ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۲۱ تا ۱٬۷۴۰ مورد از کل ۱٬۷۶۴ مورد.
۱۷۲۱.

بررسی تحلیلی تئودیسه ایرنائوسی و نقد آن از منظر کلام امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۰
مسئله شر سبب گشته تا متألهان در آثار خود بحث های جامع و عمیقی دراین باره داشته باشند و به دفاع از خداباوری بپردازند. ایرنائوس قدیس که نقش بسزایی در تبیین و گسترش آموزه های مسیحی داشته، در تئودیسه خود سعی نموده است تا با مطرح کردن ایده "پرورش روح" به حل مسئله شر بپردازد. از منظر ایرنائوس، اگر شری در جهان آفرینش تحقق می یابد؛ همان گناه است و این یک امر سرشتی در ذات بشر است که حضرت آدم در ابتدا به آن دچارشد و با سوءاستفاده از اراده و اختیارخود از فرمان الهی سرپیچی کرد و این میل به گناه هم اکنون نیز در میان نسل بشر جاری و ساری است. در این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقادی سعی بر این است تا به ابتدا به بررسی و تحلیل تئودیسه ایرنائوسی و سپس نقد آن از منظر کلام امامیه پرداخته شود. با وجود هّمی که ایرنائوس قدیس در حل مشکل شرور داشته، اما تئودیسه وی با چالش ها و بن بست هایی همچون "نسبی گرایی"، "شر گزاف"، "فاصله معرفتی" و ... مواجه است که از باورپذیری و حقانیت آن می کاهد.
۱۷۲۲.

زیبا شناسی خداوند متعال طبق چهار مکتب مشهور در فلسفه هنر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۳
چکیده در فلسفه ی هنر پُست مُدرنیسم این مسأله مطرح است که آیا پدیده های طبیعی زیبا را هم می توان اثر هنری قلمداد کرد یا نه؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، آفریننده این آثار اعم از حق تعالی، طبق رویکرد دین باورانه و طبیعت، طبق رویکرد الحادی را می توان هنرمند نامید یا نه؟ این جُستار بر مبنای رویکرد دین باورانه به طرح پرسش فوق، بر اساس تعریف هنر در چهار نظریه مشهور در فلسفه هنر می پردازد. بنا بر یافته های این پژوهش طبق نظریه محاکات نمی توان پدیده های طبیعی را آثار هنری و حق تعالی را هنرمند تلقی کرد. اما طبق تعریف توسعه یافته محاکات در فلسفه اسلامی این کار شدنی است. طبق تعریف اولیه مکتب بیان گروی، پدیده های طبیعی آثار هنری نیستند. اما بر اساس تعریف اصلاح شده این مکتب از هنر توسط بندتو کروچه و کالینگوود که در آن قید تجربه شدن احساسات بیان شده در اثر هنری توسط هنرمند، حذف شده است، خداوند هنرمند مطلق است و آفریده های زیبای او آثار هنری بدیع اند .طبق همه قرائت های مکتب فرمالیسم می توان آیات آفاقی زیبا را آثار هنری تلقی کرد و بلاخره طبق اکثر تعاریف مکتب زیباگروی از هنر بخصوص طبق تعریف اصلاح شده پیشنهادی این جُستار از هنر، خداوند هنر آفرین است. برای رعایت احتیاط در بحث توفیقی بودن اسماء الهی و همچنین احترام به ذوق سلیم، مناسب است بجای عنوان هنرمند از اسم مقدس "احسن الخالقین" برای هنرمندی حق تعالی استفاده کنیم که پرشمار در قرآن کریم و روایات بکار رفته است.
۱۷۲۳.

نسبتِ میانِ مفهوم وحی و لوگوس به عنوانِ الهامِ طبیعی یا عقلانی در اندیشه رواقی.(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۵
وحی شناسی رواقی، هم راستا باکلّیّت نظام علّی جهان ونقطه ی تلاقی طبیعت، عقل وامر قدسی است. ایشان وحی را تحقّق تدریجی عقل کلّ درعقل فردی وفرایندی عقلانی واخلاقی دربستر طبیعت می دانند. طبیعت، زنده وقانون مند است ولوگوس درآن جاری است. طبیعتِ فردی انسان، بخشی ازطبیعت کیهانی است وخدا، طبیعت وانسان، اجزای یکپارچه ی جهانند. عقل جزئی درسایه ی لوگوس، به سوی کمال خود، یعنی اتحاد باعقل کلّ می رود واین فعلیّت، همان وحی عقلانی است. وحی درچنین نگرشی درپرتو سلوکی مبتنی برپالایش اخلاقی، تمرکز عقلی برفهم نظم کلّ هستی وتجربه ی درونی وحدت باعقل کلّ، فعلیّت می یابد. این نگاه، نه انقطاع ازطبیعت، بلکه هم نوایی بابنیاد عقلانی هستی است.
۱۷۲۴.

امکانات حکمت متعالیه برای مواجهه با نیهیلیسم به مثابه نیست انگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۵
نیهیلیسم در زندگی انسان معاصر در نظر و عمل، به شدت مطرح است. هرچند پیش از آنکه نیچه این اصطلاح را در کانون توجه قرار داد، بیش تر نیهیلیسم را در منظری تاریخی تمدنی می فهمیدند، با تأملات هایدگر این اصطلاح به گونه ای فلسفی مورد توجه قرار گرفت و نحوه به فهم در آمدن «نیستی» در نسبت با پرسش از هستی به عنوان امکانی برای مواجهه با آن در نظر گرفته شد. بر اساس این تحلیل، مجالی برای مشارکت سنّت های دیگری نیز فراهم آمد؛ تا امکانات خود را برای به فهم درآوردن نیستی، و به تبع آن مواجهه با نیهیلیسم، به اشتراک گذارند. نحوه مشارکت پاره ای از این سنّت ها توسط متفکرانی که با این تحلیل هم دل بوده اند مورد پژوهش قرار گرفته است. در این مقاله، در ابتدا تلاش می شود تلقی حکمت متعالیه از مسئله «عدم» صورت بندی شود و بررسی شود که آیا در این زمینه امکانات بالقوه ای برای مواجهه با نیهیلیسم وجود دارد یا نه. در ادامه تلاش خواهیم کرد نشان دهیم که با استمداد از پژوهش های تطبیقی متفکرانی مثل هانری کربن و توشی هیکو ایزوتسو، مفهوم لابشرط مقسمی به نحوی می تواند به عنوان اصطلاحی در نظر گرفته شود که امکاناتی را در اختیار حکمت متعالیه برای «درگذشتن» (و نه فراگذشتن) از نیهیلیسم می گذارد. نشان خواهیم داد که با عنایت به این امکانات، و دیگر امکاناتی که در سنّت عرفانی برجسته است، می توان از مواجهه با نیهیلیسم از منظر حکمت متعالیه سخن به میان آورد.
۱۷۲۵.

بررسی مقایسه ای مفهوم سعادت در نسبت اخلاق و دین از منظر ابوالحسن عامری و علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۷
مفهوم «سعادت» به عنوان غایت نهایی حیات انسانی، جایگاه مهمی در فلسفه اسلامی دارد و در پیوندی عمیق با اخلاق و دین معنا پیدا می کند. در این میان، علامه طباطبایی و ابوالحسن عامری، دو متفکر برجسته اسلامی، هر یک از منظر خاص خود به تبیین این مفهوم پرداخته اند. پژوهش حاضر با رویکرد تطبیقی و روش تحلیلی توصیفی، به بررسی و مقایسه دیدگاه این دو فیلسوف درباره نسبت سعادت با اخلاق و دین پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که علامه طباطبایی، سعادت حقیقی را در رسیدن به مراتب توحید، معرفت شهودی به خداوند و تهذیب نفس می بیند و اخلاق و دین را نه صرفاً ابزار، بلکه ارکان اصلی این مسیر معرفی می کند. در مقابل، ابوالحسن عامری، با تأکید بر عقل عملی و نظم اجتماعی، اخلاق و دین را چارچوب هایی ضروری برای تحقق عدالت اجتماعی و حیات فاضله می داند و معتقد است که بدون التزام به قانون دینی و فضائل اخلاقی، سعادت فردی و جمعی امکان پذیر نخواهد بود. بررسی تطبیقی این دو رویکرد نشان می دهد که هر دو متفکر، سعادت را بدون اخلاق و دین غیرقابل تحقق می دانند، اما در روش و مبانی، تفاوت های اساسی دارند. این پژوهش، با روشن ساختن این تفاوت ها و اشتراکات، زمینه ای برای بازخوانی مفهوم سعادت اسلامی و طراحی الگوهای تربیتی و اخلاقی متناسب با نیازهای معاصر فراهم می کند.
۱۷۲۶.

وجود داشتن یا نداشتن عالم در عرفان ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۴
در عرفان ابن عربی وحدت وجود پررنگ ترین نقش را دارد و بدون درک درستی از آن نمی توان دیگر اندیشه های او را دریافت. در این میان، یکی از مهم ترین پرسش ها پرسش از نسبت وجود حقیقی یا آفریدگار با عالم و آفریدگان است. از دیدگاه وحدت وجود برمی آید که پاسخش به این پرسش چنین باشد که وجود حقیقی و عالم با هم وحدت دارند. از سوی دیگر، در عرفان ابن عربی از غیریت میان وجود حقیقی و عالم نیز بسیار سخن رفته است؛ وحدت از وجهی است و غیریت از وجهی دیگر. این بیان دوگانه این پرسش را مطرح می سازد که آیا عالم وجود حقیقی دارد یا اینکه توهم محض است؟ این تناقض نمایی است که در عرفان نظری همواره اذهان را به خود مشغول کرده است. در این نوشته استدلال می شود که اگر عالم به معنای چیزهایی که هستند باشد چون نمی توان عالم را توهم دانست و وجود را از آن سلب کرد و هم نمی توان وجود عالم را در بیانی تناقض گونه پذیرفت و هم رد کرد و همچنین نمی توان به شیوه ای تشکیکی بهره ای کمتر و ضعیف تر برای وجود عالم در نظر گرفت، تنها پاسخی که می ماند پذیرش وجود داشتن عالم است. نتیجه این پژوهش از این قرار است که عالم از منظر وجودشناسی وجود حقیقی دارد ولی از منظر معرفت شناختی ما درگیر با گونه ای از توهم هستیم. خود اصطلاح عالم در عرفان بیشتر سویه معرفت شناختی دارد. بنا بر این دیدگاه همه ساختار وجودشناسی عرفان نظری و حضرات و عوالم گوناگون نیز با وضعیت معرفت شناختی و شهودی انسان تبیین می پذیرد.
۱۷۲۷.

بررسی جنبه هنری رخداد وحیانی و امکان رخداد وحیانیت در هنر از منظر پل تیلیش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۵
پل تیلیش، معتقد بود نحوه مواجهه انسان با امر الوهی تعیین کننده سرنوشت این مواجهه است. نزد او پرسش از خداوند، به تعبیری وام گرفته از هایدگر، نه پرسش از هستی و نیستی یک موجود در میان موجودات بلکه پرسش از خود وجود است. تفسیر تیل از وحی یش که با تمایز میان نشانه و نماد بنیاد می شود، نشانه را به مثابه نشان گری صرف برای دلالت بر امر خارجی، و نماد را به عنوان مشارک در تولید معنای امر معرفی می کند. تیلیش ادعا می کند که ادبیات در قرن بیستم نقشی به سزا در نمادگذاری معانی امر وحیانی داشته است، اما در عین حال نمی خواهد متون دینی را به استعاره هایی صرف فروکاهد.
۱۷۲۸.

بررسی تئودیسه بروس رایشنباخ درباب شرور طبیعی با توجه به دیدگاه دیوید چالمرز درباره نسبت امکان و تصورپذیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۷
تأمل پیرامون مسئله شر و ارتباط آن با خداباوری از موضوعات فلسفی ای است که در طول تاریخ مورد بحث و گفت وگو بوده است. از جمله اندیشمندانی که در دوران معاصر به این مسئله پرداخته ، بروس رایشنباخ است. وی در پاسخ به برهان احتمالاتی شر، علاوه بر تبیین دقیق شرور اخلاقی، توضیحی جامع پیرامون چرایی شرور طبیعی مطرح ساخته که با عنوان «تئودیسه قوانین طبیعی» شناخته شده است. بر مبنای این تئودیسه، شرور طبیعی لازمه قانون مندی جهان طبیعی است و قانون مندی نیز شرط ضروری تحقق فاعل-های مختار است. اشکالِ مهمی که به این تئودیسه وارد شده آن است که می توان جهانی را با قوانین یا شرایط متفاوت تصور کرد به گونه ای که فاقد شرور طبیعی، و یا، دست کم، مشتمل بر شرور طبیعی کمتری نسبت به جهان واقع باشد. پیش فرض اساسیِ این اشکال، اعتبارِ استنتاج «امکان» از «تصورپذیری» است که در فلسفه تحلیلی معاصر مورد تدقیق قرار گرفته است. به عنوان نمونه، دیوید چالمرز به صورت تفصیلی با بررسی انحای گوناگون تصورپذیری، این استنتاج را جز در شرایطی خاص نمی پذیرد. هدف این مقاله، بازخوانی دقیق تر تئودیسه قوانین طبیعی رایشنباخ با استفاده از نظریه چالمرز درباره استلزام تصورپذیری-امکان است. در نتیجه، با تضعیف اشکال تصورپذیری جهان بدون شر این تئودیسه تقویت گشته است.
۱۷۲۹.

تبیین پارادایمِ پژوهشی «حیات طیبه» با تأکید بر آرای علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۳۵
حیات طیبه احیا حیاتی حقیقى، جدید، بالا و والاتر از حیات عمومى است که آثار تکوینی به همراه دارد. این مفهوم قرآنی می تواند بر انگاره های پیشرفت، بهروزی و خوشبختی دلالت کند. این انگاره ها در دنیای مدرن امروز، سامان بخش ساحت های متنوّع فعالیّت فردی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی هستند. به کارگیری گسترده حیات طیبه با دلالت های مختلف، موجب آشفتگی مفهومی و سرگردانی پژوهشگران در کاربست اصولی آن می شود. پارادایم پژوهشی به مثابه یک رویکرد با ایجاد بستری برای درک ماهیت دانش و روش های تولید آن، به محققان کمک می کند تا مفروضات و باورهای اساسی که به پژوهش آنها شکل می دهد را شناسایی کنند. بر این اساس هدف اصلی این پژوهش، تبیین چیستی پارادایم پژوهشی حیات طیبه مبتنی بر آرای علامه طباطبایی از طریق روش تفسیر متن محور و جمع آوری داده اسنادی است. پارادایم پژوهشی حیات طیبه با توجه به چهار عنصرِ هستی شناسی، ارزش شناسی، معرفت شناسی و روش شناسی مبتنی بر آرای علامه طباطبایی پی ریزی شد و نمایان گشت که حیات طیبه در ساحت هستی شناسی از طریق سیر تدریجی در عوالم سه گانه (از ماده تا مثال و عقل) در قوس صعود محقق می شود. از منظر ارزش شناسی، ارزش نهایی این حیات در تحقق مقام خلیفه الهی نهفته است که با ایمان و عمل صالح و با درنظرگیری اصل تاروپودگی در حوزه روش شناسی به دست می آید. از نگاه معرفت شناسی نیز، درک و تحصیل این حیات، مشروط به سیر وجودی نفس و اعتباریات عملی است.
۱۷۳۰.

بررسی معضل اخلاقی هوش مصنوعی عاطفی شده از منظر مسئله فلسفی معنای زندگی با تأکید بر جایگاه روابط عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۲۳
این مقاله به بررسی معضل اخلاقی توسعه ی هوش مصنوعی عاطفی شده از منظر فلسفی معنای زندگی می پردازد. ابتدا با تکیه بر آرای تامس نیگل و سوزان ولف، تحلیل دقیقی از مسأله ی فلسفی معنای زندگی و نسبت آن با روابط عاطفی ارائه می شود. سپس با مرور ادبیات تخصصی اخلاق هوش مصنوعی، به ویژه در حوزه ی روابط انسان-ربات، چارچوبی برای تحلیل اخلاقی توسعه ی هوش مصنوعی عاطفی شده ترسیم می گردد. استدلال اصلی مقاله بر این پایه استوار است که روابط عاطفی، به ویژه عشق، یکی از منابع بنیادین معناداری زندگی انسان اند و ورود هوش مصنوعی عاطفی شده به این حوزه، با تضعیف این منبع و تهدید معناداری زندگی انسان همراه است. این استدلال با بهره گیری از رویکرد گسترش یافته ی اخلاق فناوری، بر این تأکید می ورزد که هوش مصنوعی به عنوان رقیبی برای محبت ورزیدن انسان ها در جامعه عمل می کند و از این طریق، دسترسی ما به محبت ورزیدن را محدود می سازد. در ادامه و پس از صورت بندی این استدلال، به انتقادهای احتمالی وارد بر آن پاسخ داده می شود. در نتیجه گیری، مقاله نشان می دهد که هوش مصنوعی عاطفی شده، از این نظر دارای ملاحظات اخلاقی جدی است که بدون مراعات آن ها، توسعه ی آن از منظر اخلاقی موجه نیست.
۱۷۳۱.

بررسی تأثیر معرفت شناختی نظریه «تسرّیِ عمل گروانه» بر استدلال تجربه دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۱۴
ریچارد سویین برن، فیلسوف معاصر انگلیسی، بر این باور است که تجربه های دینی می توانند شواهدی معتبر بر اثبات وجود خداوند باشند. وی در این زمینه، به طور خاص بر اصل «آسان باوری» تأکید می کند. بر اساس این اصل، اگر فردی تجربه ای از حضور خداوند داشته باشد، آن تجربه باید معتبر تلقی شود، مگر آنکه دلایلی متقن بر رد آن ارائه شود. افزون بر این، سویین برن از «اصل گواهی» نیز دفاع می کند. این اصل بیان می کند که گزارش های افراد درباره تجربه های دینی شان، معتبر هستند، مگر اینکه شواهدی قاطع مبنی بر بی اعتباری آن ها وجود داشته باشد. در مقابل، برخی منتقدان با استناد به نظریه «تسرّیِ عمل گروانه» استدلال می کنند که اصولی مانند آسان باوری و گواهی در مسائل حیاتی و شرایط خطیر قابل اعمال نیستند. از دیدگاه تسرّیِ عمل گروانه، هرچه موضوع مورد بحث مهم تر و پیامدهای عملی آن جدی تر باشد، ضرورت ارائه شواهد و دلایل قوی تر برای پذیرش آن افزایش می یابد. ازآنجاکه خداباوری مسئله ای بنیادین است که تأثیرات ژرف و گسترده ای بر زندگی فردی و اجتماعی انسان دارد، پذیرش آن باید مبتنی بر شواهدی فراتر از تجربه های شخصی یا گزارش های دیگران باشد. پس اصل آسان باوری و اصل گواهی برای واقعی دانستن تجربه های دینی کافی نیست. با این حال، نتایج این پژوهش روشن می سازد که نظریه تسرّیِ عمل گروانه نمی تواند بر کاربست اصول آسان باوری و گواهی برای تجربه دینی خدشه وارد کند. این به آن دلیل است که معرفت، به عنوان باور صادق موجه، تحت تأثیر ملاحظات عملی قرار نمی گیرد. بنابراین، تا زمانی که تجربه های دینی و گواهی های متواتر برای فاعل شناسا یقین آور باشند، کاربرد اصول آسان باوری و گواهی در حوزه مباحث مربوط به خداوند همچنان معقول و موجه خواهد بود.
۱۷۳۲.

بررسی استشهاد تفکیک گرایان به آیه 259 سوره بقره بر اثبات معاد بدن عنصری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۸
مسئله معاد، یکی از پایه های بنیادین جهان بینی اسلامی است. در مورد اقسام معاد و کیفیت آن، تفاسیر و نظریه های مختلفی وجود دارد. تفکیک گرایان ادعا می کند که آیات و روایات زیادی وجود دارد که هم «نص» و هم «ظاهر» است در این که معاد قرآنی بر معاد جسم عنصری دلالت می کند و مخالفین را به «تأویل گرایی بی ضابطه»، «عدم فهم ظواهر قرآن»، و «مخالف با نص قرآن» و سرانجام به «تکفیر» و «تفسیق» متهم می کنند. به دلیل حجم زیاد روایات و آیات مورد استناد، در این مقاله صرفاً به آیه 259 سوره بقره که به ماجرای عزیر یا ارمیای نبی (علیهما السلام) اشاره دارد، پرداخته ایم. پژوهش حاضر که به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقادی نگاشته شده است، می کوشد نشان بدهد که برداشت مذکور حاصل تحمیل پیش فرض های ذهنی تفکیک گرایان بر معنای آیه است. پرسش در این آیه و آیات بعد، از «کیفیت زنده شدن مردگان» و اینکه «قابل» چگونه زنده می شود نیست، بلکه پرسش این است که «فاعل» چگونه مردگان را «زنده می کند» و «کیفیت» این زنده کردن چگونه است. ادعای نویسنده آن است که آیه مذکور نه تنها ربطی به معاد (چه عنصری و چه مثالی) ندارد بلکه دالّ مرکزی آن در مورد حقیقت زمان و نسبت زمان به عوالم مختلف است و بیانگر این نکته است که درک محدود انسان از زمان به این خاطر است که همواره خود را در زمان یافته است، و این درک، با حقیقت زمان در نفس الأمر متفاوت است. در نهایت این برداشت حاصل شده است که استشهاد به ظاهر آیه، نه معاد عنصری مورد ادعای آنان را اثبات می کند، و نه معاد مثالی ملاصدرا را رد می نماید.
۱۷۳۳.

ضرورت زبان مشترک در فهم قرآن: رویکرد پراگماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۱۵
این پژوهش با روش تحلیلی-توصیفی و رویکرد عقل گرایی انتقادی، به بررسی ضرورت وجود زبان مشترک در فهم قرآن می پردازد. مسئله محوری آن است: اگر مخاطب آیات قرآنی همگان هستند، آیا وجود زبان واحد برای انتقال پیام الهی ضرورت ندارد؟ در پاسخ، نویسنده با تکیه بر رویکرد پراگماتیک و با اتکا به مبانی انسان شناختی قرآن که عقلانیت را ارزشی ذاتی برای انسان می داند (مانند تأکید بر «أُولُو الْأَلْبَاب» در آیات متعدد)، نظریه «ضرورت زبان مشترک در فهم قرآن» را طرح می کند. یافته ها نشان می دهد که اولاً، قرآن با خطاب قرار دادن عامه انسان ها به عنوان موجودات عاقل، وجود فهم مشترک را مفروض گرفته است؛ ثانیاً، این زبان مشترک، خود بستر لازم برای تحقق «سیالیت معنایی» در تطبیق آیات بر شرایط مختلف را فراهم می سازد. دستاورد نهایی پژوهش تأکید می کند که زبان دین به مثابه ابزار ارتباطی، تنها در سایه ایجاد فهم واحد و مشترک می تواند به هدف اصلی خود – یعنی انتقال پیام الهی به همه انسان ها – نائل گردد، بدون آن که به قالب های صلب تفسیری محدود شود.
۱۷۳۴.

دفاعیه ها و تئودیسه های ابن عربی در پاسخ به مسئله شر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۸۴
مسئله وقوع شر در نظام آفرینش از جمله مسائلی است که همواره ذهن متفکران جهان را به خود معطوف ساخته است. در فلسفه دین معاصر، از سه تقریر منطقی، قرینه ای و اگزیستانسی برای تبیین مسئله شر یاد می شود و پاسخ به این سه دسته تقریر از مسئله، به ترتیب در قالب دفاعیه، تئودیسه، و معنا-تسلابخشی صورت گرفته است. در این مقاله دیدگاه محیی الدین ابن عربی، نماینده عرفان نظری و مؤسس مکتب اکبری را که از مشرب خاص عرفانی خود، به مسئله شر پاسخ داده است مورد توجه قرار داده و پاسخ های او را در قالب دفاعیه ها و تئودیسه ها تقریر کرده ایم. پاسخ های ابن عربی به مسئله شر را به طورعمده در قالب دفاعیه هایی مانند موهومی بودن شر، عدمی بودن شر و نسبی بودن شر، و تئودیسه هایی نظیر تئودیسه جبران، تئودیسه اختیار، تئوریسه بهترین جهان ممکن، تئودیسه پرورش روح، و تئودیسه خلوص، تئودیسه فرآیند، تئودیسه چلیپایی می توان صورت بندی کرد.
۱۷۳۵.

خوانش مقدس از تکامل طبیعت: تحلیل نظریه تیار دشاردن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۹
رابطه بین تقدس طبیعت و مساله تکامل از چالش های مهم فلسفه دین معاصر محسوب می شود. برخی فیلسوفان معتقدند که تکامل می تواند بدون نیاز به خالق، فرایند حرکتی طبیعت را تبیین کند. اما تیار دشاردن، الهی دان یسوعی فرانسوی، با وجود پذیرش علم و نظریه تکامل، دیدگاهی ارائه می دهد که همزمان تقدس و هدفمندی طبیعت را نیز شامل می شود. او معتقد است که تکامل نه تنها یک فرایند بیولوژیکی، بلکه یک فرایند معنوی است که به سوی غایتی متعالی حرکت می کند و این غایت، حضور خدا را ضروری می سازد. در این مقاله به روش تحلیلی خوانش دشاردن از طبیعت متکامل مقدس مورد بررسی قرار می گیرد. دشاردن ابتدا از خوانش سنتی مسیحیت فاصله گرفته و سپس با ارائه یک بازتعریف از مسیحیت، رابطه آن با علم مدرن را تبیین می کند. او با معرفی مفهوم "نواسفر"، نهایت مسیر تکامل را به سوی یک آگاهی جهانی و مقدس ترسیم می کند. چارچوب نظری او تکامل را همزمان با حفظ تقدس و معنویت طبیعت پذیرفتنی می سازد.
۱۷۳۶.

منتظران و مسأله ها؛ در انتظارِ موعود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۸۴
وضعیتِ تاریخیِ انتظارِ مؤمنان برایِ آمدنِ موعود، عموماً بدونِ مسأله مفروض گرفته می شود. بدین معنا که وضعیتی درنظر گرفته می شود که آغازگاهِ آن، نسبتی با وضعیتِ دیگری ندارد. که خودِ این موضوع نیز به خاطرِ این است که وضعیتِ تاریخیِ انتظار، بدونِ نقش آفرینیِ منتظران موردِ بررسی قرار می گیرد. در این پژوهش امّا با درنظر گرفتنِ نوعِ نگاه منتظران در مواجههِ با وضعیت ها، هدفِ خود را در بازشناختِ وضعیت هایی ترسیم کردیم که در نسبتِ با آن ها، منتظران واردِ وضعیتِ انتظارِ موعود شدند. و کوشش کردیم به این پرسش پاسخ دهیم که منتظران برایِ حلّ چه مسأله هایی، منتظرِ موعود شدند. پاسخِ این پرسش را سعی کردیم با طرحِ «تشخّصِ انتظار با منتظران است و مسأله شدن اش هم، برایِ آن هاست» دریابیم. لذا با استفاده از منابعِ دینیِ مرتبط، به توصیفِ وضعیت ها از نگاهِ منتظران پرداختیم. و با بهره گیری از برخی منابعِ نظری، سعی کردیم طرحِ مذکور را پیاده سازیم. در نتیجه گیری هم نشان دادیم، انتظارِ موعود وضعیتی است که در لحظه تاریخیِ وعده ادیان، به وضعیتِ انتظارِ پیشینِ خود، پیوند خورد.
۱۷۳۷.

بررسی چالش معرفت شناختی استجابت دعا از منظر دیویسون و چوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۷
از جمله رویکردهای بررسی مفهوم دعا در الهیات، رویکرد معرفت شناختی دعا است که در آن امکان باور به استجابت دعا مورد تامل قرار گرفته است. از منظر برخی از فیلسوفان دین مانند دیویسون، اطمینان و یقین به استجابت دعا امکان پذیر نیست چرا که علل گوناگونی به جز دعای بندگان در وقوع یک پدیده ممکن است موثر باشد. علاوه بر این پوشیده بودن انگیزه خداوند از تحقق واقعه مورد نظر، احتمال وصول به این یقین را ضعیف تر می سازد. در مقابل برخی از الهیدانان مانند چوی وصول به این یقین را با توجه به شواهد مقارن با وقوع پدیده مورد نظر امکان پذیر می دانند. در نوشتار حاضر از رهگذر مطالعه تطبیقی دیدگاه دیویسون و چوی و بررسی دلایل هر کدام تلاش شده است تا تحلیلی از یقین مطلوب در ساحت الهیات دعا مطرح شود. استدلال از راه بهترین تبیین به واسطه شواهد موجود و نیز وجود برخی از شواهد و مویدات درون دینی به مثابه تضمین معرفتی استجابت دعا، می تواند فرضیه استجابت دعا به واسطه دعای بندگان را تقویت کند.
۱۷۳۸.

اختر الهیات: تحلیل نسبت حیات بیرون زمینی با برتری انسان در نظام آفرینش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۷
این پژوهش به بررسی این پرسش می پردازد که آیا پذیرش موجودات هوشمند غیرزمینی با باور به انسان به عنوان «اشرف مخلوقات» ناسازگار است؟ ابتدا نشان داده می شود که قرآن کریم در این باره تصریحی ندارد، اما گشودگی تفسیری آن امکان خوانش های متنوع فلسفی، عرفانی و کلامی را فراهم می کند. سپس با تکیه بر استدلال های فلسفی، از جمله نظریه صدور، کثرت مراتب وجود و اصل سنخیت علت و معلول، استدلال می شود که آفرینش جهان های متعدد و اشکال گوناگون حیات نه تنها ممکن، بلکه مقتضای نظام هستی است. از منظر عرفانی نیز با توجه به تجلی اسم «الحیّ» و دیگر اسماء الهی، حیات نمی تواند به انسان زمینی محدود باشد و باید در عوالم مختلف ظهور یابد. در ادامه، برخی آیات و روایات مربوط به کثرت عوالم و موجودات آگاه، به عنوان قرینه هایی بر امکان حیات فرازمینی بررسی می شوند. بخش دیگری از پژوهش به اختلاف دیدگاه ها درباره اشرف مخلوقات بودن انسان یا فرشتگان اختصاص دارد و نشان می دهد که برتری مطلق انسان مستند به نص قطعی نیست، بلکه بیشتر برداشتی فلسفی کلامی است. در نهایت نتیجه گرفته می شود که اگر موجودات فرازمینی دارای عقل، اراده و توانایی اخلاقی باشند، وجود آنان نه تنها با کرامت انسانی تعارضی ندارد، بلکه می تواند افق های تازه ای در الهیات اسلامی بگشاید.
۱۷۳۹.

جهان معنا به روایت ملاصدرا در پرتو دور وجود و شناخت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۸۰
در نگاه نخست به نظر می رسد جهان بیرونی فارغ از لایه های بطونی در ما پدیدار می شود و نظامی ثابت، اشیا و از جمله خود ما را احاطه کرده است. اما در فلسفه ملاصدرا می توان به روایت دیگری دست یافت، روایتی که اظهار می دارد حقایق عینی بیرون از ما، حقایقی تو در تو و از دو جهان موازیِ آدم و عالم است که در آن، بسته به اینکه نفس ناطقه در هر مرتبتی از وجود با لایه های متفاوتی از هستی گره خورده است. بدینواسطه شناحت معنای کامل عوالم آشکار و پنهان محل تردید است. لذا پرسش اساسی این جُستارعبارت از اینست که: چگونه در پرتو دور وجود و شناخت می توان به جهان معنا دست یافت؟ بنابراین با تحلیل حرکتِ دایره وارِ استعلاییِ وجود و شناخت، دستاوردهای این پژوهش به این قرار خواهد بود: یکم. اینکه در تکامل وجودی فهم بالاتری از هستی رقم خواهد خورد و دستیابی به فهم و شناخت بالاتر، مقدمات تحول وجودی را فراهم می کند؛ دوم. تحول وجودی در پرتو شناخت، و دستیابی به شناخت بالاتر در فراروی وجودی این امکان را برای آدمی فراهم می کند تا اولاً: هستی را در نماهای بیشتری رصد کند و ثانیاً: لایه های درونی تر وجود را عمیقاً فهم کند و ثالثاً: شرح و تفسیر نوین و عمیقی از هستی به دست آید و رابعاً: تفسیر نوین از هستی ما را به جهانی متفاوت از معنا و با هویتی مقدس رهنمون می کند.
۱۷۴۰.

تحلیل مصداق های شرور و نسبت آنها با خداوند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۲
مساله ناسازگاری واقعیت شرور و صفات خداوند در قالب قیاسی بیان شده است که صغرای آن «شروری در جهان وجود دارد» است. در این مقاله در نظر است تحلیل شود چه اموری را واقعا می توان شر نامید. نشان داده خواهد شد برخی تحلیلها همانند نسبی بودن شرور، فوائد شرور، عدمی بودن شرور بسیاری از مصداقهای شرور را زیر سوال می برد و در نتیجه امکان دارد هر چیزی را که شر می نامیم در نسبتهایش با کل عالم، دیگر شر به حساب نیاید. سپس نشان خواهیم داد که آنچه می توان واقعا مصداق شر نامید یا «ناملایمات» و یا «کمبودهایی» است که هر شخص (فارغ از نسبتش با کل عالم) با آن مواجه می شود. سپس استدلال خواهد شد که ناملایمات لازمه ذاتی عالمی است که تغییر ویژگی ذاتی آن است. کمبودها هم لازمه ذاتی این عالم مادی است که تکثر ویژگی ذاتی آن است. در نتیجه حذف «ناملایمات» و «کمبودها» از این جهان و برای هر فرد، مستلزم تناقض خواهد بود که نمی توان آن را به قدرت مطلق خداوند نسبت داد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان