مقاله حاضر در مقام پژوهشی مقایسه ای به بررسی کلامی-فلسفی دیدگاه اگزیستانسیالیسم و نهج البلاغه نسبت به موقعیت های استثنایی یا پیش آمدهای خاص زندگی انسان ها می پردازد. اگزیستانسیالیست ها از این پیش آمدها به موقعیت های مرزی تعبیر می کنند و آن را یکی از مبانی جنبش فکری خود می دانند و معتقدند که انسان به واسطه ی قرار گرفتن در این موقعیت ها، به شناخت راستین خود دست می یابد. نهج البلاغه از این موقعیت ها تحت عنوان آزمایش الاهی یاد می کند و آن ها را سنتی ثابت و لایتغیر از سوی خالق هستی می داند که منجر به شناساندن گوهر درون می شود. سرانجام این پژوهش بدان جا می انجامد که هردو اگزیستانسیالیسم و نهج البلاغه رخ دادن این گونه اوضاع و احوال را برای دست یابی به شناخت صحیح از خویشتن، امری ضروری می دانند. از دیگر مشترکات این دو نگرش آن است که بروز این اتفاقات را همگانی و گریزناپذیر درنظر می گیرند؛ اما نهج البلاغه که دربرگیرنده حکمت اسلامی است، بیش از اگزیستانسیالیسم، شمه ای توحیدی و غایتمند برای این موقعیت ها و شناخت حاصل از آن ها قایل است که در نهایت به تکامل دنیوی و اخروی انسان می انجامد.
با توجه به واقعیت پدیده نامطلوب وضع حدیث در تاریخ اسلام و آثار سوء و مخرب آن بر فکر و عمل مومنین که به نوعی هزینه دین و ایمان مردم به پای منافع مادی یا غیر مادی فردی یا گروهی نوشته می شود، هر یک از فرق اسلامی از دیرباز سعی کرده خود را از آن مبرا بداند و دیگران را بدان متهم سازد. متاسفانه در این میان از سوی برخی از فرق مسلمان، شیعیان بیشتر در مظان اتهام قرار گرفته اند. در این مقاله سعی شده تا با مراجعه به منابع معتبر و پیگیری ادله و شواهد موجود، آشکار گردد: آیا برای وضع حدیث آغازگرانی وجود دارد؟ و اگر وجود دارد، این افراد چه کسانی می باشند. ماحصل آن است که نمی توان به آسانی از آغازگرانی خاص برای وضع حدیث در تاریخ اسلام سخن گفت، هر چند می توان گروه هایی را در دامن زدن و تشدید آن بر شمرد که به طور قطع، میان آنها شیعیان برخلاف نظر برخی از دانشمندان اهل سنت، حضور ندارند.
درصد قابل توجهی از روایات معصومان(ع) در تبیین و توضیح واژگان وارد شده است. با بررسی این روایات روشن می¬شود که توضیحات معصومان از واژگان، چه واژگان قرآن یا واژه¬های دیگر روایات، از یک نوع نبوده، بلکه از تنوع خاصی برخوردار است. پاره¬ای از توضیحات از سنخ معناشناسی لغوی، پاره¬ای از مقوله تبیین و تفسیر، در مواردی نیز از نوع بیان تأویلی و گونه¬های دیگر است. این مقاله درصدد شناسایی گونه¬های مختلف تبیین واژگان در روایات معصومان و در کنار آن، توجه به توسعه معانی کلمات در این روایات است.
نگاهی به مدارس حدیثی نشان می دهد که تاثیرگذاران این مدارس، همگی اهل آن شهر نبودند و معمولاً، بزرگان و محدثان، در چند مدرسه حضور داشتند و به تعلیم و تعلم پرداختند. آنچه مسلم است اینکه علمای اسلام از عصر صحابه به رحله های حدیثی اهتمامی ویژه داشتند و در این مسیر سختی های بسیاری را برخود هموار نمودند. ما در اکثر بلاد اسلام شاهد تاثیر جدی مسافران هستیم. پس از حرمین (مکه و مدینه) که بدلیل مرکزیت دینی و اجتماع مسلمین، مورد توجه مسافران حدیث بوده است، عراقَین نقش ویژه ای در این مقوله داشته و محدثان دیگر بلاد را به خود جلب کرده و در غنای یکدیگر تاثیر فراوانی داشته است.
تخریج یعنی خارج کردن متن ها، موضوعات، محتواها و طرق متعدد حدیث از مصادر آن. این موضوع، ابتدا زیرمجموعه قواعد الحدیث یا درایةالحدیث بوده و اکنون، دانشی مستقل به حساب می آید. کاربرد تخریج، آسیب شناسی و اعتباریابی حدیث است. اهل سنّت در روشمندسازی و به کارگیری این دانش فعالیت های فراوانی داشته اند که شناخت آن برای تولید دانش تخریج شیعی ضروری است. یکی از حوزه های تلاش اهل سنّت در دانش تخریج، نگارش منابع نظری متعدّد است. بر این اساس، پژوهشی جامع جهت شناسایی منابع نظری این دانش ضروری است. هدف این پژوهش، تبیین معنای تخریج و معرفی تحلیلی مهم ترین کتاب های تألیف شده در مباحث نظری دانش تخریج است. فایده آن، علاوه بر تبیین جایگاه این دانش، ارائه سرنخ های پژوهشی برای انجام تحقیقات شیعی است. بخش اول این مقاله به واژه پژوهی تخریج پرداخته است و در بخش دوم با بررسی متن و مقدمه کتاب ها، برای نخستین بار، معرفی جامع، تحلیلی و مقایسه ای از مهم ترین منابع نظری تخریج ارائه می گردد.
مجموع معارف اسلامی ما اعم از عقاید، احکام و اخلاق از طریق دو منبع کتاب و سنت دریافت میشود. در اتقان و مصونیت قرآن از تحریف و کذب ود ریافت آن به صورت متواتر و قطعی، بین فریقین اتفاق نظر وجود دارد. اندکی از علماء عامه و خاصه در این موضوع تشکیک نموده اند که در جای خود نقد و بررسی شده است، امّا سنت علیرغم اهتمام اصحاب به حفظ و نگهداری آن از چنین پشتوانه ای برخوردار نیست، حرکت دروغپردازی در حدیث از زمان رسول خدا به صورت کمرنگ آغاز شد پس از حیات ایشان به ویژه در زمان امویان، گسترش یافت، صدها سخن مجعول به انگیزه سیاسی مانند خلافت و حکومت، انگیزه فرهنگی و دینی مانند پیدایش فرقه های کلامی و فقهی، غلو و تندروی، اسرائیلیات، انگیزه مالی و دنیوی چون تقربه به سلاطین، تعصبات قومی و قبیله ای، مصالح شخصی و فروش اجناس و کالا، و انگیزه خیرخواهی جاهلانه مانند ترغیب به قرائت قرآن، مستحبات و اذکار و حسن ظن به صحابه به منابع روایی ما راه یافت، مقاله حاضر به ارائه گزارش اجمالی از عمده ترین انگیزه ها و دواعی مزبور و نقد آن می پردازد.