوهش حاضر مطالعه تعیین و طراحی الگوی ساختاری رابطه فضیلت سازمانی و عدالت سازمانی با نقش میانجی اخلاق حرفه ای در بین اعضاء هیات علمی و کارکنان دانشگاه های پیام نور استان خوزستان می باشدو جامعه آماري شامل، کلیه اعضای هیات علمی و کارکنان دانشگاههای پیام نور استان خوزستان بود، که ازطریق نمونه گيري تصادفي طبقه اي متناسب با حجم نمونه و با استفاده از جدول کرجیسی و مورگان حجم نمونه برآوردشد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگیبود. که از سه پرسشنامه عدالت سازمانی ، نیهوف و مورمن، ( 1993) با سه مولفه عدالت توزيعي، رويّه اي، مراوده ای و پرسشنامه فضیلت سازمانی کامرون و همکاران، ( 2004) وپرسشنامه اخلاق حرفه ای کادوزير (2002) استفاده شده است که ضریب پایایی الفای کرونباخ آنها به ترتیب 94/0، 93/0 و83/0 بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای آماریSPSS24 و AMOSE استفاده شده است. یا فته هانشان داد که الف) اثر مستقیم متغیر فضیلت سازمانی بر متغیر عدالت سازمانی به لحاظ آماری معنادار است (74/0 = R). ب) اثر مستقیم متغیرهای فضیلت سازمانی و اخلاق حرفه ای به لحاظ آماری معنادار است (31/0 = R). ج) اثر مستقیم متغیر اخلاق حرفه ای بر عدالت سازمانی به لحاظ آماری معنادار است (16/0 = R).درنهایت اثر غیرمستقیم متغیر فضیلت سازمانی بر متغیر عدالت سازمانی بانقش میانجی اخلاق حرفه ای به لحاظ آماری معنادار نیست. بنابراین متغیر اخلاق حرفه ای رابطه بین متغیر فضیلت سازمانی و عدالت سازمانی نقش میانجی ایفا نمی کند. همچنین در فضای توأم با اعتماد، صداقت و خوش بینی کارکنان از انجام دادن رفتارهای غیرمولد و بی فایده ناشی از بی اخلاقی اجتناب می کنند و به کارهای مولد روی می آورند که این امر زمینه یادگیری و رشد آنها را فراهم می سازد و عدالت سازمانی را بسط می دهد
هدف: چاقی در تمام جوامع یک مشکل بهداشتی است و به سرعت در حال افزایش است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی طرح واره درمانی و درمان شناختی-رفتاری بر کیفیت زندگی و تصویر بدنی زنان چاق انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی زنان مراجعه کننده به مرکز درمان چاقی بیمارستان رسول اکرم(ص) شهر تهران در سال 1398 تشکیل داد که از بین آن ها با روش نمونه گیری هدفمند تعداد 45 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه مساوی 15 نفری جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی (سازمان بهداشت جهانی، 1989) و پرسشنامه روابط چندبعدی بدن-خود (کش و همکاران، 1997) بود. آزمودنی های دو گروه آزمایش تحت 8 جلسه 90 دقیقه درمان به صورت هفته ای یک جلسه قرار گرفتند. تحلیل داده ها با روش های آمار توصیفی و تحلیل واریانس به شیوه اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS/24 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین طرح واره درمانی و درمان شناختی-رفتاری با گروه کنترل بر کیفیت زندگی و ابعاد آن و تصویر بدنی و ابعاد آن در مراحل پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P). همچنین، درمان شناختی-رفتاری نسبت به طرح واره درمانی بر بهبود تصویر بدنی و ابعاد آن مؤثرتر بود اما بین اثربخشی دو روش درمانی بر کیفیت زندگی و ابعاد آن این تفاوت معنادار نبود (05/0<P). نتیجه گیری: براساس نتایج می توان گفت که دو روش درمان شناختی-رفتاری و طرح واره درمانی می توانند به عنوان شیوه های درمانی مؤثری برای ارتقای کیفیت زندگی و بهبود تصویر بدنی افراد مبتلا به چاقی در محیط های آموزشی و درمانی به کار برده شوند.
اضطراب امتحان یکی از مشکلات شایع در بین دانش آموزان می باشد که علاوه بر ایجاد مشکلات تحصیلی موجب ایجاد مشکلات رفتاری در بین آنها نیز می باشد . اضطراب امتحان با عوامل متعددی در ارتباط می باشد و روشهای در مانی متنوعی در این خصوص وجود دارد مطابق بررسی های انجام شده یکی از عوامل مرتبط با اضطراب امتحان، دلزدگی تحصیلی دانش آموزان می باشد. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش برنامه های مختلف(خوشبینی، تنظیم هیجان و ذهن آگاهی) در کاهش دلزدگی تحصیلی دانش آموزان مبتلا به اضطراب امتحان می باشد. در همین ارتباط از میان دانش آموزان مبتلا به اضطراب امتحان به صورت تصادفی چهار گروه انتخاب گردید و سه گروه تحت آموزش برنامه های(خوشبینی، تنظیم هیجان و ذهن آگاهی)به مدت هشت جلسه و یک گروه نیز به عنوان گروه گواه در نظر قرار گرفت نتایج پیش آزمون و پس آزمون گروه ها در مورد دلزدگی تحصیلی دانش آموزان مورد مقایسه قرار گرفت و از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیره با استفاده از نرم افزار(ssps)مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . در پژوهش حاضرنتایج نشانگر اثربخشی هرسه روش آموزش در کاهش دلزدگی تحصیلی است ولی ازبین این روشها روش آموزش ذهن آگاهی بابیشترین تفاوت در میانگین بیشترین تاثیر و بعد از آن روش خوشبینی و در آخر تنظیم هیجان می باشد
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی نئو و تعارض و تسهیل شغلی خانوادگی در بین دبیران منطقه 5 شهر تهران است. روش پژوهش، توصیفی و از نوع پیمایشی و همبستگی است. به این منظور 270 نفر (81 مرد و 189 زن) با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای از بین کلیه دبیران مقطع متوسطه منطقه 5 تهران در این پژوهش شرکت کردند. مقیاس شخصیتی NEO-FFI، پرسشنامه تعارض و تسهیل شغلی خانوادگی وین و همکاران و پرسشنامه مشخصات دموگرافیک روی شرکت کنندگان اجرا شد. برای تحلیل داده های پژوهش، از شاخص ها و روش های آماری شامل میانه، میانگین، انحراف استاندارد، ضریب همبستگی پیرسون، ضریب همبستگی اسپیرمن و تحلیل مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. مجموع نمرات مولفه های مربوط به عوامل و نمره های عاملی مورد آزمون قرار گرفته است. بین ویژگی های شخصیتی وظیفه شناسی، برون گرایی، سازگاری، تجربه پذیری و تعارض شغلی خانوادگی رابطه منفی وجود دارد (05/0p<). بین ویژگی شخصیتی عصبیت و تعارض رابطه مثبت وجود دارد. بین ویژگی های شخصیتی وظیفه شناسی، برون گرایی، سازگاری، تجربه پذیری و تسهیل شغلی خانوادگی رابطه مثبت وجود دارد. (01/0p<). بین ویژگی شخصیتی عصبیت و تسهیل شغلی خانوادگی رابطه منفی وجود دارد. (05/0p<). براساس نتایج به دست آمده از مدل یابی معادلات ساختاری، تاثیر ویژگی های شخصیتی وظیفه شناسی و سازگاری بر تسهیل شغلی خانوادگی مستقیم، و تاثیر ویژگی شخصیتی روان آزرده خویی بر تعارض شغلی خانوادگی نیز مستقیم است (05/0p<). یافته ها نشان داد ویژگی های شخصیتی با تعارض و تسهیل خانوادگی- شغلی و شغلی- خانوادگی ارتباط دارد. لذا توجه به ویژگی های شخصیتی در فرایند به کارگماری افراد و در روابط خانوادگی پیشنهاد می گردد.
هدف از انجام پژوهش حاضر ارائه مدلی برای تاب آوری شغلی معلمان بر اساس سبک مقابله ای با نقش واسطه ای باورهای مذهبی بوده است. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مدارس عادی استان مازندران که در سال تحصیلی 1393-1394 در مدارس اشتغال داشتند را شامل شد که از بین آنان 200 معلم مدارس عادی با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسشنامه تاب آوری شغلی معلمان آموزش ویژه (سوتومایور، 2012)، پرسشنامه مقابله با موقعیت استرس زا (اندلر و پارکر،1990) و پرسشنامه دینداری نسخه ۱۵ (هوبر و هوبر، ۲۰۱۲) به کارگرفته شد. یافته های پژوهش نشان داد سبک مقابله مسأله مدار به صورت مثبت و سبک مقابله ای هیجانی به صورت منفی بر تاب آوری شغلی معلمان مؤثر بوده است و بین باور مذهبی (ابعاد شناختی، عقیدتی و اعمال عمومی) و تاب آوری ارتباط مثبت و معنادار بوده، همچنین تمام ابعاد باور مذهبی با سبک مقابله ای (مسأله مدار) رابطه مثبت و معنادار داشته است: همچنین یافته نشان می دهد که باورهای مذهبی توانسته است نقش واسطه ای بین سبک مقابله ای و تاب آوری ایفا کند. در نتیجه براساس یافته های پژوهش حاضر می توان با آموزش سبک مناسب مقابله با استرس و ایجاد باور مذهبی قوی تر، آگاهی بیشتری به معلمان داده تا این روند بر تاب آوری آن ها و نهایتاً بر بهزیستی آنان و بالطبع دانش آموزان آن ها اثر مطلوبی بجا بگذارد.
هدف:هدف پژوهش حاضر، مقایسه تاب آوری و اضطراب در بین والدین دارای فرزند معلول شهر تهران بوده که در سال تحصیلی 1397-1398 در تهران صورت گرفت. روش: طرح پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه ی آماری پژوهش حاضر کلیه ی والدین دانش آموزان مدارس استثنایی(بعثت و میثم ) منطقه 2 تهران بود که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شد. نمونه آماری پژوهش حاضر شامل 196 نفر از والدین کودکان مدرسه استثنایی بود.ابزار مورداستفاده در پژوهش شامل پرسشنامه اضطراب بک(1990) وپرسش نامه تاب آوری کونور و دیویدسون (۲۰۰۳) بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش از آمار توصیفی (فراوانی درصد، میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل واریانس یک راهه).استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل نشان داد که بین نوع معلولیت (شنوایی، نابینایی، جسمی- حرکتی) با تاب آوری والدین مدارس استثنایی منطقه 2 آموزش وپرورش شهرتهران تفاوت وجود دارد. همچنین بین نوع معلولیت (شنوایی، نابینایی، جسمی- حرکتی) با اضطراب والدین مدارس استثنایی منطقه 2وآموزش وپرورش شهرتهران تفاوت وجود داشت. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمد حمایت اجتماعی همه جانبه، ارائه خدمات و امکانات توانبخشی و آموزشی از طرف ارگان های اجتماعی ضروری می باشد. هنگامی که این نوع حمایت ها در جامعه وجود داشته باشد، از یک طرف موجب رشد فرد معلول در جنبه های مختلف شده و از طرف دیگر به دلیل کم شدن وابستگی فرد معلول به خانواده، میزان استرس خانواده کمتر می شود که این امر خود به نوبه خود موجب سازگاری بیشتر در آنان می شود.
درمان مبتنی بر شفقت که توسط گیلبرت و همکارانش(2009) به وجود آمده، درمانی نوین و یکپارچه از دسته درمان های موج سوم می باشد که عمدتاً براساس بسط و گسترش مفاهیم و روش های مایندفولنس برای درمان اختلالات بنا شده است. هدف این مطالعه تعیین اثربخشی آموزش مبتنی بر شفقت (به مادران) در کاهش علایم بیش فعالی- نقص توجه برکودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی- نقص توجه بود. شرکت کنندگان این پژوهش دو زن 35ساله و یک زن33 ساله و متاهل بودند که با استفاده از مصاحبه بالینی و معرفی کودکان شان از طرف روانپزشک برای درمان مبتنی بر شفقت در نظر گرفته شدند. برای سنجش علایم بیش فعالی- نقص توجه از پرسشنامه SNAP-IV استفاده شد. در این پژوهش از روش پژوهشی مورد منفرد با طرح A_B استفاده شد. در این روش پژوهشی، پس از سه جلسه خط پایه، مداخله از طریق 15 جلسه یک ساعته درمان مبتنی بر شفقت برای دو آزمودنی(مادر) اول و 15 ساعت( 7 جلسه دوساعته و یک جلسه یک ساعته) برای آزمودنی(مادر) سه اجرا شد. دو هفته و یک ماه پس از پایان مداخله، آزمودنی ها تحت آزمون پیگیری قرار گرفتند. یافته های این پژوهش نشان داد که طی تحلیل دیداری نمودار داده ها براساس شاخص های آمار توصیفی و تحلیل دیداری، در مرحله پیگیری نسبت به خط پایه، مداخله در نافرمانی مقابله ای و نقص توجه و تا حدودی بیش فعالی- تکانشگری تاثیرگذار بوده است. با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت آموزش شفقت به مادران بر کاهش نافرمانی مقابله ای کودکان و نقص توجه و بیش فعالی-تکانشگری آنان موثر است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ماندالا درمانی در کاهش اضطراب نوجوانان انجام شد. پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون گسترش یافته با یک گروه آزمایش و دو گروه مقایسه بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان مقطع دبیرستان شهرستان گرمی با دامنه سنی 15 تا 18 سال تشکیل می دادند که از میان آن ها 45 نفر به تصادف انتخاب شد و در سه گروه، یک گروه آزمایش (15 نفر) و دو گروه مقایسه (هر گروه 15 نفر) به تصادف گمارده شدند. آزمودنی ها پرسشنامه اضطراب موقعیتی اشپیلبرگر (1983) را در دو نوبت (پیش آزمون و پس آزمون) تکمیل کردند. از گروه آزمایش خواسته شد که به مدت 20 دقیقه به رنگ آمیزی طرح ماندالا بپردازند، همچنین از گروه اول مقایسه خواسته شد که به مدت 20 دقیقه به رنگ آمیزی صفحه شطرنجی مشغول شوند و از گروه دوم مقایسه نیز خواسته شد به مدت 20 دقیقه به کشیدن نقاشی آزاد بپردازند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که تفاوت میان گروه ها در پس آزمون اضطراب از لحاظ آماری معنادار است، به این معنی که هر سه روش رنگ آمیزی ماندالا، رنگ آمیزی صفحه شطرنجی و نقاشی آزاد در کاهش اضطراب مؤثر بوده اند. در ادامه نتایج حاصل از آزمون تعقیبی بنفرونی نشان داد روش رنگ آمیزی ماندالا نسبت به دو روش دیگر تأثیر بیشتری داشته است. این تفاوت می تواند بر اثر فراخوانی کنش های خود برای یکپارچه سازی فعالیت ها در جریان درگیر شدن آزمودنی ها در رنگ آمیزی ماندالا تفسیر شود.
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه آسیب های هنجاری (تعارض هنجاری، بیگانگی شغلی و بی هنجاری سازمانی) با سرمایه روان شناختی و تعالی یابی شغلی است. پژوهش از نوع همبستگی و جامعه آماری، شامل کلیه کارکنان شرکت صنایع چاپ و بسته بندی آسان قزوین در شهر قزوین بود که از بین آن ها 256 نفر به شیوه ی نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه تعارض هنجاری (مانریکو دی لارا و همکاران، 2009)، پرسش نامه بیگانگی شغلی (بانایی و ریسل، 2007)، پرسش نامه بی هنجاری سازمانی (مانریکودی لارا و رودریگز، 2007)، پرسش نامه سرمایه روان شناختی (مک گی، 2011) و پرسش نامه تعالی یابی شغلی (تیمز و همکاران، 2012) بودند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و الگو سازی معادله ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین تعالی یابی شغلی با سرمایه روان شناختی رابطه مثبت و معنادار ( 01/0p<) ، اما با بیگانگی شغلی و تعارض هنجاری رابطه منفی و معنادار (05/0p<) وجود دارد. سرمایه روان شناختی با بیگانگی شغلی ( 01/0p<) ، با تعارض هنجاری (05/0p<) و با بی هنجاری سازمانی ( 01/0p<) دارای رابطه منفی و معنادار بود. نتایج مدل سازی معادله ساختاری و تحلیل واسطه ای نشان داد سرمایه روان شناختی متغیر واسطه ای کامل در رابطه بیگانگی کاری و بی هنجاری سازمانی با تعالی یابی شغلی است. نتایج نشان داد که آسیب های هنجاری می توانند از طریق تضعیف سرمایه روان شناختی، تعالی یابی شغلی کارکنان را تضعیف نمایند.
هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی مقایسه ای زوج درمانی هیجان مدار به شیوه گروهی (EFCT) و آموزش عملی مهارت های ارتباط صمیمانه (PAIRS) در الگوهای ارتباطی زوجین انجام شد. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف،کاربردی و از نظر طرح، شبه آزمایشی و در قالب طرح پیش آزمون- پس آزمون و با یک گروه کنترل و دو گروه آزمایش صورت گرفت. جامعه آماری این تحقیق کلیه زوجینی که به منظور حل مشکلات زناشویی به یکی از مراکز مشاوره خشت اول، مهرماندگار،کوک زندگی، کلینیک امام هادی (ع) در سال 97 مراجعه نموده اند. نمونه پژوهش ۲4 زوج از افراد داوطلب بودند که به طور تصادفی درسه گروه؛ یک گروه آزمایش ودوگروه کنترل(در هر گروه 8 زوج) جایگزین شدند. در حقیقت گروه های آزمایشی هر کدام متعلق به یکی از شیوه های زوج درمانی( هیجان مدار- مهارت های ارتباط صمیمانه پرز) بودند. محتوی جلسات طبق مبانی درمان هیجان مدارو مهارت های ارتباط صمیمانه پرز تهیه و طی 9 جلسه ( هفته ای یک جلسه) درگروهای آزمایشی اجرا شد. ابزارهای گردآوری اطلاعات، پرسشنامه الگوهای ارتباطی زوجین (CPQ) بود؛که قبل از مداخله و بلافاصله پس ازمداخله توسط هر دو گروه تکمیل گردید. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که مقدار F بدست آمده برای هر سه الگوی ارتباطی در سطح آلفای 05/0 معنی دار بود (05/0>P). نتیجه گیری: زوج درمانی هیجان مدار و آموزش مهارت های ارتباط صمیمانه پرز بر بهبود روابط زوجین موثر است. از میان دو رویکرد درمانی آموزش مهارت ارتباطی به شیوه پرز بر الگوهای ارتباطی زوجین موثر تر بود.
یکی از مهمترین رسالت های دانشگاه و آموزش عالی می تواند آماده سازی افراد برای ورود به دنیای بازارکار باشد، و علوم انسانی به صورت اعم و علوم تربیتی به صورت اخص از این قاعده مثتنی نیست، این در حالی است که به نظر می رسد علوم تربیتی در حوزه اشتغال با چالش هایی روبرو است. در این راستا پژوهش حاضر نیز با هدف طراحی الگویی به منظور بازسازی سیستم دانشگاهی در علوم تربیتی، با تاکید بر رویکرد اشتغال زایی صورت پذیرفت، همچنین پژوهش از نوع کیفی که با استفاده از راهبرد مبتنی بر نظریه داده بنیاد صورت پذیرفته است، به علاوه با توجه به استفاده از رویکرد هدفمند و بکارگیری معیار اشباع نظری، مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 28 نفر از اعضای هیات علمی و فارغ التحصیلان این رشته انجام شد و اطلاعات جمع آوری شده در نرم افزار ATLAS . ti TM ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و در نهایت 269 شناسه، 39 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی شناسایی شد، نتایج داده های در طی سه مرحله، کدگذاری باز، محوری و کدگذاری انتخابی حاکی از تاثیر عوامل متعددی بر پدیده محوری پژوهش داشت. همچنین، یافته های مطالعه در چارچوب یک الگو شامل؛ پدیده محوری، شرایط علی، راهبردها، زمینه، شرایط مداخله گر و پیامدها تحلیل شده است.