این مقاله به شرح و تفسیر خطبه 102 نهجالبلاغه میپردازد. در شماره پیشین، استاد به بیان و شرح اوصاف بندگان شایسته خدا از منظر نهجالبلاغه پرداختند. در این شماره به شرح اوصاف بدترین بندگان خدای متعال از منظر امیرمؤمنان میپردازد. انسانهای محروم از الطاف، توجه، عنایت و کمک الهی، گرفتار گمراهی و انحراف از حق هستند.
کسانی که خدای متعال آنان را به خود وانهد، راهنمای مطمئنی نخواهند داشت، شیطان نیز با وسوسههای خویش آنان را از طریق سعادت دور میسازد و با عمل به فکر و رأی خویش، گمراه میشوند. از اینرو، هر انسان مؤمنی برای طی طریق حق باید معارف ناب دینی و اسلامی را از منابع اصیل دینی و عالمان دینی برگیرد.
یکی از آفت ها و آسیب هایی که در عرصه زندگی مشترک ، برای زن و مرد بروز می کند و بنیان خانواده را با بحران هایی جدی رو به رو می سازد، پدیده "" نشوز"" است. در آیات 34 و 128 سوره مبارکه نساء، ضمن اشاره به این آفت اجتماعی، چگونگی درمان یا رویارویی با آن به تناسب جایگاه و نقشی که هر یک از زن و مرد در فرایند ازدواج دارند، مطرح گردیده است. تفاوت شیوه برخورد با نشوز زن و مرد در آیات یاد شده از جمله مسایل بحث برانگیز و جنجالی است که امروزه مورد نقد یا دست کم پرسش قرار گرفته است. این نوشتار، با هدف پاسخ به این گونه نقدها، ضمن اشاره به مطالبی دربار ه چیستی، عوامل، پیامدها و جایگاه نشوز، اساس برخی کاستی ها در تفسیرهای صورت گرفته از نشوز را در عدم مرز بندی میان مفهوم و مصداقِ نشوز دیده است، و بر این نکته تأکید دارد که نشوز زن و مرد یک مصداق دارد و تفاوت شیوه برخورد با نشوز زن و مرد با ویژگی های زیستی آن دو در ارتباط است. به علاوه با اشاره به دو نوع نگاه در تحلیل مقوله نشوز از سوی عالمان، تلاش خود را بر بیرون کشیدن قرائن و شواهد نگاره دوم از خاطره فرهنگ قرآنی و روایی متمرکز ساخته است.
موقعیت های گوناگون در زندگی انسان، به صورت بالفعل آدمی را در شرایط یادگیری قرار می دهد. از جمله مبانی تربیت انسان، تأثیر پذیری او از این شرایط است. هدف از این تحقیق تبیین موقعیت های تربیتی نهفته در جهاد و چگونگی استفاده از آن است. این پ ژوهش از نوع تحقیقات کیفی است و با استفاده از روش «تحلیلی استنباطی» انجام گرفته است. بر اساس شیوة مبارزه در جهاد، چهار موقعیت «هجوم، دفاع، هجرت و تقیه» وجود دارد. در موقعیت «دفاع»، انسان در شرایط از پیش تعیین شده قرار می گیرد؛ در «هجوم»، موقعیت ساخته می شود. در «هجرت» باید میدان را ترک کرد، و در «تقیه» باید در میدان ماند و سکوت آگاهانه اختیار کرد. هر یک از این موقعیت ها، زمینة تقویت ویژگی های گوناگونی در انسان می شود و در مجموع، انسان جهادی و مبارز تربیت می شود که متناسب با ابعاد فردی و جمعی جهاد، شاخصه های اخلاقی و اجتماعی توحید و توکل، سختی پذیری، صبر و استقامت، مهر و قهر، اطاعت پذیری، ظلم ستیزی و وظیفه شناسی را کسب خواهد کرد.
در حالی که جهان حاضر، روزبه روز درهم تنیده تر می گردد و فرهنگ های چندگانه شکل می گیرد، سیاست های چندفرهنگ گرایی به عنوان راه حلی برای مسائل تنوع فرهنگی، قومی و مذهبی مورد توجه جدی تر قرار گرفته است و تغییراتی را در سیاست های تعلیم و تربیت ایجاد نموده است. به عبارت دیگر، وضعیت چندفرهنگ گرایی حاضر، سیاست های تعلیم و تربیتی خاص خود را می طلبد. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی بر این است که از یک سو، وضعیت چندفرهنگ گرایی زمینه را برای رونق تعلیم و تربیت ارزش های اسلامی فراهم آورده است و از سوی دیگر، ارزش های اسلامی قابلیت سازگاری با چنین وضعیتی را دارا هستند. این مقاله پس از توصیف وضعیت چندفرهنگی، رابطه آن را با تعلیم و تربیت ارزش های اسلامی بررسی و در نهایت ظرفیت های سنت اسلامی برای مواجهه با چنین وضعیتی و عرضه ارزش های اسلامی، به ویژه تعلیم و تربیت ارزش ها را آشکار می نماید.
چکیده: در جامعه معاصر، فرایند تربیت دینی نیز باید همگام و متناسب با تغییرات روز پیش رود تا بتواند جوابگوی نیاز مخاطبان خود باشد. این امر، بازنگری، تجدیدنظر و نوآوری در شیوه ها و روش های تربیت دینی را ضروری می نماید. هدف از تدوین این مقاله، بررسی دلایلی است که وجود نوآوری در روش های تربیت دینی را ثابت می کند. روش پژوهش در قالب مطالعه موردی با استناد به منابع روایی و علمی است و تلاش شده تا با استفاده از این منابع، ضرورت نوآوری در تربیت دینی از منظر مبانی دینی، فلسفی و علمی مورد بررسی قرار بگیرد. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که نوآوری در تربیت دینی به لحاظ دینی، فلسفی و علمی مورد تأکید است و بر اساس این مبانی، لازم است که به بحث نوآوری در تربیت دینی بیشتر توجه شود.
هدف این نوشتارتبیین مناسبات دنیا و آخرت و تعیین دلالت های تربیتیآن است.
این رویکرد می تواند نگریستن به رابطه دنیا و آخرت و تنظیم عملکرد و رفتارهای فردی و اجتماعی درجهت حیات طیبه را نحت تاثیر قرار دهد.
برای تبیین چگونگی نسبت دنیا و آخرت ، ماهیت این دو، مورد بررسی قرار گرفت و آشکارگردیدکه دنیا و آخرت از یکدیگر قابل تفکیک و تجزیه نیستند . جدا انگاری زمانی به وجود می آید که ماهیت اصلی حیات دنیوی و اخروی شناخته نشود .
برای تبیین چگونگی حرکت دردنیا و نایل شدن به حیات طیبه نیز با توجه به تجزیه و تحلیل سؤال نخست، اصولی معین شد . نگرش صحیح به دنیا ، باور به برتری آخرت بر دنیا، نیرومندسازی اراده، تقویت حس کرامت و محاسبه خود اهم اصول مورد نظر است .
برای استنتاج دلالت های تربیتی از روش توصیفی، تحلیلی استفاده شد و بوسیله استدلال عقلی دلالت هایی تعیین گردید. چند هدف تربیتی از قبیل: شناساندن ماهیت دنیا به افراد، توانایی عمران و آباد کردن دنیا، آگاه شدن از رابطه حقیقی دنیا وآخرت، تقویت روحیه صبر و پایداری و یادگیری سبک زندگی اهم هدف های تربیتی را تشکیل می دهد . درپایان مقاله نیز پیشنهاد های کاربردی ارائه شده است.