ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۲۱ تا ۱٬۷۴۰ مورد از کل ۱٬۷۶۴ مورد.
۱۷۲۱.

بررسی چالش معرفت شناختی استجابت دعا از منظر دیویسون و چوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۵
از جمله رویکردهای بررسی مفهوم دعا در الهیات، رویکرد معرفت شناختی دعا است که در آن امکان باور به استجابت دعا مورد تامل قرار گرفته است. از منظر برخی از فیلسوفان دین مانند دیویسون، اطمینان و یقین به استجابت دعا امکان پذیر نیست چرا که علل گوناگونی به جز دعای بندگان در وقوع یک پدیده ممکن است موثر باشد. علاوه بر این پوشیده بودن انگیزه خداوند از تحقق واقعه مورد نظر، احتمال وصول به این یقین را ضعیف تر می سازد. در مقابل برخی از الهیدانان مانند چوی وصول به این یقین را با توجه به شواهد مقارن با وقوع پدیده مورد نظر امکان پذیر می دانند. در نوشتار حاضر از رهگذر مطالعه تطبیقی دیدگاه دیویسون و چوی و بررسی دلایل هر کدام تلاش شده است تا تحلیلی از یقین مطلوب در ساحت الهیات دعا مطرح شود. استدلال از راه بهترین تبیین به واسطه شواهد موجود و نیز وجود برخی از شواهد و مویدات درون دینی به مثابه تضمین معرفتی استجابت دعا، می تواند فرضیه استجابت دعا به واسطه دعای بندگان را تقویت کند.
۱۷۲۲.

فلسفه دین و تفاوت بین دیدگاه های مسیحی و اسلامی در مورد نبوت و محتوای پیام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۷
این مقاله مقایسه ای تحلیلی و جامع بین مفاهیم اسلامی و مسیحی از نبوت و وحی (یا انکشاف الهی) در چارچوب فلسفه دین ارائه می دهد. در این مقاله بیان می شود که اگرچه هر دو سنت، پیامبر را به عنوان واسطه ای منصوب از جانب خداوند می شناسند، اما مبانی فلسفی، اهداف الهیاتی و ماهیت وحی (یا انکشاف الهی) در آنها اساساً متفاوت است. این تحلیل، تکامل نبوت را در سنت یهودی-مسیحی، از نصیحت و پیشگویی اخلاقی در عهد عتیق تا اوج آن در شخص عیسی مسیح به عنوان کلمه تجسدیافته در عهد جدید، دنبال می کند. این در تضاد با دیدگاه اسلامی است که در آن نبوت به عنوان انتقال یک قانون و هدایت جامع الهی (شریعت) درک می شود که در خاتمیت حضرت محمد (ص) و قرآن به اوج خود می رسد. این مطالعه به طور سیستماتیک این تفاوت ها را از طریق تحلیل تطبیقی هدف نبوت، نقش و جایگاه پیامبران، مفهوم وحی و خاتمیت آن مشخص می کند. این بخش با تأملی فلسفی در مورد ضرورت نبوت برای انتقال معرفت ماوراء طبیعی، به ویژه آخرت، که برای عقل بشر به تنهایی قابل دسترسی نیست، به پایان می رسد.
۱۷۲۳.

اختر الهیات: تحلیل نسبت حیات بیرون زمینی با برتری انسان در نظام آفرینش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۷
این پژوهش به بررسی این پرسش می پردازد که آیا پذیرش موجودات هوشمند غیرزمینی با باور به انسان به عنوان «اشرف مخلوقات» ناسازگار است؟ ابتدا نشان داده می شود که قرآن کریم در این باره تصریحی ندارد، اما گشودگی تفسیری آن امکان خوانش های متنوع فلسفی، عرفانی و کلامی را فراهم می کند. سپس با تکیه بر استدلال های فلسفی، از جمله نظریه صدور، کثرت مراتب وجود و اصل سنخیت علت و معلول، استدلال می شود که آفرینش جهان های متعدد و اشکال گوناگون حیات نه تنها ممکن، بلکه مقتضای نظام هستی است. از منظر عرفانی نیز با توجه به تجلی اسم «الحیّ» و دیگر اسماء الهی، حیات نمی تواند به انسان زمینی محدود باشد و باید در عوالم مختلف ظهور یابد. در ادامه، برخی آیات و روایات مربوط به کثرت عوالم و موجودات آگاه، به عنوان قرینه هایی بر امکان حیات فرازمینی بررسی می شوند. بخش دیگری از پژوهش به اختلاف دیدگاه ها درباره اشرف مخلوقات بودن انسان یا فرشتگان اختصاص دارد و نشان می دهد که برتری مطلق انسان مستند به نص قطعی نیست، بلکه بیشتر برداشتی فلسفی کلامی است. در نهایت نتیجه گرفته می شود که اگر موجودات فرازمینی دارای عقل، اراده و توانایی اخلاقی باشند، وجود آنان نه تنها با کرامت انسانی تعارضی ندارد، بلکه می تواند افق های تازه ای در الهیات اسلامی بگشاید.
۱۷۲۴.

جهان معنا به روایت ملاصدرا در پرتو دور وجود و شناخت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۵
در نگاه نخست به نظر می رسد جهان بیرونی فارغ از لایه های بطونی در ما پدیدار می شود و نظامی ثابت، اشیا و از جمله خود ما را احاطه کرده است. اما در فلسفه ملاصدرا می توان به روایت دیگری دست یافت، روایتی که اظهار می دارد حقایق عینی بیرون از ما، حقایقی تو در تو و از دو جهان موازیِ آدم و عالم است که در آن، بسته به اینکه نفس ناطقه در هر مرتبتی از وجود با لایه های متفاوتی از هستی گره خورده است. بدینواسطه شناحت معنای کامل عوالم آشکار و پنهان محل تردید است. لذا پرسش اساسی این جُستارعبارت از اینست که: چگونه در پرتو دور وجود و شناخت می توان به جهان معنا دست یافت؟ بنابراین با تحلیل حرکتِ دایره وارِ استعلاییِ وجود و شناخت، دستاوردهای این پژوهش به این قرار خواهد بود: یکم. اینکه در تکامل وجودی فهم بالاتری از هستی رقم خواهد خورد و دستیابی به فهم و شناخت بالاتر، مقدمات تحول وجودی را فراهم می کند؛ دوم. تحول وجودی در پرتو شناخت، و دستیابی به شناخت بالاتر در فراروی وجودی این امکان را برای آدمی فراهم می کند تا اولاً: هستی را در نماهای بیشتری رصد کند و ثانیاً: لایه های درونی تر وجود را عمیقاً فهم کند و ثالثاً: شرح و تفسیر نوین و عمیقی از هستی به دست آید و رابعاً: تفسیر نوین از هستی ما را به جهانی متفاوت از معنا و با هویتی مقدس رهنمون می کند.
۱۷۲۵.

تحلیل مصداق های شرور و نسبت آنها با خداوند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۵
مساله ناسازگاری واقعیت شرور و صفات خداوند در قالب قیاسی بیان شده است که صغرای آن «شروری در جهان وجود دارد» است. در این مقاله در نظر است تحلیل شود چه اموری را واقعا می توان شر نامید. نشان داده خواهد شد برخی تحلیلها همانند نسبی بودن شرور، فوائد شرور، عدمی بودن شرور بسیاری از مصداقهای شرور را زیر سوال می برد و در نتیجه امکان دارد هر چیزی را که شر می نامیم در نسبتهایش با کل عالم، دیگر شر به حساب نیاید. سپس نشان خواهیم داد که آنچه می توان واقعا مصداق شر نامید یا «ناملایمات» و یا «کمبودهایی» است که هر شخص (فارغ از نسبتش با کل عالم) با آن مواجه می شود. سپس استدلال خواهد شد که ناملایمات لازمه ذاتی عالمی است که تغییر ویژگی ذاتی آن است. کمبودها هم لازمه ذاتی این عالم مادی است که تکثر ویژگی ذاتی آن است. در نتیجه حذف «ناملایمات» و «کمبودها» از این جهان و برای هر فرد، مستلزم تناقض خواهد بود که نمی توان آن را به قدرت مطلق خداوند نسبت داد.
۱۷۲۶.

تجربه ی وحی و اعتماد به سنت دینی: دیدگاه لیندا زگزبسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۸
در نگاه لیندا زگزبسکی، سنت دینی سازوکاری پویا برای تداوم تجربه ی وحی است و ادیان از طریق گواهی تاریخی، تجربه ی شخصی امر قدسی و درونی سازی سنت در زندگی مؤمن پیوند با سرچشمه ی وحی را حفظ می کنند. او الگوی سوم را بنیادی تر می داند زیرا سنت را واقعیتی زنده می بیند که امکان تربیت معرفتی و اخلاقی مؤمن را فراهم می کند. بر پایه ی معرفت شناسی فضیلت، اعتماد به سنت، اگر مبتنی بر فضایل فکری باشد، شکلی عقلانی از جست وجوی حقیقت است. بدین ترتیب، تجربه ی وحی در بطن حیات جمعی و آیینیِ سنت تداوم می یابد و می تواند پاسخی عقلانی به چالش های شکاکیت و کثرت گرایی فراهم کند.
۱۷۲۷.

واکاوی ریشه های اگزیستانسیالیستی انسان شناسی دینی شریعتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۵
هدف از پژوهش حاضر بررسی و تحلیل دیدگاه های انسان شناختی شریعتی و نحوه مواجهه وی با آموزه های اگزیستانسیالیستی به مفهوم آزادی و مسئولیت است. شریعتی با بکارگیری نظریه انسان شناسی سارتر و تاکید برنقش اراده و آزادی به عنوان عامل تعیین کننده در رهایی انسان از چهار زندان طبیعت، جامعه، تاریخ و خویشتن، پروژه فکری خود را صورتبندی کرد. مسئله اصلی این است که نحوه مواجهه شریعتی با انگاره های انسانشناختی اگزیستانسیالیسم سارتر به چه شکل بوده است و مهم ترین دستاورد این مواجهه در اندیشه و تفکر وی چیست؟ این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی- تاریخی می خواهد ضمن تحلیل شاخصه های اصلی دیدگاه های انسان شناختی شریعتی و اشتراکات آن با انسان شناسی اگزیستانسیالیستی، به بررسی تمایزات اصلی و عمده آن بپردازد. یافته های این پژوهش نشان گر آن است که شریعتی با الهام از رویکرد رادیکال سارتر به مفهوم مسئولیت فردی، اجتماعی و تاریخی انسان در یک چارچوب مدرن و انسان گرایانه می پردازد اما تلاش می کند تا با استفاده از جوهره الهی وجود انسان در دام پوچی رایج درتحلیل های اگزیستانسیالیست ها اسیر نشود. وی سعی دارد تا ضمن بکارگیری ظرفیت های آموزه های سارتر نوعی انسان شناسی اگزیستانسیالیستی مدرن و خداباورانه را در برابر آموزه های ماتریالیستی رایج با اتکا بر مفهوم آزادی و مسئولیت ترسیم کند.
۱۷۲۸.

زیارت از منظر علوم شناختی؛ همگرایی نگره های تکاملی، عصب شناختی و فضامندی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۰
تجربه معنوی زیارت، غالباً در پیوندی گریزناپذیر با مؤلفه های بیرونی و درونی است که گرانیگاه آن باورهای زائر است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با مطالعه کتابخانه ای درصدد بازیابی هسته شناختیِ مشترکِ تجربه معنوی زیارت از سه منظر تکاملی، عصبشناختی و فضامندی ناظر به سه گانه مزور، زائر و مزار است. براساس دیدگاه تکاملی، میل به جاودانگی و روح باوری در کنار قوه ذهنمندانگاری، زمینه شکل گیری زیارت و ارتباط با هویتی فرامادی مانند خدای شخص وار و ارواح درگذشتگان به ویژه انسان های مقدس را فراهم می آورد. یافته های عصب شناختی نیز نشان می دهند، تجربه معنوی زیارت نه تنها به لحاظ هیجانی بلکه به لحاظ شناختی تغییراتی در دستگاه عصبی زائر ایجاد می کند. این تغییرات هم در دستگاه عصبی خودمختار و هم در دستگاه عصبی مرکزی، قابل پی جویی است. چنانکه وقتی فرد بصورت خودراهبر درگیر مناسک زیارت می شود، نه تنها «تغییر در حالت آگاهی» او رخ می دهد بلکه بیش از هر چیز فرد «احساس حضور» را تجربه می کند. در نگره فضامندی، زیارتْ مناسکی است بدنمند که توسط گروهی از افراد اجرا شده و طی آن مکانی خنثی تبدیل به فضایی مقدس می گردد.
۱۷۲۹.

وجود داشتن یا نداشتن عالم در عرفان ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۳
در عرفان ابن عربی وحدت وجود پررنگ ترین نقش را دارد و بدون درک درستی از آن نمی توان دیگر اندیشه های او را دریافت. در این میان، یکی از مهم ترین پرسش ها پرسش از نسبت وجود حقیقی یا آفریدگار با عالم و آفریدگان است. از دیدگاه وحدت وجود برمی آید که پاسخش به این پرسش چنین باشد که وجود حقیقی و عالم با هم وحدت دارند. از سوی دیگر، در عرفان ابن عربی از غیریت میان وجود حقیقی و عالم نیز بسیار سخن رفته است؛ وحدت از وجهی است و غیریت از وجهی دیگر. این بیان دوگانه این پرسش را مطرح می سازد که آیا عالم وجود حقیقی دارد یا اینکه توهم محض است؟ این تناقض نمایی است که در عرفان نظری همواره اذهان را به خود مشغول کرده است. در این نوشته استدلال می شود که اگر عالم به معنای چیزهایی که هستند باشد چون نمی توان عالم را توهم دانست و وجود را از آن سلب کرد و هم نمی توان وجود عالم را در بیانی تناقض گونه پذیرفت و هم رد کرد و همچنین نمی توان به شیوه ای تشکیکی بهره ای کمتر و ضعیف تر برای وجود عالم در نظر گرفت، تنها پاسخی که می ماند پذیرش وجود داشتن عالم است. نتیجه این پژوهش از این قرار است که عالم از منظر وجودشناسی وجود حقیقی دارد ولی از منظر معرفت شناختی ما درگیر با گونه ای از توهم هستیم. خود اصطلاح عالم در عرفان بیشتر سویه معرفت شناختی دارد. بنا بر این دیدگاه همه ساختار وجودشناسی عرفان نظری و حضرات و عوالم گوناگون نیز با وضعیت معرفت شناختی و شهودی انسان تبیین می پذیرد.
۱۷۳۰.

بررسی تحلیلی تئودیسه ایرنائوسی و نقد آن از منظر کلام امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۴
مسئله شر سبب گشته تا متألهان در آثار خود بحث های جامع و عمیقی دراین باره داشته باشند و به دفاع از خداباوری بپردازند. ایرنائوس قدیس که نقش بسزایی در تبیین و گسترش آموزه های مسیحی داشته، در تئودیسه خود سعی نموده است تا با مطرح کردن ایده "پرورش روح" به حل مسئله شر بپردازد. از منظر ایرنائوس، اگر شری در جهان آفرینش تحقق می یابد؛ همان گناه است و این یک امر سرشتی در ذات بشر است که حضرت آدم در ابتدا به آن دچارشد و با سوءاستفاده از اراده و اختیارخود از فرمان الهی سرپیچی کرد و این میل به گناه هم اکنون نیز در میان نسل بشر جاری و ساری است. در این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقادی سعی بر این است تا به ابتدا به بررسی و تحلیل تئودیسه ایرنائوسی و سپس نقد آن از منظر کلام امامیه پرداخته شود. با وجود هّمی که ایرنائوس قدیس در حل مشکل شرور داشته، اما تئودیسه وی با چالش ها و بن بست هایی همچون "نسبی گرایی"، "شر گزاف"، "فاصله معرفتی" و ... مواجه است که از باورپذیری و حقانیت آن می کاهد.
۱۷۳۱.

بررسی تئودیسه بروس رایشنباخ درباب شرور طبیعی با توجه به دیدگاه دیوید چالمرز درباره نسبت امکان و تصورپذیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۸
تأمل پیرامون مسئله شر و ارتباط آن با خداباوری از موضوعات فلسفی ای است که در طول تاریخ مورد بحث و گفت وگو بوده است. از جمله اندیشمندانی که در دوران معاصر به این مسئله پرداخته ، بروس رایشنباخ است. وی در پاسخ به برهان احتمالاتی شر، علاوه بر تبیین دقیق شرور اخلاقی، توضیحی جامع پیرامون چرایی شرور طبیعی مطرح ساخته که با عنوان «تئودیسه قوانین طبیعی» شناخته شده است. بر مبنای این تئودیسه، شرور طبیعی لازمه قانون مندی جهان طبیعی است و قانون مندی نیز شرط ضروری تحقق فاعل-های مختار است. اشکالِ مهمی که به این تئودیسه وارد شده آن است که می توان جهانی را با قوانین یا شرایط متفاوت تصور کرد به گونه ای که فاقد شرور طبیعی، و یا، دست کم، مشتمل بر شرور طبیعی کمتری نسبت به جهان واقع باشد. پیش فرض اساسیِ این اشکال، اعتبارِ استنتاج «امکان» از «تصورپذیری» است که در فلسفه تحلیلی معاصر مورد تدقیق قرار گرفته است. به عنوان نمونه، دیوید چالمرز به صورت تفصیلی با بررسی انحای گوناگون تصورپذیری، این استنتاج را جز در شرایطی خاص نمی پذیرد. هدف این مقاله، بازخوانی دقیق تر تئودیسه قوانین طبیعی رایشنباخ با استفاده از نظریه چالمرز درباره استلزام تصورپذیری-امکان است. در نتیجه، با تضعیف اشکال تصورپذیری جهان بدون شر این تئودیسه تقویت گشته است.
۱۷۳۲.

برهان شرط بندی پاسکال در بوته نقد: بررسی ابعاد معرفت شناختی، اخلاقی و متافیزیکی در فلسفه دین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۳
چکیده برهان شرط بندی پاسکال از استدلال های شاخص در فلسفه دین است که با تکیه بر محاسبه عقلانی سود و زیان، باور به خدا را به عنوان گزینه ای موجه معرفی می کند. مبنای آن بر این فرض استوار است که حتی با احتمال اندک وجود خدا، باور به او از منظر منفعت نهایی، معقول ترین راهبرد است؛ زیرا سود احتمالی آن نامتناهی و زیان عدم باور، سنگین و جبران ناپذیر خواهد بود. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی مفهومی و ارزیابی انتقادی، ظرفیت ها و محدودیت های این برهان را در سه بُعد معرفت شناختی، اخلاقی و متافیزیکی بررسی می کند. در بُعد معرفت شناختی، تمایز میان باور و ایمان نشان می دهد که پاداش اخروی بر ایمان مترتب است، نه بر باور، و باور نیز به مثابه حالت ذهنی، امری غیراختیاری است و نمی تواند صرفاً بر مبنای محاسبه سود شکل گیرد. از منظر اخلاقی، پذیرش دین بر پایه مصلحت جویی می تواند به بی صداقتی و ریا بینجامد. در بُعد متافیزیکی نیز مسئله خدایان متعدد و تنوع ادیان، اعتبار این برهان را مخدوش می سازد. نتیجه آنکه برهان شرط بندی پاسکال بیش از آنکه اقناع کننده نامؤمنان باشد، نقش تقویتی برای باورهای پیشین دارد و به عنوان مبنای شکل گیری باور دینی کفایت لازم را ندارد.
۱۷۳۳.

سایه افلاطون و زوال فهم وحیانی از نفس در الهیات کلیسای اولیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۲
این مقاله به بررسی ورود آموزه فلسفی جاودانگی نفس از سنت افلاطونی به الهیات کلیسای اولیه می پردازد. با تحلیل واژگانی چون نَفَش در عبری و ψυχή در یونانی نشان داده می شود که کتاب مقدس انسان را موجودی واحد و فناپذیر معرفی می کند که هستی او وابسته به افاضه حیات از سوی خداوند است، در حالی که افلاطون نفس را مستقل و جاودانه می دانست. آثار آبای کلیسا نشان می دهد که تحت تأثیر فلسفه یونانی، مفاهیم مرگ، رستاخیز و داوری نهایی بازتفسیر شدند و جاودانگی به عنوان ویژگی ذاتی نفس تلقی شد. این روند موجب دگرگونی تصویر عدالت و رحمت الهی در الهیات مسیحی گردید.
۱۷۳۴.

بازخوانی مفهوم «برزخ» در الهیات کاتولیک و نقش آن در اقتصاد قرون وسطی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۲
مفهوم «برزخ» در الهیات کاتولیک، برخلاف تصور رایج که آن را صرفاً آموزه ای اخروی و متافیزیکی می پندارد، در بستر تاریخی خود واجد کارکردهایی اجتماعی، سیاسی و به ویژه اقتصادی بوده است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی در پی آن است تا با بازخوانی این آموزه، نشان دهد چگونه برزخ نه تنها در چارچوب نظام نجات شناسی کلیسا، بلکه در تنظیم رفتارهای اقتصادی مؤمنان و ساختارهای نهادی جامعه قرون وسطی نقش فعالی ایفا کرده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که مفهوم برزخ در الهیات کاتولیک چگونه در شکل گیری و تحول نهادها و مناسبات اقتصادی قرون وسطی تأثیرگذار بوده است؟ در پاسخ به این پرسش، مقاله به بررسی چند محور فرعی نیز می پردازد: نخست، تحلیل تأثیر آموزه برزخ بر رفتارهای اقتصادی فردی مؤمنان، همچون خرید آمرزش نامه، وقف اموال، پرداخت نذورات و صدقات به منظور کاهش رنج برزخی. دوم، واکاوی نقش کلیسا در نهادینه سازی این آموزه و بهره گیری از آن برای مشروع سازی قدرت اقتصادی و معنوی خویش از طریق نهادهایی چون صلح نامه ها، انجمن های دعای جمعی و بازار آمرزش نامه ها. سوم، واکاوی این دیدگاه که برزخ تنها ابزاری برای تحکیم ساختار قدرت کلیسا بوده است، با توجه به تجربه های دینی مردم و ابعاد معنوی-روان شناختی این باور. این پژوهش با تکیه بر منابع تاریخی، الهیاتی و اقتصادی، کوشید نشان دهد آموزه هایی چون برزخ می تواند به گونه ای مضاعف در زندگی مؤمنان عمل کند: از یک سو به عنوان منبعی برای امید به رهایی و تطهیر اخروی و از سوی دیگر به مثابه ابزاری نهادی برای مدیریت ترس، هدایت رفتار اقتصادی و تقویت اقتدار کلیسا. تحلیل انتقادی این پیوند، افق هایی تازه در مطالعات میان رشته ای دین، جامعه و اقتصاد می گشاید و امکان تأملی مجدد بر نسبت مفاهیم الهیاتی و ساختارهای مادی را فراهم می آورد.
۱۷۳۵.

تجربه تحولی و عقلانیت اختلاف درونی: بازخوانی معرفت شناختی تحول دینی در پرتو روایت آگوستین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۹
تحول دینی دگرگونی عمیقی در هویت، ارزش ها و معیارهای عقلانی فرد ایجاد می کند و با دو ویژگی اصلی همراه است: عدم امکان پیش بینی کامل پیامدها پیش از وقوع، و تغییر بنیادین در ساختار شخصیت و معرفت پس از آن. این امر تصمیم برای ورود به چنین تجربه ای را به یک پارادوکس تبدیل می کند که در آن عقلانیت سنتی کارایی ندارد و اراده و شجاعت معرفتی اهمیت می یابند. در این فرایند پرسش از اعتبار خویشتنِ پیشین و جدید مطرح می شود اما هیچ یک به طور مطلق برتر نیستند. گفت وگوی عقلانی درونی، که ریشه در معیارهای اجتماعی و بین الاذهانی دارد راهی برای مقابله با این شکاف است. به عنوان مثال، روایت آگوستین در اعترافات نشان می دهد که اختلاف با خویشتن پیشین نه تنها گسست نیست، بلکه فرصتی برای تعمیق عقلانیت و بازسازی خودفهمی است. بنابراین، عقلانیت در حوزه ی دین به معنای ایستادگی در برابر تغییر نیست، بلکه توانایی رشد درون آن است.
۱۷۳۶.

بررسی و نقد تئودیسه آگوستینی در حل مسئله شر براساس مبانی کلام شیعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۱
مسئله شر به سبب چالش های الحادی که درباره ی وجود خدا و اوصاف مطلق او می آفریند، از قدیم الایام اساس بسیاری از شبهات ملحدان را شکل می دهد. آگوستین قدیس که نقش بی بدیلی در حیات اندیشه مسیحی داشته، در تئودیسه خود سعی نموده تا از خداباوری و عقاید مسیحی در رهیافت مسئله درد و رنج دفاع نماید. آموزه ها و عقاید مسیحی همچون گناه اولیه، هبوط، فیض الهی و غیره، اساس تئودیسه آگوستین را شکل می دهند. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به تبیین اصول تئودیسه آگوستینی، تحلیل این تئودیسه و نقد آن براساس کلام شیعی پرداخته می شود. عدم تأثیر گناه اولیه در اکتساب خیرات و انجام شرور، تبیین ناصحیح از رابطه شرور با عالم ماده، تبیین ناصحیح از عامل تحقق شرور طبیعی و غیره، مواردی هستند که براساس مبانی کلامی شیعه، تئودیسه آگوستینی را به چالش کشانیده و نواقص آن را آشکار می سازد.
۱۷۳۷.

خوانش داوری اردکانی از دین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۹
اندیشه رضا داوری اردکانی به عنوان یکی از برجسته ترین جریان های فلسفی در ایران و جهان معاصر، خوانشی متفاوت و ریشه ای از دین عرضه می کند که مبتنی بر فهم تاریخی، جمعی و انتقادی از معنای دین است. داوری با عبور از رهیافت های سنتی کلامی و الهیات تحلیلی غربی، دین را نه صرفاً مجموعه ای از آموزه های فردی یا انتزاعی، بلکه به عنوان پدیده ای زنده و تاریخی می فهمد که نقش بنیادین در شکل دهی هویت، زبان و حافظه جمعی جوامع انسانی دارد. او با نقد عقلانیت ابزاری و تلقی وارداتی از فلسفه دین، تأکید می کند بازخوانی و تأسیس مجدد فهم دینی تنها در افق سنت تاریخی و زمینه اجتماعی ممکن است. نوآوری داوری در فهم دین، توجه عمیق او به تجربه زیسته، زبان و شعر به مثابه افق های اصلی معنا و نیز تأکید بر امکان یا امتناع فلسفه دین به سبک غربی در ایران را در بر می گیرد. این مقاله با بهره گیری از روش سوشیال تئوری انتقادی، ضمن واکاوی بنیان های فکری داوری، به نقدها و دیدگاه های مخالف می پردازد و نشان می دهد که خوانش داوری از دین چگونه می تواند افق های تازه ای برای اندیشیدن به مسئله دین، سنت و هویت در ایران امروز بگشاید.
۱۷۳۸.

تحلیل تطبیقی معرفت شناسی وحی در شریعت اسلام و واقع گرایی ایمانی توماس آکویناس در مسیحیّت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۴
در همه ادوار تاریخ، سنّت ایمان گروی در اندیشه بشری دامنه گسترده ای داشته و در آن به موضوع ایمان دینی و ایمان خارج از گستره شریعت پرداخته شده است. قدّیس آکویناس، ایمان را اطمینان نظری به این که خدا وجود دارد تعریف کرده است. در مدل معرفت شناختی ایمانی آکویناس، متعلّق نهایی ایمان، واقعیّت نخستین نامرکّب و غیرگزاره ای یعنی خداوند است و تعهّدِ همراه با عشق و جهت گیری بنیادی به سمت امر الهی، سرسپارانه اما نجات بخش است. علّت تصدیق اصول اعتقادی گزاره ای این است که حجّیت آن از سوی خداوند وحی شده است. فیلسوفان متألّه مسلمان که هر دو وجه عملی و نظری وحی الهی را استوار می دانند این دیدگاه را پذیرفته اند. اطمینان بخشی ایمان در مکتب فلسفی آکویناس، ناشی از همانندی آن با یقینی بودن معرفت است. آکویناس در ذهن خود نوعی پیش فرض ایمانی مبتنی بر جهان شمولی لطف الهی داشته است و مبنای تعریف او ایمانِ از پیش موردِ قبول واقع شده است. نقد وارد بر نگرش او این است که باور به وجود خداوند، خود از جنس ایمان است و نه مقدّمه ای بر ایمان، تا بر اساس عقل در پیِ اثبات آن باشیم. تفاوت روش شناختی قرآن کریم با مدل آکویناس این است که تعریف ایمان در ُمصحف کریم مصرّح نیست، زیرا قرآن به مفهوم لفظی نمی پردازد و با تبیین خصوصیّات و نشانه های حقیقتِ ایمان، انسان را به فهمی راستین از ایمان رهنمون می شود. گوهر ایمان از امور مادّی و عینی نیست که بتوان مصداقی از آن را پیش روی شنونده نهاد؛ بلکه چنین گوهری، مفهومی انتزاعی و معنوی است که با انگاره سازی می توان آن را به ذهن مخاطب القا کرد. محتوا و ظاهر وحیِ ناب، مورد تأییدِ ادلّه عقلی است و از زاویه اندیشه و خِردورزی، علمِ مُنصف و برکنار از تعصّب و جانبداری، دیدگاه وحیانی ایمان را پشتیبانی می کند.
۱۷۳۹.

نسبتِ میانِ مفهوم وحی و لوگوس به عنوانِ الهامِ طبیعی یا عقلانی در اندیشه رواقی.(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۱
وحی شناسی رواقی، هم راستا باکلّیّت نظام علّی جهان ونقطه ی تلاقی طبیعت، عقل وامر قدسی است. ایشان وحی را تحقّق تدریجی عقل کلّ درعقل فردی وفرایندی عقلانی واخلاقی دربستر طبیعت می دانند. طبیعت، زنده وقانون مند است ولوگوس درآن جاری است. طبیعتِ فردی انسان، بخشی ازطبیعت کیهانی است وخدا، طبیعت وانسان، اجزای یکپارچه ی جهانند. عقل جزئی درسایه ی لوگوس، به سوی کمال خود، یعنی اتحاد باعقل کلّ می رود واین فعلیّت، همان وحی عقلانی است. وحی درچنین نگرشی درپرتو سلوکی مبتنی برپالایش اخلاقی، تمرکز عقلی برفهم نظم کلّ هستی وتجربه ی درونی وحدت باعقل کلّ، فعلیّت می یابد. این نگاه، نه انقطاع ازطبیعت، بلکه هم نوایی بابنیاد عقلانی هستی است.
۱۷۴۰.

آموزه صلح از منظر خواجه نصیرالدین طوسی و امانوئل کانت: بررسی تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۸
مسئله صلح از زمره ی مهم ترین مسائلی است که از دیرباز محل بحث و تأمل از سوی اندیشمندان مختلف با رهیافت های مختلف دینی و فکری بوده است. در این بین، خواجه نصیرالدین طوسی در جهان اسلام و همچنین امانوئل کانت در جهان مسیحیت بحث های عمیق و درخور تأملی را در این باره بیان داشته اند. صلح از منظر خواجه نصیرالدین، اصلی عمیق و بنیادی است که در تمام سطوح وجودی انسان، از نفس فردی تا جامعه و عالم هستی، تجلی می یابد. صلح در این دیدگاه، نه صرفاً نبود جنگ، بلکه تعادل، هماهنگی، عدالت و تلاش دائمی برای بهبود شرایط زندگی است. کانت نیز صلح را یک وضعیت مطلوب اجتماعی می داند که باید در آن حقوق بشر به طور کامل رعایت شده و زمینه های عدالت و خیر عمومی فراهم گردد. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی ضمن تبیین و تحلیل مسئله صلح از منظر خواجه نصیر و امانوئل کانت، به تبیین مشابهات و تمایزات فکری آنان در این باره پرداخته و مبانی و پشتوانه ی دینی و فکری این دو اندیشمند را در این زمینه مورد تأمل قرار می دهد. گفتمان خواجه در تبیین مقوله صلح مبتنی بر فطری بودن صلح و وجود زمینه های وحیانی آن جهت نیل به کمال و سعادت دنیوی و اخروی است، حال آنکه کانت به عنوان ضرورتی اجتماعی جهت نیل به رفاه دنیوی به صلح نگریسته و تبیینی لیبرالیستی و اومانیستی از آن دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان